به گزارش روز چهارشنبه گروه علمی ایرنا، سید ضیا هاشمی در نخستین نشست تخصصی سالمندی؛ چالشها و افقهای نوظهور، حکمرانی در عصر سالمندی که به همت دبیرخانه شورای ملی سالمندی برگزار شد، با اشاره به حوادث سال گذشته و به ویژه حوادث اخیر گفت: طی چند ماه گذشته و در شرایط اقتصادی ـ سیاسی ویژه ما در معرض حمله تمام عیار دو ابرقدرت اتمی قرار گرفتیم؛ که شاید در تاریخ معاصر بینظیر باشد. کسانی که بارها تصریح کردند تمدن ما را از بین میبرند و برنامه تجزیه، تخریب و بمباران زیرساختها را داشتند، امروز پذیرفتهاند که این تهدید تبدیل به فرصت شده است.
وی ادامه داد: امروز در دنیا قیومیت ایران بر تنگه هرمز که یکی از مهمترین و استراتژیکترین آبراههای دریایی است پذیرفته شده و همه قدرتهای دنیا، قدرت امروز مردم و نخبگان ما را درک کرده و میدانند که باید محترمانه با ما صحبت کنند.
هاشمی با اشاره به اینکه در اولین لحظات جنگ، رهبر عزیزمان را از دست دادیم، ولی در هفته آینده، حضور پرشور و بینظیر تاریخی مردم را نه فقط در ایران، بلکه با برگزاری مراسم تشییع در کشور همسایه پیشبینی میکنیم، وارد مباحث مهم و جدی در زمینه سالمندی شد.
سختترین بحرانها را میتوانیم با برنامه، با مقاومت و تابآوری تبدیل به فرصت کنیم
هاشمی در این نشست اذعان داشت: مسیر جمعیت، در کشور ما به گونهای است که به زودی و طی یک یا دو دهه دیگر با مسئله سالمندی جمعیت مواجه خواهیم بود. از اینرو برنامههای دولت و کشور باید به گونهای باشد که تلاش کنیم تا ترکیب جمعیت به لحاظ جوانی و سالمندی، که یک مؤلفه اصلی قدرت و توسعه است را حفظ کنیم. دادههای علمی نشان میدهد که ما به لحاظ ترکیب جمعیتی به سمتی میرویم که چندان مطلوب نیست و باید تلاش کنیم ترکیب جمعیت با سیاستگذاری صحیح حفظ شود، چرا که تشویق به افزایش جمعیت بدون در نظر گرفتن برنامهریزی برای آینده، به تنهایی به عنوان یک مولفه قدرت شناخته نمیشود. باید امکان و انگیزه لازم فراهم شود تا جوانان ما ازدواج راحتتر و موفقتری داشته، فرزندان سالم و توانمندی در آینده به جامعه تحویل دهند.
معاون علمی، فرهنگی و اجتماعی معاون اول تصریح کرد: روند ترکیب جمعیتی فعلی ما به گونهای است که به دلیل رشد سریع جمعیت در دهه ۶۰ و افت شدید جمعیت در دهههای ۸۰ و ۹۰، تا سه دهه دیگر بیشتر از بسیاری از کشورهای اروپایی و شاید به غیر از ژاپن، سالخوردهترین کشور دنیا خواهیم شد؛ و به لحاظ شاخص جانشینی جمعیت (۲.۱ میزان موالید) جمعیت ما رشد منفی را تجربه خواهد کرد. البته امروز هنوز این اتفاق نیفتاده، چرا که جمعیت جوان ما همچنان در سن باروری هستند و جمعیت ما هر سال به لطف الهی در حال افزایش است، ولی این جمعیت تقریبا ۹۰ میلیونی به ۱۰۰ میلیون نزدیک میشود اما بعد از آن شاهد اُفت جمعیت خواهیم بود.
