به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، صدای آرامِ گچ روی تختهسیاه، موسیقیِ همیشگیِ صبحگاهی بود که در مدرسه شجره طیبه جریان داشت. دانشآموزان در اوجِ تمرکز، سرهایشان را روی دفترهای مشق خم کرده بودند و جهان، تنها به همان چهاردیواریِ کلاس محدود میشد. در آن لحظه که گمان میرفت امنترین جای دنیا برای آموختنِ الفبای زندگی است، سایهی سنگینِ انفجار بر سقف فرود آمد. درسها نیمهتمام ماند؛ مدادها در میانِ آوار رها شدند و کلمات روی کاغذها، با خاک و غبارِ ناشی از فرو ریختنِ سقف در هم آمیخت. آنها از پشتِ همان نیمکتهایی که برای ساختنِ آینده نشسته بودند، بیآنکه فرصتِ پناه گرفتن داشته باشند، به ابدیت پرتاب شدند.
![]()
با گذشت ۱۲۲ روز از حمله آمریکا به دبستان و پیش دبستانی شجره طیبه میناب، جستجو برای یافتن بقایای پیکر کودکان جان باخته همچنان ادامه دارد.
این مدرسه که در نخستین ساعات آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران هدف حمله قرار گرفت، به یکی از تلخ ترین نمادهای تلفات غیرنظامیان در این جنگ تبدیل شده است.
![]()
بر اساس روایت شاهدان عینی و گزارش هایی که بعدتر با تحلیل تصاویر ماهواره ای نیز مورد استناد قرار گرفت، این مدرسه در سه نوبت جداگانه هدف اصابت قرار گرفته است. در نتیجه این حمله، سقف ساختمان بر سر دانش آموزان فروریخت و شمار زیادی از کودکان و کارکنان مدرسه زیر آوار ماندند. در گزارش های منتشر شده، شمار قربانیان ۱۵۶ نفر اعلام شده که ۱۲۰ تن از آنان دانش آموز بوده اند.
در هفته ها و ماه های پس از این رویداد، خانواده ها و نیروهای امدادی به جستجو در میان ویرانه ها ادامه دادند. بنا بر این گزارش ها، حتی پس از پایان عملیات اصلی نجات، یافتن قطعات بدن کودکان کشته شده و شناسایی باقی مانده پیکرها همچنان در دستور کار بوده است. این وضعیت، ابعاد فاجعه را فراتر از یک حمله نظامی نشان می دهد و به پرونده ای از رنج طولانی مدت بازماندگان تبدیل کرده است.
![]()
در متن این حادثه نه فقط یک ساختمان آموزشی، بلکه صحنه مرگ ده ها کودک و نابودی یک جامعه کوچک محلی بود. تصاویر و گزارش های بازمانده از محل حادثه، ویرانی گسترده و فروپاشی کامل بخشی از ساختمان را نشان می دهند؛ ویرانی ای که به گفته ناظران، امکان نجات سریع بسیاری از کودکان را از میان برد.
این حادثه از همان ابتدا بازتاب گسترده ای در فضای رسانه ای و شبکه های اجتماعی داشت و به سرعت به یکی از نمادهای خسارت انسانی جنگ تبدیل شد.
![]()
و اما ، ۱۲۰ صندلیِ خالی، حالا به نمادِ سکوتی سنگین در میناب بدل شده است. دیگر نه صدای زنگِ تفریح میآید و نه هیاهویِ کلاسِ درس؛ تنها صدایِ مداومِ ادواتِ امدادی است که ۱۲۲ روز است خاکهای سرد را زیر و رو میکند تا شاید تکهای از یک پیکر را بیابد. دفترهایِ نیمسوختهای که از زیرِ بتنها بیرون میآید، درسی دردناک به جهان میدهد؛ درسی که هیچکس برایش آماده نبود. جستوجویِ این روزها، دیگر نه برایِ یافتنِ دانشآموزان، که برایِ جمعآوریِ پارههایِ تنِ این سرزمین است. کلاسی که قرار بود آینده را بنویسد، حالا به بایگانیِ تلخِ آوارها تبدیل شده که تا ابد در ذهنِ تاریخِ جنگ باقی میماند.