به گزارش ایسنا، فرشاد مومنی در مراسم بزرگداشت استاد مرحوم میرمصطفی عالینسب که در محل موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، اظهار کرد: در هرکدام از جلسات سالانهای که در مقام بزرگداشت یاد استاد عالینسب برپا کردهایم ناگزیر اشاراتی به سلوک فردی و معنوی و اجتماعی ایشان داشتهایم. اما بنای ما در جلسه امسال بیشتر این است که بر وجوه نقشآفرینی ملی این مرد بزرگ تمرکز کنیم. برای شروع چنین بحثی شاید صادقترین و جامعالاطرافترین گواهیها را مهندس میرحسین موسوی در وصف عالینسب به زبان آورده است.
به گفته مهندس موسوی، عالینسب ایران را از پرتگاهها نجات میداد
وی افزود: من به خوبی به خاطر دارم که وقتی تورگوت اوزال رئیس جمهور وقت ترکیه به دیدار مهندس موسوی آمده بود به هنگام معرفی آقای عالینسب، ایشان را اینطور معرفی کرد که بارها و بارها دولت را از پرتگاههای مهیب نجات داده است. این یکی از صلاحیتهای این آدم از نظر شناخت نظری متناسب با واقعیتهای میدان بود.
مومنی خاطرنشان کرد: گواه خیلی قابل اعتنای دیگری که میشود به این نمونه اضافه کرد این است که سال ۱۳۶۵ به دلایلی آقای عالینسب از شرکت در جلسات شوراهای عالی اقتصادی خودداری کرد. مهندس موسوی برای ترغیب ایشان برای بازگشت به آن جلسات از این تعبیر استفاده کرد که گفت دفاع موثر از منافع محرومان و مستضعفان در غیاب شما برای من بسیار دشوار میشود.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با اشاره به کتاب خود تحت عنوان «پرچمدار اقتصاد ملی» که به زندگی استاد عالینسب پرداخته است اظهار کرد: شاید جامعترین تعابیر آقای مهندس موسوی درخصوص آقای عالینسب بعد از درگذشت او در مجموعه مصاحبههایی بود که در کتاب «پرچمدار اقتصاد ملی» منتشر شد. در صفحه ۱۹ این کتاب تعابیر مهندس موسوی کاملا گویای شیوه نقشآفرینی ملی عالینسب است. ایشان میگوید آقای عالینسب راه نجات ایران را نه در یله و رها کردن دست غنیتباران متفرعن بلکه در صیانت از نیروی انسانی، استفاده از مزیتهای پویای ملی، اراده جدی برای خلق تحولات ساختاری اعتلابخش و اتکا به توسعهی درونزا بدون کمتوجهی به شرایط جهان میدانست. او در نهایت ایجاز همه آنچه باید در مورد ایشان میگفت را یکجا آورد.
مومنی تاکید کرد: نکته کلیدی درباره آقای عالینسب همانگونه که در راستای ذخیره دانایی اسلام متکی به دستاوردهای اندیشهای در زمینه توسعه متناسب با شرایط ایران بوده این است که ایشان وقتی به تولید نگاه میکرد تحت تاثیر مکتب تاریخی آلمان به تولید به مثابه کل نظام حیات جمعی نگاه میکرد. این شرط و بسطی دارد که ریشههایش در این جلسه تقدیم دوستان خواهد شد ولی توصیه میکنم علاقهمندان به کتاب «نظام ملی اقتصاد سیاسی» نوشته فردریک لیست مراجعه کنند. آنجا وقتی میخواهد درباره صنعت یا تولید فناورانه اشاره کند میگوید این صنعت را باید به عنوان پدر و مادر علم، ادبیات، هنر روشنگری، نهادهای مفید، قدرت، زیرساختهای باکیفیت و استقلال ملی در نظر بگیرید.
