از نطق‌های روشنگرانه در مسجد کرامت مشهد تا رهبری جهان اسلام

ایرنا دوشنبه 15 تیر 1405 - 12:01
تهران- ایرنا- رئیس کمیته امداد امام خمینی(ره) با اشاره به ابعاد شخصیتی رهبر شهید انقلاب، گفت: ساده‌زیستی، روحیه عمیق وطن‌دوستی و پرهیز از ناامید کردن مردم از برجسته‌ترین ویژگی‌های ایشان بود و در سخت‌ترین شرایط نیز حتی یک جمله ناامیدکننده از ایشان شنیده نمی‌شد.

گروه جامعه ایرنا- رهبر شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را نمی‌توان تنها از دریچه مسئولیت‌ها و مناصب سیاسی شناخت؛ بخش مهمی از شخصیت و مکتب فکری ایشان در خاطرات و روایت‌های کسانی نهفته است که از سال‌های نوجوانی و دوران مبارزه با رژیم پهلوی، از نزدیک با اندیشه، منش و سیره عملی ایشان آشنا بوده‌اند.

«سید مرتضی بختیاری» رئیس کمیته امداد امام خمینی(ره) از جمله افرادی است که نخستین آشنایی خود با رهبر شهید را در جلسات مسجد کرامت مشهد و پای منبرهای روشنگرانه ایشان تجربه کرده است؛ جلساتی که به گفته وی، با تبیین اسلام ناب، نسل جوان را مجذوب خود می‌کرد و زمینه‌ساز شکل‌گیری جریان فکری انقلاب اسلامی بود.

بختیاری در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا از نقش رهبر شهید در مقابله با قرائت‌های التقاطی از دین، تبیین اسلام به‌عنوان دینی برای ساختن جامعه و اداره حکومت، ساده‌زیستی و هم‌زیستی با مردم حتی در دوران ریاست‌جمهوری، عشق عمیق به ایران برخاسته از ایمان و فرهنگ عاشورا و نیز ویژگی‌های شخصیتی و علمی ایشان روایت می‌کند؛ روایت‌هایی که بخشی از سیره فکری و عملی رهبر شهید را از زبان یکی از همراهان و شاگردان مکتب انقلاب بازخوانی می‌کند.

ایرنا: نخستین آشنایی شما با رهبر شهید انقلاب اسلامی چگونه شکل گرفت و چه ویژگی‌هایی در شخصیت و اندیشه ایشان موجب شد به جلساتشان علاقه‌مند شوید؟

بختیاری: با توجه به اینکه زادگاه رهبر معظم انقلاب، مشهد مقدس بود و من نیز افتخار زندگی در همان شهر را داشتم، از دوران کودکی به واسطه حضور در جلسات مذهبی با ایشان آشنا شدم. ایشان در آن سال‌ها به عنوان یک روحانی جوان، انقلابی، خوش‌بیان و آشنا با زبان روز، معارف اسلامی را با بیانی روان، مستدل و متناسب با نیاز نسل جوان تبیین می‌کردند. همین ویژگی موجب شده بود که نه تنها من، بلکه بسیاری از نوجوانان و جوانان مشهد مشتاق حضور در جلسات ایشان باشند.

در آن دوران، شخصیت‌های برجسته‌ای همچون آیت‌الله واعظ طبسی، شهید آیت‌الله هاشمی‌نژاد و برخی دیگر از بزرگان در مشهد نقش مهمی در تبیین اندیشه‌های حضرت امام خمینی(ره) داشتند، اما در میان آنان، رهبر شهید انقلاب اسلامی جایگاه ویژه‌ای داشتند و برای نسل جوان الهام‌بخش بودند.

منزل آیت‌الله مقامی در نزدیکی محل سکونت ما قرار داشت و هر هفته در مراسم روضه ایشان شرکت می‌کردیم. در همان جلسات بود که از نزدیک با رهبر شهید انقلاب اسلامی آشنا شدم. گاهی نیز آیت‌الله واعظ طبسی، شهید هاشمی‌نژاد، مرحوم آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله مشکینی و دیگر شخصیت‌های برجسته انقلابی در این محافل حضور پیدا می‌کردند. آن جلسات به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تبیین اندیشه‌های امام خمینی(ره) و شکل‌گیری فضای فکری جوانان تبدیل شده بود.

پس از آن، با پیگیری برنامه‌های ایشان در مسجد کرامت، واقع در چهارراه نادری آن روزگار ـ که امروز چهارراه شهدا نام دارد ـ در نماز جماعت و جلسات تفسیر قرآن شرکت می‌کردم. مباحث تفسیری، معارف قرآنی و شیوه تبیین مفاهیم اسلامی از سوی ایشان تأثیری عمیق بر روحیه و اندیشه ما داشت. رهبر شهید انقلاب اسلامی با استناد به قرآن، روحیه مبارزه با ظلم، استکبار و طاغوت را در جوانان تقویت می‌کردند و به ما می‌آموختند که جبهه حق و باطل چگونه از یکدیگر متمایز می‌شوند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی با استناد به قرآن، روحیه مبارزه با ظلم، استکبار و طاغوت را در جوانان تقویت می‌کردند و به ما می‌آموختند که جبهه حق و باطل چگونه از یکدیگر متمایز می‌شوند.

ایشان همواره تأکید داشتند که انسان باید خدا را محور زندگی خود قرار دهد و هیچ‌گاه زیر بار سلطه طاغوت نرود. مفاهیمی مانند «لا اله الا الله» را صرفاً یک ذکر زبانی نمی‌دانستند، بلکه آن را مبنای آزادی انسان از بندگی غیر خدا تفسیر می‌کردند. این نگاه برای نسل جوان آن روز بسیار جذاب و تحول‌آفرین بود.

رهبر شهید انقلاب اسلامی در تبیین این مفهوم، به روایت مشهور فرستاده پیامبر اسلام(ص) نزد خسروپرویز اشاره می‌کردند که پیام اسلام را چنین معرفی کرد: «آمده‌ایم تا بندگان را از بندگی بندگان رها کرده و به بندگی خدا دعوت کنیم.» این پیام برای جوانانی که روحیه آزادی‌خواهی داشتند، بسیار اثرگذار بود و به ما می‌آموخت که انسان موحد هرگز سلطه غیر خدا را نمی‌پذیرد.

این مفاهیم با زبانی ساده، مستدل و متکی بر معارف اصیل اسلامی بیان می‌شد و هر بار که در جلسات ایشان شرکت می‌کردیم، احساس می‌کردیم عطش ما برای شناخت اسلام ناب بیشتر شده است. همین شیوه بیان، مهم‌ترین عامل جذب نوجوانان و جوانان به جلسات ایشان بود.

ایرنا: حضور در جلسات رهبر شهید انقلاب اسلامی چه تأثیری بر شکل‌گیری اندیشه و مسیر زندگی شما داشت؟

بختیاری: در کنار جلسات رهبر شهید انقلاب اسلامی، در محله ما مرحوم حجت‌الاسلام شیخ جواد حافظی نیز حضور داشتند؛ روحانی وارسته‌ای که چند ماه پیش دار فانی را وداع گفتند و مقام معظم رهبری نیز در پیامی ارتحال ایشان را تسلیت گفتند. ایشان از نظر فکری، از شاگردان و پرورش‌یافتگان مکتب رهبر شهید انقلاب اسلامی بودند و ما نیز در مسجد محله از منبرهای ایشان بهره می‌بردیم.

