به گزارش ایسنا، در روزهای اخیر، پهنه آبی و هوایی جنوب ایران و به تبع آن کل منطقه غرب آسیا، شاهد یکی از بیواسطهترین و تندترین تقابلهای نظامی میان تهران و واشنگتن پس از امضای تفاهمنامه پایان جنگ است.
ریشه این رویارویی جدید را باید در نقض عهد آشکار ایالات متحده در قبال بند 5 یادداشت تفاهمنام پایان جنگ جستوجو کرد؛ جایی که واشنگتن تلاش کرد با طراحی مسیرهای موازی و فعالسازی یکجانبه «کریدور جنوبی»، مدیریت قانونی و حاکمیتی ایران بر تنگه هرمز را به واسطه عمان و با فشار کشورهای منطقه به ویژه قطر دور بزند. فراتر از آن، تنشها با اعلام رسمی و خشمگینانه و دو پهلوی پایان آتشبس از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در روزهای ۸ و ۱۰ ژوئیه وارد فازی جدید شد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه و سخنگوی تیم مذاکرهکننده ایران، در نشست خبری روز دوشنبه هفته جاری با اشاره به بنبست دیپلماتیک با آمریکا بر سر اجرای تفاهمنامه، صراحتاً اعلام کرد، تردیدی نیست که تفاهمنامه به فاز «بحرانی» وارد شده است.
وی تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه در نقض تعهدات خود پیشقدم نبوده و همواره با حسننیت و جدیت به تعهداتش پایبند بوده است.
بقایی طرفی که مستمراً مرتکب نقض در چارچوب این تفاهم شده را آمریکا معرفی کرد.
به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه، آمریکاییها آنقدر در پیمانشکنی کمصبر بودند که حتی اجازه ندادند بازه زمانی یکماهه پیشبینیشده در بند ۵ یادداشت تفاهم (درباره تعهدات ایران در تنگه هرمز) سپری شود و از همان روزهای نخست به دبه کردن روی آورده و اجزای مختلف یادداشت تفاهم ۱۴ بندی را مثله کردند.
وی با تاکید بر دکترین «تعهد در برابر تعهد» یادآور شد که در ادامه مسیر مادامی که طرف مقابل تعهدات خود را نقض کند، ایران هم از اجرای تعهدات خود خودداری خواهد کرد. بقایی گفت: ما در دفاع از خودمان تردید نمیکنیم و هر بخشی از هر کشوری برای تعرض به ایران مورد استفاده قرار بگیرد، قاعدتاً مشمول اقدامات دفاعی ایران خواهد بود.
بعد از سفر وزیر خارجه آمریکا به منطقه، همزمان که ایران خود را آماده برگزاری مراسم تشییع بزرگ رهبری شهید میکرد و ترانزیت در تنگه هرمز نیز در چارچوب تفاهم مشترک به آرامی در حال انجام بود، به یکباره مسیر جنوبی که تا قبل از جنگ مورد توجه چندانی نبود تحت مدیریت دولت عمان شاهد تردد قابل توجه کشتیها شد. این به نظر میآید کشورهای منطقه و آمریکا سعی کردند از مشغول بودن ایران در مراسم تشییع سوءاستفاده کرده و به نوعی تفاهم و موضوع مدیریت ایران بر تنگه هرمز را دور بزنند که البته با واکنش سریع و محکم ایران در روزهای پایانی مراسم تشییع مواجه شد.
بسیاری حتی در ایران نسبت به اقدام ایران در واکنش نشان دادن به این رویکرد طرف عمانی و قطری و آمریکایی در میانه مراسم تشییع انتقاد کردند اما خیلی زود مشخص شد که صحنه بیش از تصور برای دور زدن تفاهم و دبه کردن طرف مقابل چیده شده است.
با واکنش و پاسخ ایران در هفته گذشته به حرکت کشتیها از میسر جنوبی تنگه هرمز، سنتکام به زیرساختهای ساحل جنوبی ایران حمله کرد؛ حملاتی که به طور متقابل تا همین امروز میان ایران و آمریکا ادامه دارد.
