به گزارش ایرنا امروز مسیر جمکران تنها محل عبور یک کاروان تشییع نبود؛ جغرافیای اشک و دلدادگی مردمی بود که از دل محرومیتها و زندگیهای ساده، خود را به حاشیه این مسیر رسانده بودند تا آخرین سلام و بدرقه را نثار شهید ایران کنند.
از نخستین ساعات صبح، کوچههای خاکی و خانههای کوچک اطراف مسیر، حالوهوایی دیگر داشت. زنانی که با چادرهای مشکی کنار خیابان ایستاده بودند، کودکانی که پرچم ایران را در دست داشتند و پیرمردانی که آرام و بیصدا اشک میریختند، تصویری ماندگار از عشق مردم به فرزند شهید وطن خلق کرده بودند.
هیچکس در آن مسیر احساس غریبی نداشت؛ انگار همه یک خانواده بودند؛ خانوادهای داغدار که برای وداع با عزیز از دسترفته خود آمدهاند. صدای صلوات، نوحه و زمزمههای «یا حسین(ع)» در طول مسیر پیچیده بود و هر لحظه بر سنگینی بغض مردم میافزود.
حاشیهنشینان مسیر جمکران، اگرچه سالها با رنج معیشت و سختی زندگی کردهاند، اما امروز با قامتی استوار در مراسم وداع حاضر شدند؛ مردمی که شاید سهم اندکی از امکانات داشته باشند اما دلهایی سرشار از وفاداری، غیرت و عشق به ایران و شهدا دارند.
بسیاری از آنان میگفتند این حضور، برایشان تنها یک مراسم تشییع نیست؛ ادای احترام به بزرگمردی است که او را متعلق به همه مردم، بویژه محرومان میدانستند.
مادری سالخورده در حالی که اشک از صورتش جاری بود، زیر لب میگفت: دِلمان سوخت، اما خوشحالیم که قسمت شد در مسیر بدرقه شهید ایران بایستیم. در بخشهایی از مسیر، مردم بیاختیار با عبور کاروان اشک میریختند.
برخی دست بر سینه گذاشته بودند و برخی دیگر تنها در سکوت به تابوت خیره مانده بودند؛ سکوتی که بلندتر از هر فریادی، از اندوه مردم حکایت داشت. امروز جمکران شاهد روایت دیگری از مردم ایران بود؛ مردمی که شاید در حاشیه شهر زندگی کنند، اما در متن عشق، وفاداری و ایستادگی جای دارند.
آنان نشان دادند پیوند میان ملت و شهدا، پیوندی فراتر از زمان و مکان است؛ پیوندی از جنس ایمان، دلدادگی و وفاداری. حضور مردم در حاشیه مسیر جمکران، تصویری عمیق و فراموشنشدنی از وحدت و همدلی خلق کرد؛ تصویری از اشکهایی که با افتخار آمیخته بود و بغضهایی که رنگ سعادت داشت؛ سعادتِ حضور در آخرین وداع با شهید ایران.












