گفت وگو|روایت جنایت غربی علیه ایران؛ از سلاح‌های ممنوعه تا دادگاه لاهه

خبرگزاری تسنیم چهارشنبه 10 تیر 1405 - 12:54
جانباز شیمیایی 70 درصد ونماینده ایران در دادگاه لاهه گفت: غرب اول سلاح شیمیایی داد، امروز دارو راتحریم می‌کند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، چهار دهه پس از پایان جنگ تحمیلی، هزاران جانباز سرافراز و افتخارآفرین شیمیایی ایران که هر کدام یک شهید زنده هستند همچنان با دردها و رنج‌های ناشی از حملات شیمیایی رژیم بعثی صدام دست و پنجه نرم می‌کنند.این قهرمانان دفاع مقدس که در معرض گازهای سمی مانند خردل و سیانور قرار گرفتند، امروز با مشکلات متعدد جسمی، روانی و اقتصادی روبه‌رو هستند، بسیاری از جانبازان شیمیایی از عوارض ماندگار گازهای شیمیایی رنج می‌برند، مشکلات تنفسی، آسیب‌های چشمی، سوختگی‌های داخلی، نارسایی‌های کبد و کلیه، و سرطان‌های ناشی از این گازها، زندگی روزمره آنان را به جهنمی تبدیل کرده است.

برخی از این جانبازان به دلیل تشدید بیماری‌ها، سال‌های اخیر را در بیمارستان‌ها گذرانده‌اند، اما از کمبود داروهای تخصصی و امکانات درمانی مناسب گلایه دارند که نتیجه رفتار مدعیان دروغین دموکراسی غربی و تحریم های ضدبشری آمریکایی های جنایتکاری است که در طول دفاع مقدس کنار رژیم بعثی ایستادند این درحالیست که با رشد فزاینده فضای مجازی و القائات غلط و ایجاد شبهات مختلف از سوی دشمن در فکر نسل جوان، جوانان امروز ایران چندان با فداکاری‌های جانبازان شیمیایی آشنا نیستند که این عدم آگاهی باعث شده تا بسیاری از این قهرمانان به درستی برای جامعه ما معرفش نشوند، بنابراین دلسوزان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و فعالان حوزه دفاع مقدس خواستار ثبت گسترده‌تر خاطرات این رزمندگان به عنوان سند مظلومیت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران و معرفی بیشتر آنان به نسل جوان هستند.

جانبازان شیمیایی دفاع مقدس، قربانیان سکوت جامعه جهانی در برابر جنایات جنگی صدام هستند و امروز، آنان نه‌تنها با زخم‌های بدن، که با زخم‌های بی‌توجهی نیز می‌سوزند که قدردانی واقعی از این شهیدان زنده، تنها با شعار ممکن نیست، بلکه نیازمند اقدام عملی و حمایت همه‌جانبه است البته این جانبازان پرافتخار، سند زنده و عینی مظلومیت و حقانیت جمهوری اسلامی ایران و جنایات ضدبشری رژیم بعث و همراهان جنایتکار غربی آن رژیم ننگین علیه فرزندان این سرزمین هستند، "علی جلالی فراهانی" جانباز شیمیایی 70 درصد استان مرکزی و نماینده جانبازان شیمیایی در دادگاه لاهه است که بارها به عنوان سفیر صلح کشورمان و سند زنده مظلومیت، حقانیت جمهوری اسلامی ایران در مجامع عمومی بین المللی، دانشگاه های کشورهای مختلف دنیا حضور یافته و از آنچه به سربازان خمینی(ره) گذشته سخن گفته است.

وی که تاکنون جهت مداوا یکبار در طول جنگ به ژاپن اعزام شده،  دو بار نیز به عنوان یکی از اسناد مهم مظلومیت و حقانیت انقلاب اسلامی در مراسم ‏سالگرد بمباران هیروشیما که با حضور کشورهای مختلف دنیا برگزار می شود حضور یافت تا فریاد حق خواهی انقلاب اسلامی ایران باشد.‏ پوست سوخته، خس خس نفس‌ها و جانبازی چشم هایش از یادگاری‌های دفاع مقدس است و سالهاست که با این جانبازی زندگی می‌کند و به قول ‏خودش کپسول اکسیژن یکی از همراهان همیشگی او پس از جنگ شده و معتقد است باید با هنر نقش‌های دفاع مقدس و رشادت‌های جوانان این سرزمین را ترسیم کرد و نمی‌توان با رنگ سیاه و سفید ‏طرحی درست به نسل جوان از هشت سال دفاع مقدس ارائه کرد.

