مرثیه‌ای به وسعت لنز و قلم؛ تجلی حماسی هنر مرند

ایرنا پنج شنبه 18 تیر 1405 - 11:29
مرند - ایرنا - در تاریخ تحولات هر ملتی، لحظاتی وجود دارد که زبانِ رسمی و گزارش‌های معمول، از انتقال عمقِ فاجعه یا بزرگیِ حماسه ناتوان می‌مانند؛ در چنین بزنگاه‌هایی، این هنر و هنرمندان هستند که با بهره‌گیری از خلاقیت بصری و کلامی، شکاف میان «واقعه» و «تاریخ» را پر می‌کنند.

به گزارش ایرنا؛ در پی شهادت عاشورایی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، جریانِ فرهنگ و هنر در مرند نه تنها دچار سکون نشد، بلکه به یک «بسیجِ هنریِ خودجوش» بدل گشت؛ هنرمندان این دیار، فراتر از آیین‌های متداولِ سوگواری، دست به اقداماتی زدند که در حافظه‌یِ بصری و ادبیِ منطقه به عنوانِ سندی بر اصالتِ پیوندِ میانِ مردم و آرمان‌های ولایت باقی خواهد ماند.

این گزارش، روایتی است از دو رویکردِ مکمل؛ نخست، غلیانِ احساسِ شاعرانه‌ای که از اعماقِ جانِ یک هنرمندِ محلی برخاسته و در قالبِ بیت‌های حماسی متبلور شده است و دیگر، روایتِ نابی که از دریچه‌یِ دوربینِ یک عکاسِ مستند اجتماعی، لحظاتِ گذرا را به اسنادی ابدی تبدیل کرده است.

«داود پیرعلیلو»، متخلص به «یورقون»، از چهره‌های ادبیات مرند، در کارنامه‌ی خود سال‌ها کنش‌گری در حوزه شعر آیینی و حماسی را دارد؛ وی در گفت‌وگویی که در فضای آرام و متفکرانه، فرآیندِ درونیِ تبدیلِ غم به شعر را چنین تشریح کرد:زمانی که خبر اعلام شد، نخستین واکنشی که در وجودم شکل گرفت، نه صرفاً یک اندوه شخصی، بلکه نوعی «بهتِ تاریخی» بود.

مرثیه‌ای به وسعت لنز و قلم؛ تجلی حماسی هنر مرند در پاسداشتِ آرمان‌های رهبر شهید
پیرعلیلو:آسمان با خبر شهادت رهبری تیره شد، اما شکوهِ مسیر، دل‌های سوگوار را آرام کرد

وی در توصیف حال خود افزود:در آن لحظات، تمام تاریخ معاصر ایران در ذهنم مرور شد که گویی ستون خیمه‌ای عظیم فرو ریخته بود.

وی ادامه داد:اما شعر برای من همیشه راهی برای برون‌رفت از این فشارِ جانکاه بوده است؛ شعری که در این ایام سرودم، تلاشی بود برای مکتوب کردنِ این بی‌قراری‌ها در قالب ترکی آذری که زبانِ مادری و احساساتِ بی‌آلایشِ ماست.

باخیشی آتا تک اوره گی کَورَک بو میللتین مهربانی نئجه اولدو /آیریلدی بیزلردن آی اوزلو دلبر یوردوموزون قهرمانی نئجه اولدو

(نگاهش همچون پدر، دلش پرمهر، آن مهربانیِ این ملت چگونه شد؟)/(آن دلبر ماهرو از میان ما جدا شد، قهرمان سرزمین ما چگونه شد؟)

جیسمی پرپر اولدو سولان گول کیمی گولوش دوداغیندا، اولو پیر کیمی! /سوزلری دوشمانا سملی تیر کیمی ولایتین نگهبانی نئجه اولدو

(جسمش همچون گلی پژمرده پرپر شد، با لبخندی بر لب، همچون پیران والا مقام) /(سخنانش برای دشمن همچون تیری زهرآگین بود، آن نگهبانِ ولایت چگونه شد؟)

حکمت ده بی بدیل، فرزانه، رهبر، علی دن یادگار، علم ده برتر/تدبیرده کم نظیر سوزلری گوهر بولبول کیمین خوش بیانی نئجه اولدو