برخلاف برخی گزارشها و اظهارنظرها مبنی بر تضعیف توان نظامی و دفاعی و موشکی ایران، اما کالبدشکافی دقیق و فنی جغرافیای پاسخهای موشکی و پدافندی ایران، بر اساس تصاویر ماهوارهای ارائهشده و مستندات میدانی، روایتی کاملاً متفاوت را به تصویر میکشد؛ روایتی که نشان میدهد تهران نه تنها در موضع انفعال به لحاظ کمی و کیفی نیست، بلکه با طراحی یک عملیات چندمرحلهای، ترکیبی و نقطهزن، مستقیماً شریانهای حیاتی، آفندی و لجستیکی آمریکا در کشورهای منطقه را فلج کرده است و جالبتر اینکه هر چه می گذرد دقت موشکهای ایران بیشتر و بیشتر میشود.
در همین راستا، پس از شدت گرفتن تنشها از تاریخ 8 ژوئیه و هدف قرار گرفته شدن چندین شناور در جنوب تنگه هرمز در پی نادیده گرفته شدن هشدار نیروهای مسلح ایران، روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیههای خود اعلام کرد که در پاسخ به نقض مکرر آتشبس و حملات تجاوزکارانه ارتش آمریکا، مبادی شلیک، مراکز پشتیبانی، فرماندهی و زیرساختهای عملیاتی سنتکام را در چندین کشور منطقه آماج موشکهای بالستیک خود قرار داده است. در این عملیاتهای هماهنگ، ترکیبی از موشکهای سوخت جامد و مایعِ نقطهزن از جمله «قدر»، «عماد»، «خیبرشکن»، «فاتح ۱۱۰» و «ذوالفقار» و نیز پهپادهای ایرانی به کار گرفته شدند تا پیام روشنی از توان بازدارندگی فعال ایران به نمایش گذاشته شود.
کور کردن اشراف اطلاعاتی سنتکام در گام نخست
در همان ساعات اولیه تشدید تنشها، نیروهای مسلح ایران با انهدام یک فروند پهپاد پیشرفته و گرانقیمت MQ-9 Reaper آمریکایی و انتشار تصاویر لاشه سوزان آن بر روی زمین، توانستند به چیزی فراتر از یک موفقیت تاکتیکی دست پیدا کنند. با وجود ادعاهای مکرر ترامپ درباره «نابودی همه پدافندهای هوایی ایران» انهدام سریع یک فروند پهپاد پیشرفته آمریکایی حامل پیام هشداری صریح به اتاق فرماندهی سنتکام بود. این اقدام در همان ابتدای نبرد، چتر شناسایی و اشراف اطلاعاتی لحظهای دشمن را با اخلال مواجه کرد و به طراحان نظامی آمریکا فهماند که برخلاف تصور آنها، حریم هوایی ایران فضای امنی برای پرندههای تهاجمی و جاسوسی شان نیست.
شکستن حریم امنیتی اردن؛ از باند پرواز تا آشیانههای نوساز
اردن که همواره به عنوان یکی از پایگاههای ترانزیتی و ضربهگیر ایالات متحده عمل کرده، در این دور از حملات آمریکا، سهم ویژهای از پاسخهای موشکی ایران دریافت کرد. تصاویر ماهوارهای ثبتشده از پایگاه هوایی «شاهزاده حسن» (Prince Hassan Airbase)، دو اصابت بسیار سنگین و استراتژیک را فاش کردند؛ اصابت اول مستقیماً باند اصلی پرواز (Runway) را هدف قرار داد تا امکان برخاستن و نشستن جنگندهها را سلب کند، و اصابت دوم قلب تپنده پایگاه یعنی تاسیسات فرماندهی و کنترل (Command & Control) و مخازن سوخت و مهمات را ویران ساخت.
ویدئو زیر از هدف قرار گرفته شدن پایگاه هوایی شاهزاده حسن در همان ساعات اولیه درگیری در 8 ژوئیه را نشان میدهد.
این ضربات کاری در کنار هدف قرار گرفتن آشیانهها و زیرساختهای جدید پایگاه هوایی «موفقالسلطی» اردن معنای بیشتری پیدا میکند. تصاویر ماهوارهای در بازه ۵ تا ۱۰ ژوئیه نشان دادند موشکهای بالستیک ایران دقیقاً سازههایی را منهدم کردهاند که ارتش آمریکا تنها ۹ روز پیش از حمله، برای توسعه توان لجستیکی خود احداث کرده بود. این تقارن زمانی نشان داد که سرعت اشراف اطلاعاتی و پاسخ موشکی ایران، از فرآیند ساختوسازهای جدید آمریکا جلوتر است.
