به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، زندگی او سخت بوده اما از دل همین سختیهاست که انگیزه و علاقه به رشد خودش را نشان میدهد. شاید زیستن در جامعه برای افراد بسیاری این روزها دشوار و با ناهمواریهایی همراه است، اما آشنا شدن با تجربهی زیستهی افراد پرشور و انرژی مانند منصور حیدری میتواند امیدبخش باشد.
به گزارش خبرگزاری رکنا، منصور حیدری، فعال حوزه حمایت از افراد دارای آسیب نخاعی با اشاره به تجربه شخصی خود از مواجهه با آسیب نخاعی، گفت: در طول زندگی دو بار دچار آسیب نخاعی شدهام؛ یکبار در ۱۹ سالگی و بار دوم در ۲۹ سالگی. آسیب دوم بر اثر یک تصادف رانندگی در سال ۱۳۸۲ رخ داد؛ یک خودرو پس از برخورد از صحنه متواری شد و عامل حادثه تاکنون ناشناخته مانده است.
وی با بیان اینکه پیش از وقوع این حادثه در رشته پرستاری تحصیل کرده و در بیمارستان و دانشگاه مشغول به کار بوده، افزود: سال ۱۳۷۵ از رشته پرستاری فارغالتحصیل شدم و همزمان در بیمارستان بهعنوان پرستار و در دانشگاه بهعنوان مدرس فعالیت میکردم، اما حادثه سال ۱۳۸۲ مسیر زندگیام را بهطور کامل تغییر داد.
![]()
حیدری ادامه داد: پس از تصادف مدتی در کما بودم و دوران طولانی نقاهت را پشت سر گذاشتم. در آن زمان بسیاری از قضات و وکلا اطلاع دقیقی از قوانین مربوط به جبران خسارت قربانیان تصادفهای منجر به فرار راننده نداشتند و تصور غالب این بود که تا زمانی که راننده شناسایی نشود، امکان دریافت دیه وجود ندارد.
این فعال اجتماعی با اشاره به پیگیری حقوقی پرونده خود گفت: حتی قاضی رسیدگیکننده به پرونده از وجود چنین ظرفیتی در قانون اطلاع نداشت و از من خواست مستند قانونی مرتبط را در اختیار او قرار دهم. پس از حدود دو سال پیگیری، در سال ۱۳۸۴ موفق شدم دولت را محکوم و دیه کامل خود و دوستم را دریافت کنم.
وی افزود: همین تجربه باعث شد پس از بازگشت به محل کار، وقتی با افراد آسیبدیده در تصادفهای مشابه آشنا شدم، علاوه بر انجام وظایف پرستاری، آنها را از حقوق قانونیشان آگاه و برای دریافت دیه و پیگیری پروندههایشان همراهیشان کنم. بهتدریج این فعالیتها گستردهتر شد و حتی افرادی که سالها از زمان وقوع تصادفشان گذشته بود موفق به دریافت حقوق قانونی خود شدند.
حیدری خاطرنشان کرد: در حالی که نه وکیل بودم و نه حتی دانشجوی حقوق، بهدلیل پیگیری مستمر این پروندهها، بسیاری از مردم مرا بهعنوان فردی آشنا به مسائل حقوقی میشناختند و اطرافیان تشویقم کردند تا بهصورت آکادمیک وارد رشته حقوق شوم. در ۳۷ سالگی، با وجود اینکه ۱۷ سال از دریافت دیپلم تجربیام گذشته بود، در کنکور رشته علوم انسانی شرکت کردم و پس از قبولی، تحصیل در رشته حقوق را تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه دادم.
حیدری افزود: وقتی بهصورت تخصصی وارد حوزه پروندههای تصادفات، بهویژه پروندههای مربوط به آسیبهای نخاعی شدم دریافتم این پروندهها علاوه بر دانش حقوقی، به شناخت دقیق مسائل پزشکی نیز نیاز دارند؛ موضوعی که بسیاری از وکلا بهدلیل نداشتن دانش تخصصی در حوزه آناتومی و فیزیولوژی، ناگزیر تنها به نظریه پزشکی قانونی اتکا میکنند.