خبرنگاران خبرگزاری تسنیم استان مرکزی همزمان با ماه تیر که ایامی مانند سالروز بمباران شیمیایی سردشت، سالروز روز مبارزه با سلاح‌های میکروبی و شیمیایی و همچنین روز افشای حقوق بشر آمریکایی است در مصاحبه‌ای تفصیلی با "علی جلالی فراهانی" جانباز 70 درصد شیمیایی و نماینده جمهوری اسلامی ایران در دادگاه لاهه به گفت‌و‌گو پرداخته‌اند که مشروح آن در زیر می آید: 

تسنیم: از وقتی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار دادید سپاسگزاریم، برای شروع بفرمایید امروز بعد از گذشت نزدیک به چهار دهه، اثرات بمباران شیمیایی در زندگی شما چگونه ادامه دارد؟

جلالی فراهانی: چهار دهه، زمانی طولانی برای التیام یک زخم است، اما برای من و هزاران جانباز شیمیایی، این سال‌ها چیزی جز تداوم یک درد مزمن و فزاینده نبوده است. من در 27 اسفند سال 1366 در سی‌کیلومتری مریوان، در حالی که برای مرخصی و دیدار خانواده آماده می‌شدم، هدف بمباران شیمیایی رژیم بعث قرار گرفتم. گاز خردل و سیانوری که آن روز در آسمان منطقه پخش شد، نه فقط ریه‌هایم، که تمام هستی‌ام را نشانه گرفت.

امروز، هر نفس کشیدن برایم یک مبارزه است. ریه‌هایم به شدت آسیب دیده و کپسول اکسیژن به همراه همیشگی‌ام تبدیل شده است. سرفه‌های خشک و مستمر، خس‌خس مداوم قفسه سینه، و تنگی نفسی که گاه راه رفتن چند قدم را هم غیرممکن می‌کند، تنها بخشی از تصویر روزمره من است. عوارض شیمیایی، محدود به دستگاه تنفسی نیست؛ چشم‌هایم سال‌هاست که با سوزش و اشک‌ریزی مزمن دست و پنجه نرم می‌کنند، پوست بدنم که هنوز جای تاول‌های آن روزها را دارد، هرازگاهی با التهاب و حساسیت یادآور آن حادثه است. متأسفانه، این عوارض نه تنها بهبود نیافته، که با افزایش سن، به شکل جدی‌تری تشدید هم شده‌اند.

اما داستان من، فقط روایت یک درد جسمانی نیست. این درد، ابعاد حقوقی و بین‌المللی عمیقی دارد. من به عنوان نماینده جانبازان شیمیایی در دادگاه لاهه، اینجا هستم تا فریاد بزنم که این جنایت، بدون کیفر نمانده است. سلاح‌هایی که بر سر ما ریخته شد، با حمایت مستقیم آمریکا و غرب در اختیار صدام قرار گرفته بود. همان کشورهایی که امروز مدعی حقوق بشرند، ترکیبات این سلاح‌های ممنوعه را دستکاری کردند و ناجوانمردانه در اختیار دیکتاتور جنایتکار قرار دادند. من و هزاران همرزمم، قربانیان سکوت و همراهی جامعه جهانی در برابر این جنایت علیه بشریت هستیم.

جالب اینجاست که حقیقت این جنایت، حتی برای پزشکان کشورهایی که روزی در کنار متجاوز ایستادند، قابل کتمان نیست. وقتی بعد از 16 سال با پزشک معالج ژاپنی‌ام در توکیو روبرو شدم، او که مرا با وضعیت حاد و امید کمی برای زندگی دیده بود، از دیدن من چنان شگفت‌زده شد که مرا در آغوش گرفت و پرسید "چه کردی که بعد از 16 سال هنوز زنده‌ای؟" من در پاسخ گفتم "ما طبیبی داریم که با پزشکی شما تفاوت دارد؛ او اهل‌بیت(ع) هستند که مرا نجات دادند." این معجزه ایمان و توسل، در کنار صبر و استقامت خانواده‌ام، بوده که پشتوانه ادامه این مسیر سخت برای من شده است.

من امروز با این بدن آسیب‌دیده، نه فقط یک جانباز، که یک سند زنده و گویا از جنایت‌های ضدبشری استکبار هستم. تا زمانی که نفس می‌کشم، در مجامع بین‌المللی و دانشگاه‌های جهان، این رسالت را به دوش می‌کشم که مظلومیت ملت ایران را فریاد بزنم و چهره واقعی مدعیان دروغین حقوق بشر را نشان دهم.

تسنیم: اگر بخواهید به کسی که هرگز جنگ ندیده توضیح دهید، زندگی با آسیب شیمیایی یعنی چه؟

جلالی فراهانی: تصور کنید نفس کشیدن، ساده‌ترین و غریزی‌ترین کار جهان، برای شما به یک محاسبه دائمی تبدیل شود. زندگی با آسیب شیمیایی یعنی هر روز صبح که بیدار می‌شوید، پیش از هر فکری، باید مطمئن شوید که کپسول اکسیژن کنارتان هست و تا کی می‌تواند به شما زندگی ببخشد. یعنی نیمه شب از خواب بیدار شوید و چند دقیقه طول بکشد تا مطمئن شوید نفس‌های خس‌خس‌تان قرار نیست ناگهان قطع شود.

