به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، صادق خرازی برادرزاده شهید کمال خرازی گفت: امام شهیدمان همه مسیرگذاریهایش را هدفمند انجام میداد. میدانست در کجا وارد میدان میشود، از چه مسیری حرکت میکند و آن مسیر را به کدام مقصد هدایت خواهد کرد. کافی است آخرین سخنرانی ایشان را ببینید. بهروشنی میدانست این اتفاق خواهد افتاد و طرف مقابل چه هدفی را دنبال میکند.
بنا بر روایت جماران، درادامه گزیده سخنان صادق خرازی را میخوانید:
*متأسفانه بسیاری از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی معتقد بودند که عملیات نظامی گستردهای رخ نخواهد داد و گزارشهای نادرستی ارائه میشد، اما رهبر شهید میدانست که چنین اتفاقی در راه است.
*رهبر کشور به شهادت رسیده، فرماندهان ارشد یکی پس از دیگری شهید شدهاند، دبیر شورای عالی دفاع، رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، وزیر دفاع، فرمانده کل سپاه و بسیاری از فرماندهان عالیرتبه دیگر را از دست دادهایم، اما کشور همچنان اداره میشود، جنگ ادامه پیدا میکند، در کمتر از یک ساعت پاسخ دشمن داده میشود و پایگاه آمریکا هدف قرار میگیرد. کدام کشور را میتوانید پیدا کنید که با چنین ضربهای، همچنان با این انسجام به مسیر خود ادامه دهد؟
*چندی پیش مصاحبهای از آقای جی دی ونس دیدم که میگفت: ما تازه داریم ایران را میشناسیم. تصور میکردیم اگر رأس نظام را بزنیم، همه چیز تمام میشود، اما وقتی نشستیم و محاسبه کردیم، فهمیدیم این کشور شکستناپذیر است؛ چون ساختار دارد.
*چند روز پیش از شهادت ایشان، توفیق پیدا کردم که به دیدارشان بروم. قرار بود در همان روزها در مراسم افطاری هم خدمتشان برسیم و از ما هم برای حضور در آن مراسم دعوت شده بود، اما ناگهان بهدلیل خبری که منتشر شد و اتفاقی که ظاهراً در حال طراحی و اجرا بود، آن برنامه که برای روز سهشنبه تدارک دیده شده بود لغو شد.چند روز بعد، روز شنبه، ایشان به شهادت رسیدند. آخرین توفیق دیدار من با رهبر شهید، همان چند روز پیش از آن واقعه بود.
*به اعتقاد من، آمریکاییها دچار یک «میسپرسپشن» (Misperception) شدند. میخواهم از یک اصطلاح فنی استفاده کنم؛ هرچند میدانم شاید برای همه مخاطبان آشنا نباشد، اما سعی میکنم مفهوم آن را هم توضیح بدهم. منظور از «میسپرسپشن» این است که آنها بر اساس اطلاعات نادرست، تحلیلهای غلط یا تحلیلهایی که بر آنها تحمیل شده بود، تصمیم گرفتند.
*تردیدی ندارم. آنچه رخ داد، نشان میدهد سازمان جنگ روانی و عملیات روانی رژیم صهیونیستی که بخشی از آن در موساد و بخشی دیگر در سایر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل متمرکز است، عملاً بر فرآیند تحلیل و ارزیابی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده سایه انداخته است.
*اینکه آمریکاییها دچار تحلیل و برداشت نادرست شدند، برای من تردیدی ندارد، اما این برداشت غلط یکشبه شکل نگرفت. اسرائیل طی دو سال گذشته، گامبهگام پروژه حذف راهبردی ایران را دنبال کرد؛ از ترور شهید حسن تهرانی مقدم، شهادت قاسم سلیمانی، برخی مرگها و ترورهای مشکوک، برخی بحرانهای اجتماعی مشکوک، تا شهادت سید حسن نصرالله، سپس جنگ دوازدهروزه و مجموعه حوادثی که پس از آن رخ داد. همه اینها نشان میدهد که یک طراحی مرحلهبهمرحله در کار بوده است.
*چینیها هم رسماً گفتند که در ده روز نخست تصور میکردند ایران بهزودی از هم خواهد پاشید، اما وقتی از نزدیک شرایط منطقه را بررسی کردند، به این نتیجه رسیدند که ایران با استحکام ایستاده و در مقابل، طرف مقابل در حال فرسوده شدن است، همانجا دریافتند که این نظام، نظامی خدشهناپذیر است.
* آمریکاییها امروز بیش از آنکه بهدنبال جنگ باشند، در حال فرار به جلو هستند. نمیدانم آینده این جنگ چه خواهد شد، اما معتقدم پیش از آغاز درگیری، تصورشان این بود که اگر وارد جنگ شوند، پرونده ایران در مدت کوتاهی بسته خواهد شد.
*مسأله نفوذ، مسئلهای جدی است. نفوذ تا مغز استخوان ما جدی است. اینکه این نفوذ را باید ساختاری دانست، ایدئولوژیک تلقی کرد یا فردی و عملیاتی، موضوعی است که باید آن را در گذر زمان و با بررسی دقیقتر روشن کرد.
*برداشت من این است که ما با یک ویروس بزرگ در اندام سیاسی و ساختاری نظام سیاسی روبهرو هستیم و برای مواجهه با آن، باید یک کار اساسی انجام دهیم.
