تقویمِ خاکسپاری‌ در تاریخ ایران، تشییع و روایت سقوط و صعود قدرت

خبرگزاری مهر دوشنبه 15 تیر 1405 - 06:01
آیین‌های تشییع (از شکوه ناصرالدین‌شاه تا سردی تشییع رضاشاه و مرگ در تبعید پسرش، و در نهایت تشییع بی‌سابقه و میلیونی امام خمینی)، عملاً تغییر در هندسه قدرت و محبوبیت مردمی را نشان می‌دهد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: مرگ حاکمان در تاریخ ایران، هیچ‌گاه رویدادی شخصی نبوده است. در حقیقت، چگونگی مواجهه جامعه با پیکر بی‌جان یک زمامدار، آخرین برگ کارنامه سیاسی او را پیش از سپرده شدن به خاک امضا می‌کند. بررسی سلسله‌وار مرگ پادشاهان قاجار از ناصرالدین‌شاه تا احمدشاه، و پس از آن پهلوی اول و دوم، نشان‌دهنده یک «نزول پیوسته جغرافیایی و مشروعیتی» است؛ روندی که در آن شاهان مستقر، جای خود را به شاهان در تبعید می‌دهند و آرامگاه‌های ملی در داخل کشور به مقبره‌های خانوادگی در خاک غربت بدل می‌شوند. اما در نقطه مقابل این خط سیر افولی، تشییع میلیونی و بی‌سابقه امام خمینی(ره) در خرداد ۱۳۶۸ قرار دارد که نه‌تنها نقطه پایانی بر سنت تشییع‌های سرد و ایزوله‌شده سلطنتی گذاشت، بلکه از منظر جامعه‌شناختی، پیوند عاطفی عمیق میان توده‌ها و رهبری جدید جامعه را به رخ کشید. در این گزارش، فراز و فرود این آیین‌های بدرقه تاریخی را بررسی می‌کنیم.

از تکیه دولت تا تبعید: روایتی از مرگ و تشییع شاهان قاجار

مرگ و آیین تشییع شاهان قاجار، از ناصرالدین‌شاه تا احمدشاه، تصویری فشرده از فرود سیاسی این سلسله به دست می‌دهد. اگر در آغاز این دوره هنوز از تشریفات سلطنتی، حضور مردم و دفن در مراکز مهم مذهبی ایران نشانی روشن دیده می‌شود، در سال‌های پایانی، مرگ شاهان بیش از پیش با تبعید، گسست از دربار، و خاکسپاری در بیرون از ایران همراه می‌شود. به بیان دیگر، مسیر پایان قاجار را می‌توان از «تشییع باشکوه در پایتخت» تا «مرگ در غربت و دفن بی‌حضور وطن» دنبال کرد.

در این میان ناصرالدین‌شاه جایگاهی ویژه دارد. او نه در تبعید، بلکه در قلب پایتخت و در متن یک حادثه سیاسی بزرگ کشته شد. ترور او به دست میرزا رضا کرمانی، مرگش را بلافاصله به واقعه‌ای سیاسی و نمادین بدل کرد. تشییع او از مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین مراسم‌های سلطنتی قاجار بود و حضور مردم، مقامات و گروه‌های مختلف، آن را به صحنه‌ای کم‌نظیر در تاریخ درباری ایران تبدیل کرد. با این حال، آنچه ناصرالدین‌شاه را از دیگر پادشاهان این سلسله متمایز می‌کند، فقط کیفیت مراسم نیست، بلکه فاصله طولانی میان مرگ و دفن او نیز هست: پیکرش حدود یک سال در تکیه دولت نگهداری شد و سپس در حرم شاه‌عبدالعظیم در شهرری به خاک سپرده شد. این تأخیر طولانی نشان می‌دهد که مرگ او نه یک واقعه عادی، بلکه رویدادی بود که در سطحی سیاسی، آیینی و نمادین مدیریت می‌شد.

تقویمِ خاکسپاری‌ در تاریخ ایران،  تشییع و روایت سقوط و صعود قدرت

پس از او، مظفرالدین‌شاه در تهران درگذشت، اما مرگش دیگر آن التهاب سیاسی ناشی از ترور را نداشت. تشییع و تدفین او همچنان در چارچوب سنت سلطنتی و مذهبی انجام شد و پیکرش در قم دفن شد. با این همه، حال‌وهوای این مراسم نسبت به ناصرالدین‌شاه آرام‌تر و کم‌تنش‌تر بود. اگر مردم در آن حضور داشتند، این حضور به گستردگی و شور تشییع ناصرالدین‌شاه نرسید و بیشتر رنگ و بوی رسمی، درباری و مذهبی داشت. فاصله مرگ تا دفن او نیز، برخلاف ناصرالدین‌شاه، کوتاه‌تر بود و نشانی از تشریفات استثناییِ طولانی در آن دیده نمی‌شود.

