به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: با افشای رسوایی شنود تلفنی توسط رسانههای تحت مالکیت او در انگلستان، چهره واقعی این سلطان بیتاج و تخت آشکارتر از همیشه شد. مرداک که در آمریکا به دلیل نفوذ عمیقش در عرصه رسانه به چنین لقبی شهرت یافته، امروز نمادی از قدرت بیمرز رسانهای و تأثیر آن بر دولتها و ملتهاست.
رابرت مرداک با تکیه بر سرمایه، رانت اطلاعاتی و تاکتیکهای غیر اخلاقی، رسانههایی چون نیویورک پست، سان، تایمز و News of the World را در اختیار گرفته و با خط مشی مشخصی در جهت منافع صهیونیستی، سیاستها را در استرالیا، انگلستان و آمریکا تحت تأثیر قرار داده است. آنچه بیش از همه نگرانکننده است، نقش فعال این رسانهها در تحریف واقعیتها، تولید محتواهای فریبنده و ایجاد جنگهای شناختی علیه فرهنگها و نظامهای بومی کشورهاست.
رسوایی چندین سال گذشته، که با افشای شنود مکالمات تلفنی شهروندان انگلیسی توسط خبرنگاران تحت امر مرداک آغاز شد، پرده از روابط فاسد او با برخی مقامات ارشد سیاسی، پلیس و نهادهای نظارتی برداشت. هرچند این افشاگری به استعفای مرداک از مدیریت برخی شرکتهای رسانهای در بریتانیا و تعطیلی روزنامه News of the World انجامید، اما ساختار قدرت او همچنان پابرجاست. تحقیقات «کمیته لورسون» نیز تنها بر لزوم نظارت بیشتر بر مطبوعات تأکید کرد، بیآنکه تغییری بنیادین در ساختار این امپراتوری رقم بخورد.
رابطه مرداک با سیاستمداران برجستهای همچون تونی بلر و دیوید کامرون، گواهی است بر نقش تعیینکننده رسانههای او در هدایت تصمیمات کلان. حمایت بیچون و چرای این رسانهها از جنگ عراق و ارائه تصویری گل و بلبل از وضعیت این کشور، مصداق بارز استفاده ابزاری از رسانه برای تحقق اهداف ژئوپلیتیکی صهیونیسم جهانی است. مرداک با درک عمیق از نقش رسانه در شکلدهی به افکار عمومی، همواره کوشیده تا روایت غالب در مسائل جهانی را در راستای منافع خود بازنویسی کند.
یکی از ابعاد نگرانکننده عملکرد امپراتوری مرداک، تاکید ویژه او بر فروپاشی نهاد خانواده در جوامع سنتی، بهویژه جامعه ایرانی است. طبق گفته منتسب به خود او: «اگر مادر را به لجن بکشیم، جامعه ایرانی را به لجن کشیدهایم.» این دیدگاه، مبنای پروژهای بلندمدت برای تخریب هویت زن ایرانی، نقش مادری و جایگاه خانواده به عنوان هسته بنیادین جامعه قرار گرفته است. شبکههایی چون جم تیوی، من و تو، فارسی وان و ایران اینترنشنال، در راستای این هدف، محتواهایی با ظواهر سرگرمکننده اما دارای پیامهای پنهان ضد خانواده تولید میکنند.
تحلیل محتوای رسانههای وابسته به مرداک، نشان میدهد که اهدافی چون ترویج بیبند و باری، مشروعیتزدایی از ازدواج، نهادینهسازی همجنسگرایی، عادیسازی خیانت و تقابل زن و مرد در نقشهای خانوادگی، بهطور برنامهریزی شده پیگیری میشود. این اهداف از طریق سریالهای خارجی، موسیقیهای پر زرق و برق، تبلیغات شبه فرهنگی و برنامههای به ظاهر تفریحی، به ذهن و ضمیر بینندگان تزریق میگردد.
در شرایطی که جنگ نرم جای خود را به نبردهای مستقیم و خونین داده است، شناخت ابزارها و روشهای آن ضروری است. رسانهها امروز در خط مقدم این نبرد قرار دارند. ابزارهایی همچون شبکههای اجتماعی، شبکههای ماهوارهای و حتی پلتفرمهای سرگرمی، به ابزاری برای مهندسی افکار و تغییر سبک زندگی مردم بدل شدهاند. تنها راه مقابله با این هجمه خزنده، آگاهیبخشی، تحلیل محتوایی و ارتقای سواد رسانهای در جامعه است.
امروز بیش از هر زمان دیگر، شناخت ساختارهای قدرت رسانهای و پیوندهای ایدئولوژیک پشت پرده آنها، برای حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی ملتها ضروری است. نبرد امروز، تنها نبرد تیر و تفنگ و تانک و موشک نیست، بلکه نبرد معناهاست. اگر ما معنا و ارزشهای خود را نشناسیم، دیگران آن را برایمان بازتعریف خواهند کرد.