برای کسی که جنگ را ندیده، شاید باورکردنی نباشد که یک بمب می‌تواند سال‌ها بعد، هر روز و هر ساعت، خود را به شما یادآوری کند. مثل یک مهمان ناخوانده که هر روز با چهره‌ای جدید سراغتان می‌آید. گاز خردل که در 27 اسفند 1366 در مریوان استنشاق کردم، یکباره تمام سلول‌های بدنم را نشانه گرفت. امروز، ریه‌های من مثل یک اسفنج سوخته هستند که هر بار نفس می‌کشید، هوای تازه به سختی از میان آنها عبور می‌کند. سرفه‌هایم نه یک واکنش زودگذر، که یک همراه همیشگی است که گاه آنقدر شدید می‌شود که فکر می‌کنم آخرین نفس‌هایم را می‌کشم.

اما آسیب شیمیایی فقط ریه‌ها را درگیر نمی‌کند. این سم موذی، پنهان در بافت‌های بدن، هر لحظه ممکن است به شکلی جدید ظاهر شود. وقتی می‌گویم هر سال، چشمانم با سوزشی وحشتناک یادآور آن روز می‌شوند، یا وقتی پوست بدنم با کوچکترین تغییر آب و هوا دچار التهاب و تاول می‌شود، این را می‌گویم تا بدانید که این بمب، برخلاف سلاح‌های معمولی، یکبار منفجر نمی‌شود و تمام نمی‌شود. این یک بمب ساعتی است که تیک‌تاک آن تا آخر عمر با شماست.

شاید تلخ‌ترین بخش این زندگی، تجربه محرومیت‌هایی است که برای دیگران ناچیز است. مثل وقتی که نمی‌توانید نسیم خنک یک شب بهاری را عمیقاً به ریه بکشید، یا مثل وقتی که نوه‌هایتان دورتان جمع می‌شوند و شما برای بغل کردنشان باید نفس‌هایتان را تنظیم کنید تا از حال نروید. و در کنار تمام اینها، نگرانی همیشگی از تشدید بیماری و عوارض جدیدی است که پزشکان می‌گویند ممکن است سال‌های بعد سراغتان بیاید؛ سرطان‌هایی که نسخه شیمیایی جنگ، کدشان را در سلول‌های بدن ما جاگذاشته است.

با این حال، من به این شرایط به عنوان یک "فرصت برای فریاد" نگاه می‌کنم. این جسم رنج‌دیده، امروز در دادگاه لاهه و در مجامع بین‌المللی، یک سند زنده است. ایمان به راه در دفاع اسلام و نظام مقدس اسلامی، همراه با صبری که از خانواده و همرزمان شهیدم به ارث برده‌ام، به من قدرت داده تا به جای اینکه قربانی یک جنایت باشم، راوی حقیقت آن جنایت باشم. کسی که هرگز جنگ ندیده، شاید نتواند عمق این درد را درک کند، اما می‌تواند بداند که پشت هر زخم کهنه، یک قصه ناگفته از مظلومیت و مقاومت وجود دارد که تا ابد نمی‌تواند سکوت کند.

زخم‌هایی که تاریخ هنوز پاسخشان را نداده است

تسنیم: از نظر شما به عنوان یکی از جانبازان سرافراز شیمیایی 70 درصد، درد واقعی جانباز شیمیایی، لحظه بمباران است یا سال‌های پس از آن؟

جلالی فراهانی: این سوال، همان سوالی است که من سال‌هاست با خودم تکرار می‌کنم و جوابش هر سال تغییر کرده است. اما اگر بخواهم صادقانه و بدون کلیشه پاسخ دهم، باید بگویم: درد واقعی، نه آن لحظه است و نه این سال‌ها؛ بلکه "تعلیق" میان این دو و "روایت و تبیین" آن است.

لحظه بمباران، یک ترومای ناگهانی بود. یک انفجار، یک بوی عجیب و یک دود غلیظ. بله، در آن ثانیه‌ها، حرارت و ترس را حس کردم، اما درد فیزیکی آن لحظه، با شوک و آدرنالین همراه بود. مثل ضربه چاقویی است که در گرماگرم جنگ، شاید حتی فرصت نکنید به زخم نگاه کنید. آن لحظه، یک "حادثه" بود؛ ترسناک، غافلگیرکننده، اما کوتاه. درد واقعی، خیلی دیرتر خودش را نشان می‌دهد.

اما درد سال‌های پس از آن، یک ترومای مزمن، خزنده و بی‌رحمانه است. این درد مثل یک سایه است که هیچ‌وقت شما را تنها نمی‌گذارد. اما اگر راستش را بخواهید، من هر دوی اینها را «درد واقعی» نمی‌دانم. درد واقعی برای من، در "فریاد بلند مظلومیت جمهوری اسلامی ایران" است یعنی وقتی کسی به من نگاه می‌کند، شاید متوجه خس‌خس نفس‌هایم نشود، شاید نداند که پشت لبخند من، نگرانی است از اینکه دنیا فراموش کند بر این کشور عزیز و رزمندگان باافتخار و مظلومش چه گذشت و درحالیکه تمام دنیا پشت رژیم بعثی ایستاد چطور مقابل آنها با افتخار ایستادیم.