مجموع این جلسات موجب شد من و بسیاری از هم‌نسلانم حضور فعالی در محافل مذهبی و انقلابی داشته باشیم. یکی دیگر از جلساتی که تأثیر عمیقی بر چارچوب فکری من گذاشت، جلسات شهید آیت‌الله هاشمی‌نژاد بود. ایشان روزهای جمعه، در مسجدی در میدان صاحب‌الزمان مشهد، نشست‌های پرسش و پاسخ دینی برگزار می‌کردند. حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از جوانان در آن جلسات شرکت می‌کردند و ایشان بیش از دو ساعت به پرسش‌های اعتقادی و فکری پاسخ می‌دادند. واقعاً در آن جلسات، بسیاری از مبانی فکری و اعتقادی را آموختیم.

اگر بخواهم زمان آشنایی خود با رهبر شهید انقلاب اسلامی را دقیق‌تر بیان کنم، باید بگویم از حدود ۱۳ یا ۱۴ سالگی با اندیشه‌های ایشان مأنوس شدم؛ یعنی حوالی سال‌های ۱۳۴۶ یا ۱۳۴۷. به گمانم همان سال‌هایی بود که زلزله فردوس رخ داد. از همان دوران نوجوانی، ارتباط ما با جلسات ایشان آغاز شد و این ارتباط به مرور عمیق‌تر و مستمرتر شد.

یکی از مقاطع بسیار مهم، زمانی بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی در میان نسل جوان بیش از پیش شناخته شدند. علت این استقبال نیز آن بود که معارف اصیل اسلامی را بدون پیرایه، تحریف و بدعت برای مردم تبیین می‌کردند. اسلام ناب را همان‌گونه که بود، در اختیار مردم قرار می‌دادند؛ اسلامی که بعدها حضرت امام خمینی(ره) نیز از آن با عنوان «اسلام ناب محمدی» یاد کردند.

علت استقبال نسل جوان از رهبر شهید انقلاب اسلامی آن بود که معارف اصیل اسلامی را بدون پیرایه، تحریف و بدعت برای مردم تبیین می‌کردند. اسلام ناب را همان‌گونه که بود، در اختیار مردم قرار می‌دادند؛ اسلامی که بعدها حضرت امام خمینی(ره) نیز از آن با عنوان «اسلام ناب محمدی» یاد کردند.

همین ویژگی سبب شد ساواک نسبت به فعالیت‌های ایشان حساس شود و ایشان را بازداشت کند، زیرا سخنانشان با فطرت انسان‌ها سازگار بود و هر سخنی که بر پایه فطرت بیان شود، دل‌ها را جذب می‌کند.

پس از تعطیلی جلسات مسجد کرامت از سوی ساواک، رهبر شهید انقلاب اسلامی فعالیت‌های خود را در مسجد امام حسن مجتبی(ع) که در خیابان تهران آن روزگار ـ خیابان امام رضا(ع) امروز ـ قرار داشت، ادامه دادند. مسجد کوچکی بود که بعدها توسعه یافت، اما در همان مسجد، یک ماه کامل جلسات تفسیر قرآن برگزار کردند.

این جلسات صرفاً تفسیر آیات قرآن نبود؛ بلکه تبیینی عمیق از معارف اسلامی بود که هم بر دل انسان می‌نشست و هم موجب تحول در اندیشه و رفتار می‌شد. حاصل آن مباحث، بعدها در قالب کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» منتشر شد؛ اثری که امروز نیز بارها تجدید چاپ شده است.

به یاد دارم سال گذشته نسخه‌ای از چاپ جدید این کتاب را دیدم. مؤسسه مربوط به آثار رهبر معظم انقلاب، سخنرانی‌های ایشان را پیاده‌سازی و منتشر کرده است. «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» حقیقتاً محصول همان جلسات یک‌ماهه ماه مبارک رمضان است؛ جلساتی که شالوده فکری بسیاری از جوانان آن روز، از جمله خود من، در آن شکل گرفت.

اگر امروز از من بپرسند چه عاملی باعث شد مسیر طلبگی را انتخاب کنم، با اطمینان می‌گویم یکی از مهم‌ترین عوامل، همین جلسات و مباحث رهبر شهید انقلاب اسلامی بود. شیوه تبیین دین، نگاه اجتماعی به اسلام و پاسخ‌هایی که ایشان به نیازهای فکری نسل جوان می‌دادند، تأثیری تعیین‌کننده در انتخاب مسیر زندگی من داشت.

ایرنا: به نظر شما مهم‌ترین ویژگی اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی که بیشترین تأثیر را بر نسل جوان گذاشت، چه بود؟

بختیاری: یکی از ویژگی‌های برجسته رهبر شهید انقلاب اسلامی این بود که مفاهیم دینی را از حالت صرفاً نظری خارج می‌کردند و آن را با زندگی روزمره انسان پیوند می‌زدند. به یاد دارم در روایتی آمده است که گروهی نزد پیامبر اکرم(ص) آمدند و عرض کردند: «یا رسول‌الله، ما خدا را می‌خوانیم، اما دعایمان مستجاب نمی‌شود. مگر خداوند در قرآن نفرموده است: «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»؟ پس چرا پاسخ نمی‌گیریم؟»

رهبر شهید انقلاب اسلامی با تکیه بر همین معارف، تلاش می‌کردند این پرده‌ها را از برابر نگاه جوانان کنار بزنند. ایشان می‌فرمودند ما خدا را شناخته‌ایم، اما آیا واقعاً برای خدا در زندگی خود نقشی قائل هستیم؟ نماز می‌خوانیم، اما آیا آثار نماز را در رفتار و زندگی خود مشاهده می‌کنیم؟ نماز برای ساختن زندگی انسان است، نه صرفاً انجام یک عمل عبادی.

ایشان تأکید داشتند اگر انسان برای خدا در زندگی خود جایگاهی واقعی قائل نباشد، طبیعی است که آثار دین را نیز در زندگی خود نخواهد دید. رهبر شهید انقلاب اسلامی با همین نگاه، شیرینی دین را به نسل جوان چشاندند و به ما آموختند که ایمان، خودباوری و استقلال انسان از یکدیگر جدا نیستند.

کسی که حقیقتاً خدا را باور داشته باشد، هرگز زیر سلطه طاغوت نمی‌رود. این دو با یکدیگر قابل جمع نیستند. ایشان بارها با استناد به آیات قرآن، به‌ویژه آیات سوره نساء، این حقیقت را تبیین می‌کردند که مؤمنان در راه خدا مبارزه می‌کنند و کسانی که ایمان ندارند، در مسیر طاغوت گام برمی‌دارند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی با همین شیوه، نگاه ما را نسبت به دین متحول کردند. پیش از آن، در ذهن بسیاری از مردم این تصور شکل گرفته بود که دین فقط برای آخرت است و در اداره زندگی دنیوی نقشی ندارد. بعدها نیز حضرت امام خمینی(ره) در کتاب «جهاد اکبر» به همین موضوع اشاره کردند و فرمودند که طی چند قرن تلاش شده بود دین از متن زندگی اجتماعی مردم کنار گذاشته شود و تنها به آخرت محدود شود.