(در حکمت بی‌بدیل، فرزانه‌ای رهبر و یادگاری از علی (ع) بود که در علم سرآمد بود) /(در تدبیر کم‌نظیر و سخنانش همچون گوهر بود؛ آن بلبلِ خوش‌زبان چگونه شد؟)

درویش سان یاشادی یاشایشیندا سان پانبیخ گول آچمیش بایاز قاشیندا/حقیقت سئوداسی هر آن باشیندا اولکمیزین او جانانی نئجه اولدو

(در زندگی همچون درویشان زیست؛ گویی بر لبانش غنچه‌ای سپید شکفته بود) /(حقیقت‌طلبی همواره در اندیشه‌اش موج می‌زد، آن جانانِ سرزمین ما چگونه شد؟)

حق ذکری لبینده، دولو مئیله جام الینده گزیردی دیللری آرام/آلیردی غیب دن وورقونو الهام یورقونون اول جهانی نئجه اولدو

(ذکر حق بر لبانش بود و جام زندگی در دست داشت و با آرامش در میان مردم گام برمی‌داشت) /(او که از عالم غیب الهام می‌گرفت؛ آن جهانیِ «یورقون» چگونه شد؟)

وی تصریح کرد:تلاش کردم در این ابیات، علاوه بر سوگ، مؤلفه‌های حکمت، تدبیر و فرزانگی ایشان را نیز در ساختاری کلاسیک و با استعاره‌های اصیل آذربایجانی جای دهم.

این شاعر مرندی، ضمن تحلیل ساختار اشعار خود که ترکیبی از وزن‌های حماسی و سوزِ عرفانی است، تأکید کرد که هدف او از این سروده‌ها، نه تنها مرثیه‌سرایی، بلکه حفظ حافظه‌ی جمعی برای نسل‌هایی است که شاید درک مستقیم از دوران رهبری ایشان نداشته باشند.

«رقیه توکلی» عکاس مستند اجتماعی و عضو انجمن عکس شهرستان مرند، تجمعات 127 شب اخیر مردمی را با رویکردی متفاوت به تصویر کشیده است؛ وی در این مجموعه، از دوربین خود نه برای ثبت صرفِ رویدادها، بلکه برای شکارِ لحظاتِ نمادین استفاده کرده است.

مرثیه‌ای به وسعت لنز و قلم؛ تجلی حماسی هنر مرند در پاسداشتِ آرمان‌های رهبر شهید
توکلی:عکاسی مستند؛ تجسمِ جانِ لحظه و پژواکِ درونِ انسان در قابِ زمان، فراتر از بندِ نقش و رنگ

توکلی در توضیح رویکردِ فنی و هنری خود، به مفاهیم عمیق‌تری اشاره کرد:عکاسی مستند در شرایط بحرانی، تلاشی برای یافتنِ جزئیاتِ بزرگ در میانِ انبوهِ جمعیت است؛ هدف من این بود که دوربینم در میان هیاهوی جمعیت، سکوتِ معنادارِ اراده‌ها را شکار کند.

این عضو انجمن عکاسی مرند افزود: بخش مهمی از این مستندات پیش‌تر در اردیبهشت‌ماه سال جاری، در قالب نمایشگاه گروهی «سرو، سپید، سرخ» با همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و مشارکت انجمن هنر عکاسی مرند در مجتمع فرهنگی هنری این شهرستان به نمایش درآمد.

توکلی تصریح میکند:عکاسی مستند، تنها ثبت خطوط و رنگ‌ها نیست؛ بلکه تجسم روح یک لحظه و بازتاب احساسات درونی انسان‌ها در قاب زمان است.

وی افزود:در این مسیر، دست‌هایی که برای برافراشتن یک نماد هویتی به هم گره می‌خورند، قامت‌های خسته‌ای که فراتر از توان جسمانی ایستادگی می‌کنند و چشمانی که وفاداری را با اشک بازتاب می‌دهند، تنها اشاراتی گذرا به این حقیقتِ مصور هستند؛ این قاب‌ها، پیش‌درآمدی بر یک سمفونی بصری از عشق، رنج و استقامت‌اند که هر یک در ادامه، قصه‌ی ناگفته‌ی خود را با جزئیات روایت خواهند کرد.

