به گزارش ایسنا، حل مسئله یکی از پایهایترین تواناییهای انسان است؛ تواناییای که هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی نقشی تعیینکننده دارد. انسان از گذشتههای دور تا امروز، برای عبور از خطرها، پاسخ به نیازها و ساختن آینده بهتر، ناچار بوده است با مسئلهها روبهرو شود و برای آنها راهی پیدا کند. اما در دنیای امروز، مسئلهها فقط بیشتر نشدهاند، بلکه پیچیدهتر هم شدهاند. تغییرات سریع اجتماعی، فشارهای روانی، تحول فناوری و تنوع انتخابها باعث شدهاند توانایی فکر کردن به راهحل، بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. به همین دلیل، روانشناسان سالهاست میکوشند بفهمند چه چیزی برخی افراد را در برخورد با دشواریها، سازگارتر، امیدوارتر و عملگراتر میکند.
در همین چارچوب، مفهوم «ذهن راهحلساز» مورد توجه قرار گرفته است. منظور از این مفهوم، نوعی گرایش ذهنی است که به جای ماندن روی علت مشکل و درگیر شدن طولانی با کمبودها، بر تصویر کردن نتیجه مطلوب و طراحی گامهای عملی برای رسیدن به آن تمرکز میکند. این نگاه، به معنای نادیده گرفتن مشکل نیست، بلکه به معنای تغییر زاویه دید است؛ یعنی فرد به جای اینکه فقط بپرسد «چرا این اتفاق افتاده؟» به این فکر کند که «از اینجا به بعد چه میتوان کرد؟». اهمیت این موضوع در آن است که چنین ذهنیتی میتواند تابآوری، یعنی توانایی تحمل فشار و بازگشت از دشواری، را افزایش دهد، بار ذهنی را کمتر کند و به تصمیمگیری سازگارانهتر کمک کند. با وجود این اهمیت، به گفته پژوهشگران، تاکنون کمتر مطالعهای به طور عمیق و کیفی به عوامل شکلدهنده این ذهنیت پرداخته بود.
در همین زمینه، مریم کاظمی، از گروه مشاوره واحد خمینیشهر دانشگاه آزاد اسلامی، به همراه یک همکار دانشگاهی و با همراهی دانشگاه حکیم سبزواری و مؤسسه دنیای راهحلمحور در کلرِ تگزاس آمریکا، پژوهشی درباره عوامل اثرگذار بر شکلگیری ذهن راهحلساز انجام دادهاند. این پژوهش به زبان ساده تلاش کرده است روشن کند چه ویژگیهای فردی، چه روابط و تجربههایی، و چه ابزارهای ذهنی میتوانند به انسان کمک کنند تا در برابر مشکلات، بیشتر به سمت ساختن راهحل حرکت کند تا ماندن در بنبست.
مطالعه فوق در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد انجام شد. پژوهشگران از روش کیفی «نظریه دادهبنیاد» استفاده کردند؛ روشی که در آن به جای شروع از یک فرضیه قطعی، دادهها به دقت بررسی میشوند تا الگوها و مفاهیم اصلی از دل تجربه افراد بیرون بیاید.
یافتههای پژوهش نشان دادند که ذهن راهحلساز پدیدهای تکبعدی نیست، بلکه از تعامل چند دسته عامل شکل میگیرد. چهار مقوله محوری در این مطالعه شناسایی شد: منابع درونی، تعاملات توانمندساز، ابزارهای ساخت راهحل و فعالسازی منابع.
منابع درونی شامل ویژگیهایی مانند صبوری، خودکارآمدی، اعتماد به نفس، استقلال و مسئولیتپذیری بود؛ ویژگیهایی که فرد را برای برخورد فعال با دشواریها آماده میکنند. تعاملات توانمندساز نیز به نقش روابط حمایتی، ارتباط سازنده، مشاوره تخصصی، آموزش و یادگیری از دیگران اشاره داشت. در کنار این دو، ابزارهای ساخت راهحل مثل گفتوگوی درونی مثبت، نوشتن ایدهها، تصویرسازی ذهنی، مدیتیشن، آزمون و خطا و ارزیابی چندجانبه هم از عوامل مهم شناخته شدند.
نتایج همچنین نشان دادند برخی موانع میتوانند این فرایند را مختل کنند. از جمله این موانع میتوان به واکنشهای تکانشی، دیدگاه محدود و برهم خوردن آرامش درونی اشاره کرد. پژوهشگران در این میان به مفاهیم تازهای نیز رسیدهاند؛ از جمله «آرامشزدایی» و «تفکر نموداری». آرامشزدایی در این پژوهش به نوعی برهم خوردن تعادل هیجانی اشاره دارد که میتواند عملکرد شناختی، یعنی توانایی فکر کردن و تصمیمگیری، را مختل کند. تفکر نموداری نیز به نوعی ساماندهی گامبهگام و غیرخطی فکر برای رسیدن به راهحل اشاره دارد.
در مجموع، پژوهش نتیجه گرفته است که ذهن راهحلساز حاصل پیوند میان تواناییهای فردی، تجربههای اجتماعی، ابزارهای شناختی و نگرش مثبت به آینده است.
اهمیت این یافتهها در آن است که میتوانند در آموزش، مشاوره و رواندرمانی کاربرد داشته باشند. اگر مشخص شود چه عواملی به تقویت ذهن راهحلساز کمک میکند، میتوان برنامههایی طراحی کرد که افراد را برای مواجهه سالمتر با مشکلات آماده کند. برای نمونه، آموزش گفتوگوی درونی مثبت، نوشتن ایدهها، شناسایی فرصتها، تقویت امید و تمرین ذهنیت رشد میتواند به افراد کمک کند در موقعیتهای دشوار، احساس ناتوانی کمتری داشته باشند. «ذهنیت رشد» یعنی این باور که تواناییها و مهارتها قابل پرورشاند و فرد میتواند با یادگیری و تلاش، بهتر عمل کند.
این پژوهش همچنین نشان میدهد راهحلسازی فقط یک مهارت فکری ساده نیست، بلکه به هیجان، روابط، انگیزه و حتی معنا دادن به تجربههای زندگی هم مربوط میشود. لذا از نگاه پژوهشگران، ذهن راهحلساز نوعی جهتگیری روانی و اجتماعی است که از تأمل، تعامل و توانمندسازی شکل میگیرد.
این نتایج علمی پژوهشی جالب توجه در «نشریه رویش روانشناسی» منتشر شدهاند؛ نشریهای که وابسته به انجمن روانشناسی بالینی کودک و نوجوان است.
انتهای پیام