العدید قطر؛ رخنه به دژ نفوذناپذیر هوایی آمریکا
پایگاه هوایی «العدید» در قطر به عنوان بزرگترین و مجهزترین مقر هوایی ارتش آمریکا در منطقه شناخته میشود که بهطور طبیعی باید تحت سنگینترین چترهای پدافندی باشد. با این حال، شلیک موشکهای بالستیک ایران از این دژ آهنین نیز عبور کرد.
با وجود ادعای نیروهای مسلح قطر درباره «موفقیت صددرصدی آنها» در «دفع» موشکهای ایران، تصاویر ماهوارهای با وضوح پایین در ابتدا تنها دو برخورد را ثبت کرده بودند، اما بررسی دقیقتر تصاویر ارتقاء یافته (Enhanced) فراتر رفت و ثبت مجموعاً ۳ اصابت دقیق را تایید کرد. یکی از این ضربات استراتژیک به صورت کاملاً مستقیم سقف یکی از آشیانههای اصلی هواپیماهای جنگی (Main Aircraft Hangar) را شکافت و آن را تخریب کرد.


کویت؛ خنثیسازی همزمان بازوهای آفندی و پدافندی
پاسخهای موشکی ایران در خاک کویت در روزهای اخیر با رویکردی کاملاً غافلگیرکننده، سامانههای پدافندی و تجهیزات موشکی ارتش آمریکا را فلج کرد. در این عملیات، مخازن سوخت و سامانههای پدافند هوایی پاتریوت در پایگاه هوایی «علیالسالم» به همراه یک ایستگاه رادار استراتژیک FPS در پایگاه هوایی «احمد الجابر» هدف قرار گرفته و به طور کامل منهدم شدند.
همزمان با این ضربات پدافندی، گمانهزنیها از هدف قرار گرفته شدن بازوی تهاجمی سنتکام نیز حکایت میکند. در همین راستا منابع کویتی ادعا کردند ۳ فروند موشک بالستیک ایران مستقیماً به محل استقرار سامانههای موشکی زمینبهزمین پیشرفته ATACMS اصابت کرد که منجر به انفجارهای مهیب و آتشسوزی بسیار گستردهای در منطقه شد. از طرفی براساس بیانیه منتشر شده از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، واحدهای موشکی سپاه همچنین با حمله به مواضع نیروی زمینی ارتش آمریکا، دو پرتابگر راکتانداز مدرن HIMARS و انبارهای مهمات مربوط به آن را پیش از هرگونه اقدام آفندی منهدم کردند.

بحرین؛ خاکستر شدن ستاد فرماندهی ناوگان پنجم
بحرین به عنوان میزبان اصلی نیروی دریایی آمریکا، در روزهای ۱۲ و ۱۳ ژوئیه سنگینترین ضربات متوالی را متحمل شد. در گام نخست، حمله موشکی به پایگاه هوایی «شیخ عیسی» منجر به نابودی آشیانه هواپیماهای شناسایی الکترونیکی پیشرفته P-8 Poseidon، مراکز تعمیر و نگهداری بالگردها و مرکز کنترل پهپادهای آمریکا شد.
در ادامه این حملات، تصاویر مستند و ویدیوهای محلی برخاستن ستونهای غلیظ دود سیاه از منامه را به تصویر کشیدند که ناشی از هدف قرار گرفتن قلب فرماندهی دریایی آمریکا بود. تصاویر ماهوارهای تایید کردند که یکی از انبارهای لجستیکی بزرگ در ستاد فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در مختصات جغرافیایی دقیق 26°12′29.29″N, 50°37′13.22″E به طور مستقیم هدف اصابت موشکهای ایرانی قرار گرفته است.
در موج بعدی این حملات در روز ۱۳ ژوئیه، آشیانه بزرگ پهپادهای MQ-9 این پایگاه نیز به طور کامل در هم کوبیده شد تا شریان هدایت عملیات دریایی و هوایی سنتکام در این بخش به کلی مختل شود.

بندر دقم عمان؛ پایان استراتژی «استثناگرایی» همسایگان
شوکهکنندهترین بخش این عملیات چندمرحلهای برای فرماندهان آمریکایی، اصابت موشکهای بالستیک ایران به بندر استراتژیک «دُقم» در عمان بود. بندر دقم خارج از تنگه هرمز و در ساحل دریای عرب قرار دارد و ارتش آمریکا طبق توافق سال ۲۰۱۹ با مسقط، این بندر را به عنوان یک راه تنفس لجستیکی حیاتی فعال کرده بود تا بدون نیاز به ورود ناوهای هواپیمابر و شناورهای بزرگ خود به آبهای خلیجفارس، خدمات سوخترسانی، پهلوگیری و تعمیرات را در حاشیه امن انجام دهد.