اما رهبر شهید انقلاب اسلامی این نگاه را دگرگون کردند. ایشان با صراحت می‌گفتند اگر دین نتواند زندگی امروز انسان را متحول کند، در آخرت نیز برای او کارساز نخواهد بود. این سخن برای نسل جوان بسیار تعیین‌کننده بود، زیرا نشان می‌داد اسلام برنامه‌ای جامع برای زندگی انسان دارد و تنها به عبادات فردی محدود نمی‌شود.

در جلسات تفسیر قرآن و به‌ویژه مباحث «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، این حقیقت برای ما روشن شد که اسلام دینی است که باید در متن جامعه، در عرصه عدالت، مبارزه با ظلم، مسئولیت‌پذیری و اصلاح زندگی انسان حضور داشته باشد. همین نگاه، تحولی عمیق در اندیشه بسیاری از جوانان آن دوران ایجاد کرد و عشق و علاقه آنان را به اسلام ناب محمدی(ص) افزایش داد.

ایرنا: رهبر شهید انقلاب اسلامی چگونه توانستند برداشت نسل جوان از دین را تغییر دهند و اسلام را به عنوان یک مکتب زندگی معرفی کنند؟

بختیاری: یکی از نکاتی که همواره در ذهن من مانده، شیوه تبیین روایات از سوی رهبر شهید انقلاب اسلامی بود. ایشان صرفاً روایت را نقل نمی‌کردند، بلکه آن را به زبان زندگی ترجمه می‌کردند و آثار عملی آن را برای جوانان توضیح می‌دادند.

برای نمونه، بارها به این روایت اشاره می‌کردند که هر کس با اخلاص «لا اله الا الله» بگوید، وارد بهشت می‌شود. اما بلافاصله توضیح می‌دادند که مقصود از اخلاص چیست. تنها بر زبان آوردن این ذکر کافی نیست؛ بلکه «لا اله الا الله» زمانی از روی اخلاص گفته شده است که انسان را از ورود به حریم گناه بازدارد و او را در مسیر بندگی خدا قرار دهد.

ایشان تأکید می‌کردند اگر «لا اله الا الله» نتواند رفتار انسان را تغییر دهد و او را از معصیت دور کند، تنها یک جمله بر زبان جاری شده و اثر واقعی خود را نگذاشته است. این نوع تبیین برای ما بسیار تازه و تأثیرگذار بود، زیرا پیش از آن، بیشتر بر جنبه لفظی و شعاری مفاهیم دینی تأکید می‌شد.

رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره عدالت را محور اندیشه اسلامی معرفی می‌کردند و معتقد بودند هویت و شناسنامه انقلاب اسلامی نیز عدالت‌خواهی است. این نگاه، نسل جوان را با حقیقت اسلام آشنا می‌کرد و نشان می‌داد که دین، برنامه‌ای جامع برای اداره زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد.

رهبر شهید انقلاب اسلامی با همین بیان، تفاوت اسلام ناب را با برداشت‌های تحریف‌شده از دین روشن می‌کردند. ایشان توضیح می‌دادند که در طول سالیان متمادی، تلاش شده بود این اندیشه در جامعه رواج پیدا کند که دین تنها برای آخرت است و نقشی در اداره جامعه و زندگی مردم ندارد. در حالی که حقیقت اسلام چیز دیگری است.

ایشان بارها تأکید می‌کردند اگر دین نتواند زندگی امروز انسان را اصلاح کند، در آخرت نیز سودی برای او نخواهد داشت. اسلام آمده است تا انسان را در همین دنیا به عزت، استقلال، عدالت، کرامت و بندگی خدا برساند و آثار این تحول در همه ابعاد زندگی او آشکار شود.

رهبر شهید انقلاب اسلامی همچنین نشان دادند که پیامبران الهی صرفاً برای بیان احکام فردی مبعوث نشده‌اند بلکه مأموریت آنان ساختن جامعه‌ای بر پایه عدالت، توحید و کرامت انسانی بوده است. از همین رو، دین را نمی‌توان از مسائل اجتماعی، سیاسی و حکمرانی جدا دانست.

از همین منظر بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره عدالت را محور اندیشه اسلامی معرفی می‌کردند و معتقد بودند هویت و شناسنامه انقلاب اسلامی نیز عدالت‌خواهی است. این نگاه، نسل جوان را با حقیقت اسلام آشنا می‌کرد و نشان می‌داد که دین، برنامه‌ای جامع برای اداره زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد؛ نگاهی که تأثیر عمیقی بر شکل‌گیری اندیشه و مسیر زندگی بسیاری از جوانان آن دوران، از جمله خود من، گذاشت.

ایرنا: شما از نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی در تبیین اسلام ناب سخن گفتید. این نگاه چه تأثیری بر مبارزات مردم و شکل‌گیری جریان انقلاب اسلامی داشت؟

بختیاری: آنچه رهبر شهید انقلاب اسلامی برای ما تبیین می‌کردند، این بود که اسلام، دینی جامع است و نمی‌توان آن را تنها به عبادات فردی محدود کرد. ایشان با استناد به قرآن کریم و روایات اهل‌بیت(ع)، این حقیقت را برای نسل جوان روشن کردند که اسلام برای اداره جامعه، برقراری عدالت و مقابله با ظلم برنامه دارد.

وقتی مباحث ولایت فقیه حضرت امام خمینی(ره) در نجف اشرف مطرح شد، فضای فکری جدیدی برای ما ایجاد کرد. حضرت امام در حدود ۲۲ تا ۲۴ جلسه درس خارج فقه، مبانی ولایت فقیه را تبیین کردند. آن روزها هنوز این مباحث به صورت کتاب منتشر نشده بود و بیشتر از طریق نوارهای صوتی میان علاقه‌مندان دست به دست می‌شد. ما نیز با اشتیاق این نوارها را تهیه می‌کردیم و بارها به آن‌ها گوش می‌دادیم.

مطالعه آن مباحث برای ما روشن کرد که اسلام دارای نظام حکمرانی است. پیامبر اکرم(ص) تنها برای بیان احکام فردی مبعوث نشدند، بلکه حکومت تشکیل دادند و جامعه را بر پایه عدالت اداره کردند. اگر حکومت اسلامی وجود نداشته باشد، اجرای عدالت نیز امکان‌پذیر نخواهد بود.

از همین رو، نگاه ما به انقلاب اسلامی نیز بر همین مبنا شکل گرفت. ما به این نتیجه رسیدیم که شناسنامه و هویت انقلاب اسلامی، عدالت‌خواهی است. اگر عدالت در جامعه محقق نشود، بسیاری از اهداف اسلام نیز تحقق پیدا نخواهد کرد.

رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره تأکید می‌کردند که دین باید در متن زندگی مردم حضور داشته باشد؛ در اقتصاد، فرهنگ، سیاست، قضاوت، تعلیم و تربیت و همه عرصه‌های اجتماعی. این نگاه، تفاوت اساسی اسلام ناب با برداشت‌هایی بود که تلاش می‌کردند دین را تنها به حوزه فردی و عبادات محدود کنند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی هیچ‌گاه اسلام را به صورت شعاری مطرح نمی‌کردند؛ بلکه با استدلال، منطق، استناد به قرآن و روایات و با زبانی متناسب با نیاز نسل جوان سخن می‌گفتند. همین ویژگی باعث می‌شد سخنان ایشان بر دل‌ها بنشیند و در رفتار و اندیشه مخاطبان اثر بگذارد.