تولید با کل نظام حیات جمعی ارتباط دارد
وی با بیان اینکه فعالیت صنعتی از این دیدگاه صرفا ناظر بر یک سوله در یک گوشه شهرنیست بلکه با کل نظام حیات جمعی ارتباط دارد گفت: اگر دولتی وجود داشته باشد که از اجرای باکیفیت و عادلانه حقوق مالکیت طفره رود و به جای ثبات بخشی، مسیر شوک درمانی و متزلزل کردن باور به آینده را در دستور کار قرار دهد نمیشود صنعتی شد. پس به این اعتبار میگویند توسعه صنعتی بیش از هر چیز یک امر سیاسی است و به یک ساختار سیاسی با حداقلی از امکانات توسعهای نیاز دارد. به همان اندازه هم گفته میشود صنعت یک بازی جمعی است. بنابراین صنعت و تولید فناورانه در جاهایی ریشه میدواند که تمرین بیشتری در زمینهی همکاری وجود داشته باشد و از این نظر فرقی نمیکند که این همکاری وجه قالبش اقتصادی باشد در بنگاههای تولیدی، سیاسی باشد در احزاب سیاسی، اجتماعی باشد در امور فرهنگی یا در سازمانهای آموزشی باشد. مهم این است که تمرین کافی به اندازه کافی وجود داشته باشد.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: صنعت باید به عنوان نظام حیات جمعی نگریسته شود. تولید فناورانه در جوامعی رشد خواهد داشت که در آنجا خلاقیت و خلق ارزش نسبت به مفتخوارگی مزیت داشته باشد. در هر حال امیدواریم امسال بتوانیم این جنبه را مقداری بیشتر واکاوی کنیم.
مومنی با اشاره به دوران نخست وزیری میرحسین موسوی یادآور شد: به نظر من حیاتیترین نکتهای که در دوران مسئولیت مهندس موسوی بوده قدرت انتخابگری و استقلال رای از گروههای پرنفوذ بوده و راه برای یک چیدمانی بازشد که از دل آن میشد انتظار توسعه فراگیر داشته باشیم.
وی در بخش دیگری از صحبت های خود با نکوهش مساله ربا گفت: دهها نکته سرنوشت ساز در زمینه ربا میشود مطرح کرد. در نیمه اول دهه ۱۹۹۰ کتابی تحت عنوان «اقتصاد سیاسی توسعه و عقب ماندگی» منتشر شد که تقریبا دو دهه پرفروشترین کتاب در عرصه مطالعات اقتصاد سیاسی بود. یکی از درخشانترین مقالات در آن کتاب در زمینه بحران بدهیهای خارجی در دهه ۱۹۸۰ است که نویسنده در مقام جمعبندی گفته بود من مسلمان نیستم، چیزی هم درباره اسلام نمیدانم اما شنیدهام که در میان ادیان الهی سختگیرانهترین موضعگیریها نسبت به ربا در این دین مطرح شده است. بعد میگوید به عنوان یک متخصص اقتصاد سیاسی بینالملل به گردانندگان اقتصاد جهانی با قاطعیت میگویم که هر عیبی در اجرای یک نظم اقتصادی مبتنی بر اسلام وجود داشته باشد میارزد که ما هزینههایش را بپذیریم فقط حکمِ این حسن بزرگ که مرزبندی خیلی جدی و سنگینی با مناسبات ربوی در این دین وجود دارد.
قیمت تمام شده پول برای تولیدکنندگان در ایران ۵ تا ۱۰ برابر میانگین جهانی است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد گفت: حالا شما ببینید حس کسانی که چنین عبارتهایی را از چنین آدم هایی میشنوند و میآیند در آن جامعهای که مدعی اسلام است مطابقت میدهند. به طور مثال گزارشهای رسمی به ما بگویند که در ۲۵ سال گذشته قیمت تمام شده پول برای تولیدکنندگان این کشور بین ۵ تا ۱۰ برابر میانگین جهانی قیمت تمام شده پول برای تولیدکنندگان بوده است.
