از اعماق زمین تا استودیوهای هالیوود: داستان شگفت‌انگیز تولد اتوتیون

دیجیاتو شنبه 13 تیر 1405 - 22:02
مقدمه: جادوی پنهان در بی‌نقص بودن اگر امروز به هر یک از قطعات موسیقی پاپ، هیپ‌هاپ یا حتی راک که در صدر جدول‌های فروش قرار دارند گوش دهید، یک ویژگی مشترک در تمام آن‌ها به چشم می‌خورد: بی‌نقص بودن. صدای خواننده‌ها با دقتی لیزری روی نت‌ها فرود می‌آید، هیچ لرزش اضافه‌ای وجود ندارد و همه‌چیز در یک هارمونی مطلق ریاضی‌وار شناور است. اما این کمال مصنوعی، نه حاصل تمرین‌های طاقت‌فرسای خوانندگان، بلکه نتیجه حضور نرم‌افزاری است که به عنوان یکی از جنجالی‌ترین و تاثیرگذارترین اختراعات تاریخ موسیقی شناخته می‌شود: اتوتیون (Auto-Tune). اما داستان اتوتیون از استودیوهای پر زرق و برق […] The post از اعماق زمین تا استودیوهای هالیوود: داستان شگفت‌انگیز تولد اتوتیون appeared first on دیجیاتو.

مقدمه: جادوی پنهان در بی‌نقص بودن

اگر امروز به هر یک از قطعات موسیقی پاپ، هیپ‌هاپ یا حتی راک که در صدر جدول‌های فروش قرار دارند گوش دهید، یک ویژگی مشترک در تمام آن‌ها به چشم می‌خورد: بی‌نقص بودن. صدای خواننده‌ها با دقتی لیزری روی نت‌ها فرود می‌آید، هیچ لرزش اضافه‌ای وجود ندارد و همه‌چیز در یک هارمونی مطلق ریاضی‌وار شناور است. اما این کمال مصنوعی، نه حاصل تمرین‌های طاقت‌فرسای خوانندگان، بلکه نتیجه حضور نرم‌افزاری است که به عنوان یکی از جنجالی‌ترین و تاثیرگذارترین اختراعات تاریخ موسیقی شناخته می‌شود: اتوتیون (Auto-Tune).

اما داستان اتوتیون از استودیوهای پر زرق و برق لس‌آنجلس یا ذهن یک تهیه‌کننده موسیقی آغاز نشد. برای پیدا کردن ریشه‌های این الگوریتم جادویی، باید به جای استودیوهای تاریک، به سراغ دکل‌های حفاری نفت، معادلات پیچیده زمین‌شناسی و ذهن یک مهندس ژئوفیزیک برویم. این مقاله‌ای است درباره مردی که می‌خواست با امواج صوتی، طلای سیاه را در اعماق زمین پیدا کند، اما به طور تصادفی الگوریتمی را خلق کرد که صدای انسان را برای همیشه تغییر داد.

فصل اول: مردی که به پژواک زمین گوش می‌داد

دکتر اندی هیلدبراند (Dr. Andy Hildebrand) هرگز قصد نداشت صنعت موسیقی را متحول کند. او در دهه‌های 1970 و 1980 میلادی، یک ریاضیدان و مهندس درخشان بود که برای شرکت نفتی اکسون (Exxon) کار می‌کرد. تخصص او در حوزه‌ای به نام «پردازش داده‌های لرزه‌ای» بود.

در آن زمان، پیدا کردن نفت در زیر زمین بیشتر شبیه به یک قمار گران‌قیمت بود. شرکت‌های نفتی برای کشف ذخایر جدید، امواج صوتی قدرتمندی (اغلب با استفاده از دینامیت یا تفنگ‌های هوایی) را به داخل زمین می‌فرستادند و سپس به پژواک این امواج که از لایه‌های مختلف سنگ، آب و نفت بازمی‌گشت، گوش می‌دادند. مشکل اینجا بود که این پژواک‌ها در میان انبوهی از نویزهای پس‌زمینه گم می‌شدند.

هیلدبراند از یک فرمول پیچیده ریاضی به نام «خودهمبستگی» (Autocorrelation) استفاده کرد. این الگوریتم می‌توانست الگوهای تکرارشونده را در میان داده‌های به شدت نویزدار شناسایی کند. با استفاده از این تکنیک، او موفق شد نقشه‌های دقیقی از لایه‌های زیرین زمین ترسیم کند. اختراع او برای صنعت نفت میلیاردها دلار ارزش داشت و به اکسون کمک کرد تا با دقتی بی‌سابقه به استخراج بپردازد. هیلدبراند با پولی که از این نوآوری به دست آورد، در سن 40 سالگی خود را بازنشسته کرد تا به عشق واقعی‌اش بپردازد: موسیقی.

