فوتبال مال اروپاست حتی آفریقایی ها اروپایی اند/ اطلس جام جهانی: فوتبال جهان فقط یک غول دارد!

ورزش سه پنج شنبه 18 تیر 1405 - 07:01
اروپا بار دیگر بر جام جهانی مسلط شده است و بعید به نظر می‌رسد این روند به این زودی تغییر کند.

به گزارش ورزش سه، این به یکی از سنت‌های همیشگی جام جهانی تبدیل شده است، درست مانند گلایه دروازه‌بان‌ها از توپ جدید مسابقات. هر چهار سال، چند شگفتی رخ می‌دهد، یکی دو مدعی بزرگ حذف می‌شوند و دوباره این جمله‌ها تکرار می‌شود که «سلطه اروپا در حال پایان است» یا «قدرت‌های سنتی فوتبال دیگر برتری سابق را ندارند».

داستان جذابی است؛ همان چیزی که همه دوست دارند باور کنند و برای هواداران عادی نیز هیجان‌انگیز است. اما مشکل اینجاست که واقعیت چیز دیگری می‌گوید. از هشت تیم باقی‌مانده جام جهانی ۲۰۲۶، شش تیم اروپایی هستند. در مرحله حذفی نیز اگرچه سه تیم اروپایی برابر تیم‌های خارج از اروپا حذف شدند، اما دو مورد از این حذف‌ها در ضربات پنالتی رقم خورد و مورد دیگر، شکست بوسنی و هرزگوین مقابل آمریکا بود؛ تیمی که خود با دو پیروزی در ضربات پنالتی از پلی‌آف به جام جهانی رسیده بود و شاید اصلاً حضورش در این مرحله نیز تا حدی خوش‌شانس محسوب می‌شد.

در مقابل، شگفتی‌های بزرگ‌تر این جام زمانی رقم خورد که تیم‌های اروپایی برنده شدند؛ پیروزی نروژ مقابل برزیل و برد بلژیک برابر سنگال، نتایجی بودند که کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد.

البته نشانه‌هایی از تغییر هم وجود دارد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. نخست اینکه سه تیم پرافتخار تاریخ جام جهانی، برزیل، آلمان و ایتالیا، هیچ‌کدام در مرحله یک‌چهارم نهایی حضور ندارند که این اتفاق، در تاریخ این رقابت‌ها بی‌سابقه است.

دوم اینکه افزایش تعداد تیم‌های جام جهانی به ۴۸ تیم، همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، بیشترین سود را به فوتبال آفریقا رساند. استعداد در این قاره میان کشورهای مختلف توزیع شده و آفریقا سال‌ها از نظر سهمیه کمتر از ظرفیت واقعی خود نماینده در جام جهانی داشت. اینکه ۹ تیم از ۱۰ نماینده آفریقا از مرحله گروهی صعود کردند، نشان می‌دهد این قاره اکنون مجموعه‌ای از تیم‌های سطح متوسط اما بسیار رقابتی در اختیار دارد.

2491714

اما با وجود این پیشرفت‌ها، هنوز نمی‌توان گفت که توازن قدرت از اروپا فاصله گرفته است. در دهه ۱۹۹۰ بسیاری تصور می‌کردند تغییر بزرگی در راه است. حتی این نگرانی وجود داشت که آمریکا با سرمایه‌گذاری گسترده روی فوتبال به یک قدرت جهانی تبدیل شود. اما با وجود شروع امیدوارکننده آمریکا در این جام، تیم ملی این کشور هنوز فاصله زیادی تا تبدیل شدن به مدعی واقعی قهرمانی جهان دارد.

در همان سال‌ها، نیجریه و کامرون به عنوان آینده فوتبال آفریقا معرفی می‌شدند؛ تیم‌هایی که با قهرمانی در المپیک و درخشش بازیکنانشان در باشگاه‌های اروپایی نوید ظهور قدرتی جدید را می‌دادند. اما امروز نه‌تنها خبری از آن برتری نیست، بلکه هیچ‌کدام حتی به جام جهانی ۲۰۲۶ هم نرسیده‌اند.