وی ادامه داد: سابقه تحصیل و فعالیت در رشته پرستاری، حضور در بخشهای اورژانس و آیسییو و همچنین تدریس در این حوزه، کمک کرد تا پروندههای آسیب نخاعی را از منظر پزشکی نیز بررسی کنم. تاکنون حدود ۶۰۰ پرونده آسیب نخاعی را مطالعه و تحلیل کردهام و با مواردی که ممکن است در ارزیابیهای پزشکی قانونی مورد غفلت قرار گیرد، آشنا هستم.
این کارشناس حقوق با بیان اینکه ترکیب دانش پزشکی، دانش حقوق و تجربه زیسته از آسیب نخاعی، نگاه متفاوتی به او در رسیدگی به این پروندهها داده، گفت: امروز میتوانم صرفاً با شنیدن شرح حال یک فرد، بخش زیادی از نوع آسیبهای او را تشخیص دهم. به همین دلیل با بخش قابل توجهی از موکلانم تنها از طریق ارتباط تلفنی یا مجازی، پیگیری پروندههایشان را برعهده گرفتهام.
حیدری در پاسخ به این پرسش که چگونه پس از آسیب نخاعی توانسته مسیر زندگی خود را ادامه دهد، اظهار کرد: از همان روزهای نخست تصمیم گرفتم تسلیم شرایط نشوم و باور داشتم که باید برای رسیدن به هدف تلاش کنم. شاید این روحیه از ابتدا در وجودم بوده؛ حتی پیش از ورود به رشته حقوق در کمیته حقوقی سازمان نظام پرستاری فعال و همواره پیگیر مسائل مرتبط با حقوق افراد بودم.
وی درباره روند بهبودی خود نیز گفت: پس از مدتی بستری بودن، دوران توانبخشی را آغاز کردم. ابتدا از ویلچر استفاده میکردم. سپس با واکر راه رفتم، چهار سال با دو عصا و دو سال با یک عصا حرکت کردم. اکنون برای حفظ تعادل از وسیله کمکی مخصوصی به نام «AFO» استفاده میکنم که پاها را در وضعیت مناسب نگه میدارد تا بتوانم بدون عصا راه بروم.
![]()
حیدری با اشاره به روند بازگشت خود به زندگی پس از آسیب نخاعی، گفت: تنها یک ماه پس از آغاز دوره توانبخشی مجددا موفق به دوچرخهسواری شدم و این مسیر را تا حضور در اردوهای تیم ملی ادامه دادم. اکنون از معدود افراد دارای آسیب نخاعی در جهان با توانایی دوچرخهسواری هستم.
وی افزود: در طول این سالها مسیرهای طولانی و دشواری را با دوچرخه طی کردهام؛ از جمله مسیر تبریز تا مراغه و همچنین جاده کوهستانی خلخال به اسالم که از مسیرهای سخت کشور به شمار میرود. این تجربهها برای من تنها یک دستاورد ورزشی نبود، بلکه نمادی از غلبه بر محدودیتها و ادامه دادن زندگی بود.
این کارشناس حقوق با بیان اینکه برای عبور از سختیها بیش از هر چیز به ظرفیت روحی نیاز است، اظهار کرد: همیشه این دعا را از علامه محمدتقی جعفری به خاطر دارم که میگفت: «خدایا، پیش از آنکه نعمتی یا مسئولیتی به ما بدهی، ظرفیت آن را نیز عطا کن.» معتقدم اگر انسان ظرفیت پذیرش سختیها را داشته باشد، عبور از مشکلات آسانتر خواهد شد.
حیدری درباره فعالیتهای خود در فضای مجازی نیز گفت: پس از انتشار گفتوگویی از من در یک برنامهی رادیویی، حجم تماسها و درخواستهای مردم به شکل چشمگیری افزایش یافته است. تلاش میکنم تا حد امکان به درخواستهای حقوقی پاسخ دهم؛ هرچند در برخی پروندهها راهکار قانونی وجود ندارد.