مومنی اظهار کرد: در حال حاضر بخش بزرگی از متفکران مطرح علم اقتصاد چه در شاخه اقتصاد خرد، چه اقتصاد کلان و چه اقتصاد توسعه میگویند هر امری که فکر میکنید Positive (مثبت) است همان قدر هم Normative است و همه امور Normative هم به همان اندازه وجه Positive دارد. دکتر شاکری دوست عزیز و همکار ما یک بار در فرهنگستان علوم این دیدگاه را از منظر متفکران بزرگ خرد و کلان مطرح کرد که شاهکار بود.
وی در بیان اهمیت اولویت دادن به تولید به جای تجارت پول گفت: اگر این نکته که هر عنصری که نیروی محرکه عزتبخشی به تجارت پول به جای تولید است کنار گذاشته شده و نسبت به کل قواعد و سیاستهای اقتصادی در ایران یک ذره بین بیندازند با اطمینان میگویم که بیش از دو سوم مشکلات اقتصادی ایران حل و فصل خواهد شد.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: اینجا جای نکوهش نیست بلکه جای شناسایی ریشههای اصلی ماجرا است. در سالگرد بزرگداشت شهید بهشتی هم عرض کردم مساله تغییر ارزشهای اجتماعی در تسخیر علم قرار دارد. جامعهشناسان توسعه میگویند تحت پنج شرایط ارزشهای اجتماعی متزلزل میشود. مهمترین آن شرایط تعارض قول و فعل منادین آن ارزشها است. وارد جزئیاتش نمیشویم که هرکدام داستانها دارد و چقدر باعث تاسف است که به اندازهی لازم، جامعهشناسان ما به کمک توسعه کشور نمیآیند.
شوک درمانی نکن!
وی با اشاره به صحبتهای رئیسجمهور در کنفرانس پولی و بانکی خاطرنشان کرد: فرد شماره یک نظام اجرایی کشور میرود در کنفرانس پولی و بانکی در بانک مرکزی شرکت میکند و میگوید مهار تورم و صیانت از معیشت مردم اولویت اول کاری دولت است. فردای آن روز مرکز آمار گزارشی منتشر میکند که میگوید تورم سالانه رشد ۶۲ درصد و تورم نقطه به نقطه ۸۸.۶ درصد شده است. معلوم است که این نشاندهنده مناسبات ناهنجار است.
رئیس موسسه دین و اقتصاد افزود: در همان گزارش مرکز آمارمیگوید تورم سالانه و نقطه به نطقه خوراکیها و آشامیدنیها به ترتیب ۹۰ و ۱۳۴.۶ درصد است. این بیهنجاری و ناهنجاری در نظام تصمیمگیری اساسی کشور را میبینید. آن آقایی که این حرف را میزند اهل فساد نیست، دلش نمیخواهد دروغ بگوید یا ظلم کند اما در اثر مناسباتی که طی سالها ساخته شده، مردم تحت فشارهای تورمی هستند.
مومنی گفت: اسفبار اینکه گفته شده اگر این کار را نمیکردیم قحطی می شد. اصلا قحطی یک مفهومی دارد. ما در مردم خیلی کمتر از این حرفهای عجیب و غریب میشنویم.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه بزرگترین عامل تورم فاجعهبار شوک نرخ ارز بوده است گفت: بعد میگویند این شوک نرخ ارز را اگر ایجاد نمیکردیم قحطی میشد، بنابراین کسی در این زمینه صحبت نکند. آنوقت اینگونه میشود که اینها فقط به ظواهر و ظاهرسازی اهمیت میدهند و اصل فعل و انفعالات اعتلابخش تحتالشعاع مناسبات ترجیحدهنده ظاهرسازی پیدا میکند.
وی از عوامل اثرگذاری نقش استاد عالینسب بر اقتصاد کشور در زمان جنگ را گوش دادن به توصیههای او دانست و افزود: اگر بخواهیم انصاف را رعایت کنیم با همهی بزرگی و عظمت روحی و خودسازی عالی علمی و معنوی که آقای عالینسب داشت خداوند به او این شانس را داده بود که در زمان او (مسئولان) شأن تجربه را رعایت میکردند و به اهل علم رهنمود نمیدادند. گوش میدادند و به توصیهها عمل میکردند. ما در آن دوره نمیدیدیم که به اهل علم جسارت شود. ولی الان مثلا میگویند هرکس ادعا دارد این گوی و این میدان.