سرنوشت محمدعلی‌شاه نقطه‌ای مهم در تغییر الگوی مرگ شاهان قاجار است. او پس از برکناری از سلطنت، دیگر در جایگاه یک شاه مستقر در ایران از دنیا نرفت، بلکه در تبعید درگذشت. همین نکته ماهیت مرگ و تشییع او را دگرگون کرد. جسدش به عراق منتقل شد و در کربلا دفن گردید. این‌جا دیگر خبری از آیین پرشکوه پادشاهی در پایتخت یا حضور عمومی مردم ایران نبود؛ مرگ او بیشتر مرگ یک مدعیِ برکنارشده بود تا یک فرمانروای صاحب اقتدار. فاصله مرگ تا دفن در این دوره‌ها نیز معمولاً کوتاه‌تر از مورد ناصرالدین‌شاه بود و شرایط سیاسی و محل اقامت، بیش از سنت‌های تشریفاتی دربار، روند خاکسپاری را تعیین می‌کرد.

تقویمِ خاکسپاری‌ در تاریخ ایران،  تشییع و روایت سقوط و صعود قدرت
پیکر احمد شاه در تابوت، که یک ژاندارم فرانسوی آن را نگهبانی می‌کند

این روند در احمدشاه، آخرین پادشاه قاجار، به کامل‌ترین وجه خود می‌رسد. او در پاریس درگذشت و در کربلا به خاک سپرده شد. مرگ او نه در ایران رخ داد، نه با آیین درباری پررنگ همراه شد، و نه حتی با حضور رسمی مقام‌های ایرانی در مراسم تشییع و تدفین. گزارش‌ها تأکید می‌کنند که هیچ مقام رسمی ایرانی در مراسم او حضور نداشت. این غیبت، فقط یک جزئیات تشریفاتی نیست، بلکه نشانه‌ای روشن از فروپاشی کامل پشتوانه سیاسی و نمادین سلطنت قاجار است. اگر ناصرالدین‌شاه با جمعیت انبوه و در متن پایتخت بدرقه شد، احمدشاه در غربت و در فضایی سرد و محدود به خاک سپرده شد.

تاثیر زمان و جابه‌جایی جایگاه سلطنت قاجار

از نظر فاصله زمانی میان مرگ و تدفین نیز، میان شاهان قاجار تفاوت چشمگیری دیده می‌شود. ناصرالدین‌شاه با حدود یک سال فاصله میان قتل و دفن، یک استثنای برجسته است. در مورد دیگر شاهان، این فاصله معمولاً کوتاه‌تر بود؛ چه به‌سبب تکرار نشدن تشریفات طولانی، چه به‌دلیل آن‌که مرگ در تبعید، خاکسپاری را تابع امکانات محل و ضرورت‌های سیاسی می‌کرد. از همین رو، هرچه به پایان سلسله نزدیک می‌شویم، هم فاصله مرگ تا دفن کمتر می‌شود و هم شکوه و مشارکت عمومی در مراسم کاهش می‌یابد.

از حیث حضور مردم نیز می‌توان همین خط سیر نزولی را دید. ناصرالدین‌شاه با تشییعی پرجمعیت و آشکارا سیاسی بدرقه شد. در مورد مظفرالدین‌شاه، مراسم رسمی‌تر و محدودتر بود و حضور مردمی، اگرچه محتمل، به‌مراتب کم‌رنگ‌تر از مورد پیشین به نظر می‌رسد. در مورد محمدعلی‌شاه و احمدشاه، اساساً به‌دلیل مرگ در تبعید و دفن در خارج از ایران، امکان حضور عمومی مردم ایران در مراسم از میان رفت. بدین‌ترتیب، تشییع شاهان قاجار از یک آیین عمومی و پایتخت‌محور، به مراسمی محدود، برون‌مرزی و کم‌اثر فروکاسته شد.