فصل دوم: یک مهمانی شام و جرقه‌ای که مسیر تاریخ را عوض کرد

هیلدبراند پس از بازنشستگی، وارد دانشگاه رایس (Rice University) شد تا به تحصیل در رشته آهنگسازی بپردازد. او همزمان شرکت کوچکی به نام Antares Audio Technologies تاسیس کرد تا نرم‌افزارهای تخصصی برای سمپل کردن صدا بسازد.

نقطه عطف این داستان در سال 1995 و در جریان یک مهمانی شام رقم خورد. هیلدبراند در حال صرف شام با چند نفر از دوستانش بود که یکی از مهمانان (که همسر یکی از دوستانش بود) به شوخی گفت: «اندی، تو که نرم‌افزار می‌سازی، نمی‌تونی جعبه‌ای بسازی که باعث بشه من بتونم کوک و درست آواز بخونم؟»

این جمله که صرفاً برای خنده נאמר شده بود، در ذهن هیلدبراند طنین‌انداز شد. او به سرعت متوجه یک حقیقت علمی شگفت‌انگیز شد: مشکل پیدا کردن نت صحیح در صدای انسان، از نظر ریاضی دقیقاً مشابه مشکل پیدا کردن نفت در زیر زمین است! صدای انسان نیز مانند امواج لرزه‌ای بازگشتی از اعماق زمین، یک موج پیچیده و پر از نویز (فرکانس‌های فرعی) است. اگر الگوریتم «خودهمبستگی» می‌توانست الگوهای صوتی را در زیر هزاران متر سنگ و گل پیدا کند، قطعاً می‌توانست فرکانس صدای یک خواننده را نیز در کسری از ثانیه تشخیص داده و آن را به سمت نت درست هدایت کند.

فصل سوم: تولد اتوتیون و رازی در استودیوهای تاریک

هیلدبراند ماه‌ها وقت صرف کرد تا الگوریتم غول‌پیکر نفتی خود را به گونه‌ای بهینه‌سازی کند که بتواند روی کامپیوترهای استودیویی آن زمان پردازش شود. در اوایل سال 1997، در نمایشگاه تجهیزات موسیقی NAMM، او برای اولین بار افزونه (پلاگین) Auto-Tune را معرفی کرد.

عملکرد این نرم‌افزار خیره‌کننده بود. تهیه‌کنندگان می‌توانستند صدای خام خواننده را وارد نرم‌افزار کنند و اتوتیون به صورت زنده، فالش بودن (خارج خواندن) نت‌ها را تشخیص داده و آن‌ها را دقیقاً روی گام موسیقی تنظیم می‌کرد.

در ماه‌های اول، اتوتیون به بزرگترین راز مگوی صنعت موسیقی تبدیل شد. هیچ خواننده‌ای دوست نداشت اعتراف کند که صدای بی‌نقصش در آلبوم جدید، حاصل یک نرم‌افزار کامپیوتری است. تهیه‌کنندگان از اتوتیون به صورت کاملاً نامحسوس (با تنظیم سرعت اصلاح روی حالت کُند) استفاده می‌کردند تا شنونده متوجه هیچ تغییر غیرطبیعی نشود. نرم‌افزار هیلدبراند قرار بود یک «ابزار نامرئی» باشد. اما همه‌چیز در سال 1998 تغییر کرد.

فصل چهارم: چر (Cher)، ترانه Believe و افشای راز بزرگ

در سال 1998، «شِر» (Cher)، خواننده پاپ آمریکایی، در حال ضبط آلبومی بود که قرار بود بازگشت شکوهمندانه او را به دنیای موسیقی رقم بزند. تهیه‌کنندگان آهنگ Believe، مارک تیلور (Mark Taylor) و برایان رولینگ (Brian Rawling)، با صدای او در استودیو در حال آزمایش بودند.

در نرم‌افزار اتوتیون، پارامتری به نام “Retune Speed” (سرعت کوک مجدد) وجود داشت. هیلدبراند این سرعت را طوری طراحی کرده بود که بین 10 تا 400 میلی‌ثانیه متغیر باشد تا تغییر نت به نرمی صورت گیرد. اما او یک حالت “صفر میلی‌ثانیه” (Zero Mode) هم در نرم‌افزار گذاشته بود؛ حالتی که در آن، صدا بدون هیچ لغزشی، به صورت آنی و پله‌ای از یک نت به نت دیگر می‌پرید. هیلدبراند فکر می‌کرد هیچ‌کس هرگز از این حالت استفاده نخواهد کرد، زیرا صدا را شبیه به ربات می‌کرد.