بهترین تصویری که می‌توانم از این درد به شما بدهم، تصویر همان لحظه‌ای است که بعد از بیهوشی دو ماهه در بیمارستان ژاپن به هوش آمدم. پزشکانم نوشته بودند که یک ماه بیشتر زنده نیستم. همانطور که گفتم کسی و حتی پزشکم به ادامه حیات من باور نداشت و من بعد از آن، فهمیدم که درد واقعی، لحظه‌ای است که شما به عنوان یک "ابَرِ بازمانده" شناخته می‌شوید، کسی که از مرگ برگشته، اما درک این بازگشت برای دیگران، فقط یک عدد و یک درصد است، نه هزاران شب بی‌خوابی و هزاران نفس بریده.

بنابراین، اگر بخواهم یک پاسخ صریح و غیرتکراری بدهم، می‌گویم: درد واقعی، "جدال سکوت و فریاد" است. جدال میان این که چقدر از رنجت بگویی تا سنگینی آن را سبک کنی، و چقدر سکوت کنی تا دیگران را با غمت بار نکنی بلکه راوی افتخار کشور و رزمندگان و همرزمان باشی.

من به عنوان یکی از نمایندگان جانبازان شیمایی در دادگاه لاهه، این جدال را هر روز تجربه می‌کنم. تمام تلاشم این است که این درد خصوصی را تبدیل به یک "سند عمومی" علیه جنایتکاران کنم تا ضمن نشان دادن جنایت غرب و به ویژه آمریکایی ها علیه ملت و رزمندگان مظلوم ایران اسلامی، سفیری باشم که پیامش این باشد که شاید دیگر هیچ مادری، فرزندش را با چنین دردی به آغوش نکشد. این، بزرگترین درمانی است که برای این درد واقعی یافته‌ام.

هر نفس جانبازان شیمیایی، سند جنایت شیمیایی علیه ایران است

تسنیم: به عنوان یکی از نمایندگان جانبازان شیمیایی در دادگاه لاهه، فکر می‌کنید بزرگ‌ترین مطالبه‌ جانبازان شیمیایی و جمهوری اسلامی ایران که هنوز محقق نشده چیست؟

جلالی فراهانی: اگر بخواهم صادقانه و از منظر کسی که سال‌ها پرونده این جنایت را در مجامع بین‌المللی دنبال کرده، پاسخ دهم، باید بگویم که بزرگ‌ترین مطالبه‌ای که هنوز محقق نشده، "تکوین یک حق" است؛ نه فقط یک خواسته مقطعی. ما از سیستم حقوقی بین‌الملل، "اقرار به جرم و عذرخواهی رسمی" و سپس "جبران خسارت" را می‌خواهیم، اما نه در سطحی فردی یا مالی، بلکه در ترازی که به یک "سند بین‌المللی علیه سلاح‌های شیمیایی" تبدیل شود.

من و هزاران همرزم و جانباز شیمیایی در کشور، قربانیان "آزمایشی" بزرگ بودیم. رژیم بعث با حمایت مستقیم آمریکا و غرب، تکنیک‌های استفاده از سلاح‌های شیمیایی را روی پیکر زنده رزمندگان ایرانی امتحان کرد. این فقط یک جنایت جنگی نبود؛ یک "جنایت علیه بشریت" در معنای واقعی کلمه بود. بزرگ‌ترین مطالبه ما، محکومیت تاریخی این جریان و ایجاد یک "مکانیسم نظارت دائمی" است که دیگر هیچ کشوری نتواند با حمایت قدرت‌های بزرگ، از این سلاح‌ها استفاده کند.

در سطحی دقیق‌تر، من به عنوان نماینده دادگاه لاهه، همچنان پیگیر "تشکیل یک دادگاه ویژه" برای جنایات شیمیایی علیه ایران هستم. دادگاه‌های موجود، یا صلاحیت رسیدگی به این جنایت را ندارند، یا تحت تأثیر فشارهای سیاسی، حاضر به صدور رأی قاطع نیستند. ما هنوز نتوانسته‌ایم "رأیی بازدارنده" علیه حمایت‌کنندگان اصلی این جنایت (آمریکا و متحدانش) بگیریم که برای آینده، یک خط قرمز حقوقی ایجاد کند.

اما مطالبه‌ای که کمتر به آن پرداخته شده، "بازنویسی تاریخ"  یعنی نه فقط جبران خسارت مادی، که "بازشناسی هویت جانبازان سرافراز شیمیایی" در سطح جهانی است. من در سفرهایم به ژاپن و حضور در مراسم هیروشیما، دیدم که چگونه ملت ژاپن توانسته‌اند رنج خود را به یک "گفتمان جهانی علیه سلاح‌های اتمی" تبدیل کنند. ما هنوز در این مسیر هستیم. مطالبه من این است که رنج جانبازان شیمیایی ایران، به اندازه رنج مردم هیروشیما، در وجدان بشریت جا باز کند و به عنوان بخشی از تاریخ پرونده سلاح‌های کشتار جمعی ثبت شود.