مومنی ادامه داد: اینها توسعه تخصص آنها است و باید توضیح دهند که اگر نظام پاداشدهی ایجاد کردی که هرکس متملقتر و چاپلوستر بود بیشتر پاداش میگیرد جامعه به سمتی میرود که باید مورد واکاوی قرار گیرد. امروز که روز بزرگداشت استاد فقید عالینسب است میگوییم شوک درمانی نکن. این آشفتگی و بههمریختگی در فرآیندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع را عریان میکند. کسی نمیخواهد کسی را مقصر کند بلکه منطق رفتاری را بررسی میکنیم.
به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد در اقتصاد تمام دنیا همواره اختلاف نظرها وجود داشته اما ساز و کارهای عالمانه برای رسیدن به یک تصمیم باید درست باشد.
مومنی یادآور شد: شاید زیباترین هدیهای که بتوان به اینها داد این است که بررسی کردیم حکومتها از سال ۱۳۶۰ همواره شوک به قیمتها را به این نیت وارد کردند که دسترسی مالی بیشتری برایشان فراهم شود. به گواه مستندات بانک مرکزی و سازمان برنامه، دولت از بنگاههای تولیدی و خانوارها گرفتاریاش در اثر ایجاد شوک قیمتی بیشتر میشود. بعد آمدیم با جزئیات روند رو به سقوط ایفای تعهدات را نشان دادیم. یعنی در امور آموزش، سلامت، رفاه، تغذیه تمام اینها قلههای عملکردی مربوط به دوره جنگ است. اگر واقعا کسی اهل شنیدن و دیدن باشد اصلا نیاز نیست به حرفهای امثال من گوش کند.
وی اظهار کرد: بانک مرکزی جدولی منتشر کرده که روند تحولات مقداری در مصرف نیازهای اساسی مردم به صورت سرانه را نشان میدهد. من شروع این فاجعه ملی را در فصلی در کتابی که سال ۱۳۹۶ تحت عنوان «عدالت اجتماعی، آزادی و توسعه» دادههای سال ۱۳۹۵ را آوردم. آنجا نشان دادم که داده های رسمی این به اصطلاح سیاستهای تعدیل ساختاری دائما عمق فقر را گسترش میدهد. این ارزیابی این فرد یا آن فرد نیست؛ گزارشهای رسمی منتشره توسط وزارت کار و مرکز پژوهش های مجلس و مرکز مطالعات ریاست جمهوری است.
این اقتصاددان با بیان اینکه تمام گزارشهای رسمی میگوید در اثر اجرای برنامه تعدیل ساختاری، ایران به سمت تحمیل فقر گسترشیافته و عمیق به مردمش حرکت کرده است گفت: عین این مساله در مورد تولیدکنندهها هم اتفاق افتاده است. گزارشهای رسمی میگوید در ۱۰ سال اول بعد از انقلاب بدترین عملکرد اقتصادی مربوط به سال ۱۳۶۷ عموما مربوط به شوکهای برونزا بوده است.
مومنی تصریح کرد: کسی لذت نمیبرد که بگوید این چه وضع قاعدهگذاری است. هیچکس زحمات دلسوزان را نادیده نمیگیرد ولی زحمت کشیدن جزو ابتداییترین شروط لازم است، اما شرط کافی نیست. باید اهلیت حرفهای داشته باشید و نسبت به فساد حساس باشید. چند تا حادثه چای دبش باید ایجاد شود که شما بفهمید توزیع ارزی نیروی محرکه رانت و فساد میشود. اینها جزو بدیهیات اولیه است. این بدیهیات بجز در ۱۰ سال اول بعد از انقلاب خیلی جدی گرفته نشد.