از سوی دیگر، داستان شگفت‌انگیز کیپ‌ورد در این جام تحسین‌برانگیز بود، اما اگر بین کشوری با ۲۴۰ میلیون نفر جمعیت مانند نیجریه و کشوری با حدود ۵۰۰ هزار نفر جمعیت مانند کیپ‌ورد قرار باشد یک قهرمان جهان ظهور کند، پاسخ از نظر ظرفیت انسانی کاملاً روشن است.

2491709

پیشرفت آسیا نیز کمتر از حد انتظار بوده است. سال‌ها ژاپن به عنوان امیدوارکننده‌ترین کشور خارج از دایره قدرت‌های سنتی شناخته می‌شد؛ کشوری با زیرساخت مناسب، برنامه‌ریزی حرفه‌ای و فلسفه فوتبالی که از مربیان برزیلی و هلندی الهام گرفته بود. اما ۲۴ سال پس از میزبانی جام جهانی ۲۰۰۲، ژاپن هنوز حتی یک مسابقه مرحله حذفی جام جهانی را نبرده است.

این تیم بدون تردید کیفیت بالایی دارد و قرعه دشوارش مقابل برزیل نیز بی‌تأثیر نبود، اما پس از پیش افتادن در آن مسابقه، بیش از حد محتاط بازی کرد، گویی خودش هم باور نداشت که می‌تواند برنده شود.

کشورهایی که زمانی «قدرت‌های نوظهور فوتبال» محسوب می‌شدند و بازیکنانشان راهی بزرگ‌ترین باشگاه‌های اروپا می‌شدند، مانند آفریقای جنوبی، استرالیا و کره جنوبی، به نظر می‌رسد تنها یک نسل طلایی را تجربه کرده‌اند و نتوانسته‌اند آن روند را ادامه دهند.

در آمریکای جنوبی نیز شرایط مشابهی دیده می‌شود؛ اروگوئه و کلمبیا نسبت به گذشته افت کرده‌اند و شیلی حتی در این جام جهانی حضور ندارد.

در نهایت، شاید چهره فوتبال جهان نسبت به دو دهه قبل متنوع‌تر شده باشد و فاصله تیم‌ها کمتر از گذشته باشد، اما اگر معیار، رقابت برای فتح جام جهانی باشد، هنوز اروپا مرکز ثقل فوتبال ملی جهان است؛ واقعیتی که جام جهانی ۲۰۲۶ نیز بار دیگر آن را تأیید کرده و فعلاً نشانه‌ای وجود ندارد که این برتری در آینده نزدیک از بین برود.

اگر قرار باشد کشوری واقعاً به جمع قدرت‌های نخبه فوتبال جهان اضافه شده باشد، آن کشور نه از آن سوی اقیانوس اطلس آمده و نه از نقطه‌ای دوردست در جهان، بلکه مراکش است. کشوری که از طریق شهرهای خودمختار سئوتا و ملیلا با اسپانیا مرز زمینی دارد.

2490101

مراکش در کنار اسپانیا و پرتغال میزبان جام جهانی بعدی خواهد بود و در بسیاری از نقاط این کشور، یورو در کنار درهم مراکش به راحتی پذیرفته می‌شود. حتی در سال ۱۹۸۷، مراکش برای عضویت در جامعه اروپا (پیش‌درآمد اتحادیه اروپا) درخواست داده بود. هرچند این درخواست در نهایت با این استدلال رد شد که مراکش اساساً یک کشور اروپایی نیست، اما نفس این درخواست، نزدیکی تاریخی و فرهنگی آن به اروپا را نشان می‌دهد.

از منظر فوتبالی نیز این پیوند کاملاً مشهود است. ۱۸ نفر از ۲۶ بازیکن تیم ملی مراکش در جام جهانی، متولد کشورهای اروپایی هستند.
البته این موضوع هیچ اشکال یا ابهام قانونی ندارد. همه این بازیکنان بر اساس قوانین فیفا، به دلیل اصالت خانوادگی خود، حق بازی برای مراکش را دارند. «اوبر فورنیه»، مدیر فنی فدراسیون فوتبال فرانسه، در گفت‌وگویی با The Athletic توضیح داده بود که بسیاری از این بازیکنان به خاطر «احساس غرور در نمایندگی از کشور پدر یا پدربزرگشان» چنین تصمیمی می‌گیرند.