به اعتقاد من، همین شیوه تبیین موجب شد نسل جوان آن روز با همه وجود به اسلام و انقلاب اسلامی ایمان بیاورد. ما احساس می‌کردیم اسلام پاسخ همه نیازهای انسان را در اختیار دارد و می‌تواند جامعه‌ای مستقل، عزتمند و عادلانه بسازد.

رهبر شهید انقلاب اسلامی هیچ‌گاه اسلام را به صورت شعاری مطرح نمی‌کردند؛ بلکه با استدلال، منطق، استناد به قرآن و روایات و با زبانی متناسب با نیاز نسل جوان سخن می‌گفتند. همین ویژگی باعث می‌شد سخنان ایشان بر دل‌ها بنشیند و در رفتار و اندیشه مخاطبان اثر بگذارد.

اگر بخواهم مهم‌ترین ویژگی شخصیت علمی و فکری ایشان را بیان کنم، باید بگویم قدرت ایشان در تبدیل مفاهیم عمیق دینی به گفتمانی قابل فهم برای نسل جوان، کم‌نظیر بود. ایشان اسلام را از قالب مفاهیم صرفاً ذهنی خارج کردند و به عنوان برنامه‌ای برای زندگی، مبارزه با ظلم، تحقق عدالت و ساختن جامعه اسلامی به ما معرفی کردند؛ نگاهی که تأثیر آن را تا امروز نیز می‌توان در اندیشه و رفتار بسیاری از شاگردان و علاقه‌مندان ایشان مشاهده کرد.

ایرنا: شما همواره بر عدالت به‌عنوان یکی از محورهای اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی تأکید می‌کنید. این نگاه چگونه در تبیین اسلام و انقلاب اسلامی برای نسل جوان نمود پیدا می‌کرد؟

بختیاری: ما معتقد بودیم و امروز هم معتقدیم که شناسنامه انقلاب اسلامی، عدالت است. اگر به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که به وسیله خبرگان منتخب مردم تدوین شد نگاه کنیم، این نگاه به‌روشنی قابل مشاهده است. مجتهدان، استادان دانشگاه و صاحب‌نظرانی که با رأی مردم برای تدوین قانون اساسی انتخاب شدند، اصول مختلف قانون اساسی را بر پایه عدالت، کرامت انسانی و حقوق مردم تنظیم کردند.

برای نمونه، اگر به اصول مختلف قانون اساسی از جمله اصل دوم، اصل دهم درباره خانواده و اصل نوزدهم درباره تساوی حقوق مردم نگاه کنیم، درمی‌یابیم که همه این اصول بر کرامت انسان و عدالت اجتماعی تأکید دارند. اینها همان آموزه‌هایی بود که ما در محضر رهبر شهید انقلاب اسلامی فرا گرفتیم.

ایشان همواره با استناد به روایات تأکید می‌کردند که از نظر حقوق اجتماعی، همه انسان‌ها با یکدیگر برابرند. از عالی‌ترین مقام کشور گرفته تا پاکبانی که خیابان‌ها را نظافت می‌کند، همگی در برخورداری از حقوق اجتماعی برابر هستند. زن و مرد، مسئول و غیرمسئول، همگی در برابر قانون و از منظر حقوق اجتماعی جایگاهی یکسان دارند.

همچنین به سخن پیامبر اکرم(ص) استناد می‌کردند که انسان‌ها همانند دندانه‌های شانه با یکدیگر برابرند. این تعبیر برای ما بسیار جذاب بود، زیرا نشان می‌داد که در اسلام، ملاک برتری، مقام، ثروت یا قدرت نیست؛ بلکه معیار برتری همان چیزی است که قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ.»

وقتی این مبانی در ذهن انسان شکل بگیرد، دیگر امکان ندارد زیر بار ظلم برود. ممکن است مظلوم واقع شود، اما ظلم را نمی‌پذیرد و در برابر ستم تسلیم نمی‌شود. همان‌گونه که امام حسین(ع) در کربلا مظلوم واقع شدند، اما هرگز در برابر ظلم سر فرود نیاوردند و تا آخرین لحظه ایستادگی کردند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها به این مفاهیم اشاره می‌کردند و با استناد به نهضت عاشورا، روحیه مقاومت و ظلم‌ستیزی را در نسل جوان تقویت می‌کردند. این نگاه بود که دین را از یک موضوع صرفاً فردی خارج کرد و آن را به موتور تحول اجتماعی تبدیل ساخت.

به اعتقاد من، یکی از بزرگترین برکات انقلاب اسلامی همین بود که حضرت امام خمینی(ره) پس از قرن‌ها تحریف و انحراف، دین را دوباره به متن زندگی مردم بازگرداندند. رهبر معظم انقلاب نیز در سخنرانی‌های سالانه خود در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، بارها به همین ویژگی برجسته امام اشاره کرده‌اند که ایشان اسلام را از حاشیه به متن جامعه آوردند.

وقتی انسان حقیقتاً باور کند که «الله اکبر»؛ یعنی هیچ قدرتی بالاتر از خدا وجود ندارد، دیگر از طاغوت هراسی نخواهد داشت. طاغوت در هر دوره‌ای ممکن است چهره‌ای متفاوت داشته باشد؛ روزی رضاخان، روزی محمدرضا پهلوی و امروز نیز نظام سلطه جهانی. اما کسی که خدا را بزرگ‌تر از همه قدرت‌ها بداند، زیر بار سلطه طاغوت نخواهد رفت.

رهبر شهید انقلاب اسلامی این حقیقت را به ما آموختند که اگر دین نتواند در همین دنیا انسان را بسازد، او را متحول کند و جامعه را اصلاح کند، در آخرت نیز دستگیر او نخواهد بود. این نگاه، مهم‌ترین درسی بود که ما از ایشان فرا گرفتیم.

00:00
00:00
Download

ایرنا: نخستین ارتباط مستقیم در حوزه مبارزاتی شما به رهبری شهید در کجا و چه زمانی اتفاق افتاد؟

بختیاری: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ارتباطم با ایشان تنها به حضور در جلسات عمومی محدود نبود. به تدریج، این توفیق را پیدا کردم که در برخی مواقع به منزل ایشان نیز بروم و پرسش‌های خود را مستقیم مطرح کنم.

به خاطر دارم پس از آنکه جریان اپورتونیست های چپ‌نما و سپس سازمان مجاهدین خلق ـ که بعدها ماهیت منافقانه آنان آشکار شد ـ فعالیت خود را آغاز کردند، برخی از جوانان متدین که از زندان آزاد می‌شدند، تحت تأثیر ادبیات و تفاسیر آنان قرار گرفته بودند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی معتقد بودند جریان‌های چپ و سازمان مجاهدین خلق با بهره‌گیری ابزاری از آیات قرآن، در پی ارائه تفسیری انحرافی از اسلام برای پیشبرد اهداف سیاسی خود هستند و نباید ظاهر استنادهای آنان به مفاهیم دینی، موجب غفلت از ماهیت واقعی اندیشه‌شان شود.من و یکی از دوستان که بعدها هر دو در قم نیز با یکدیگر بودیم، تصمیم گرفتیم نظر رهبر شهید انقلاب اسلامی را درباره تفاسیر قرآن که از سوی سازمان مجاهدین خلق منتشر می‌شد، جویا شویم. به منزل ایشان رفتیم. هنوز آن صحنه را به خوبی به یاد دارم؛ خودشان با نهایت سادگی برای ما چای آوردند و با حوصله به پرسش‌هایمان پاسخ دادند.