تاکید عالینسب بر تکیه دولت به دانایان و تولیدکنندگان
وی با اشاره به دوران همکاریاش با استاد عالینسب یادآور شد: از همان روز اولی که توفیق همکاری با آقای عالینسب را داشتیم ایشان شاگردپرور بود که دست ما را میگرفت و قدم به قدم متوجه میکرد هم با استدلالهای نظری و هم با شواهد تاریخی پرشمار، یکی یکی برای ما توضیح میداد. از روز اول گفت هر حکومتی در ایران بخواهد باقی بماند و استقلالش را حفظ کند دو تکیه گاه بیشتر ندارد؛ یکی عامه مردم با تاکید بر دانایان و فرودستان و دومی تولیدکنندگان. دلیل اینکه در آن دوره آن موفقیتها حاصل شد و الان نمیشود این است که آنها به صورت سیستمی این دو مولفه را مراقبت میکردند. الان سیاست تورمزا اتخاذ می کنید این ۱۱۵ قلم نیاز فوری و حیاتی مردم تاثیر میگذارد. بعد شما برای اینکه آسودگی وجدان برای خودت ایجاد کنی میگویی من چند تا از این جنبهها را با کوپن پوشش میدهم. تو باید بدانی که تورم کل معیشت مردم را دچار اختلال میکند.
این اقتصاددان ادامه داد: گزارشهای رسمی میگوید توان مردم برای تامین مالی هزینه های آموزش فرزندانشان از ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ به میزان ۸۰ درصد سقوط کرده است. بنابراین وقتی شما تورم ایجاد می کنید بحران در سلامت، آموزش و تغذیه به وجود میآورید. الان یک میلیون تومان ۷۰۰ گرم زرشک میشود. اینها احتیاج به یک ذهن خیلی پیچیده ندارد. کسانی مناسباتی ایجاد میکنند. گزارشی در خرداد ۱۴۰۵ دفتراقتصاد کلان سازمان برنامه منتشر کرده است. واقعا میگویم کاش می شد به آنها که اینها را میخوانند گفت که گروههای ذینفع نمیگذارند ریل اقتصاد تغییر کند ولی با زبان شیک میگویند. خوب شما وقتی این را متوجه نمیشوید کشور همین میشود بعد هم راه بحث را میبندید و میگویید شرایط جنگی است.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه این گزارش میگوید در میان اقلام خوراکی تورم سالیانه گروه روغن و چربیها ۱۴۳ درصد و نقطه به نقطه ۲۷۸ درصد است گفت: بعد میگوید رتبه دوم شوک به معیشت مردم در یک ساله گروه نان و غلات است که بعد از روغن بالاترین تورم را تجربه کرده است. گزارش رسمی میگوید ۶۰ درصد جمعیت بقایشان به نان وابسته است یعنی دیگر آخرین سنگری که اینها داشتند بعد از مدارای نجیبانه که گوشت و میوه و سبزیجات را حذف کردند و نان مانده است. حالا ببینید بعد از گروه روغن، تورم سالانه نان و غلات ۱۲۰درصد یعنی دو برابر سالانه و تورم نقطه به نقطه نان هم ۱۳۰.۸ درصد است. آنوقت دنبال این هستند که نان را اینجوری، برق را اینجوری و بنزین را اینجوری گران کنند.
سیاست تورمزا، سیاست تامینکننده منافع الیگارشها و مافیاها است
وی اظهار کرد: سیاست تورمزا، سیاست تامینکننده منافع الیگارشها و مافیاها است. این را تامین میکنند بعد میگویند برای جبران نان به مردم میدهیم.
