خبرگزاری مهر؛ گروه استانها:اسلام آذرمی، از شامگاه شنبه، آستان مقدس امامزاده سیدصدرالدین (ع) در اردبیل، حال وهوای دیگری پیدا کرده است؛ نه فقط جایی برای نیایش و توسل، که میعادگاهی برای بدرقه کاروانی چهارهزار نفره از مردم ولایتمدار این استان به سوی تهران. مردمی که از گوشهگوشه دیارهای سبلان،دشت مغان و ساحل رود ارس، خود را به این آستان رسانده اند تا در سایه قدسی امام زاده، سفری عاشقانه را آغاز کنند؛ سفری برای ادای دین به سیدالشهدای جبهه مقاومت.

از زمان اعلام برگزاری مراسم تشییع در تهران،نشانههای یک حرکت عظیم مردمی در اردبیل نمایان شد. از همان ساعات اولیه، خانوادههای معظم شهدا، ایثارگران، اقشار مختلف مردم و مسئولان استانی، در آستان مقدس امامزاده سیدصدرالدین گرد هم آمدند تا ضمن بدرقه این کاروان، بار دیگر وفاداری خود را به آرمانهای انقلاب و رهبری به نمایش بگذارند. فضای آستان، آکنده از بغض و اشک بود؛ گویی هر زائر، با چشمانی تر، در وداع با رهبری که سالها پرچم عزت ایران را برافراشته داشت، سهمی از این غم بزرگ را بر دوش می کشد.

بدرقه اشک از آستان سیدصدرالدین تا حرم پایتخت؛ اردبیل در مسیر آخرین بدرقه
در این مراسم باشکوه، مادران و همسران شهدا با چشمانی اشکبار، جلوتر از همه ایستاده بودند؛ کسانی که سالها پیش، عزیزان خود را در راه انقلاب فدا کرده بودند و امروز، برای بدرقه رهبر شهید، دوباره عهد خود را با ولایت تجدید کردند. یکی از مادران شهید اردبیلی در میان حلقه جمعیت، با صدایی لرزان میگفت: ما مادران شهدا، امروز تکلیف داریم؛ همانطور که فرزندانمان را برای دفاع از انقلاب فرستادیم، امروز هم باید در این وداع تاریخی حضور داشته باشیم. رهبرمان رفت، اما راهش باقی است.

مسئولان استانی نیز با همراهی و هماهنگی کامل، زمینهساز این حرکت بزرگ شدند. در حاشیه این مراسم، گزارشی از اعزام کاروان چهارهزار نفری ارائه شد که با استفاده از اتوبوسهای شهری و ناوگان عمومی، عازم تهران شدند. اما این تنها بخش سازمانیافته ماجرا بود؛ صدها خودروی شخصی نیز به صورت خودجوش، صفوف خود را در مسیر جادههای اردبیل به سمت پایتخت تشکیل دادند تا در کنار کاروان مردمی، در این آیین عظیم شرکت کنند.

فرمانده سپاه حضرت عباس (ع) استان اردبیل در این مراسم، حضور گسترده مردم را نشانه بصیرت و ولایت مداری دانست و اظهار کرد: امروز مردم اردبیل، همانند روزهای سخت دفاع مقدس، پای کار هستند. این حضور پرشور، پیامی روشن برای دوستان و دشمنان دارد؛ که ملت ایران، هرگز از آرمانهای خود عقبنشینی نخواهد کرد.