ایشان با صراحت فرمودند این افراد از آیات و تفاسیر قرآن استفاده می‌کنند، اما هدفشان بهره‌برداری ابزاری از دین برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود است. تأکید کردند که نباید فریب ظاهر استنادهای آنان به قرآن را خورد، زیرا باطن اندیشه آنان با حقیقت اسلام فاصله دارد.

همین توضیح روشنگرانه باعث شد نگاه ما نسبت به این جریان کاملاً روشن شود. پس از آن، هرگاه دوستانی از زندان آزاد می‌شدند و تحت تأثیر ادبیات سازمان قرار گرفته بودند، با استناد به همین توضیحات رهبر شهید انقلاب اسلامی با آنان گفت‌وگو می‌کردیم و درباره انحرافات فکری این جریان بحث می‌کردیم.

در آن سال‌ها هر جا اعلام می‌شد که ایشان سخنرانی دارند، خودمان را به آن جلسه می‌رساندیم. امکانات امروز وجود نداشت؛ نه تلفن همراهی بود و نه اطلاع‌رسانی گسترده. از طریق دوستان مطلع می‌شدیم و با مینی‌بوس، با کمترین هزینه، خود را به شهرهایی مانند نیشابور می‌رساندیم تا از سخنان ایشان بهره‌مند شویم. یکی از مکان‌هایی که چند بار در آن حضور پیدا کردیم، منزل پدر آقای ترقی بود؛ آقای ترقی که امروز عضو هیئت امنای کمیته امداد است و در آن دوران نیز از جوانان فعال و مبارز به شمار می‌رفت.

ایرنا: ارتباط شما با رهبر شهید پس از تبعید ایشان چگونه ادامه پیدا کرد و آن دوران چه تأثیری بر روحیه مبارزاتی نسل جوان داشت؟

بختیاری: ارتباط ما با رهبر شهید انقلاب اسلامی حتی در دوران تبعید نیز قطع نشد. هر زمان فرصتی فراهم می‌شد، تلاش می‌کردیم خود را به محل حضور ایشان یا دیگر علمای مبارز برسانیم تا از سخنان و رهنمودهای آنان بهره‌مند شویم.

به یاد دارم برای استفاده از یکی از سخنرانی‌های ایشان، از مشهد به شهر دیگری رفتیم تا ضمن حضور در جلسه، مطالب را یادداشت کنیم. وقتی متوجه شدند که ما از مشهد برای شرکت در آن جلسه آمده‌ایم، تعجب کردند. برای ما مهم بود که این معارف را از دست ندهیم، زیرا باور داشتیم اگر دین نتواند دنیای انسان را آباد کند، آخرت او نیز آباد نخواهد شد.

در همان سال‌ها، بسیاری از روحانیون و شخصیت‌های برجسته انقلابی در تبعید بودند. تا آنجا که امکان داشت، به دیدار آنان می‌رفتیم. مرحوم آیت‌الله مشکینی در کاشمر در تبعید بودند و خدمت ایشان می‌رسیدیم. رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در یکی از شهرهای تبعید حضور داشتند و ما برای دیدار ایشان می‌رفتیم. همچنین برخی دیگر از بزرگان، از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی و تعدادی از شخصیت‌های انقلابی، در شهرهایی مانند طبس در تبعید بودند و ما از فرصت استفاده می‌کردیم تا از محضر آنان بهره ببریم.

همه این رفت‌وآمدها ریشه در همان آموزه‌هایی داشت که از رهبر شهید انقلاب اسلامی آموخته بودیم؛ آموزه‌هایی که به ما می‌آموخت دین، مسئولیت اجتماعی و حضور در صحنه را از انسان مطالبه می‌کند.

یکی از خاطراتی که هرگز از ذهنم پاک نمی‌شود، حمله مأموران رژیم پهلوی به یکی از سخنرانی‌های ایشان در بیمارستان امام رضا(ع) مشهد است. جلسه را به هم زدند و با خشونت بسیار به مردم حمله کردند. هنوز به یاد دارم که پس از آن حادثه، چند کامیون کفش از محل جمع‌آوری شد؛ زیرا مردم هنگام فرار کفش‌های خود را جا گذاشته بودند. برخورد مأموران رژیم بسیار بی‌رحمانه بود.

اما نتیجه این فشارها برخلاف تصور رژیم بود. هرچه آنان برخورد شدیدتری می‌کردند، انگیزه ما برای حضور در صحنه بیشتر می‌شد. اصلاً در میان جوانان انقلابی، شوق حضور و ایستادگی افزایش پیدا می‌کرد و دیگر بحث ترس از جان مطرح نبود.

در آن دوران، فرهنگ عاشورا در جامعه زنده شده بود. شعارهای امام خمینی(ره) و تأکید ایشان بر اینکه «هرچه داریم از کربلا داریم» را با تمام وجود لمس می‌کردیم. واقعاً برای ما «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» فقط یک شعار نبود، بلکه حقیقتی بود که در صحنه مبارزه آن را زندگی می‌کردیم.

امروز نیز همان روحیه را در مردم مشاهده می‌کنیم. حضور گسترده مردم در صحنه‌های مختلف، جلوه‌ای از همان فرهنگ عاشورا است. انسان وقتی می‌بیند مردم ساعت‌ها در مراسم و اجتماعات حضور دارند و فردای آن روز دوباره به محل کار، اداره، مغازه یا محل کسب خود بازمی‌گردند، عظمت این روحیه را درک می‌کند.

نکته‌ای که همواره برای من جالب بوده، حضور پررنگ بانوان در این صحنه‌هاست. در بسیاری از اجتماعات، تعداد بانوان حتی از آقایان نیز بیشتر است. این را از جلوه‌های نصرت الهی می‌دانم؛ همان وعده‌ای که خداوند به بندگان مؤمن خود داده است.

امروز نیز می‌بینیم که ملت ایران با همین روحیه عزتمندانه در برابر قدرت‌های جهانی ایستاده است. نظام سلطه با همه توان نظامی، سیاسی و تبلیغاتی خود نتوانسته اراده این ملت را در هم بشکند و در نهایت ناچار به پذیرش واقعیت‌های موجود شده است. این عزت، نتیجه همان فرهنگ مقاومت و خداباوری است که امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب اسلامی آن را در جامعه نهادینه کردند.

ایرنا: ارتباط شما با رهبر شهید انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب چگونه ادامه یافت و چه ویژگی‌هایی از سلوک مدیریتی و اخلاقی ایشان بیش از همه در ذهن شما مانده است؟

بختیاری: پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، طبیعتاً شرایط تغییر کرد. با اعلام رسمی سقوط نظام سلطنتی و استقرار جمهوری اسلامی، فصل جدیدی در تاریخ کشور آغاز شد و مردم سراسر ایران با شور و شوق از تحقق حکومت اسلامی استقبال کردند.

