به گزارش ایرنا، برخی از مردم این منطقه میگویند: اگر از هر کجای دهدشت عبور کنید، تصویری تکراری در برابرتان است، بلوارهایی که به جای گل و گیاه، پر از علفهای هرز و خار و خاشاک است، فضاهای سبزی که نه سبزند و نه آراسته، و معابری که بوی نامطبوع زباله، لحظهای رهایشان نمیکند این تصویر از شهری است که گنجینه از تاریخ بلادشاپور را در خود جای داده است.
شهری که از فضای سبز فقط نام آن را دارد
فضای سبز شهری در ادبیات مدیریت شهری، نه یک کالای تزئینی ، بلکه یک ضرورت به شمار میرود کاهش آلودگی هوا، بهبود سلامت روان شهروندان، کنترل دمای محیطی و زیبایی بصری شهر، از جمله کارکردهایی هستند که فضاهای سبز سالم برای یک شهر به ارمغان میآورند دهدشت اما در این زمینه حرف چندانی برای گفتن ندارد.
بلوارهای اصلی شهر که باید ویترین یک مرکز شهر باشند، به محلی برای رشد بیرویه علفهای هرز تبدیل شدهاند، که به گفته برخی از اهالی؛ خار و خاشاک انباشتهشده در این فضاها نهتنها زیبایی بصری شهر را از بین برده است، بلکه در فصل گرم تبدیل به کانون گرد و غبار و آلرژیهای تنفسی برای ساکنان شده است تردد عابران پیاده در برخی معابر به دلیل رشد خارهای بلند و درهمتنیده، با مشکل جدی مواجه شده است.
گلایههای برخی از شهروندان؛ ضرورت توجه به پاکیزگی شهری
برخی از شهروندان دهدشت در گفتوگو با خبرنگار ایرنا، از وضعیت موجود ابراز نارضایتی کردند و تصویری ناخرسندی از محیط شهری ارائه میدهند.
یکی از شهروند میانسال که سالهاست در محله مرکزی شهر زندگی میکند میگوید: «وقتی مهمان از شهر دیگری میآید. همین که از جاده وارد شهر میشود، اول چیزی که میبیند خار و خاشاک است. این چه تعریفی از شهر ماست»؟
یک فرد دیگری که در نزدیکی یکی از بلوارهای اصلی دهدشت ساکن است، با اشاره به بوی نامطبوع محیط میگوید: تابستانها پنجرهها را نمیتوانیم باز کنیم. بوی زباله و تعفن، خانه را پر میکند. بارها شکایت کردهایم، اما هنوز پیگیری کامل نشده است.
جوان دانشجویی که برای تعطیلات به شهر بازگشته، تفاوت را آشکارا حس میکند: شهرهای همسایه سال به سال تغییر میکنند، اما دهدشت همان است که بود.
حقوق شهروندی گمشده در میان علفهای هرز
برخی از افراد میگویند: آنچه در دهدشت میگذرد، تنها یک مشکل کمبود فضای زیبای شهری نیست؛ این وضعیت ابعاد حقوقی نیز دارد حق برخورداری از محیط زیست سالم، حق دسترسی به فضاهای عمومی ایمن و حق زندگی در شهری آراسته، از جمله حقوق مصرح شهروندی هستند که در قوانین جمهوری اسلامی ایران و منشور حقوق شهروندی نیز به آنها اشاره شده است.
آنا میگویند : وقتی خار و خاشاک بلوارها تردد را دشوار میکند، وقتی بوی تعفن زباله آرامش ساکنان را برهم میزند و وقتی فضای سبز رها شده به کانون آلودگی تبدیل میشود، این حقوق در عمل نقض شدهاند. نگرانکنندهتر آنکه مسوولان شهری در برابر این وضعیت انفعال پیشه کردهاند و اقدام مؤثری که نشانهای از تغییر جدی باشد، مشاهده نمیشود.
عده ای عقیده دارند که دهدشت بهعنوان مرکز شهرستان کهگیلویه انتظارات بیشتری را برمیانگیزد ، شهری تاریخی که باید الگویی برای سایر نقاط شهرستان باشد، اما آنچه در معابر و بلوارهای این شهر دیده میشود، نهتنها با مفهوم شهر مدرن فاصله دارد، بلکه با حداقلهای مدیریت شهری کلاسیک نیز همخوانی ندارد.
در دورهای که بسیاری از شهرهای کوچک کشور با استفاده از ظرفیتهای داخلی، شهرکهای گردشگری، پارکهای محلهای و بلوارهای مدرن احداث کردهاند، دهدشت هنوز در مرحلهای است که بلوارهایش از علف هرز پاک نشدهاند.
مطالبهای که باید شنیده شود
آنچه شهروندان دهدشت میخواهند پیچیده نیست خیابانهایی پاک، بلوارهایی آراسته، فضاهای سبزی که در واقع سبز باشند و محیطی که بوی تازگی بدهد نه تعفن. این خواستهها نه تجملخواهی است و نه توقعی فراتر از حد؛ حداقل حق هر شهروندی است که مالیات میپردازد و در این شهر زندگی میکند.
به گفته این افراد: اگر مدیریت شهری دهدشت میخواهد این تصویر تغییر کند، وقت آن فرا رسیده که از انفعال خارج شود. ساماندهی فضای سبز، پاکسازی بلوارها، مدیریت صحیح زباله و برنامهریزی برای زیباسازی شهر، گامهایی هستند که نه به معجزه نیاز دارند و نه به بودجهای خارج از توان؛ تنها به ارادهای جدی و احساس مسئولیت واقعی در برابر شهروندانی نیاز دارند که سالهاست صبر کردهاند.
دهدشت مرکز شهرستان ۱۳۲ هزار نفری کهگیلویه بیش از ۶۵ هزار نفر جمعیت دارد.