به گفته هاشمی به غیر از کمیّت جمعیت، ترکیب جمعیت هم مهم است. تا دو یا سه دهه قبل یعنی در دهه ۶۰ کشورمان یکی از جوانترین جمعیتهای دنیا بوده و میانه سنی جمعیت در سرشماری این دهه نشان میداد که ۵۰ درصد جمعیت زیر ۱۷ سال بوده ولی هماکنون بالای ۳۰ سال است. در این وضعیت جمعیتی، ما باید بتوانیم الگوی حکمرانی و مدیریتی متناسب آن را با این ساختار جمعیتی پیاده کنیم. اگر برنامه مشخصی برای این ساختار جمعیتی نداشته باشیم، میتواند تبدیل به بحران شود. بیتردید بدون برنامهریزی، جمعیت زیادی وارد مدار و بازار کار و شرایط ازدواج و بعد طلاق شده و بهطور مرتب با یک وضعیت غیر نرمال مواجه میشویم که در آن جوانان بیشتر از آنکه فرصتی برای آیندهسازی باشند، به تهدیدی جدی و با هزینههای هنگفت برای دولت و حاکمیت بدل خواهند شد. پیشبینیهای جمعیتی نشان میدهند که جامعه کنونی به زودی به سن ۶۰ و ۶۵ سالگی رسیده و وارد دوران سالمندی میشود. باید درنظر داشت که دوران سالمندی به لحاظ ماهیتی با دوران جوانی تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی جدی دارد. به عنوان مثال در رابطه با جوانان، ازدواج، تشکیل خانواده و ورود به بازار کار اگر دولت و حاکمیت هم کار چندانی نکند، این دوره بالاخره با همیاری و همکاری جامعه طی شده و مسایل آنان مانند ازدواج و کار به سرانجامی میرسد. اما در مورد سالمندی این اتفاق نمیافتد. چرا که دانشآموز و دانشجو و بهطور کلی قشر جوان در حال رشد هستند و خودشان به تدریج با کمک خانوادهها مسئله را حل میکنند. اما سالمندان به سمت افول انرژی جسمی حرکت میکنند و هر چه زمان بگذرد، با مشکلات بیشتری وارد مرحله سالمندی میشوند.
با این وضعیت بالقوه بحرانساز چه کنیم؟
هاشمی در پاسخ به این پرسش که «با این وضعیت بالقوه بحرانساز چه کنیم؟» گفت: سالمندی، زمانی نیست که امکان واگذاری مساله به آینده به امید این که به طور طبیعی حل شود، را داشته باشد. بدون شک در دوره جوانی که جوان یا نوجوان سرمایه مالی و تجربه زندگی نداشته، پیوندهای اجتماعی لازم را هم نداشته و نیاز به حمایت و هدایت دارد، اما دوران سالمندی زمانی است که سالمندان به عنوان معماران، جهاندیدگان و پیشکسوتان، سرمایه بزرگی از دانش و تجربه هستند و اگر درست به کار گرفته شوند، یک فرصت و موهبت، و اگر برنامهای برای آن نداشته باشیم یک چالش جدی است.
بنابراین ما به یک نگاه جامع یعنی نگاهی که در آن ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فناوری و فرهنگی لحاظ میشود، نیاز داریم، نه نگاه بخشی و کوتاهمدت. این توفیق و فرصت در حوزه برنامهریزی برای سالمندی، امروز در اختیار سازمان بهزیستی است که آینده کشور را درست هدایت کنند.
در برنامهریزی و حمایت از سالمندان، خانواده نقش محوری دارد
سید ضیا هاشمی در ادامه افزود: در زمینه حل مسایل و مشکلات سالمندان، خانواده نقش محوری را دارد. خانواده در مسیر تحولات اجتماعی ما مسیر جدیدی را طی کرده بهگونهای که خانواده گسترده به خانواده هستهای رسیده و تحولات شهری شرایط نوینی را برای جامعه و ایجاد فضاهای جدید ایجاد کرده است. با این وجود در جامعه ایران خانواده کماکان محور است.
در این شرایط جدید اگر بخواهیم به قضیه سالمندان کماکان نگاه حمایتی داشته باشیم، باید در نظر داشت، سالمندان قشری هستند که به سمت ضعف میروند و ما باید بتوانیم از آنان حمایت کرده و نیازهایشان را تأمین کنیم. اگر جمعیت سالمندان چیزی در حدود ۵ یا ۶ درصد و یا حداکثر ۱۰ درصد بود امکان حمایت وجود داشت، ولی وقتی جمعیت زیاد باشد اولاً امکان حمایت نیست، ثانیا حتی اگر چنین امکانی وجود داشته باشد، به این دلیل که به تعبیر روانشناسان این نگاه حمایتی، جامعه سالمندی را وارد یک مسئله جدیدی به نام بینقشی و وابستگی میکند، با یک چالش جدی روبروست. سالمندی که سالها با عزت زندگی کرده، نقشآفرین بوده، نقشهای متعدد اجتماعی را بر عهده داشته، در این دوره نیز نقشهای متعدد دارد. فرد سالمندی که نقش یک کارمند و پدر را داشته، یک شهروند هم هست و در عین حال یک فعالیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی دیگری هم به عهده دارد و در آن دوره نقشآفرینی میکند.