موکبهای پذیرایی؛ جلوهای از همدلی در مسیر عشق
در مسیر جادههای اردبیل به تهران، موکبهای مردمی و ایستگاههای صلواتی برپا شده است تا از زائران این سفر معنوی پذیرایی کنند. جوانان و خیرین اردبیلی، با توزیع آب، غذا و چای، گرمی مهماننوازی دیار خود را به مسافران این کاروان هدیه میدهند. یکی از این جوانان با اشکی که در گوشه چشمش حلقه زده، میگوید: ما شرمندهایم؛ شرمنده رهبری که سالها برای ما زحمت کشید. امروز هر چه داریم، در راه خدمت به زائران این کاروان میگذاریم تا شاید اندکی از دین خود را ادا کنیم.
استان اردبیل، دیار فداکاری و ولایت
در جایجای استان اردبیل، از مشگینشهر و پارسآباد تا خلخال و نیر، مردم این دیار پای در رکاب گذاشتهاند تا در آخرین بدرقه، همراه و همدل باشند. کاروان چهارهزار نفره اردبیل، تنها بخشی از جمعیت عظیم حاضر در تهران است، اما گستردگی و شور این حضور، نشاندهنده عمق ارادت مردم این استان به انقلاب و رهبری است.

آنچه در این میان به چشم میآید، حضور نسلهای مختلف در کنار یکدیگر است؛ از کودکانی که در آغوش پدر، پرچم سیاه عزای رهبر را بر دوش دارند تا سالمندانی که با عصا، خود را به آستان امامزاده سیدصدرالدین رساندهاند تا پیش از حرکت کاروان، اشکهای خود را نثار کنند. این تصویر، روایت گر جامع های است که در غم از دست دادن رهبر خود، یک صدا و یکدل، مسیر عشق را طی میکند.
اکنون جادههای اردبیل به تهران، روایتگر سفری است که در آن، غم و عشق در هم آمیخته شده است. مردمی که از پایین ترین نقطه استان تا بلندترین قلههای آن، با یک مقصد مشترک راهی پایتخت شدهاند؛ جایی که در کنار دیگر هموطنان، وداعی ماندگار با رهبر شهید را رقم خواهند زد. این سفر، بیش از یک حرکت جغرافیایی، یک حماسه عاطفی و اعتقادی است که نام اردبیل را در تاریخ این روزها، جاودانه خواهد کرد.

در حاشیه این حرکت عظیم، شاهد صحنه هایی بودیم که کمتر در رویدادهای مشابه دیده می شود؛ از کشاورزان و اردبیلی که و با خانواده هایشان به کاروان پیوستند، مادران که غذاهای نذیری درست کردند تا برای مسافران این سفر معنوی نذری دهند، و حتی دانش آموزانی که با دست های کوچک خود، شاخه های گل را بین زائران تقسیم میکردند. این همبستگی بی سابقه، نشان داد که سوگ رهبر شهید، تمام مرزهای شغلی و طبقاتی را در هم شکسته و همه را پای یک سفره نشانده است؛ سفره عشق به ولایت که پهن های به وسعت تمام کوچه پسکوچه های اردبیل دارد. مردمی که شاید تا دیروز غم نان داشتند، امروز غذای خود را نذر راهی کرده اند که مقصدش، پایتخت و میعادگاه وداع با کسی است که سالها دردمندانه برای عزت این مرزوبوم نفس کشید.

و شاید مهمترین پیام این کاروان چهارهزار نفره، که در در آستان امامزاده سیدصدرالدین به سوی تهران رهسپار شد، فراتر از یک وداع ساده باشد؛ این حرکت، روایتی از تسلیم ناپذیری یک دیار است در برابر تلاطم های روزگار.
اردبیلی ها که در تاریخ این سرزمین همواره پیشگام نهضت های آزادی بخش بوده اند، این بار با چشمانی گریان اما مشت هایی گره کرده، ثابت کردند که مرگ رهبر، آنها را از پای درنمی آورد، بلکه بر عمق ارادتشان می افزاید. همانگونه که محرم هر سال، عاشورایی تازه می آفریند، این وداع تاریخی نیز برای مردم اردبیل، آغازی دوباره است بر تداوم راهی که پایان ندارد؛ راهی که در آن، قلم تاریخ با اشک و ایمان این مردم، برگ زرین دیگری خواهد نوشت.