توکلی در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا، حس‌وحال خود در لحظه ثبت این تصاویر و زاویه دید عکاسانه نسبت به چهار قاب ماندگار از این مجموعه را این‌گونه روایت می‌کند:

مرثیه‌ای به وسعت لنز و قلم؛ تجلی حماسی هنر مرند در پاسداشتِ آرمان‌های رهبر شهید
همبستگی حول محور پرچم (نمادگرایی وحدت)

در این قاب، من به عمد روی دستان متکثر تمرکز کردم. دستانِ جوانی، پیری، زبریِ کار و ظرافتِ زنانه که همگی یک میله پرچم را در تاریکیِ شبِ مراسم گرفته بودند. این شات، استعاره‌ای است از عبورِ فردیت‌ها به سمت یک اراده‌ی واحد. از نظر فنی، کنتراست شدید میانِ سیاهیِ شب و روشنیِ پرچم، تلاشی بود تا بصری‌سازی کنم که «امید» چگونه در تاریک‌ترین لحظاتِ تاریخ باقی می‌ماند.

مرثیه‌ای به وسعت لنز و قلم؛ تجلی حماسی هنر مرند در پاسداشتِ آرمان‌های رهبر شهید
اراده برتر از جسم (تجسم استقامت)

تصویرِ بانوی سالخورده‌ای که با واکر به میان سیل جمعیت آمده بود، یکی از دشوارترین و در عین حال ارزشمندترین شات‌های من بود. او پیاده‌سازیِ عینیِ ایمان بود که جسمِ فرسوده را به حرکت وامی‌دارد. دوربین من در اینجا، نه فقر حرکتی، بلکه غنایِ حرکتیِ یک روحِ مصمم را به ثبت رساند؛ قابی که لرزش دستان او را با استواریِ قدم‌هایش در تضادی نمادین قرار داد.

مرثیه‌ای به وسعت لنز و قلم؛ تجلی حماسی هنر مرند در پاسداشتِ آرمان‌های رهبر شهید
معنای بصری سوگ و تعهد (حافظه تاریخی)

پرتره‌ی بانوی سوگواری که با چشمانی سرخ، تصویر شهید را در دست داشت، فراتر از یک ثبتِ احساسی بود. من در اینجا به دنبال «استمرارِ تاریخی» بودم. او نمادِ نسلی است که شهید داده و اکنون با از دست دادنِ رهبر، پیوند خود را با آرمان‌ها نه در گذشته، بلکه در آینده جستجو می‌کند. این تصویر، تداعی‌گرِ یک میثاقِ نانوشته در یک قابِ ایستا است.

مرثیه‌ای به وسعت لنز و قلم؛ تجلی حماسی هنر مرند در پاسداشتِ آرمان‌های رهبر شهید
امتداد نسل‌ها (پیوند هویتی)

مشتِ گره‌کرده‌ی کودک خردسالی که روبان سه‌رنگِ کشور را بر دست داشت، به نوعی «امضایِ» پایانیِ این مجموعه بود. من به عمد زاویه دوربین را پایین آوردم تا صلابتِ این مشتِ کوچک در برابرِ بزرگیِ جمعیت، بزرگتر جلوه کند. این تصویر، بیانیه‌ای صریح است که در آن، هویت ملی نه میراثی منقضی، بلکه پدیده‌ای زنده و در حال انتقال به نسل‌های بعدی است.

به گزارش ایرنا، تلاقی این دو جریان هنری—قلمِ حماسیِ «یورقون» و نگاهِ جست‌وجوگرِ «توکلی» —تنها یک واکنشِ هنری ساده نبود، بلکه بازتابی از یک پویاییِ عمیقِ فرهنگی در شهرستان مرند است. این آثار، به مثابهِ اسنادی تصویری و ادبی، حافظه‌ی تاریخیِ این دیار را در مواجهه با چالش‌های بزرگ، نه در سردخانه‌های فراموشی، بلکه در زلالِ هنرِ متعهد و زنده، برای آیندگان روایت خواهند کرد؛ این هم‌افزایی نشان می‌دهد که چطور فرهنگِ بومی می‌تواند به یک رویداد ملی، ابعادی جهانی و انسانی ببخشد.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.