طبیعی است برای کسی که این نقشهای متعدد را داشته، نمیتوان خانهنشینی یا استراحت در آسایشگاهها و درمان در بیمارستان را تجویز کرد، به این امید که به او رسیدگی کنیم تا دچار یک مرگ تدریجی بشود. چنین نگاهی به سالمند، نگاه به مرده متحرک است و حتی اگر همه امکانات رفاهی و بهداشتی را فراهم کنیم، زندگی خوب و با کیفیتی ندارد. بنابراین این نگاه به سمت اینکه ما سالمند را به عنوان یک سرمایه ملی ببینیم که میتواند رضایت زندگی برای خودش ایجاد کند، در حوزه سلامت هم به جای اینکه ما بخواهیم او را درمان کنیم، زمینهای فراهم میکنیم که روی پای خودش بایستد.
این تجربه همین امروز هم در جوامعی که در زمینه سیاستگذاری سالمندی موفق بودهاند قابل مشاهده است. افراد ۸۰ ساله، ۹۰ ساله در جوامع پیشرفته سالخورده، در حال انجام کارهای شخصی بوده و به تعبیری عزت نفس آنان حفظ میشود. این افراد میتوانند در یک مجموعه و در یک نگاه اجتماعی و جدید و در این حکمرانی جدید به عنوان اقتصاد متناسب با آنان، به عنوان سرمایه، به عنوان فرصت اقتصادی، به عنوان یک شرایط ساختاری جدید دیده شوند. این جمعیت به جای اینکه نیازمند حمایت، هدایت و صدقه دادن باشد، یک ظرفیت جدید و یک استعداد جدید است. سالمندی استعدادی است که از جوانی تجربه، دانش، حرمت و از همه مهمتر سرمایه [اجتماعی] بیشتری دارد. در فرهنگ عمومی جامعه ما اشعار و روایات- که نمایانگر فرهنگ ملی و دینی ماست- نشان میدهند که جامعه ایران یک چیزی دارد که سایر جوامع غربی ندارند. جامعه ایران برای ریش سفیدان حرمت قائل است. در یک محله، در یک خانواده، در یک فامیل اگر مشکل ایجاد شود، سالمندان هادی و هدایتگرند، حامی بوده و نقش رهبری دارند. فرزندان ما در جامعه ایران، در فرهنگ اسلامی و ایرانی حرمت پدر و حرمت پدربزرگ و حرمت پیشکسوتان و حتی همسایهای که نسبت به ما بیشتر کار کرده را حفظ میکند. امروزه ما با یک سرمایه جدیدی مواجه هستیم که باید آن را خوب شناخته و نگاه درست [به آن] داشته باشیم تا بتوان در افقی که در ۱۰ یا ۲۰ سال آینده با آن مواجه هستیم، جامعه بهتر و قویتر داشته باشیم، نه جامعه ضعیف و فرتوت و از کار افتاده.
هاشمی که به عنوان استاد جامعهشناسی و در کسوت یک مقام مسئول در دولت ایفای نقش میکند، بر این باور است که ما نمیتوانیم در خلأ زندگی کرده و تصورات و اولویتهای خود را برای کشور برنامهریزی کنیم. ما باید مبتنی بر دادههای و شواهد و واقعیتهای عینی برنامهریزی کنیم. اما دانشی که بخواهد مؤثر باشد، بایستی یک دانش منسجم، همسو و مؤثر باشد. این مجموعه دادهها که ما در مراکز مختلف آماری و اداری و اجتماعی داریم، باید مکمل هم باشند. بنابراین سازمان بهزیستی، وزارت بهداشت، شهرداری و مرکز آمار، اینها در حوزه سالمندی بایستی مثل پنج انگشت دست مکمل هم بوده تا بتوانند تصویر درستی داشته و مبتنی بر یک سیاستگذاری و برنامهریزی باشد. باید توجه داشت که سبک زندگیمان در سالهای آینده تغییر خواهد کرد و برای فردا از امروز آماده بود.
به زعم وی، در حوزه اقتصادی ما بایستی بدانیم که این نگاه هزینهمحور به سالمندان را تبدیل به نگاه سرمایهمحور کرده و بدانیم که «اقتصاد نقرهای» [اقتصاد سالمندان] در دنیا جا افتاده است. اقتصاد نقرهای یک ظرفیت بزرگ است که در مورد جوانان وجود ندارد. در حوزه گردشگری مشتریان اصلی بازنشستگان و سالمندان داخلی و خارجی هستند. مطابق با برنامه هفتم وقتی قرار است تا دولت کوچک بشود، دولت باید بر سیاستگذاری، برنامهریزی، حمایت، نظارت و کنشگری اقتصادی در حوزههای مختلف اجتماعی تمرکز کند. جمعیت سالمند به کوچک کردن دولت و تقویت جامعهای که خودش نقشآفرین، مسئولیتپذیر و کنشگر است، یاری میرساند. سالمندی فرصتی است برای توسعه اجتماعی که محور اصلی مشارکت مدنی و مشارکت اقشار مختلف مردم در انتخابات است. وقتی یک سالمند معلم، بازرگان یا پزشک بوده، امروز میتواند یک مشاور خوب در حیطه تخصصی خودش باشد.
