به گزارش مشرق، وب سایت قطری عربی ۲۱ در تحلیلی با عنوان «لبنان مسیر کمپ دیوید را با همان اشتباهات آغاز میکند»، در واکنش به توافق ننگین دولت لبنان با رژیم صهیونیستی، به بررسی خطرات و عواقب فاجعه بار این توافق پرداخته و نوشت: نزدیک به ۵ دهه از به اصطلاح معاهده صلح مصر و اسرائیل میگذرد؛ دورهای که برای نشان دادن عواقب این توافق و فجایعی که برای مصر و کل جهان عرب به ویژه در پرونده فلسطین به بار آورد و همچنین خدمات رایگانی که به صهیونیستها داد، کافیست.
دولت لبنان در مسیر فاجعه کمپ دیوید
با وجود گذشت این دوره طولانی که باید فرصت کافی به اعراب برای عبرت گرفتن میداد، میبینیم که دولت لبنان اکنون در همان مسیر غلطی پیش میرود که مصر رفت؛ بدون اینکه توجهی به تجارب تاریخی داشته باشد.
به گفته رابرت ساتلوف، یک مخالف افراطی اسلام و حامی سرسخت صهیونیسم، اصطلاح «توافقنامه چارچوب»، در سال ۱۹۷۸ برای توصیف دو بخش از توافقنامههای کمپ دیوید پدیدار شد که یکی از آنها در سال ۱۹۷۹ به عنوان پیمان صلح مصر و اسرائیل ثبت شد و بخش دیگر مربوط به مسئله فلسطین بود که ناموفق ماند.
این فعال حامی صهیونیسم تاکید کرد که هدف استراتژیک اصلی توافق دولت لبنان با اسرائیل، برقراری صلح میان دو طرف است و کلمات صلح و صلحآمیز ۱۰ بار در متن این توافق تکرار شدهاند. همچنین بند ۱۲ هر دو طرف را موظف میکند که فوراً گروههای کاری برای تهیه پیشنویس یک توافق جامع و کامل صلح و امنیت تشکیل دهند. همچنین ابتدا باید خلع سلاح حزب الله در لبنان تایید و انجام شود و زمانی که اسرائیل موفقیت آمیز بودن این طرح را مشاهده کرد، عقب نشینی خود را از لبنان آغاز میکند.
وی افزود: معامله اساسی در قلب این توافق آن است که هر زمان ارتش و دولت لبنان به تعهد خود برای خلع سلاح حزب الله عمل کنند، زیرساختهای این جنبش را از بین ببرند و از تجدید قدرت آن جلوگیری کنند، ارتش اسرائیل عقب نشینی خود را آغاز میکند و به غیرنظامیان لبنانی اجازه میدهد که به مناطقشان برگردند، اما هیچگونه جدول زمانی مشخصی برای این فرایند وجود ندارد و اسرائیل متعهد به یک عقبنشینی بیقید و شرط نشده است.
نکاتی که به آن اشاره شد، کلید درک ابعاد خطر این توافق برای دولت لبنان به ویژه رئیس جمهور و نخست وزیر آن است. آمریکا اعلام کرده که از این توافق حمایت مالی میکند؛ همانند کاری که در توافق کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل انجام داد. هدف این توافقنامه عادی سازی روابط میان لبنان و اسرائیل بوده و خروج اسرائیل از سرزمینهای اشغالی لبنان با خلع سلاح مقاومت مرتبط است.
در اینجا چند فرضیه در مورد این رفتار دولت لبنان وجود دارد؛ اینکه مقامات لبنانی اساساً از ماهیت رژیم صهیونیستی ناآگاهند که چنین چیزی بعید است. اما حتی با فرض اینکه حاکمان لبنان با حسن نیت عمل میکنند، باز هم واقعیت آن است که امضای چنین توافقی به معنای واگذاری لبنان به دشمن و دامن زدن به تنشهای داخلی و کشاندن این کشور به جنگ داخلی است.