مومنی، مناسبات غالب در نظام ارزی را تامین کننده منافع مافیا دانست و گفت: در خرداد ۱۴۰۴ گزارشی میگوید صنایع خانگی دو پاشه آشیل دارد؛ یکی مقیاس تولید است و دیگری در مناسبات مافیایی است که به چند ده واردکننده مجوز میدهند، یعنی بلعیدن ارز. وقتی میخواهند ارز اختصاص دهند کسانی که مجوز دارند ولی تولید نمیکنند در صدر قرار میگیرند. میگوید صنایع لوازم خانگی دو پاشنه آشیل مقیاس تولید و ظرفیت تولید دارد. به صراحت میگوید اگر ظرفیت تولید این بنگاهها از ۸۵ درصد کمتر شود در مدار زیاندهی میافتد یعنی کارش توجیه اقتصادی ندارد. شوک، آنومی ایجاد می کند و آنومی هم خودتخریبی را رویه غالب میکند. تو این همه ارز میدهی و ماشین آلات وارد میکنی بعد با سیاستهای جورواجور نمیگذاری از سه چهارم این ماشینآلات استفاده شود. وقتی این کار را میکنی یعنی برای واردات مباشرت میکنی. در چنین شرایطی کسی که میگوید ما دغدغه استقلال اقتصادی داریم فقط برای تسکین قلوب مومنین این سخن را میگوید.
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تاکید کرد: تمام قلههای عملکرد اقتصادی ایران از ۱۳۳۰ تا امروز دقیقا در دورانهایی اتفاق افتاده که اتفاقا ما تنگناهای ارزی داشتیم. ما نظریههایی داریم که اگر بستر تو کژکارکرد باشد هرچقدر ارز به اقتصاد تزریق کنی فساد بیشتر، نابرابری و وابستگی ذلتبار به خارج بیشتر خواهد شد.
وی گفت: اینها بزرگترین فاجعههای شیوه اداره کشور را امور طبیعی در نظر میگیرند. مثلا میگویند ما برنامه میانمدت و چشمانداز تهیه میکنیم بدون اینکه کاری به فساد یا نابرابری ناموجه فزاینده یا سرکوب کردن بنگاههای اقتصادی که اهتمام غیرمندانه به ساخت داخل دارند داشته باشیم. بدون اینکه به روند مشکوک مجوزهای بی ضابطه داشته باشیم و بدون توجه به این روندی که خام فروشی مستاصل کننده اقتصاد را به ایران تحمیل کرده است. عین این مساله در مورد تجارت خارجی ایران هم است.در شرایطی که گزارشهای رسمی می گوید ۹۵ درصد اقلام صادراتی ایران ارزبری اش از ارزآوری اش بیشتر است. در این شرایط چگونه تن دادید به این مافیاها که در برابر پیمان سپاری ارزی مقاومت می کنند.
مومنی با بیان اینکه در اقتصاد سیاسی تورمی دو نقطه خیلی خطرناک وجود دارد گفت: یکی سبقت شاخص هزینه های تولیدکنده نسبت به مصرف کننده و دومی سبقت هزینههای زندگی روستاییان به شهریها است. هردو در سالهای اخیر به کرات در ایران تکرار شده که ما کوچکترین توجهی به آثار فاجعه بار استمرار این مناسبات نداریم. ما با سقوط بیسابقه و همزمان کمیت و کیفیت اشتغال روبهرو هستیم. دراستقلال سیاسی توسعه میگویند اشتغال متغیر سیستمی است. یعنی شما از آینه اشتغال حال کل سیستم را میتوانید مشاهده کنید. باید سیستم درست شود تا امکان یک توسعه اقتصادی اشتغالگرا فراهم شود.
وی خاطرنشان کرد: عالینسب می گفت باید کاری کنیم که انسانها با یک شیفت کار شرافتمندانه بتوانند از هزینههای یک زندگی شرافتمندانه بر بیایند. الان گزارش داریم که به اسم تعدیل ساختاری و به اسم بازار کار محیط کاری و بازار کاری ایران یکی از ناامن ترین محیط های کاری در دنیا است و در دوره بعد از جنگ همواره بین ۷۵ تا ۹۳ درصد قراردادهای کار قراردادهای ناموقت بوده است؛ یعنی احساس ناامنی فراگیر در شریفترین و مولدترین گروههای اجتماعی.
انتهای پیام