از آن مقطع به بعد، ارتباط ما با رهبر شهید انقلاب اسلامی بیشتر متناسب با مسئولیت‌های اجرایی و کاری ادامه پیدا کرد. در همان سال‌ها من در فیض‌آباد مسئولیت شهرداری را بر عهده گرفتم؛ همان شهری که پیش از انقلاب در آن به کار کشاورزی مشغول بودم. پس از آن نیز در جهاد سازندگی و سپس در بسیج فعالیت کردم. با تشکیل بسیج مستضعفین، مسئولیت بسیج بخش فیض‌آباد ـ که امروز به شهرستان تبدیل شده است ـ به من واگذار شد.

در آن مقطع، رهبر شهید انقلاب اسلامی به دلیل مسئولیت‌های ملی در تهران حضور داشتند. البته پیش از ریاست‌جمهوری نیز به عنوان نماینده حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع، بارها در جبهه‌های جنگ حضور پیدا می‌کردند و ما نیز در برخی مأموریت‌ها توفیق دیدار ایشان را داشتیم.

به یاد دارم زمانی که دادستان بیرجند بودم، به عنوان رزمنده بسیجی در منطقه مهاباد حضور داشتم. به ما اطلاع دادند که رهبر شهید انقلاب اسلامی به منطقه می‌آیند. در آنجا از نزدیک شاهد حضور ایشان بودیم. لباس روحانیت بر تن داشتند، اما برای حضور در منطقه عملیاتی لباس رزم بر تن کردند و با همان سادگی و بی‌تکلف در میان نیروها حاضر شدند. شهید کاوه نیز در آن منطقه حضور داشت و فضای بسیار معنوی و پرشوری شکل گرفته بود.

ایشان در جمع رزمندگان سخنرانی بسیار اثرگذاری ایراد کردند، اما آنچه بیش از سخنرانی در ذهن من مانده، رفتار و منش ایشان بود. هر بسیجی احساس می‌کرد هیچ فاصله‌ای میان او و رهبر وجود ندارد. این همان جلوه عملی اسلام ناب بود؛ همان اندیشه‌ای که می‌گفت در نظام اسلامی میان انسان‌ها از نظر کرامت و حقوق اجتماعی تفاوتی وجود ندارد.

از بالاترین مقام نظام گرفته تا ساده‌ترین خدمتگزار جامعه، همه در برابر خداوند یکسان هستند و تنها معیار برتری، تقواست. رهبر شهید انقلاب اسلامی این باور را فقط در سخن بیان نمی‌کردند، بلکه در رفتار روزمره خود نیز آن را به نمایش می‌گذاشتند.

در طول سال‌های مسئولیت ایشان، هیچ‌گاه احساس دلسردی، خستگی یا انفعال در وجودشان ندیدم؛ ایشان همواره خود را تابع محض حضرت امام خمینی(ره) می‌دانستند. هرجا نظر امام بر موضوعی قرار می‌گرفت، با همه وجود از آن تبعیت می‌کردند و هیچ‌گاه مصالح نظام و ولایت را فدای مسائل شخصی نمی‌کردند.

یکی از خاطراتی که هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم، مربوط به سفر ایشان به فردوس در دوران ریاست‌جمهوری است. آن زمان من دادستان بیرجند بودم. همراه جمعی از روحانیون و مسئولان با دو دستگاه مینی‌بوس به فردوس رفتیم تا در برنامه حضور پیدا کنیم.

در همان جلسه، ایشان با صمیمیت با امام جمعه شوخی کردند و سپس جمله‌ای فرمودند که هنوز هم در ذهن من زنده است. با قسم یاد کردند که اگر حضرت امام خمینی(ره) به من دستور بدهند به دورافتاده‌ترین پاسگاه کشور بروم و در آنجا جاروکشی کنم، با افتخار این کار را انجام خواهم داد.

رهبر شهید انقلاب در اوج قدرت، ریاست‌جمهوری را نه یک امتیاز، بلکه مسئولیتی می‌دانستند که هر لحظه ممکن است به فرمان ولی‌فقیه با مسئولیتی ساده‌تر جایگزین شود و هیچ احساسی جز افتخار نسبت به آن نداشتند.

این سخن برای ما تنها یک جمله نبود؛ بلکه درسی عملی از ولایت‌مداری، تواضع و اخلاص بود. ایشان در اوج قدرت، ریاست‌جمهوری را نه یک امتیاز، بلکه مسئولیتی می‌دانستند که هر لحظه ممکن است به فرمان ولی‌فقیه با مسئولیتی ساده‌تر جایگزین شود و هیچ احساسی جز افتخار نسبت به آن نداشتند.

واقعاً این رفتار برای من الگو بود. ما عاشق اخلاق، معنویت، کمالات انسانی و ولایت‌مداری ایشان بودیم و همین ویژگی‌ها سبب می‌شد هرچه بیشتر به ایشان علاقه‌مند شویم.

پس از انتخاب ایشان به رهبری نیز ارتباط ما ادامه یافت. به یاد دارم همراه جمعی از مسئولان بیرجند به جماران رفتیم. آن زمان هنوز حسینیه امام خمینی(ره) ساخته نشده بود و دیدارها در فضای باز جماران برگزار می‌شد.

در آن دیدار، با وجود جمعیت فراوان، احساس می‌کردیم رهبر معظم انقلاب با همان محبت و صمیمیت گذشته با همه برخورد می‌کنند. پس از پایان جلسه نیز هنگامی که قصد خروج داشتند، همان روحیه تواضع و احترام نسبت به حاضران کاملاً مشهود بود.

بعدها که در مشهد مسئولیت قضایی داشتم، هر زمان ایشان به مشهد سفر می‌کردند، در جلسات خصوصی با قضات حضور پیدا می‌کردیم. نکته شگفت‌انگیز برای من، حافظه فوق‌العاده و توجه دقیق ایشان به افراد بود. از اعضای خانواده، بستگان و حتی برادرم که در سپاه مسئولیت داشت، سؤال می‌کردند و جزئیاتی را به خاطر داشتند که برای ما بسیار تعجب‌آور بود.

همواره این ویژگی را در ایشان مشاهده می‌کردم که هرچه مسئولیتشان سنگین‌تر می‌شد، تواضعشان نیز بیشتر می‌شد. این را با تمام وجود لمس کردم. زمانی که عضو شورای عالی دفاع بودند، متواضع بودند؛ در دوران ریاست‌جمهوری این تواضع بیشتر شد و پس از پذیرش مسئولیت رهبری، این روحیه به اوج رسید.

به اعتقاد من، این همان حقیقتی است که در روایات نیز به آن اشاره شده است؛ درختی که بار بیشتری دارد، شاخه‌هایش بیشتر خم می‌شود. انسان‌هایی که از ایمان و تقوای بیشتری برخوردارند، هرچه مسئولیتشان بالاتر می‌رود، فروتنی و محبتشان نسبت به مردم نیز بیشتر می‌شود. رهبر شهید انقلاب اسلامی برای من مصداق روشن همین معنا بودند.