مقایسه توافق ایران برای لبنان با توافق ننگین دولت نواف سلام
در این میان اغلب لبنانیها و حتی خود صهیونیستها اذعان میکنند که ایران برای لبنان بسیار بهتر از دولت این کشور عمل کرد و شروطی که ایران در توافق خود با آمریکا برای آتش بس در لبنان تحمیل کرد، بسیار شرافتمندانه و منطقی بود؛ جایی که تهران در یادداشت تفاهم خود با واشنگتن، برقراری آتش بس جامع و خروج بی قید و شرط اسرائیل از لبنان را قید کرده است.
اما دولت لبنان در توافقی که با اسرائیل در واشنگتن امضا کرده، پذیرفته که اسرائیلیها طبق ارزیابیهای خودشان تصمیم بگیرند که در لبنان بمانند یا از آنجا خارج شوند و خروج نیروهای اشغالگر مشروط به خلع سلاح حزب الله شود. همچنین ایران در یادداشت تفاهم خود با آمریکا، خروج اسرائیلیها از لبنان و آتش بس جامع در این کشور را به عنوان یک شرط تعیین کرد، در حالی که دولت لبنان این امر را به تصمیم خود اسرائیلیها واگذار کرده است.
در ماده ۲ توافق دولت لبنان با اسرائیل آمده است که«دولتهای اسرائیل و لبنان متعهد به یک فرآیند متقابل و متوالی، تحت شرایط مشخص، میشوند که به موجب آن ارتش لبنان حاکمیت مؤثر خود را بر تمام خاک لبنان، تا زمان تأیید خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی (مقاومت) و برچیدن زیرساختهای مرتبط با آنها، بازخواهد گرداند. این امر ارتش اسرائیل را قادر میسازد تا به تدریج در خارج از خاک لبنان مستقر شود. اجزای این فرآیند در یک پیوست امنیتی که با حمایت کامل ایالات متحده تهیه شده است، به تفصیل شرح داده خواهد شد که این چارچوب را تکمیل میکند. این چارچوب، اقدامات لازم، ترتیبات امنیتی و سازوکارهای تأیید را برای پیشبرد این فرآیند تعریف خواهد کرد. اجرای موفقیتآمیز این چارچوب، راه را برای یک رابطه پایدار و صلحآمیز بین دو کشور هموار میکند و ارتش اسرائیل را قادر میسازد تا در خارج از خاک لبنان مستقر شود.»
تسلیم فاجعهبار دولت لبنان در برابر فریبکاری آشکار صهیونیستها
در اینجا، باید به عبارتبندی دو پاراگراف توجه شود: «تا زمان تأیید خلع سلاح گروههای مسلح غیردولتی و برچیدن زیرساختهای مرتبط با آنها» و «اجرای موفقیتآمیز». این یعنی رژیم اشغالگر باید خلع سلاح شدن حزب الله را تأیید کند و شاهد اجرای موفقیتآمیز آن باشد. در نتیجه، تصمیم برای عقبنشینی یا عدم عقبنشینی همچنان در دست اسرائیل خواهد بود.
باید توجه داشته باشیم که همه میدانند اسرائیل از همه سرزمینهایی که اشغال میکند جز با زور اسلحه بیرون نمیرود، پس در این شرایط وقتی متن یک توافقنامه به این رژیم اجازه دهد که در سرزمینی باقی بماند چه اتفاقی خواهد افتاد و این رژیم چه کار خواهد کرد؟
علاوه بر آن، متن توافق مذکور بسیار فریبکارانه است؛ زیرا دولت لبنان را در برابر حزب الله قرار میدهد و بحث تجاوزات اسرائیل به لبنان و جنگ با این رژیم را کاملاً کنار گذاشته و به گونهای وانمود میکند که انگار مشکل مربوط به داخل لبنان است و این توافقنامه برای پرداختن به بحران داخلی لبنان تدوین شده است.
بر اساس مفاد این توافقنامه، حزب الله باید تسلیم شود؛ در غیر این صورت لبنان در جنگ باقی خواهد ماند و این امر حزب الله را در رویارویی مداوم با مخالفانش در داخل لبنان قرار میدهد.
