به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، لابد احوال این روزهای ما را میبینی؛ پریشان، سرگردان، بیقرار، در جوش و خروش و تلاطم.دلمان آرام نمیشود. حتی در حضور تو، حتی کنار پیکرت.
تشییع آغاز دلتنگی است. آدم تا صاحب پیکر زنده است،امید دیدار دارد؛ اما وقتی تابوت روی دستها میرود، تازه میفهمد که دیگر هیچ دیداری در این دنیا اتفاق نخواهد افتاد.
امروز هوا بهشدت گرم بود؛ اما آب بود.
خادمان مراسم با نهایت احترام راه را نشان میدادند،لبخند میزدند، بطریهای آب را میان جمعیت پخش میکردند. هر جا سایهای پیدا میشد، چندنفری مینشینند و نفسی تازه میکنند. مهپاشها قطرههای خنک را بر سر مردم میپاشند و موکبها با اصرار از رهگذران میخواهند آب و شربت بنوشند
گرم است
ولی چاره هست
و لابد اکنون که حجاب دنیای مادی از پیش چشمانت کنار رفته، کربلا را روشنتر از ما میبینی، آقای شهید!
تشنگی خیمهها را، اضطراب کودکان را، نگاههای هراسان دختران را...
لا یومک کیومک یا اباعبداالله
بر پیکر تو با عزت و احترام و شکوه نماز خواندند، اما دلم میسوزد برای جدت حسین(ع) همان قتیلالعبرات و اسیرالکربات که پیکرش سه روز بر خاک داغ ماند و ....
چهارماه است که بیقراریم. چهار ماه است که هر شب در میدانها جمع شدهایم و پرچم ایران رابر فراز شهر برافراشتهایم؛ اما این دو روز مقابل تابوت تو پرچمهای سرخ برافراشته بودیم. پرچمهای سرخی که یادآور پرچم سرخ گنبد حسین(ع) است.
میگویند در قبایل عرب همواره جنگ بود اما مکه، زمین حرام و چهار ماه رجب ، ذی القعده ، ذی الحجه و محرم ، زمان حرام. یعنی که درآن جنگ حرام است. دو قبیله که با هم میجنگیدند تا وارد ماه حرام میشدند، جنگ راموقتا تعطیل میکردند، اما برای آنکه اعلام کنند که : در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست و ماه حرام رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، بر قبه خیمه فرمانده قبیله، پرچم سرخی برمیافراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم بدانند که:جنگ پایان نیافته است.
آنها که به کربلا میروند میبینند که جنگ با جنایت یزید پایان یافته و بر صحنه جنگ، آرامش مرگ سایه افکنده است.
اما بر قبه آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این سالهای حرام بگذرد آقای شهید.
ما انتقام تو و همه مستضعفین عالم را خواهیم گرفت
میدانی ما به وعده های حق ایمان داریم.
انتهای پیام/