کشورهای همسایه؛ فرصت مغتنم و در دسترس برای ایران
در پایان این نشست هاشمی اظهار داشت: اگر ما بتوانیم الگوی موفقی در ایران داشته باشیم، این الگو در دنیا هم میتواند ظرفیت ایجاد کند. وقتی در دهه ۶۰ که یک رشد جمعیت سریع و در دهه ۸۰ با خیل عظیمی از جمعیت جوان با مسائل آموزش و تحصیل و اشتغال روبرو بودیم؛ بیتردید در دهه ۱۴۲۰ و ۱۴۳۰ که ما با ۳۳ درصد جمعیت سالمند و جمعیت حدود ۹۰ میلیون مواجه خواهیم بود. این در حالیست که پیشبینیهای جمعیتی در کشورهای عراق و افغانستان نشان میدهد که ما با جمعیت بالای ۱۰۰ یا ۲۰۰ میلیون در این کشورها و با کشور خودمان با جمعیتی بالای ۳۰۰ میلیون نفر مواجه هستیم. بنابراین فعالیتهای اقتصادی، علمی، فناوری، مدیریتی که ما امروز در ایران برای ۹۰ میلیون نفر انجام میدهیم، طی ۴۰ سال آینده میتواند برای ۳۰۰ میلیون نفر که متکی به جامعه ما هستند، انجام بگیرد. تجربیاتی که امروز داریم، برای جوامعی که قرابتهای فرهنگی زیادی با آنها داریم، یک فرصت ویژه است.
این جوامع همسایه، به مانند ما ارزشهای سنتی دارند که خانواده در آن نقش بسیار محوری دارد. ظرفیتهای سنتی، هیجانات و عواطف، همگی به سان سرمایهای هستند که در کنار عقلانیت و علم و فناوری جدید که خانواده نیز در آن وضعیت جدید پیدا کرده و باعث شکلگیری جمعیت سالمندان تنها شده، ولی کماکان خانواده و پیوندهای خانوادگی محور مراقبت و مدیریت برای سالمندان است. سالمندی و سالمندان دیگر مسئله نیستند. در این کشور تمام تهدیدها تبدیل به فرصت میشوند که باید به خوبی از آن استفاده کرد.
به همین دلیل، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند گذار از نگاه بخشی به نگاه حکمرانی هستیم. همانگونه که رئیسجمهور محترم بارها تأکید کردهاند، حکمرانی دادهمحور تنها راه دستیابی به حکمرانی هوشمند است. در دنیای امروز، هیچ سیاست موفقی بدون داده، شواهد و تحلیل علمی شکل نمیگیرد. برای برنامهریزی در حوزه سالمندی، پیش از هر چیز باید بدانیم سالمندان ما کجا زندگی میکنند، از چه سطحی از سلامت برخوردارند، چه میزان درآمد دارند، چه تعداد به تنهایی زندگی میکنند، وضعیت مراقبت، اشتغال، مسکن و مشارکت اجتماعی آنان چگونه است و در دهههای آینده چه تغییراتی در پیش خواهد بود. بدون چنین تصویری، سیاستگذاری مؤثر و هدفمند امکانپذیر نیست.
یکی از مهمترین مأموریتهای دبیرخانه شورای ملی سالمندان، تجمیع، یکپارچهسازی و تحلیل دادههای مرتبط با سالمندی در کشور است. امروز دادههای ارزشمند فراوانی در وزارت بهداشت، سازمان بهزیستی، صندوقهای بازنشستگی، بیمهها، مرکز آمار ایران، شهرداریها و سایر دستگاههای مسئول وجود دارد؛ آنچه نیاز داریم، تبدیل این دادههای پراکنده به یک نظام دانایی منسجم برای سیاستگذاری است. بر همین اساس، دولت از ایجاد «رصدخانه ملی سالمندی» و توسعه نظام ملی پایش شاخصهای سالمندی حمایت خواهد کرد تا تصمیمگیری درباره آینده سالمندی کشور بر پایه دادههای دقیق، بهنگام و علمی صورت گیرد.










