در بخشی از این کتاب میخوانیم: «دقایقی میشد که زاگرس تنهایشان گذاشته بود. نمیتوانست جلوتر بیاید. دیگر آنها بودند و یک دشت صاف که بعضی وقتها تپه ماهوری میشد و جایی برای پنهان شدن نداشت. معمولا از اینجا به بعد امواج رادارهای عراقی تن جنگندهها را نوازش میکرد. لمس ناخوشایندی که کیلومترها آن سوتر به چند نقطه نورانی متحرک بر روی اسکوپ یک رادار جستوجوگر تبدیل میشد و این به معنای نمایان شدن تعداد، سمت جهت، سرعت و ارتفاع آنها بود. علی تا جایی که میتوانست سریع و چسبیده به زمین میرفت و سعی میکرد دسته پروازی را پایین نگه دارد. مثل یک دسته ماهی که کف اقیانوس شنا میکنند. بال چپ هواپیما را چند درجهای سمت زمین کج کرده بود تا بتواند از پهلو وضعیت ارتفاع پرواز و زمین را بهتر بررسی کند. این گونه که علی میرفت، دشمن اول آنها زمین بود و بعد عراقیها.»
«یک انگشت و نصفی»؛ نوشته بهمن اسمعیلی با ویراستاری فرشید فرامرز و دلدار نسبی طهرانی در ۸۰ صفحه و با شمارگان ۲۸۰ نسخه و بهای ۱۲۵هزارتومان توسط انتشارات سرو موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس منتشر شده است.