یک مطالبه شخصی و در عین حال جمعی دارم: "بازگرداندن غائبان به سفره روایت". یعنی نسل امروز، باید بداند که جانبازان شیمیایی و ایثارگران و شهدا چطور ایستادند، رژیم بعث جنایتکار و همدستان وی را زمین‌گیر کردند و با وجود جنایات متعدد علیه بشریت توسط آنان در دوران دفاع مقدس، ما رزمندگان گامی عقب ننشستیم و در دفاع از ولایت و انقلاب و کشورمان افتخارآفرینی ها کردیم باید حقایق جنگ تحمیلی و مظلومیت ایران اسلامی به درستی تبیین و روایت شود.

بزرگ‌ترین مطالبه ما، روشن شدن سهم هر یک از دولت‌های غربی در این تراژدی و انتقال این حقیقت به نسل‌های آینده است. به قول خودم، ما یک "سند زنده" هستیم و می‌خواهیم این سند، نه در قفسه‌های بایگانی، که در متن کتاب‌های درسی تاریخ جهان، به عنوان عبرتی برای آیندگان ثبت شود.

4 دهه با گاز خردل؛ از کپسول اکسیژن تا دادگاه لاهه

تسنیم: به عنوان یک جانباز شیمیایی شاخص و بین المللی کشورمان، سکوت برخی دولت‌های غربی در قبال استفاده از سلاح شیمیایی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

جلالی فراهانی: بیایید روایت را طوری دیگر بشنوید که تاکنون طرح نشده، سکوت دولت‌های غربی در قبال جنایت شیمیایی علیه ایران، برای من به عنوان یک جانباز که این جنایت را با تمام وجود لمس کرده، نه یک "سکوت"، که یک "فریاد هماهنگ" است؛ فریادی برای حفظ منافع. این سکوت، یک اقدام منفی نیست؛ یک اقدام مثبت در جهت پوشش جنایت خودشان است. چرا که اگر امروز این جنایت را محکوم کنند، باید پاسخگوی حمایت‌های مستقیم خود از رژیم بعث در دوران هشت سال دفاع مقدس باشند؛ حمایت‌هایی که شامل ارائه ترکیبات شیمیایی، فناوری ساخت موشک و حتی اطلاعات میدانی بود.

برای من به عنوان یکی از نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در دادگاه لاهه، این سکوت یک "سند بی‌عملی" است. غرب با سکوت خود، حمایت و تجهیز، عملاً به صدام چراغ سبز داد تا از سلاح‌های ممنوعه استفاده کند. جالب اینجاست که وقتی صدام علیه ایران از سلاح شیمیایی استفاده کرد، غرب سکوت کرد؛ این دوگانگی رفتاری، به خوبی نشان می‌دهد که در دموکراسی و حقوق بشر غربی- آمریکایی که بزرگترین دروغ جهانی است، جان انسان‌ها ارزش ذاتی ندارد؛ ارزش ابزاری دارد.

بهترین تصویری که می‌توانم از این سکوت ارائه دهم، رفتار آمریکا در قبال جانبازان شیمیایی ایران است. همان کشوری که امروز به بهانه حقوق بشر بر ما تحریم می‌زند و جلوی ورود داروهای حیاتی را می‌گیرد، در دهه 60 نه تنها ترکیبات گاز خردل را در اختیار صدام قرار داد، بلکه در اوج بمباران شیمیایی، با وتوی قطعنامه‌های شورای امنیت، راه را برای ادامه این جنایت باز نگه داشت. این "سکوت" امروز هم ادامه دارد؛ وقتی که سازمان منع سلاح‌های شیمیایی از بررسی دقیق این جنایت سرباز می‌زند یا وقتی که کشورهای اروپایی از پذیرش مسئولیت تاریخی خود طفره می‌روند.

اما این سکوت برای من یک دستاورد هم داشته است. من امروز به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران در دادگاه لاهه و سفیر صلح، این سکوت را به یک "فرصت برای فریاد" تبدیل کرده‌ام. وقتی در دانشگاه‌های ژاپن و کشورمان سخنرانی می‌کنم این سکوت را می‌شکنم.

باید بگویم این سکوت، بر خلاف تصورشان، برای ما یک "محرک" بوده است. ما در این سال‌ها فهمیدیم که حقیقت، برای ماندگاری نیازی به تائید غرب ندارد. این سکوت، به ما ثابت کرد که راه درست، همان راهی است که امام خمینی(ره) و شهدای ما ترسیم کردند؛ راه عزت و استقلال. من امروز با کپسول اکسیژن و بدنی که هر لحظه ممکن است تسلیم عوارض شیمیایی شود، به عنوان یک "سند زنده"، این پیام را به جهانیان می‌دهم که صداهای حقیقی، هرگز در سکوت غرب محو نمی‌شوند.