ایرنا: شما سال‌های طولانی از نزدیک با رهبر شهید انقلاب اسلامی در ارتباط بوده‌اید. از سبک زندگی شخصی، روحیه مدیریتی و امیدآفرینی ایشان چه خاطراتی در ذهن دارید؟

بختیاری: هرچه مسئولیت رهبر شهید انقلاب اسلامی سنگین‌تر می‌شد، عظمت کار ایشان بیشتر برای ما آشکار می‌شد. امروز وقتی به مسئولیت‌های ایشان نگاه می‌کنم، واقعاً شگفت‌زده می‌شوم. سخنان رهبر انقلاب تنها در ایران بازتاب نداشت، بلکه در سراسر جهان انعکاس پیدا می‌کرد. طبیعی است کسی که سخنانش مخاطب جهانی دارد، برای بیان هر جمله، همه ابعاد و پیامدهای آن را با دقت می‌سنجد.

در کنار این مسئولیت سنگین، ایشان هیچ‌گاه فعالیت‌های علمی خود را کنار نگذاشتند. تدریس درس خارج فقه و اصول را با همان جدیت ادامه می‌دادند. هر کسی که با فضای حوزه آشنا باشد، می‌داند آماده کردن یک درس خارج، مطالعه، تحقیق و تأمل فراوان می‌خواهد. واقعاً برای من سؤال بود که چگونه ایشان با وجود این حجم از مسئولیت‌های سیاسی، مدیریتی و بین‌المللی، همچنان فرصت تدریس، مطالعه و تحقیق پیدا می‌کنند.

به اعتقاد من، راز این برکت را باید در ارتباط معنوی ایشان با خداوند، راز و نیازهای شبانه و اخلاصشان جست‌وجو کرد. خداوند متعال برکتی ویژه به عمر، فکر و توان ایشان داده بود که حقیقتاً برای ما شگفت‌آور بود.

00:00
00:00
Download

شما درباره سبک زندگی ایشان نیز سؤال کردید. من از دوران طلبگی تا سال‌های بعد، هرچه از زندگی رهبر شهید انقلاب اسلامی دیده‌ام، سادگی، قناعت و بی‌اعتنایی به مظاهر دنیا بوده است.

خانه‌ای که در مشهد داشتند، بسیار ساده بود. خودم به آن منزل رفته بودم. خانه‌ای با چند اتاق معمولی و امکاناتی کاملاً ساده؛ هیچ نشانی از تجمل در آن دیده نمی‌شد.

حتی دوستانی که پس از حمله دشمن به محل سکونت ایشان وارد بخش‌های داخلی منزل شده بودند، می‌گفتند فضای زندگی ایشان آن‌قدر ساده بود که برای همه پیام داشت. این سادگی، یک رفتار تبلیغاتی نبود؛ بلکه شیوه دائمی زندگی ایشان بود.

به یاد دارم زمانی که نظام کوپنی در کشور برقرار بود، خود ایشان در یکی از مصاحبه‌هایشان با صراحت فرمودند که از همان سهمیه کوپن عمومی مردم استفاده می‌کنند. این سخن را شخصاً از زبان خود ایشان شنیدم و برای من بسیار درس‌آموز بود.

در سال‌هایی که در مشهد مسئولیت قضایی داشتم و بعدها در دوره‌ای که قائم‌مقام آستان قدس رضوی بودم، فرصت بیشتری برای حضور در محضر ایشان پیدا می‌کردم. در تمام آن سال‌ها، زندگی رهبر شهید انقلاب اسلامی را کاملاً ساده، بی‌تکلف و به دور از هرگونه تشریفات دیدم.

ایشان حتی در یکی از سخنرانی‌های خود به حدیث «الناس علی دین ملوکهم» اشاره کردند و فرمودند که این روایت را قبول دارند. توضیح می‌دادند که مردم به رفتار مسئولان و مدیران خود نگاه می‌کنند و سبک زندگی آنان بر جامعه اثر می‌گذارد. اگر مسئولان ساده‌زیست باشند، این فرهنگ در جامعه نیز گسترش پیدا می‌کند.

نمونه‌های این ساده‌زیستی را در سفرهای استانی رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز بارها مشاهده می‌کردیم. نوع زندگی، شیوه برخورد، توصیه‌ها و دستوراتی که می‌دادند، همگی نشان می‌داد زندگی ایشان در سطح زندگی عموم مردم و حتی به اعتقاد برخی از نزدیکان، پایین‌تر از سطح متوسط جامعه بود.

یکی از خاطراتی که همیشه در ذهنم مانده، مطلبی بود که در روزنامه کیهان از مرحوم حاج احمد خمینی نقل شده بود. ایشان نقل کرده بودند که همسرشان برای مراجعه به پزشک به مطب رفته بودند و در آنجا مشاهده کردند که همسر رهبر معظم انقلاب نیز مانند سایر مردم در نوبت نشسته‌اند و منتظر ورود به مطب هستند. وقتی علت را پرسیده بودند، پاسخ شنیده بودند که ایشان نیز مانند دیگران برای ویزیت پزشک مراجعه کرده‌اند و هیچ امتیاز ویژه‌ای برای خود قائل نیستند.

خاطره دیگری نیز از مرحوم آیت‌الله حسن‌زاده آملی به یاد دارم. روزی در یکی از جلسات ایشان حضور داشتیم. حدود چهل یا پنجاه نفر در آن جلسه بودند. ایشان خاطره‌ای از آقا مجتبی نقل کردند و فرمودند: روزی در قم با خودروی پیکان در حال عبور بودم که دیدم آقا مجتبی کنار خیابان ایستاده‌اند. خودرو را متوقف کردم و از ایشان پرسیدم کجا می‌روید؟ گفتند قصد دارم به ترمینال بروم. گفتم سوار شوید.

در مسیر از ایشان پرسیدم بعد از ترمینال چگونه به تهران می‌روید؟ پاسخ دادند با اتوبوس. پرسیدم پس از رسیدن به تهران چه می‌کنید؟ گفتند با تاکسی به مقصد می‌روم. این شیوه زندگی برای من بسیار معنا داشت؛ زیرا نشان می‌داد سبک زندگی خانواده رهبر انقلاب نیز همان سبک زندگی عموم مردم است و هیچ فاصله‌ای میان آنان و مردم وجود ندارد.

مرحوم آیت‌الله حسن‌زاده آملی در پایان آن خاطره جمله‌ای گفتند که هرگز فراموش نمی‌کنم. فرمودند: «تا زمانی که شما این‌گونه ساده‌زیست باشید و رهبرتان نیز بر همین روش پایبند باشد، هیچ‌کس نخواهد توانست به این انقلاب آسیب برساند.»

نمونه‌های این ساده‌زیستی را در سفرهای استانی رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز بارها مشاهده می‌کردیم. نوع زندگی، شیوه برخورد، توصیه‌ها و دستوراتی که می‌دادند، همگی نشان می‌داد زندگی ایشان در سطح زندگی عموم مردم و حتی به اعتقاد برخی از نزدیکان، پایین‌تر از سطح متوسط جامعه بود.

من رهبر شهید انقلاب اسلامی را الگویی کامل از ساده‌زیستی پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین علی(ع) و ائمه اطهار(ع) می‌دانم. همین ویژگی باعث شده بود که اقشار مختلف مردم هیچ‌گاه احساس فاصله با ایشان نداشته باشند. مردم می‌دیدند که اگرچه ایشان رهبر جامعه هستند، اما زندگی‌شان همان زندگی مردم عادی است و به همین دلیل احساس می‌کردند که رهبرشان از خود آنان است، نه جدا از آنان.