با این حال، واقعیت این است که احتمالاً بسیاری از آنها اگر در سطحی بالاتر بودند، برای تیم‌های ملی فرانسه، اسپانیا یا هلند به میدان می‌رفتند. حتی سرمربی مراکش، محمد وهبی، نیز نمونه‌ای از همین الگو است‌. او اصالتاً مراکشی است، اما ۴۵ سال نخست زندگی خود را در بروکسل، پایتخت سیاسی اروپا، سپری کرده است.

البته همیشه بازیکنانی هم وجود دارند که یا از چشم تیم‌های اروپایی دور مانده‌اند یا واقعاً احساس تعلق بیشتری به مراکش دارند. اشرف حکیمی نمونه بارز آن است؛ بازیکنی که در مادرید متولد شد، در آکادمی رئال مادرید رشد کرد، در لالیگا، بوندسلیگا، سری‌آ و لیگ یک فرانسه بازی کرده و شاید امروز از هر مدافع راستی که اروپا در اختیار دارد، بهتر باشد.

2491712

چهار سال پیش، صعود مراکش به نیمه‌نهایی جام جهانی به عنوان یک موفقیت تاریخی جشن گرفته شد، اما بسیاری تصور می‌کردند مدل ساختن این تیم، الگویی نیست که کشورهای دیگر بتوانند از آن پیروی کنند. شاید این تصور اشتباه بوده باشد.

در جام جهانی ۲۰۲۶، ۲۰ بازیکن جمهوری دموکراتیک کنگو، ۱۶ بازیکن الجزایر، ۱۴ بازیکن کیپ‌ورد و ۱۳ بازیکن تونس نیز در اروپا متولد شده‌اند.

این روند فقط به آفریقا محدود نمی‌شود. در منطقه کونکاکاف نیز، با توجه به اینکه آمریکا، کانادا و مکزیک به عنوان میزبان مستقیماً راهی جام جهانی شدند، تنها سه تیم دیگر از مرحله انتخابی صعود کردند. از میان آنها، ۲۵ نفر از ۲۶ بازیکن کوراسائو در هلند متولد شده‌اند و ۱۲ بازیکن تیم ملی هائیتی نیز در فرانسه به دنیا آمده‌اند.

این تیم‌ها جای کشورهایی مانند هندوراس و کاستاریکا را گرفته‌اند؛ به‌ویژه کاستاریکا که در جام جهانی ۲۰۱۴ تا مرحله یک‌چهارم نهایی پیش رفت. تفاوت مهم اینجاست که ترکیب آن کشورها تقریباً به طور کامل از بازیکنان متولد داخل کشور تشکیل شده بود و حالا از رقابت عقب افتاده‌اند. حتی سورینام، که بخش عمده بازیکنانش نیز در هلند متولد شده‌اند، از آنها به صعود نزدیک‌تر بود.

این الگو حتی در آسیا هم دیده می‌شود. ایران نیز در سال ۲۰۲۶ با اضافه شدن دنیس اکرت، بازیکنی که در آلمان متولد و در فوتبال این کشور پرورش یافته، به جمع کشورهایی پیوست که برای تقویت تیم ملی از ظرفیت بازیکنان دارای تابعیت اروپا استفاده می‌کنند.

2489239

واقعیت این است که بسیاری از کشورهای خارج از اروپا امروز دریافته‌اند که بازیکنان مازاد فوتبال اروپا، از بازیکنانی که خودشان پرورش داده‌اند، کیفیت بالاتری دارند. اگر این روند باعث شده فاصله این کشورها با قدرت‌های اروپایی کمتر شود، اتفاق مثبتی است، اما بعید است بتوانند روزی از اروپا پیشی بگیرند، وقتی همواره در انتخاب بازیکنان، آخرین گزینه‌های «حیاط مدرسه» هستند و ابتدا بهترین استعدادها نصیب کشورهای اروپایی می‌شود.