تسنیم: با توجه به حضورتان برای درمان و پس از آن در ژاپن، آیا در ژاپن کسی از نقش کشورهای غربی در تجهیز رژیم بعث به مواد شیمیایی سؤال می‌کرد؟برخورد مردم ژاپن با شما چه تفاوتی با فضای سیاسی دنیا داشت؟ می گویند مردم بیش از سیاستمداران درد قربانیان را درک می‌کنند آیا شما چنین چیزی را دیدید؟

جلالی فراهانی: در سفرهایم به ژاپن، چه در دوران درمان و چه در مأموریت‌های بعدی به عنوان نماینده دادگاه لاهه، جالب‌ترین و تأثیرگذارترین بخش مواجهاتم، نه گفت‌وگوهای رسمی، که ارتباط انسانی با مردم عادی بود. برخورد مردم ژاپن با من، آینه تمام‌نمای تفاوت عمیق میان سیاست و انسان‌دوستی است.

نخستین نکته این است که در ژاپن به عنوان یک قربانی سلاح های ممنوعه، مردم عادی به خوبی از نقش غرب در تجهیز صدام آگاه بودند. آنها نه از روی اطلاعات سیاسی، که از روی تجربه تلخ خود، این حقیقت را درک می‌کردند. وقتی در سال‌های درمان در بیمارستان ناریتا بودم، پزشکان و پرستاران ژاپنی که از بمباران اتمی هیروشیما رنج دیده بودند، با دیدن عکس امام خمینی(ره) بالای سرم، به من می‌گفتند "ما می‌دانیم که آمریکا و غرب، سلاح‌های مرگبار را در اختیار دیکتاتورها قرار می‌دهند تا آزادی ملت‌ها را سلب کنند." آنها از من درباره انقلاب اسلامی و رهبری امام راحل(ره) می پرسیدند چراکه پیام انقلاب و ولایت برایشان جذب کننده بود؛ آنها از اقدامات صدام و حمایت‌های غرب می‌پرسیدند و با شنیدن پاسخ‌ها، با ناراحتی می‌گفتند که این دقیقاً همان رفتاری است که در هیروشیما نیز با آنها شد.

اما جذاب‌ترین تفاوت، در برخورد دوگانه مردم عادی و سیاستمداران بود. در سطح سیاسی، دولت‌های غربی همچنان سکوت می‌کنند و سازمان منع سلاح‌های شیمیایی از بررسی دقیق این جنایت طفره می‌رود اما در سطح مردمی، کاملاً متفاوت است.

من هرگز فراموش نمی‌کنم که چگونه پرستاران و کادر درمانی ژاپن، فراتر از یک وظیفه حرفه‌ای، با من رفتار می‌کردند. آنها با دیدن آثار سوختگی و تاول‌های شیمیایی بر بدنم، اشک می‌ریختند و می‌گفتند که این زخم‌ها، مانند زخم‌های بازماندگان هیروشیما، "زخم‌های بی‌عدالتی" است. حتی یک پزشک ژاپنی بعد از معاینه من، به مترجم خود گفت "این مرد که به نظر من باید به تمام جانبازان به ویژه جانبازان شیمیایی بسط دهیم، یک قهرمان است که در برابر یک جنگ نابرابر ایستاده و حالا دارد بهای آن را می‌پردازد، اما هیچ‌کس در جهان از این جنایت سخن نمی‌گوید."

بله، قطعاً مردم عادی بیش از سیاستمداران، درد قربانیان را درک می‌کنند. این را در روزهای پایانی درمانم در ژاپن به خوبی حس کردم. وقتی از بیمارستان مرخص می‌شدم، بسیاری از پرستاران و حتی مردم محلی که از راه دور مرا می‌شناختند، برای دیدار آمدند. آنها با من به عنوان یک "برادر در رنج" رفتار می‌کردند و می‌گفتند که ما هر دو قربانی یک جریان هستیم. تفاوت بزرگ در این بود که مردم ژاپن، "سکوت سیاسی" را نمی‌پذیرفتند و از من می‌خواستند که پیام آنان را به جهان برسانم که سلاح‌های کشتار جمعی، هرگز نباید ابزار سیاست قرار گیرند.

این مواجهات به من نشان داد که اگر چه دیپلماسی رسمی و رسانه‌های بین‌المللی ممکن است حقیقت را پنهان کنند، اما وجدان بشری، هرگز در برابر جنایت سکوت نمی‌کند. من امروز به عنوان یک سند زنده، در دادگاه لاهه، این صدای مردم عادی ژاپن را نیز به عنوان بخشی از پرونده مظلومیت ملت ایران، فریاد می‌زنم و این پیام را به همه می‌دهم که اگر سیاستمداران غربی از محکوم کردن جنایت صدام سکوت می‌کنند، مردم دنیا، به ویژه کسانی که خود طعم سلاح‌های شیمیایی را چشیده‌اند، هرگز این سکوت را نمی‌پذیرند و حقیقت را فریاد می‌زنند.