اگرچه عمان به واسطه روابط سنتی و محترمانه خود با ایران، در جنگ اخیر از دایره پاسخهای نظامی مستثنی بود، اما فعالسازی عملیاتی این بندر علیه مواضع ایران توسط آمریکا و بهم زدن تعامل و همراهی در مدیریت تنگه هرمز، قواعد بازی را تغییر داد.
بیانیه سپاه پاسداران با اعلام کوبیدن اسکلههای سوخترسانی و مراکز پشتیبانی دقم، این دکترین دفاعی جدیدی را به مسقط را اعلام کرد که هر نقطهای از خاک همسایگان که به مبدأ یا پشتیبان تهاجم علیه ایران تبدیل شود، دیگر هیچ استثنا و مصونیتی در پاسخهای موشکی ایران نخواهد داشت.
در حملات اخیر آمریکا به ایران اما برخلاف دوره 40 روزه جنگ، امارات و عربستان ساکت بودند. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران نیز در نشست خبری خود در هفته جاری در پاسخ به پرسش خبرنگاری که شائبه استثنا شدن برخی کشورهای منطقه (مانند عربستان و امارات) را از حملات متقابل مطرح کرده بود، با ظرافت و قاطعیت مرز میان جنگطلبی و دفاع مشروع را تبیین کرد و گفت: ما به هیچ کشوری در منطقه حمله نکرده و نمیکنیم؛ بلکه ضربات دفاعی ایران صرفاً علیه پایگاهها، امکانات و مواضعی بوده که توسط آمریکا برای تعرض و حمله به ایران طی روزهای اخیر استفاده شده است.
وی با اشاره به اینکه ایران در دفاع از امنیت ملی خود هرگز تردید نخواهد کرد، افزود: ما بارها از کشورهای منطقه خواستهایم که بر اساس تعهداتشان در چارچوب حقوق بینالملل، اجازه ندهند که آمریکا از خاکشان علیه منافع ما استفاده کند.
این موضع رسمی، دقیقاً انطباق حقوقی و دیپلماتیک دکترین «پاسخ به مبدأ تهدید» را که در دقم عمان و سایر پایگاهها اجرا شد، تایید میکند.
موازنه در میدان چگونه تغییر کرد؟
بررسی همهجانبه تسلیحات بهکار رفته از سوی سپاه پاسداران در عملیات تلافیجویانه اخیر نشان میدهد که ایران بر خلاف تبلیغات رسانههای غربی، یک سناریوی نظامی کاملاً مهندسیشده را پیاده کرده است. هدف تهران، نه شلیکهای کور، بلکه از کار انداختن دقیق نقاط کلیدی فرماندهی، پدافندی، راداری و سوخترسانی دشمن بود. این در حالی بود که همزمان در دریا نیز به اعمال قانون کشتیهای متخلف ادامه میداد.
از بعد سیاسی، دونالد ترامپ که پیشتر در بند ۵ یادداشت تفاهم، مدیریت تنگه هرمز را به ایران واگذار کرده بود، اکنون تحت فشار شدید رقبای دموکرات و منتقدان داخلی بابت شدت گرفتن مجدد درگیریها در منطقه قراردارد. او تلاش کرد با خاموش کردن ردیاب کشتیها و فعالسازی کریدورهای موازی در ساحل جنوبی، برای خود دستاورد انتخاباتی بسازد و حتی در اظهاراتی مدعی تغییر نام تنگه هرمز به «تنگه ترامپ» شد. ترامپ در حالی ایرانیها را در اجرای تفاهم مشعشع جلوه داد که تصور میکرد برگزاری مراسم تشییع آنها را از اعمال حق حاکمیتیشان در تنگه هرمز غافل میکند!
اعلام بسته شدن تنگه هرمز از سوی نیروی دریایی سپاه و به موازات آن، آتشبار دقیق در جغرافیای پنج کشور حاشیه خلیج فارس ثابت کرد که کلید امنیت و ناوبری منطقه منحصراً در دست ایران است.
انتهای پیام