ماده ۵ توافق دولت لبنان با رژیم صهیونیستی که باید به عنوان طنز در برنامه درسی علوم سیاسی گنجانده شود، سطحی نگری شدید تیم مذاکره کننده لبنانی را نشان میدهد که شامل این متن است:
«اسرائیل تاکید میکند که عملیات نظامی آن علیه لبنان نتیجه مستقیم حملات، تهدیدها و نیات خصمانه گروههای مسلح غیردولتی در این کشور به ویژه حزب الله است و بنابراین اسرائیل بر لزوم از بین بردن این تهدید از طریق خلع سلاح و برچیدن این گروهها در سراسر لبنان، علاوه بر ترتیبات امنیتی بیشتر که میان بیروت و تل آویو توافق خواهد شد، تاکید دارد و در این صورت اسرائیل به اقدامات نظامی یا حضور نظامی در لبنان پایان خواهد داد».
خواب غفلت دولت لبنان در برابر درسهای تاریخ
شهرک سازیهای صهیونیستها در اراضی اشغالی فلسطین و مناطق دیگر شاهد خوبی بر نیات رژیم اشغالگر در لبنان است. اسرائیل همانند یک غده سرطانی است که وقتی وارد بدن شود در صورت ایجاد فرصت در سراسر بدن پخش میگردد.
در اینجا ما حتی اگر بخواهیم انکار کنیم که اسرائیل سرزمین فلسطین را غصب کرده و از زمان اشغال آن بارها لبنان را مورد تجاوز و اشغالگری قرار داده و سپس این رزمندگان مقاومت به ویژه حزب الله بودند که اشغالگران اسرائیلی را از لبنان بیرون کردند، چگونه این واقعیت را نادیده بگیریم که در حال حاضر اسرائیل از سال ۲۰۲۴ و در شرایطی که اساساً یک حکومت مخالف با این رژیم در سوریه روی کار نیست، همچنان به تجاوزات و اشغالگریهای خود در خاک این کشور ادامه میدهد.
علاوه بر آن حتی با انکار همه تجارب تاریخی، آیا میتوانیم اظهارات علنی مکرر مقامات صهیونیست در مورد اجرای پروژه موسوم به «اسرائیل بزرگ» که شامل اشغال اراضی بسیاری از کشورهای عربی از جمله لبنان نیز میشود را نادیده بگیریم؟
به طور کلی تیم مذاکره کننده لبنانی یا از روی ناآگاهی و حماقت و یا عامدانه یک توافق احمقانه را پذیرفته که هیچ ارتباطی با توافقهای قانونی ندارد و مفاد آن متجاوز را به عنوان قربانی معرفی و جنایات آن را توجیه میکند. متن این توافق از ما میخواهد که ساده لوحانه باور کنیم رژیم اشغالگر اسرائیل با سابقه سیاه خود در تجاوز و اشغالگری در کشورهای عربی، هیچ نقشهای برای لبنان نکشیده است.
لبنان بدون مقاومت قادر به مقابله با تجاوزات و اشغالگری صهیونیستها نیست
دولت لبنان باید از سرنوشت همه دولتهایی که دست همکاری به صهیونیستها دادند عبرت بگیرد و متوجه شود ما با دشمنی مواجهیم که نه صلح را میشناسد و نه رحمی دارد. وحشیگریهای این رژیم در نوار غزه، ماهیت وحشی و متجاوز آن را آشکار میسازد و همه میدانند که اسرائیل وارد هیچ جایی نشده، مگر اینکه آنجا را به نابودی کشانده است.
حتی خود دولت لبنان هم میداند که بدون مقاومت، قادر به مقابله با تجاوزات صهیونیستها نیست و صرف نظر از هرگونه اختلاف داخلی با حزب الله و به طور کلی مقاومت، اصل دشمنی با اسرائیل باید اولویت داشته باشد و وقتی که خطر اشغالگری این رژیم به طور کامل رفع شد، در آن زمان لبنانیها میتوانند هر چیزی که میخواهند درباره مقاومت بگویند و هر تصمیمی که میخواهند بگیرند.