اما مارک تیلور دقیقاً همین حالت صفر را انتخاب کرد. وقتی صدای «شِر» از فیلتر اتوتیون با سرعت صفر عبور کرد، نتیجه یک افکت سایبرنتیک، لرزان و فضایی بود که تا پیش از آن در هیچ آهنگ پاپی شنیده نشده بود.

ترانه Believe منتشر شد و به سرعت رتبه اول چارت‌های موسیقی در سراسر جهان را فتح کرد. همه می‌پرسیدند این افکت عجیب چیست؟ تهیه‌کنندگان ترانه در ابتدا سعی کردند راز را پنهان کنند و در مصاحبه‌ها ادعا کردند که از دستگاه قدیمی «ووکودر» (Vocoder) استفاده کرده‌اند. اما دیری نپایید که راز فاش شد و پدیده «افکت شِر» (The Cher Effect) متولد شد.

فصل پنجم: دوران تی‌پین (T-Pain) و انقلاب هیپ‌هاپ

استفاده عیان از اتوتیون برای چند سال فروکش کرد، تا اینکه در اواسط دهه 2000، یک رپر و خواننده ناشناخته از فلوریدا به نام تی‌پین (T-Pain)، این نرم‌افزار را از یک ابزار اصلاحی، به یک ساز موسیقی مستقل تبدیل کرد.

تی‌پین در سال 2005 با آلبوم Rappa Ternt Sanga صدای رباتیک اتوتیون را به امضای هنری خود تبدیل کرد. او متوجه شد که با ترکیب صدای طبیعی انسان و اصلاح بی‌رحمانه اتوتیون روی سرعت صفر، می‌تواند حس عجیبی از مالیخولیا و رباتیک بودن را همزمان منتقل کند.

این تکنیک به سرعت توسط بزرگترین نام‌های موسیقی جهان پذیرفته شد. کانیه وست (Kanye West) در سال 2008 آلبوم 808s & Heartbreak را به طور کامل با استفاده از افکت غلیظ اتوتیون ضبط کرد. این آلبوم، مسیر موسیقی هیپ‌هاپ را برای همیشه تغییر داد و راه را برای هنرمندان نسل بعد مانند دریک (Drake) و تراویس اسکات (Travis Scott) باز کرد تا احساسات خود را از طریق فیلترهای دیجیتال بیان کنند.

فصل ششم: جنگ صلیبی علیه اتوتیون و پذیرش نهایی

محبوبیت انفجاری اتوتیون با واکنش‌های شدیدی همراه بود. بسیاری از منتقدان و موسیقیدانان سنتی، این نرم‌افزار را «مرگ موسیقی واقعی» نامیدند. در سال 2009، مجله تایم (Time) اتوتیون را در لیست «50 اختراع بد تاریخ» قرار داد. جی‌زی (Jay-Z) قطعه‌ای به نام D.O.A (Death of Auto-Tune) منتشر کرد و به تندی از خوانندگانی که پشت این نرم‌افزار پنهان می‌شدند انتقاد کرد. در مراسم گرمی سال 2009، اعضای گروه Death Cab for Cutie با روبان‌های آبی به نشانه اعتراض به اتوتیون روی فرش قرمز حاضر شدند.

اما تکنولوژی راه برگشتی ندارد. با وجود تمام انتقادات، اتوتیون از بین نرفت، بلکه تکامل یافت. امروزه، نسخه نامحسوس این نرم‌افزار در بیش از 99 درصد از آهنگ‌های منتشر شده در تمام ژانرها استفاده می‌شود. خوانندگان حتی در کنسرت‌های زنده نیز از پدال‌های اتوتیون استفاده می‌کنند تا صدای خود را در طول اجراهای پرتحرک بی‌نقص نگه دارند.

جمع‌بندی: پیوند ابدی زمین‌شناسی و هنر

داستان اتوتیون، یکی از عجیب‌ترین و طعنه‌آمیزترین روایات در تاریخ فناوری است. ابزاری که برای یافتن معادن خاموش و تاریک در اعماق زمین طراحی شده بود، به استیج‌های درخشان استادیوم‌های موسیقی رسید و صدای خوانندگان را در فرکانس‌های بی‌نقص قفل کرد. اندی هیلدبراند با یک معادله ریاضی، به طور تصادفی خطای انسانی را از موسیقی پاپ حذف کرد و در این مسیر، زیبایی‌شناسی جدیدی را برای قرن بیست و یکم تعریف کرد. اتوتیون به ما یادآوری می‌کند که گاهی بزرگترین نوآوری‌ها نه در مسیرهای مستقیم، بلکه در تقاطع‌های غیرمنتظره علوم رخ می‌دهند؛ جایی که امواج لرزه‌ای زمین، در نهایت به نت‌های یک سمفونی دیجیتال تبدیل می‌شوند.

منبع خبر "دیجیاتو" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.