00:00
00:00
Download

ایرنا: اگر بخواهید مهم‌ترین ویژگی‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی را در حوزه هویت ملی، عدالت اجتماعی، رسیدگی به محرومان و اعتماد به نسل جوان جمع‌بندی کنید، چه خواهید گفت؟

بختیاری: به اعتقاد من، هرچه ایمان انسان قوی‌تر باشد، عشق او به وطن نیز عمیق‌تر خواهد بود. انسان مؤمن هیچ‌گاه وطن خود را معامله نمی‌کند و نسبت به سرنوشت کشورش بی‌تفاوت نیست. اگر تاریخ معاصر ایران را مرور کنیم، می‌بینیم در مقاطع مختلف بخش‌هایی از سرزمین ایران از کشور جدا شد، اما در دوران انقلاب اسلامی، با وجود همه فشارها و دشمنی‌های جهانی، حتی یک وجب از خاک ایران از دست نرفت.

در دوران دفاع مقدس تقریباً همه قدرت‌های بزرگ دنیا به اشکال مختلف از رژیم بعث عراق حمایت می‌کردند. بعدها نیز در اسناد و قطعنامه‌های بین‌المللی مشخص شد که آغازگر جنگ، رژیم صدام بوده است، نه جمهوری اسلامی ایران. با وجود همه این فشارها، ملت ایران ایستادگی کرد و اجازه نداد کوچک‌ترین خدشه‌ای به تمامیت ارضی کشور وارد شود.

رهبر شهید انقلاب اسلامی عشق به ایران را برخاسته از ایمان دینی می‌دانستند و همواره بر حفظ عزت، استقلال و اقتدار کشور تأکید می‌کردند. این نگاه ریشه در آموزه‌های اسلام دارد و انسان مؤمن را به دفاع از سرزمین، هویت و استقلال خود فرا می‌خواند.

رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز همین نگاه را داشتند. عشق به ایران را برخاسته از ایمان دینی می‌دانستند و همواره بر حفظ عزت، استقلال و اقتدار کشور تأکید می‌کردند. این نگاه ریشه در آموزه‌های اسلام دارد و انسان مؤمن را به دفاع از سرزمین، هویت و استقلال خود فرا می‌خواند.

یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته ایشان، توجه عمیق به محرومان و اقشار ضعیف جامعه بود. در سال‌هایی که توفیق خدمت در کمیته امداد را داشتم، بارها شاهد بودم که رهبر معظم انقلاب شخصاً مبالغ قابل توجهی برای کمک به نیازمندان اختصاص می‌دادند. این کمک‌ها صرفاً جنبه مالی نداشت، بلکه همواره همراه با تأکید بر نحوه هزینه‌کرد و حفظ کرامت خانواده‌های نیازمند بود.

در برخی موارد تأکید می‌کردند که این کمک‌ها برای تأمین نیازهای ضروری مردم هزینه شود و حتی درباره نوع کمک نیز توصیه‌های مشخصی داشتند. در جلساتی که اعضای هیات امنای کمیته امداد خدمت ایشان می‌رسیدند، دغدغه اصلی رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره وضعیت محرومان بود.

به یاد دارم در یکی از همین جلسات فرمودند: «گاهی شب‌ها به فکر محرومان می‌افتم و خواب از چشمانم می‌رود.» این جمله برای ما بسیار اثرگذار بود، زیرا از کسی بیان می‌شد که مسئولیت سنگین رهبری کشور را بر عهده داشت، اما دغدغه اصلی‌اش همچنان خانواده‌های نیازمند بود.

در یکی از موارد نیز مبلغ قابل توجهی برای اشتغال محرومان اختصاص دادند. ما پیشنهاد کردیم که اگر اجازه بفرمایند، کمیته امداد نیز به همان میزان بر این اعتبار بیفزاید تا منابع بیشتری برای ایجاد اشتغال پایدار فراهم شود و ایشان نیز با این پیشنهاد موافقت کردند. نتیجه این اقدام، اجرای طرح‌های اشتغال در حوزه‌هایی مانند دامداری، قالیبافی و نیروگاه‌های خورشیدی برای خانواده‌های تحت حمایت بود.

نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی به کمیته امداد امام خمینی (ره) تنها پرداخت کمک‌های معیشتی نبود، بلکه همواره بر توانمندسازی خانواده‌ها تأکید داشتند. در حکم مسئولیت بنده نیز صراحتاً بر «توانمندسازی»، «ایجاد درآمد با ثبات» و «رعایت حرمت و تکریم خدمت‌گیرندگان» تأکید شده بود. این نگاه برای ما یک توصیه معمولی نبود، بلکه سیاستی راهبردی محسوب می‌شد که باید در سراسر کشور اجرا می‌شد.

حتی در یکی از دیدارهای حضوری به من فرمودند: «به همان میزانی که خانواده‌ای را تحت پوشش قرار می‌دهید، تلاش کنید همان تعداد یا حتی بیشتر را با توانمندسازی از چرخه حمایت خارج کنید.» این جمله نشان می‌داد که هدف نهایی، وابسته نگه داشتن افراد به حمایت‌های امدادی نیست، بلکه باید زمینه استقلال اقتصادی و عزتمندانه آنان فراهم شود.

ویژگی دیگری که همواره در اندیشه و مدیریت رهبر شهید انقلاب اسلامی برجسته بود، اعتماد به نسل جوان بود. ایشان به جوانان ایمان داشتند و این اعتماد را در عمل نیز نشان می‌دادند. هرجا سخن از پیشرفت علمی، فناوری، دفاعی و نوآوری کشور است، نقش جوانان پررنگ است و رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره بر استفاده از ظرفیت آنان تأکید داشتند.

در احکام مسئولیت نیز بر جوان‌گرایی تصریح می‌کردند. از نگاه من، این تأکید صرفاً یک توصیه مدیریتی نبود، بلکه سیاستی بود که باید در همه بخش‌های کشور اجرا می‌شد. ایشان آینده کشور را در گرو اعتماد به نسل جوان، سپردن مسئولیت به آنان و استفاده از توان و خلاقیتشان می‌دانستند.

افتخارات علمی، فناوری، هوافضا و بسیاری از دستاوردهای جمهوری اسلامی نیز حاصل همین اعتماد به جوانان است. رهبر شهید انقلاب اسلامی به نسل جوان باور داشتند و معتقد بودند هرجا فرصت در اختیار آنان قرار گیرد، می‌توانند افتخار بیافرینند.

اگر بخواهم همه این ویژگی‌ها را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم رهبر شهید انقلاب اسلامی در عین برخورداری از بالاترین جایگاه سیاسی و دینی کشور، زندگی بسیار ساده‌ای داشتند، خود را خادم مردم می‌دانستند، دغدغه محرومان را داشتند، به جوانان اعتماد می‌کردند و عزت، استقلال و پیشرفت ایران را برخاسته از ایمان، عدالت و حضور مردم می‌دانستند. همین ویژگی‌ها بود که شخصیت ایشان را برای نسل‌های مختلف ماندگار و الهام‌بخش کرده است.

آقا مجتبی خامنه‌ای با بهره‌گیری از مکتب علمی و معرفتی رهبر شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، شخصیتی برخوردار از ساده‌زیستی، هوش، حافظه و درایت است و این ویژگی‌ها در مواضع و بیانیه‌های ایشان نیز قابل مشاهده است.

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.