کم نیستند کسانی که میگویند پنالتی تابع هیچ کدام از قوانین فوتبال نیست. نه با تمرین و نه با هیچ دلیل دیگر نمیتوان آن را پیش بینی، یا به مهارتی رسید که با اطمینان ۱۰۰ درصدی از موفقیت یا ناکامی یک بازیکن در این ضربه صحبت کرد. بزرگترین بازیکنان فوتبال جهان در مهمترین میادین ملی و باشگاهی، پنالتی از دست دادهاند و خلاصه اینکه خیلیها میگویند پنالتی کاملاً شانسی و ۵۰-۵۰ است.
اما در نقطه مقابل، هستند کسانی که به مهارت های ذاتی یا اکتسابی بازیکنان در این ضربات باور دارند. آنها که با مثال از بازیکن یا دروازهبان هایی در طول تاریخ و در همه دنیا و همه سطوح، با مهارت در پنالتی مثال آورده و برتری روحی و اعتماد به نفس ذاتی یا تمرینات فراوان را در طول سالها یا هر دو مورد را دلیلی برای موفقیت -یا حداقل افزایش شانس موفقیت در ضیافت پنالتی ها- معرفی می کنند.
در سطح کشور خودمان، دروازهبانی مثل بیرانوند یا عابدزاده متخصص مهار پنالتی محسوب شده و مجتبی محرمی تا آخرین حضور ملی در جام ملتهای ۱۹۹۶ پنالتی خراب نکرده بود. اصلا دلیل تمدین پنالتی قبل بازیهای جام حذفی یا دور حذفی جام های ملی و باشگاهی همین است که اگر کار به ضربات پنالتی رسید، بازیکن و گلر آماده باشند.
صد البته همه این تمهیدات نیز دلیل تضمین موفقیت در پنالتی نیست. همانطور که تعویض بازیکنان و دروازهبان های متخصص در پنالتی، قبل شروع ضربات نیز دلیل قطعی برای موفقیت نیست. در همین بازی جام جهانی، پوپوویچ -سرمربی استرالیا- قبل شروع ضربات، متئو رایان گلر باتجربه خود را به عنوان متخصص مهار پنالتی به زمین فرستاد اما او حتی یک ضربه را هم نگرفت!
اتفاقی که برای خود ما در نیمه نهایی جام ملتهای ۹۶ رخ داد و آمدن عابدزاده کمکی نکرد. از آن طرف بازیکنی مثل طارمی که در طول سال در باشگاه و در تیم ملی، پنالتی زن اول بوده و خیلی از گلهایش را از این طریق زده، برابر بلژیک در همین جام پنالتی خراب کرد. مثال ها از باجو و بارسی در فینال جام جهانی تا زیکو و پلاتینی با آن عظمت، آن قدر فراوان است که نیازی به ادامه ندارد.
همانطور که بهترین بازیکنان پنالتی از دست دادهاند، بهترین گلرها نیز گاه نمیتوانند پنالتی بگیرند اما تمام این دلایل، باز باعث توقف بشر نشده که دست از کار کشیده و همه چیز را به قضا و قدر واگذارد! انسان علم گرا -مثل هر کار دیگری- سعی در تحلیل ضیافت پنالتیها در طول تاریخ کرده تا به فرمولی برای موفقیت برسد.
فرمولی که شرط لازم برای موفقیت است اما کافی نیست. یعنی در کنار آمادگی روحی روانی بازیکن، جو مسابقه، حساسیت بازی، تمرین قبل مسابقه و آنالیز زننده ضربه یا گلر حریف و هزار چیز دیگر، این فرمول میتواند به شما کمک کند اما ضامن موفقیت نیست! با تحلیل میلیونها داده در طول تاریخ، علم بشری در فوتبال مدرن امروزی به این نتیجه رسیده که پنالتیهای اول، سوم و پنجم بسیار مهم هستند.
پنالتی اول را "پنالتی روحیه" مینامند. اصلاً مهم نیست چگونه نواخته شود، اما باید گل شود تا زنندگان ضربات بعدی و دروازهبان تیم با روحیه بهتری به رقابت ادامه دهند. درست به همین دلیل در بالای ۹۰ درصد مواقع، بهترین پنالتی زن تیم پشت ضربه اول میایستد. دیدیم که استرالیا این ضربه مهم را از دست داد و روحیه اش را جوری باخت که تا آخر دیگر نتوانست برگردد.
پنالتی سوم، "پنالتی تثبیت" است. شما اگر بد شروع کرده باشید، با این ضربه میتوانید به بازی برگردید و اگر پیش افتاده باشید، با این ضربه و گل کردن آن قدم بزرگی برای پیروزی نهایی برمیدارید. درست به همین دلیل زننده ضربه سوم نیز در فوتبال مدرن امروزی بسیار مهم است و دیدیم که محمد صلاح ستاره جهانی مصر ضربه سوم تیمش را زد. آن هم چیپ که روحیه دروازهبان و تیم حریف را خرد میکند!
اما پنالتی آخر که در فوتبال به آن "پنالتی نتیجه" میگویند. اصلاً مهم نیست بغل پا باشد یا شوت، فنی باشد یا محکم، خلاف جهت باشد یا خاک تور بلند کند، زمینی باشد یا هوایی، به کدام سمت زده شود و... بازیکنی که پشت این ضربه میرود، فقط و فقط یک ماموریت دارد و آن هم رساندن توپ به تور دروازه است. این پنالتی جای توضیح و تفسیر و توجیه ندارد، فقط باید گل شود چرا که نتیجه زحمات کل تیم را بعد از ۱۲۰ دقیقه می کند.
یکی از خرافات حاکم بر ضیافت پنالتیها در همه این سالها این بود و هست که چپ پاها معمولاً پنالتی زن خوبی نمیشوند! اما دیدیم که محمد صلاح چپ پا چه در لیورپول و چه در تیم ملی مصر، حساسترین پنالتیها را زده و معمولاً موفق است و این بار هم بود. فرق علم گرایی و فرمولهای موفقیت در پنالتی یا فوتبال، با با خرافات!