می‌توان گفت سرگذشت مرگ و تشییع شاهان قاجار، خود روایتی فشرده از افول این سلسله است: از اقتدار درون‌کشوری و تشریفات پرجمعیت در دوره ناصرالدین‌شاه، تا مرگ در تبعید و خاکسپاری سرد و بی‌پشتوانه در دوره احمدشاه. این دگرگونی فقط تغییر در شکل مراسم تدفین نبود، بلکه نشانه‌ای از جابه‌جایی جایگاه سلطنت قاجار در ذهن جامعه، در ساختار قدرت و در جغرافیای سیاسی ایران به شمار می‌آمد.

سرنوشت عبرت آموز سلسله ای با دو پادشاه، مرگ در غربت

در تاریخ معاصر ایران، سرنوشتِ پایانِ زندگی دو پادشاهِ سلسله پهلوی، نه تنها از منظر جغرافیایی، بلکه از حیثِ محتوا، تشریفات و واکنش‌های اجتماعی، دو نقطه کاملاً متفاوت را ترسیم می‌کند. بررسی پرونده انتقال پیکر رضاشاه به ایران و مقایسه آن با آیین خاکسپاری محمدرضاشاه در قاهره، دریچه‌ای به سوی فهم شکاف‌های عمیق سیاسی و اجتماعی ایران در قرن بیستم می‌گشاید.

پس از مرگ رضاشاه در تبعید (ژوهانسبورگ) و توقف موقت پیکر او در قاهره و مومیایی کردنش، محمدرضاشاه در اردیبهشت ۱۳۲۹ بالاخره بهد از شش سال اجازه پیدا کرد او را به ایران بازگرداند. این رویداد، برخلاف تصور دربار، نه یک مراسم وحدت‌بخش ملی، بلکه به یکی از مناقشه‌برانگیزترین رویدادهای تاریخی بدل شد.

تقویمِ خاکسپاری‌ در تاریخ ایران،  تشییع و روایت سقوط و صعود قدرت
محمدرضا پهلوی و مادرش پیشاپیش تابوت رضاشاه حرکت می‌کنند

علت عدم استقبال عمومی و سردیِ بی‌سابقه مراسم در تهران و به‌ویژه قم، ریشه در حافظه جمعی جامعه داشت. رضاشاه برای بخش‌های گسترده‌ای از جامعه، به‌ویژه نهاد روحانیت و مردم از قشرهای مختلف، چهره‌ای نمادین از استبداد سیاسی و سرکوب‌گری بود. سیاست‌های تقابلی او با مذهب و حذف گسترده مخالفان و مقابله با مردم به بهانه‌های مختلف، باعث شد تا مراسمی که حکومت قصد داشت با شکوه برگزار کند، با بایکوت نانوشته مذهبی و اجتماعی مواجه شود. مردم از همراهی با مراسم سر باز زدند و فضایی سرد بر تشییع حاکم شد؛ تا جایی که آن را «سردترین تشییع جنازه سیاسی تاریخ معاصر» لقب داده‌اند. در نهایت، پیکر او در آرامگاهی در نزدیکی حرم شاه‌عبدالعظیم در شهرری به خاک سپرده شد.

تقویمِ خاکسپاری‌ در تاریخ ایران،  تشییع و روایت سقوط و صعود قدرت

محمدرضاشاه؛ تشریفات در تبعید

در سوی دیگر این طیف، سرنوشت محمدرضاشاه قرار دارد که در ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره درگذشت. مراسم خاکسپاری او تفاوتی بنیادین با پدر داشت؛ نه بحثی از انتقال به ایران در میان بود و نه چالشی بر سر مشروعیت در خاک کشور.

پیکر آخرین شاه ایران تحت لوایِ دولتیِ مصر و با حمایت انور سادات، با تشریفات نظامی و سیاسی بدرقه شد. در این مراسم، خانواده پهلوی (از جمله فرح و رضا پهلوی) حضور داشتند و تابوت او، مسیر کاخ عابدین تا مسجد رفاعی را طی کرد تا در مقبره خانوادگی خاندان محمدعلی پاشا آرام گیرد. این مراسم بیش از آنکه یک تشییع جنازه ملی باشد، جلوه‌ای از خاکسپاری یک پادشاه در تبعید بود.

تقویمِ خاکسپاری‌ در تاریخ ایران،  تشییع و روایت سقوط و صعود قدرت

تفاوت در آیین تدفین این دو پادشاه، بازتابی از شرایط سیاسیِ دوران مرگشان بود:

مکان و مشروعیت: در حالی که پیکر رضاشاه با سودایِ «بازگشت به وطن» و تثبیت مشروعیت در خاک ایران وارد شد و در برابر سنگینیِ بارِ استبدادِ سیاسی و تقابل مذهبی قرار گرفت، مراسم محمدرضاشاه در قاهره، پیوندی با خاکِ ایران نداشت.

