به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: تحلیل بسامد واژگان رهبر شهید انقلاب اسلامی در ۴۷ سال گذشته، یک تصویر شفاف از معماری ذهن ایشان ترسیم میکند. تصویری که در آن، «مردم» در صدر مینشیند، «اسلام» روح آن است، «آمریکا» نقطه مقابلش و «مقاومت» مسیرش. این ۱۵ واژه یا عبارت که بیشترین تکرار را در بیان و گفتمان ایشان داشتهاند، نه یک فهرست لغت، که یک «منشور حکمرانی» است. منشوری که رمز ماندگاری ایشان را در دل تاریخ ایران فاش میکند.
اولین و پربسامدترین واژه، «مردم» یا «ملت ایران» است. این تقدم، تصادفی نیست. در ادبیات سیاسی جهان، رهبران معمولا از «دولت»، «قانون» یا «امنیت» آغاز میکنند. اما رهبر شهید، از «مردم» آغاز میکرد. این یعنی مشروعیت از نگاه ایشان، نه در ساختارهای انتزاعی، که در «انسان ایرانی» ریشه داشت. بیدلیل نیست که ایشان را «ایرانیترین ایرانی» میخوانند. ایشان با همین واژه، بین خود و نسلهای مختلف ایران پل زدند. از دهه ۶۰ تا ۱۴۰۰، مخاطب همیشگیشان «ملت» بود و این ملت، در تشییع 43 میلیونی، پاسخ این اعتماد را با اشک و قدمهای استوار داد.
اما این «ملت» در چه بستری معنا مییافت؟ پاسخ، دومین و سومین واژههای پرتکرار است: «انقلاب اسلامی» و «اسلام». این سهگانه طلایی (مردم، انقلاب، اسلام) نشان میدهد که در دستگاه فکری ایشان، «ملت» بدون «انقلاب» هویت سیاسی ندارد و «انقلاب» بدون «اسلام» روح و جهت. این یک «مدل سهبعدی» از حاکمیت است، بعد ملی، بعد سیاسی و بعد الهی. ایشان با تکرار این سهگانه، پیوسته یک پیام را به حافظه تاریخی ایرانیان مخابره میکردند: «ما یک امت برخاسته از دل یک انقلاب دینی هستیم» و این یعنی «جمهوری اسلامی» (واژه چهارم)، تجسم همان سهگانه است.
در برابر این «خود» آرمانی، یک «دیگری» نیز تعریف میشد. واژههای پنجم تا هفتم: «دشمن»، «آمریکا» و «استکبار». جالب اینجاست که «دشمن» یک مفهوم عام است، اما «آمریکا» مصداق عینی آن. این یعنی ایشان به ملت ایران، هم «دشمنشناسی نظری» آموختند (استکبار)، هم «دشمنشناسی عملی» (آمریکا). قائد شهید این کار را بر اساس یک تحلیل تاریخی انجام میدادند، از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۲ تیر ۱۳۶۷ و ۹ اسفند ۱۴۰۴، ماهیت آمریکا برای ایشان یک «ثابت» بود و حالا، نظرسنجی فاکسنیوز نشان میدهد ۶۴ درصد آمریکاییها نیز عملکرد دولتشان علیه ایران را محکوم میکنند. یعنی تحلیل ایشان، حالا حتی در داخل آمریکا هم طرفدار دارد.
اما ملت برای ایستادن در برابر این دشمن، به «سوخت» نیاز دارد و سوخت از نگاه سیدالشهدای ایران، سه چیز بود: «ایمان» (واژه هشتم)، «جوانان» (واژه نهم) و «مقاومت» (واژه یازدهم). ایمان، موتور محرکه است. جوانان، حاملان این موتور و مقاومت، جادهای که باید پیمود. ایشان «جوانان» را نه به عنوان یک جمعیت آماری، که به عنوان «افسران جنگ نرم و سخت» خطاب میکردند. بیانیه گام دوم، سند رسمی این واگذاری تاریخی بود و «مقاومت» نیز در قاموس این شهید والامقام، یک «راهبرد تمدنی» بود. از مقاومت در خرمشهر تا مقاومت در غزه، از مقاومت اقتصادی تا مقاومت فرهنگی. این واژه، پل ارتباطی ایشان با تمام مستضعفان جهان شد. و اما مقصد این حرکت چه بود؟
واژههای دهم، دوازدهم و سیزدهم پاسخ میدهند: «عدالت»، «استقلال» و «پیشرفت». این سهگانه، خلاصه «وعده» امام شهید به ملت ایران بود. استقلال، دروازه ورود. عدالت، مسیر. پیشرفت، مقصد. ایشان برخلاف توسعهگرایان غربی، که «پیشرفت» را در «وابستگی» تعریف میکنند، پیشرفت را در «استقلال» میدیدند و این استقلال، نه فقط سیاسی، که علمی، اقتصادی و فرهنگی بود. موشکهای هایپرسونیک، پهپادهای راهبردی و چرخه سوخت هستهای، ثمره این نگاه بود.
دو واژه پایانی، اما یک پیوند ناگسستنی را نشان میدهند: «قرآن» و «تولید». قرآن در کنار تولید. این جسورانهترین ترکیب گفتمانی امام شهید جامعه ماست. ایشان «معنویت» و «معیشت» را در کنار هم نشاندند. به ملت گفتند: «هم قرآن بخوانید، هم کارخانه بسازید و دست از تولید برندارید.» این پیوند، درست در نقطه مقابل «تمدن اپستین» غربی است که «معنویت» را قربانی «مصرف» کرده. رهبر شهید ایران اما «تولید» را یک «عبادت» میدانستند و این یعنی تقدیس کار و تلاش.
در پایان، این ۱۵ واژه، یک «جمله تمدنی» میسازند: «ملت ایران، با انقلاب اسلامی و در پرتو اسلام، جمهوری اسلامی را بنا نهاد و در برابر دشمنان و آمریکای استکباری، با ایمان و به رهبری جوانان، عدالت را مطالبه کرد و با مقاومت، استقلال خود را حفظ نمود و با تمسک به قرآن، پیشرفت را در تولید جستوجو کرد.» این جمله، نه روی کاغذ، که بر قلب 43 میلیون تشییعکننده حک شد.