* در بسیاری از موضوعات، از جمله در پرونده برجام، موارد متعددی وجود داشت که رهبر شهید شخصاً با برخی دیدگاهها موافق نبود، اما تصمیمگیری را به رئیسجمهور، وزیر امور خارجه و جمعبندی نهادهای مسئول واگذار میکرد.
*بارها میفرمودند نظر من متفاوت است، اما اگر شما در چارچوب خرد جمعی به این جمعبندی رسیدهاید، اشکالی ندارد؛ بروید و آن را اجرا کنید. ایشان تنها در جایی میایستاد که احساس میکرد موضوع با منافع ملی کشور تعارض پیدا میکند.
* دو روز پیش از شهادت دکتر لاریجانی، همدیگر را دیدیم و مفصل با هم صحبت کردیم. دکتر لاریجانی محور اصلی هماهنگیها بود و آقای قالیباف هم پیگیری و هماهنگی بخشی از موضوعات را بر عهده داشت. دکتر لاریجانی معتقد بود دکتر خرازی در برخی حوزهها و مأموریتها میتواند نقش مؤثرتری ایفا کند و پیشنهاد میکرد مسئولیت بعضی از کارها به ایشان سپرده شود. من هم در اینباره با ایشان مشورت کردم؛ شاید با آقای دکتر ظریف هم درباره همین موضوع گفتوگو کرده بود.
*من از نخستین دقایق مجروح شدن دکتر خرازی، تقریباً دو یا سه دقیقه بعد از حادثه، کنار ایشان بودم و تا لحظه شهادت نیز حضور داشتم. وزیر بهداشت شخصاً در بخش مراقبتهای ویژه بر بالین ایشان حاضر شد. بعد هم ایشان را در بخش عادی دید. آقای جهانگیری همراه من هم در آیسییو و هم در بخش عادی به ملاقات ایشان آمد. وزیر امور خارجه با ایشان تلفنی صحبت کرده بود. خود دکتر خرازی حال عمومی خوبی داشت، تحلیل سیاسی میکرد، درباره گزارش ارسالی برای رهبر شهید صحبت میکرد و روند امور را پیگیری میکرد.
*سؤال من این است که چه اتفاقی افتاد که ظرف حدود ۳۶ ساعت، وضعیت ایشان بهطور ناگهانی تغییر کرد و در نهایت از دنیا رفت؟ من پزشک نیستم و درباره مسائل تخصصی پزشکی اظهارنظر نمیکنم، اما این پرسش برای من همچنان باقی است. همچنین این سؤال را دارم که چرا ایشان از بخش مراقبتهای ویژه به بخش عادی منتقل شد؟ با توجه به جایگاه و شرایط خاص ایشان، آیا همه ملاحظات لازم، اعم از درمانی و امنیتی، رعایت شده بود؟ اینها پرسشهایی است که معتقدم باید با دقت، شفافیت و مسئولیتپذیری به آنها پاسخ داده شود.
*اگر وضعیت دکتر خرازی خوب بود، چه اتفاقی افتاد که ظرف کمتر از ۴۸ ساعت همهچیز بهطور ناگهانی تغییر کرد؟ اگر بر اساس گزارشی که به ما رسیده، احتمال یک اقدام امنیتی مطرح بوده، این موضوع باید بررسی شود.
* من باز هم تأکید میکنم که موضوع نفوذ را باید بسیار جدی گرفت؛آقای دکتر خرازی دوبار شهید شدند.
*حضرت آقا به شهید سلیمانی باور عمیقی داشت. بله، ایشان دست راست رهبر شهید بود؛ فرمانده جبهه مقاومت بود و این مفهوم را به یک ادبیات جدی تبدیل کرده بود.
*صداوسیما را اگر بخواهیم منصفانه و نه انتزاعی ارزیابی کنیم، باید بپذیریم که با یک نهاد بسیار حساس روبهرو هستیم. نه میتوان با نگاه حزبی درباره آن قضاوت کرد، نه با نگاه سلیقهای و نه صرفاً با یک نگاه انتزاعی. از صداوسیما انتظار بسیار بالاست. اگر بخواهیم بگوییم توانسته انتظارات مردم را برآورده کند، باید بگویم متأسفانه نه.
*من احساس میکنم در بخشی از صداوسیما این نگاه شکل گرفته که وظیفه ما اقناع مخاطبان خودمان است.
* بخش بزرگی از جامعه به صداوسیما باور و اعتماد دارد، اما معتقدم مسیری که امروز صداوسیما در پیش گرفته، مسیر درستی نیست.
*هیچ تضمینی وجود ندارد که دیگر جنگی رخ ندهد. در عالم سیاست، اساساً هیچ تضمین مطلقی وجود ندارد.
*همه باید از آقای قالیباف حمایت کنند. امروز واقعاً زمان آن است که همه کنشگران سیاسی مردانگی به خرج بدهند و اختلافات سیاسی را کنار بگذارند؛یا باید در کنار ایران، انقلاب و مسئولانی که برای منافع کشور تلاش میکنند بایستیم، یا در مسیری قرار بگیریم که نتیجه آن به سود طرف مقابل است.
۲۹۲۲۱