وی با اشاره به یکی از پروندههای شاخصی که پیگیری کرده است، افزود: اخیراً موفق شدم پروندهای را که ۳۶ سال از آن گذشته بود، به نتیجه برسانم. در این پرونده، فردی در مراغه هنگام دوچرخهسواری بر اثر برخورد یک خودروی متواری جان خود را از دست داده و پرونده سالها بینتیجه در بایگانی باقی مانده بود. فرزند این فرد در زمان وقوع حادثه هنوز متولد نشده بود، اما پس از ۳۶ سال توانست دیه پدرش را دریافت کند. اینگونه پروندهها انگیزهام برای ادامه مسیر را دوچندان میکند.
وی در ادامه، خطاب به جوانان و افرادی که در انتخاب مسیر شغلی دچار تردید یا ناامیدی هستند، گفت: معتقدم هر فرد باید شغلی را انتخاب کند که به آن علاقه واقعی دارد. همیشه به دانشجویان پرستاری میگفتم مهم نیست پزشک، پرستار، قاضی، وکیل یا رفتگر باشید؛ مهم این است که کارتان را با عشق انجام دهید. اگر علاقهای به یک مسیر ندارید، بهتر است در همان ابتدا مسیر دیگری را انتخاب کنید.
حیدری با اشاره به تجربه شخصی خود از تغییر مسیر شغلی در ۳۷ سالگی افزود: زمانی که وارد دانشکده حقوق شدم، همکلاسیهایم عمدتاً ۱۸ ساله بودند. شبها شیفت پرستاری میدادم، به دانشجویان تدریس میکردم و بعدازظهرها خودم در کلاس درس حاضر میشدم. تفاوت من با بسیاری از دانشجویان این بود که با انگیزه و عطش یادگیری وارد این رشته شده بودم و دقیقاً میدانستم به دنبال چه هدفی هستم.
حیدری با تأکید بر اینکه هر بحران میتواند به فرصتی برای رشد و خلق یک مسیر جدید تبدیل شود، گفت: باور دارم انسان حتی از سختترین اتفاقات زندگی میتواند فرصت بسازد. همانطور که برخی افراد از سادهترین امکانات برای ایجاد کسبوکار استفاده میکنند، من نیز تلاش کردم از تجربه تلخ آسیب نخاعی و تصادف، مسیری تازه برای خدمت به مردم و فعالیت حرفهای خود ایجاد کنم.
وی افزود: اگر همچنان در حرفه پرستاری مشغول به کار بودم، بدون تردید شغل ارزشمندی داشتم، اما تجربهای که از این حادثه به دست آوردم، باعث شد وارد حوزهای شوم که امروز بتوانم به افراد بیشتری کمک کنم و از دانش پزشکی و حقوقی خود بهصورت همزمان بهره ببرم.
این کارشناس حقوق با اشاره به اینکه بسیاری از افراد پس از مواجهه با مشکلات و آسیبهای جدی، دچار انزوا و ناامیدی میشوند، اظهار کرد: همه انسانها ممکن است در زندگی با بحران روبهرو شوند، اما مهم این است که اجازه ندهند آن بحران پایان راهشان باشد. گاهی همین سختیها میتواند آغاز یک مسیر تازه و حتی فرصتی برای اثرگذاری بر زندگی دیگران باشد.
وی با بیان اینکه پس از دریافت حق قانونی خود، تصمیم گرفت تجربیاتش را در اختیار سایر آسیبدیدگان قرار دهد، گفت: احساس کردم نباید به حل مشکل شخصی خودم بسنده کنم و لازم است این مسیر را برای دیگران هموار کنم تا افراد در شرایط مشابه، بتوانند راحتتر به حقوق قانونی خود دست پیدا کنند.
حیدری در پایان با تأکید بر اهمیت تبدیل تجربههای شخصی به سرمایهای برای کمک به دیگران، افزود: شاید همه افراد شرایط یا توانایی انجام چنین کاری را نداشته باشند، اما هر کسی میتواند متناسب با استعداد و توانایی خود، از دل سختیها فرصت تازهای برای زندگی و خدمت به جامعه خلق کند.