به گزارش خبرنگار ایرنا از مصلای تهران، در میان سیل جمعیتی که برای وداع با پیکر مطهر رهبر شهید به این مکان آمده بودند، تدابیر از پیشاندیشی شدهٔ برگزارکنندگان، صحنههایی کمنظیر آفرید؛ زائرانی که با قلبی لبریز از عشق و چشمانی خیس از اندوه، در صفوف منظم، مانند قطرههایی که به دریا میپیوندند، وارد مصلی میشدند و پس از لحظاتی وداع جانسوز با پیکر رهبر شهید، با آرامشی وصفناپذیر و نظمی تحسینبرانگیز، مصلی را ترک میکردند؛ گویی عشق به رهبر، خود به خود، نظمی آسمانی را بر این خیل عظیم حاکم کرده بود.
خدمترسانی بی وقفه موکبها
در این میان، موکبهای مردمی با چای، خرما و آب خنک، پذیرای زائران خسته از راه بودند؛ موکبدارانی که با چشمانی گریان اما دستانی پر از محبت، لحظاتی از زائران پذیرایی میکردند تا در هوای معنویت مهمانان از زیارت یار برگشته، سهمی داشته باشند. هر موکب، گوشهای از بهشتِ همدلی بود در دل این روز غمبار.
تردد آرام مهمانان؛ مرهون نیروهای انتظامی
امروز همه یک تن بودند، نیروهای انتظامی و امنیتی هم با حضور مقتدرانه اما مهرآمیز خود، مسیرهای ورود و خروج را چنان هدایت میکردند که این سیل سوگوار گرد و غبار اسیری در راه نبیند و با آرامش تماشایی رهسپار شوند، با لبخند و اشاره، جمعیت انبوه را به آرامش دعوت و ترس از ازدحام را به اعتمادی شیرین بدل می کرد.
حضور فعال امدادگران
پرسنل اورژانس و هلال احمر نیز با چادرهای سیار و آمبولانسهای مستقر در نقاط حساس بهرغم بار سنگین احساسی، با دقتی حیرت انگیز بر حال زائران نظارت داشتند؛ امدادگرانی که میان بغض های فروخورده از زائران مراقبت میکردند و هیچگاه اجازه ندادند عظمت این شور به بهای سلامتِ عزاداران تمام شود.
آتشنشانی پای کار ایمنی مراسم
آتشنشانان نیز با استقرار نیروهای واکنش سریع و تجهیزات اطفا در اطراف مصلی علاوه بر تأمین ایمنی، در نظم دهی به صفوف و راهنمایی زائران نیز مشارکت داشتند، چهره هایی که از غبار غم پوشیده بود اما در عمل مأموران پرتوانِ آرامش بودند تا حادثه را از این مراسم پرشور دور نگه داشتند و در گرمای شدید تابستان با تجهیزات خود برروی مردم آب پمپاژ می کردند تا از گرمی هوا بکاهند.
خدمات خودجوش و بی چشمداشت مردمی
اما شاید زیباترین صحنه، حضور مردمی بود که نه در هیچ موکب رسمی، بلکه خودجوش و بی ادعا، بطریهای آب، ماسک، دستمال کاغذی و حتی نذری های ساده را میان زائران پخش میکردند؛ پیرزنانی با سبدهای پارچهای، جوانانی با کیفهای پر از مهر، و کودکانی که با دست های کوچکشان، تسبیح و شمع به دست حاضران میدادند. این بخشش بی چشمداشت، جلوهای دیگر در کنار حماسه وداع بود.
همدلی مترو، تاکسی و ونها در جابجایی زائران
در پشت صحنه این حماسه بی نظیر، ناوگان حمل ونقل عمومی نیز نقشی تعیین کننده و بی ادعا ایفا میکرد؛ متروی تهران زائران را از دورترین نقاط شهر به آغوش مصلی میرساند و رانندگان تاکسی و ونها نیز با نذریِ خدمت و دلی سرشار از ارادت، مسافران خسته را تا دمِ درِ محل وداع همراهی می کردند. گویی چرخ های این وسایل نقلیه نیز هماهنگ با ضربان دل های شیفته، در این لحظات غم، بر ریلِ عشق میچرخیدند تا هیچ عاشقی از بدرقه، جا نماند و هر قطار و تاکسی، خود به مثابۀ موکبی سیار، زائران را به قرارگاه آخرین دیدار میرساند.
هماهنگی و همدلی؛ الگویی برای مدیریت بحران عاطفی
در نهایت، هماهنگی میان موکب ها، نیروی انتظامی، امداد، آتشنشانی و مردم خودجوش، چنان شبکه منسجمی از خدمت پدید آورده بود تا به بار سنگین زائران یعنی اندوه شهادت پدر، دغدغهای اضافه نشود. گویی عشق به رهبر شهید، تمام نهادها را در یک اراده جمعی با نظمی باشکوه پیوند زده بود تا این وداع، یک خداحافظی ماندگار در تاریخ را رقم بزند.