پاسخ جامعه: مراسم رضاشاه در قم و تهران، آزمونی برای مقبولیتِ میراثِ او بود که با پاسخ منفیِ بخشی از بدنه مذهبی و اجتماعی جامعه روبرو شد. مراسم محمدرضاشاه در مصر، کاملاً در دایره تشریفاتِ دیپلماتیکِ یک دولتِ میزبان محصور ماند و هیچ همراهی و همدلی داخلی در ایران را به همراه نداشت.

تفاوت میانِ این دو تدفین را می‌توان در تفاوت میانِ «کشمکش‌های سیاسیِ داخلی» و «تشریفاتِ سلطنتی در تبعید» خلاصه کرد. رضاشاه در خاکی دفن شد که پیش‌تر به دلیل تقابل با آن، با سردیِ جامعه‌اش مواجه گشته بود و محمدرضاشاه، آخرین سفر خود را پس از ترک اخراج گونه یا به قول برخی تبعید رسمی از ایران و تحت حمایتِ یک دولتِ هم‌پیمان به پایان رساند.

تشییع آیت‌الله خمینی؛ تشییعی بی‌سابقه

تشییع پیکر امام خمینی در روزهای ۱۵ و ۱۶ خرداد ۱۳۶۸ یکی از کم‌سابقه‌ترین مراسم‌های سوگواری و خاکسپاری در تاریخ معاصر ایران بود؛ مراسمی که هم از نظر حجم جمعیت و بار عاطفی، و هم از حیث جلوه بین‌المللی و دشواری اجرا، در حافظه عمومی ایران ماندگار شد.

پس از اعلام درگذشت بنیانگذار انقلاب اسلامی، موج گسترده‌ای از سوگواری در تهران و شهرهای دیگر شکل گرفت. پیکر وی برای وداع عمومی در تهراشن قرار داده شد و انبوه مردم برای آخرین دیدار به محل آمدند. از همان ساعات نخست روشن بود که این مراسم با الگوی معمول تشییع‌های رسمی و دولتی قابل مدیریت نخواهد بود، زیرا جمعیت شرکت‌کننده در مقیاسی بود که در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه نداشت.

تقویمِ خاکسپاری‌ در تاریخ ایران،  تشییع و روایت سقوط و صعود قدرت

در روز تشییع، سیل جمعیت برای همراهی پیکر به سمت بهشت‌زهرا روانه شد. بیش از ده میلیون نفر در این مراسم شرکت کردند، یعنی یک ششم جمعیت ایران. همین تراکم بی‌سابقه، روند عادی مراسم را از همان ابتدا مختل کرد. فشار جمعیت به حدی بود که کنترل مسیر انتقال تابوت دشوار شد و نظم پیش‌بینی‌شده عملاً از میان رفت.

در اوج ازدحام، فشار مردم برای نزدیک شدن به پیکر، تابوت را از حالت کنترل‌شده خارج کرد و حتی در مقطعی انتقال آن ناممکن شد. مسئولان ناچار شدند برای حفظ پیکر و جلوگیری از آشفتگی بیشتر، شیوه انتقال را تغییر دهند و در نهایت از هلیکوپتربرای جابه‌جایی استفاده کنند. این تصمیم خود به یکی از تصاویر ماندگار آن روز تبدیل شد؛ تصویری که هم عظمت جمعیت را نشان می‌داد و هم دشواری کار برگزار کنندگان در برابر آن حجم از حضور مردمی را. سرانجام پیکر در محل کنونی آرامگاه او در محدوده بهشت‌زهرا به خاک سپرده شد؛ جایی که بعدها به مجموعه بزرگ حرم امام خمینی(ره) تبدیل شد.

این مراسم در عین حال یک رخداد سیاسی و اجتماعی بزرگ برای جمهوری اسلامی به‌شمار می‌رفت، هم نمایشگر بسیج گسترده عاطفی و وفاداری بخش بزرگی از جامعه به رهبر انقلاب ۱۳۵۷ بود، و از سوی دیگر به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تشییع‌جنازه‌های تاریخ معاصر جهان ثبت شده است؛ به این ترتیب دوره ای جدید در تاریخ این سرزمین کهن آغاز شد.

منبع خبر "خبرگزاری مهر" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.