سلطه فوتبال اروپای غربی، با وجود آنکه جام‌های جهانی در سال‌های اخیر در نقاط مختلف جهان برگزار شده‌اند، همچنان ادامه یافته است. زمانی جام جهانی میان اروپا و قاره آمریکا جابه‌جا می‌شد، اما حالا میزبانی کاملاً جهانی شده است. آخرین جام جهانی برگزارشده در اروپا، روسیه ۲۰۱۸ بود؛ هرچند حتی همان رقابت‌ها نیز با حضور چهار تیم اروپایی در مرحله نیمه‌نهایی به پایان رسید.

این واقعیت، از سر غرور اروپایی‌ها نیست، بلکه بیشتر نوعی حسرت است. کمتر هوادار اروپایی پیدا می‌شود که صرفاً به خاطر اروپایی بودن، طرفدار دیگر تیم‌های اروپا باشد. بسیاری دوست دارند قدرت‌های جدیدی ظهور کنند و فوتبال جهان تنوع بیشتری پیدا کند.

در سال‌های اخیر، در آمریکای جنوبی انتقادهایی نسبت به «اروپایی شدن» فوتبال جهان مطرح شده است. منتقدان می‌گویند فوتبال اروپا بیش از حد فیزیکی و سیستماتیک شده و استعدادهای جوان آمریکای جنوبی خیلی زود راهی اروپا می‌شوند و در نتیجه، هویت فوتبالی کشورهایشان را از دست می‌دهند.

شاید بخشی از این انتقاد درست باشد، اما بیشتر جنبه‌ای احساسی دارد تا واقعی. دست‌کم مشخص نیست کدام‌یک از ستاره‌های نسل فعلی واقعاً به دلیل حضور در فوتبال اروپا آسیب دیده باشند. دلیل اصلی این برتری را باید در قدرت مالی و کیفیت استثنایی سیستم‌های استعدادیابی و آکادمی‌های فوتبال اروپا جست‌وجو کرد؛ جایی که همچنان بهترین بازیکنان جهان پرورش پیدا می‌کنند.

در کنار آن، سطح مسابقات نیز اهمیت زیادی دارد. جام ملت‌های اروپا عملاً کیفیتی در حد جام جهانی دارد و بهترین آماده‌سازی ممکن برای این تورنمنت محسوب می‌شود. همچنین لیگ ملت‌های اروپا باعث شده تیم‌های بزرگ اروپایی به‌طور مداوم مقابل یکدیگر قرار بگیرند و تجربه مسابقات سطح بالا را به دست آورند. در مقابل، رقابت‌های قاره‌ای در سایر نقاط جهان یا از نظر کیفیت تیم‌ها ضعیف‌تر هستند یا از نظر زمان‌بندی و سازماندهی با مشکلات فراوان روبه‌رو می‌شوند. شاید یکی از راه‌حل‌ها، برگزاری تورنمنت‌های مشترک میان کنفدراسیون‌های غیراروپایی باشد تا تعداد مسابقات باکیفیت برای این کشورها افزایش یابد.

در جام جهانی ۱۹۹۴ آمریکا، از هشت تیم یک‌چهارم نهایی تنها یک تیم غیراروپایی حضور داشت؛ برزیل که در نهایت نیز قهرمان شد. اگر آن زمان از کسی می‌پرسیدید که ۳۲ سال بعد، در جام جهانی بعدی که دوباره در آمریکای شمالی برگزار می‌شود، چند تیم غیراروپایی به جمع هشت تیم برتر خواهند رسید، احتمالاً اگر پاسخ «دو تیم» را می‌داد، بیش از حد محافظه‌کار به نظر می‌رسید.

اما واقعیت امروز دقیقاً همین است. تغییر بزرگی در توازن قدرت فوتبال جهان رخ نداده است و هنوز هم اروپا بر فوتبال ملی جهان سلطه دارد.

منبع خبر "ورزش سه" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.