تحریم دارو برای جانباز شیمیایی یعنی ادامه جنایت با لباس جدید

تسنیم: تحریم دارو در زندگی یک جانباز شیمیایی دقیقاً چگونه خودش را نشان می‌دهد؟ چراکه مردم جهان معمولاً تصور می‌کنند تحریم‌ها فقط دولت‌ها را هدف می‌گیرند؛ شما چه پاسخی برای این تصور دارید؟

جلالی فراهانی: برای جمعی از مردم جهان که جنگ را ندیده‌اند، تحریم یک واژه انتزاعی و سیاسی است، اما برای من و هزاران جانباز شیمیایی، این واژه یعنی ادامه یک جنایت علیه بشریت توسط دولت هایی که برای منافعشان از هیچ جنایتی فروگذار نیستند. ما جانبازان شیمیایی هر روز صبح که بیدار می‌شویم، قبل از هر چیز باید نگاهی به قفسه داروهایم بیندازیم. داروهایی که اگر نباشند، نفس کشیدن برایمان تاحد زیادی غیرممکن می‌شود و این داروها، مثل کالایی لوکس، بعضاً یا در داروخانه‌ها نیستند، یا با قیمتی نجومی و ناامیدکننده پیدا می‌شوند.

تصور عمومی این است که تحریم‌ها علیه دولت‌ها اعمال می‌شود. این جمله، از نظر حقوقی درست است، اما از نظر انسانی، یک دروغ بزرگ است. چون وقتی یک شرکت داروسازی خارجی به خاطر ترس از تحریم‌های ثانویه آمریکا و متحدانش، از فروش یک داروی خاص به ایران خودداری می‌کند، این "دولت" نیست که دچار کمبود دارو می‌شود؛ این "من" هستم که روی تخت بیمارستان با دستانی خالی و ریه‌هایی که التماس اکسیژن می‌کنند، می‌مانم. تحریم‌ها، دیوارهای شیشه‌ای هستند که مردم را از داروهایشان جدا می‌کنند و این دیوارها، در اتاق معاینه یک جانباز شیمیایی، بلندتر و تاریک‌تر از هر مذاکره سیاسی است.

جانبازان شیمیایی , اخبار استان مرکزی ,

بهترین تصویری که می‌توانم از این تحریم ارائه دهم، سفرم به ژاپن است. آنجا وقتی پزشکان از شدت بیماری من مطلع می‌شدند، می‌پرسیدند: "اگر این داروها حیاتی هستند، چرا دولت شما برای تأمین آنها اقدام نمی‌کند؟" من پاسخ می‌دادم: "دولت ما همه تلاش خود را می‌کند، اما همان کشورهایی که سلاح‌های شیمیایی را در اختیار صدام قرار دادند، امروز هم جلوی ورود داروهای حیاتی را می‌گیرند." این تناقض بزرگ است: آنها که جنایت را مرتکب شدند، امروز با تحریم‌های درمانی، در حال کامل کردن جنایت خود هستند.

اما نکته ظریف‌تر این است که این تحریم‌ها، لایه‌های پنهانی از رنج را هم به همراه دارند. گاهی پزشک معالج من نسخه‌ای می‌نویسد که با وجود موجود بودن دارو در بازار جهانی، به دلیل تحریم‌های بانکی، امکان پرداخت هزینه آن وجود ندارد. یعنی دارو هست، پول هم هست، اما هیچ بانکی اجازه انتقال آن پول را نمی‌دهد. در این لحظات است که می توان به وضوح دید کسانیکه روزی با سلاح های ممنوعه با صدام همراهی کردند امروز مانند شمر زمانه ادامه همان روال ضد بشریت خود را با بستن داروی حیاتی ادامه می دهند و این، یعنی تحریم به معنای واقعی؛ یعنی تبدیل "حق حیات" به یک "امتیاز سیاسی".

در پاسخ به کسانی که باژست های مسمئزکننده روشنفکری و ادعاهای دروغین می‌گویند تحریم‌ها دولت‌ها را هدف می‌گیرند، من از آنها می‌خواهم که فقط یک روز، مثل من نفس بکشند. یک روز با ریه‌هایی که مثل یک اسفنج سوخته عمل می‌کنند و نیاز به دارو دارند. آن وقت می‌فهمند که تحریم، نه یک اقدام علیه حاکمیت، که یک "محاصره انسانی" است و این محاصره، تا زمانی که من در دادگاه لاهه به عنوان یک سند زنده و در مجامع بین‌المللی به عنوان سفیر صلح، این صدا را به گوش جهانیان نرسانم، ادامه خواهد داشت.

تسنیم: اگر قرار باشد تنها یک نمونه از تناقض میان شعار حقوق بشر و رفتار دولت آمریکا را بیان کنید، آن نمونه چیست؟ از نگاه شما به عنوان یک جانباز شیمیایی، حقوق بشر چه زمانی معنا می شود و به چه معنایی است؟ آیا قربانیان ایرانی جنگ تحمیلی هیچ‌گاه در رسانه‌های غربی آن‌گونه که شایسته بوده دیده شده‌اند؟

جلالی فراهانی: اگر بخواهم تنها یک نمونه از تناقض آشکار میان شعار حقوق بشر و رفتار آمریکا ارائه دهم، به "تحریم داروهای حیاتی برای جانبازان شیمیایی" اشاره می‌کنم. آمریکا که مدعی دفاع از حقوق بشر است، با اعمال تحریم‌های ثانویه، عملاً مانع از ورود داروهای ضروری مانند داروهای تنفسی و درمان‌های تخصصی برای جانبازانی مانند من می‌شود. این یعنی یک بیمار که قربانی سلاح‌های شیمیایی تأمین‌شده توسط غرب شده، امروز به دلیل همان سیاست‌های غرب، از ساده‌ترین حق خود یعنی "دسترسی به درمان" محروم می‌شود. این بزرگ‌ترین تناقض است: کسانی که جنایت را مرتکب شدند، حالا با تحریم، در حال کامل کردن آن جنایت هستند.

