اسرائیل علیه ناصر؛ سه روایت از یک رویارویی تاریخی

خبرآنلاین جمعه 19 تیر 1405 - 17:01
یکی از خطوط قرمز جریان جنگ‌طلب در اسرائیل، شکل‌گیری رابطه‌ای مستقل و کم‌تنش میان آمریکا و دولت‌های منطقه بوده است؛ رابطه‌ای که انحصار اسرائیل بر مناسبات واشنگتن با خاورمیانه را تضعیف کند

خبرآنلاین - جمال عبدالناصر یکی از کاریزماتیک‌ترین و اثرگذارترین رهبران جهان عرب در قرن بیستم بود؛ رهبری که بازخوانی تقابلش با اسرائیل هنوز می‌تواند درس‌آموز باشد.

روایت اول: عملیات سوزانا و تخریب مناسبات مصر و آمریکا

۱- در میانه دهه ۱۹۵۰، رابطه جمال عبدالناصر و ایالات متحده هنوز به نقطه گسست نرسیده بود. ناصر برای دریافت سلاح، کمک اقتصادی و تأمین مالی سد اسوان ( که نماد توان دولت جدید مصر برای توسعه مستقل، مهار نیل و ساختن مشروعیت داخلی بود ) با واشنگتن گفت‌وگو می‌کرد و همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی محدودی نیز میان دو کشور جریان داشت. 

عملیات سوزانا توسط اسرائیل درست در همین لحظه آغاز شد.

۲- شبکه‌ای وابسته به اطلاعات نظامی اسرائیل مأمور شد مراکز آمریکایی در مصر را هدف قرار دهد و مسئولیت حملات را به گردن نیروهای مصری و جریان‌های ضدغربی بیندازد. قرار بود مصر در چشم آمریکا کشوری بی‌ثبات، خصمانه و غیرقابل اعتماد به نظر برسد؛ کشوری که یا خود منشأ خشونت است یا توان مهار آن را ندارد.

ظاهر عملیات، انفجار چند مرکز بود؛ اما هدف اصلی، مناسبات ناصر و آمریکا بود.

اسرائیل می‌خواست سه نتیجه را هم‌زمان رقم بزند:

  • ناصر در واشنگتن نامطمئن و ضدآمریکایی جلوه کند؛ 
  • آمریکا در ذهن ناصر قدرتی همسو با اسرائیل دیده شود؛ 
  • و هر امکانی برای نزدیکی و تفاهم میان قاهره و واشنگتن از میان برود.

 ناصر در آن مقطع هنوز آمریکا را یک شریک احتمالی می‌دید و این  برای طراحان عملیات، همین احتمال خطرناک بود. 

۳- پس از اجرای عملیات، چند اتفاق در کنار هم قرار گرفت: درخواست مصر برای دریافت تسلیحات به تعلیق درآمد، تأمین مالی سد بلند اسوان با مانع روبه‌رو شد و همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا با مصر متوقف شد. همین توالی، سوءظن ناصر را به یک برداشت سیاسی تبدیل کرد.

سعید خلیل ابوریش در ناصر؛ آخرین عرب می‌نویسد:

«از نظر ناصر، دامنه این توطئه از دولت اسرائیل فراتر می‌رفت و آمریکایی‌ها را نیز دربر می‌گرفت.» (ناصر؛ آخرین عرب، ص. ۹۲)

۴- از آن پس، هر تصمیم واشنگتن درباره سلاح، کمک اقتصادی یا همکاری سیاسی می‌توانست در ذهن ناصر نه یک اختلاف مستقل، بلکه بخشی از طرحی هماهنگ تلقی شود. عملیات دقیقاً همین را می‌خواست: *آمریکا به ناصر بی‌اعتماد شود و ناصر نیز آمریکا را دیگر یک شریک مستقل نبیند.* 

ابوریش نتیجه را صریح بیان می‌کند:

«بدین ترتیب، عملیات سوزانا به هدف خود رسید: ایجاد شکاف میان ناصر و ایالات متحده.» (همان، ص. ۹۲)

اهمیت سوزانا در این نبود که یک شبکه اطلاعاتی موفق به انفجار چند هدف شد یا نشد. مسئله اصلی، نابودی امکان نزدیکی آمریکا و ناصر بود که ابوریش آن را موفق می‌داند:

«اگر هدف نهایی این عملیات [...] تضعیف روابط ناصر با ایالات متحده بوده، در این صورت می‌توان عملیات سوزانا را موفقیت‌آمیز توصیف کرد.» (همان، ص. ۸۵)

ذکر این روایت از کتاب ناصر آخرین عرب نه به معنای دفاع از اعتماد بی‌قیدوشرط به آمریکاست و نه انکار ضرورت تضمین، احتیاط و سنجش رفتار واشنگتن. ادعای محدودتر اما مهم‌تر آن است که همواره ، یکی از خطوط قرمز جریان جنگ‌طلب در اسرائیل، شکل‌گیری رابطه‌ای مستقل و کم‌تنش میان آمریکا و دولت‌های منطقه بوده است؛ رابطه‌ای که انحصار اسرائیل بر مناسبات واشنگتن با خاورمیانه را تضعیف کند. 

منبع : سعید خلیل ابوریش، ناصر؛ آخرین عرب، فصل سوم، به‌ویژه صفحات ۸۵ و ۹۲

۴۲/۴۲

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.