حقوق بشر زمانی معنا دارد که شامل قربانیان سلاح‌های شیمیایی بشود، اما متأسفانه این واژه در عمل به یک ابزار سیاسی برای جنایتکاران بشری تبدیل شده است. من در دادگاه لاهه و در سفرهای بین‌المللی‌ام، بارها این را تجربه کرده‌ام که وقتی از قربانیان ایرانی صحبت می‌شود، حقوق بشر رنگ می‌بازد. چرا که اگر حقوق بشر واقعاً جهانی بود، باید جانبازان شیمیایی ایران و مردم هیروشیما را در یک ترازو قرار می‌داد و از هر دو به یک اندازه دفاع می‌کرد. اما در عمل، وقتی بمب‌های به مراتب خطرناک‌تر و ممنوعه تر و شیمیایی بر سر مردم ایران ریخته شد، غرب سکوت کرد و این یعنی حقوق بشر برای آنها یک "کالای لوکس" است که فقط به درد کسانی می‌خورد که در راستای منافعشان باشد.

روایت 4 دهه درد، تحریم و سکوت غرب

قربانیان ایرانی جنگ تحمیلی هرگز در رسانه‌های غربی آن‌گونه که شایسته بوده، دیده نشده‌اند. تصویر من و هزاران همرزمم، در بهترین حالت، به یک "تیتر فرعی" یا یک "آمار خشک" تبدیل شده است. در حالی که اگر یک شهروند اروپایی با یک دهم این آسیب‌ها مواجه می‌شد، رسانه‌های غربی ماه‌ها از او می‌گفتند. نمونه‌اش وقتی است که تصویر یک جانباز شیمیایی ایرانی که ریه‌هایش در آتش می‌سوزد، هرگز به اندازه کافی بازتاب نمی‌یابد چراکه جانبازان شیمیایی فریاد حقانیت و مظلومیت جمهوری اسلامی و نمایش عیان دموکراسی و حقوق بشر دروغین غربی است.

دلیل این بی‌توجهی برای من روشن است چهره قربانی ایرانی، در روایت غربی، به درد سیاستشان نمی‌خورد چون روایت آنها، ایران را همیشه در جایگاه تهدید معرفی می‌کنند و اگر آنها رنج واقعی ما را به تصویر بکشند، باید همزمان از جنایت‌های صدام و حمایت‌های غرب از او سخن بگویند واین یک "تابوی رسانه‌ای" است که هیچ‌کس جرات شکستن آن را ندارد، همانطور که وقتی امام شهید امت به جوانان غرب و آمریکا نامه نوشتند چنان لرزه بر پیکره پوشالی غرب کت و شلوار پوش وحشی انداخت و شاهد واکنش مثبت جوانان غربی و آمریکایی به کلام رهبرشهیدمان بودیم که ناگزیر به سانسور شدید خبری این نامه ها و سخنان ارزشمند معظم له بودند.

اما من به عنوان یک سند زنده، این تابو را می‌شکنم. وقتی در مراسم سالگرد هیروشیما در کنار بازماندگان ژاپنی حاضر می‌شوم، وقتی در دانشگاه‌ها از ریه‌های سوخته‌ام می‌گویم، وقتی پزشک ژاپنی‌ام بعد از 16 سال مرا در آغوش می‌گیرد و می‌گوید "معجزه‌ای"، این تصویر غربی از ایران را به چالش می‌کشم. من اینجا هستم تا بگویم که حقوق بشر، اگر شامل حال قربانیان ایرانی نشود، یک دروغ بزرگ است و رسانه‌های غربی، اگر رنج ما را به تصویر نکشند، در این دروغ شریک هستند.

امروز، من با کپسول اکسیژن و جسمی که هر لحظه ممکن است تسلیم عوارض شیمیایی شود، اما روحی که هرگز تسلیم نمی‌شود، این پیام را به جهان می‌دهم: "صداهای حقیقی، هرگز در سکوت رسانه‌های غربی محو نمی‌شوند. ما زنده‌ایم و فریاد می‌زنیم تا زمانی که حقیقت، آن‌گونه که شایسته است، دیده شود؛ ما فریاد مظلومیت و سند حقانیت ایران مقتدرو نظام مقدس جمهوری اسلامی هستیم".

گفت‌و‌گو از: مبین جلیلی

انتهای پیام/711/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.