گیتی فلاح رستگار، نویسنده کتاب «گیتینامه» در نشست نقد و بررسی این کتاب که به صورت مجازی برگزار شد، با اشاره به پیشینه اثر خود گفت: کتاب «نقد کتابهای ابتدایی و ادبیات کودکان» حدود ۶۴ سال پیش منتشر شد و امروز نیز از منابع ارزشمند این حوزه به شمار میرود.
فلاحرستگار افزود: این کتاب در واقع حاصل یک رساله دانشگاهی بود که در دوره تحصیلم در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه مشهد تدوین شد. موضوع رساله پس از بررسی چند گزینه و با راهنمایی استاد مربوطه در حوزه ادبیات کودک انتخاب شد و در نهایت به تصویب رسید و بعدها به صورت کتاب منتشر شد.
وی ادامه داد: پس از پایان تحصیلاتم، با فعالیت در کتابخانه دانشکده ادبیات فارسی مشهد، امکان بازبینی و آمادهسازی این رساله برای چاپ فراهم شد. در آن دوره فضای فرهنگی و کتابخانهای مشهد محدودتر از امروز بود، اما از منابع ارزشمند و کتابخانههای قدیمی اطراف حرم مطهر برخوردار بود.
وی تأکید کرد: کتاب «گیتینامه» امروز با پیگیری علاقهمندان دوباره در دسترس قرار گرفته و امکان بازخوانی آن برای پژوهشگران نیز فراهم شده است.
ضرورت واکاوی آموزههای مغفول در ادبیات کودک و نوجوان
حمیدرضا نوید مهر، مدیر گروه ادبیات فارسی دانشگاه بینالمللی امام رضا(ع)، اظهار کرد: نگاههای تخصصی نیمقرن پیش این اندیشمند، امروز نیز میتواند چراغ راه تولید محتوا برای نسل جدید باشد. شگفتانگیز است که نیمقرن پیش، چنین نگاه نظری دقیق و کاملی به ادبیات کودک وجود داشته است. متأسفانه تا پیش از انتشار این کتاب، ما از این گنجینه نظری و نگاه کاربردی دکتر فلاح رستگار بیخبر بودیم و امروز که این آرا برای ما آشکار شده، حسرت این غفلت را میخوریم.
وی با اشاره به لزوم شناخت دقیق روانشناسی کودک در ادبیات تربیتی، بیان کرد: در حال حاضر هنوز در درک تفاوتهای ساختاری دنیای یک کودک ۶ ساله با کودک ۸ ساله دچار لکنت هستیم. ما عملاً مراحل رشد ذهنی کودکان را درک نکردهایم و حتی مقدار تقریبی لغاتی که یک کودک در سنین مختلف باید بیاموزد، برای ما نامعلوم است. این شکاف نظری، یکی از چالشهای اساسی در تولید محتوای ادبی برای کودکان است.
مدیر گروه ادبیات فارسی دانشگاه بینالمللی امام رضا(ع) به نقد فاصله میان متون آموزشی و واقعیتهای محیطی زندگی کودکان پرداخت و با استفاده از استعاره «خطوط موازی»، اضافه کرد: کتاب کودک باید با ذوق و مقتضیات محیطی او پیوند مستقیم داشته باشد. اگر محتوای کتاب و فضای مدرسه، هیچگونه پیوندی با محیط واقعی زندگی کودک نداشته باشد، مصداق بارز دو خط موازی است که هرگز به هم نمیرسند چراکه ادبیات کودک باید در بطن زندگی او تعریف شود که اثرگذار باشد.
نوید مهر با تأکید بر نقش تصاویر در یادگیری کودکان، با استناد به آرای مطرح شده در کتاب «گیتینامه»، ادامه داد: تصویر، بهترین و سادهترین وسیله برای فراگیری معلومات است. تصویر، ذهنِ پراکنده کودک را جمع میکند و از آن یک تصویر واحد و منسجم میسازد که با یک نگاه در ذهن حک میشود. با این حال، نباید فراموش کرد که این تصاویر نباید از واقعیت دور باشند و به صورت خطوط مصنوعی و نازیبا جلوه کنند، چراکه زیباییشناسی در کتاب کودک اهمیت حیاتی دارد.
وی با اشاره به بخشی از کتاب که به «تولید محتوای دینی» در ادبیات کودک میپردازد، بیان کرد: خانم دکتر فلاح رستگار در صفحهای از این کتاب، استعارهای زیبا دارد که ذهن کودک را به صفحه سفیدی تشبیه میکند و میتوان آن را به هر رنگی درآورد. اما نکته کلیدی اینجاست که نباید این صفحه را طوری رنگ کرد که خروجی آن، انسانهایی خرافی، ظاهربین و فاقد اراده باشد.
مدیر گروه ادبیات فارسی دانشگاه بینالمللی امام رضا(ع) تصریح کرد: بهترین راه برای تعریف مفاهیم دینی و اخلاقی به کودکان، استفاده از زیباییهای طبیعت و محیط زندگی آنهاست. این نوع نگاههای نظری، پشتوانه علمیِ درستی برای تولید محتوای سالم در ادبیات کودک و نوجوان محسوب میشود که نیازمند بازخوانی و توجه بیشتر متولیان این حوزه است.
دانشگاه فردوسی مشهد؛ پیشگام در نظریهپردازی ادبیات کودک و نوجوان
در ادامه محمدجواد مهدوی، دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، با بیان اینکه ادبیات کودک در ایران همانند سایر رشتههای دانشگاهی ابتدا در قالب متون و تلاشهای انفرادی نویسندگان و شاعران شکل گرفت، اظهار کرد: پس از شکلگیری نهادهای متولی نظیر شورای کتاب کودک و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نیاز به ورود مطالعات علمی و دانشگاهی به این حوزه بیش از پیش احساس شد. در این میان، خانم دکتر رستگار فلاح از نخستین چهرههای دانشگاهی بود که سهم بسزایی در تولید دانش نظری پیرامون ادبیات کودک ایفا کرد.
مهدوی خاطرنشان کرد: بر اساس اسناد موجود، دانشگاه فردوسی مشهد را میتوان از پیشگامان ارائه این درس در رشته زبان و ادبیات فارسی دانست. طبق مستندات، در سال ۱۳۵۴ با همت زندهیاد دکتر غلامحسین یوسفی، مدیر وقت گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی، درس ادبیات کودک به عنوان یکی از دروس اصلی این رشته به تصویب رسید و از سال ۱۳۵۵ تدریس آن آغاز شد. پس از آن در سال ۱۳۵۶، این درس در دانشگاه تهران نیز با تدریس عباس یمینشریف ارائه شد. متأسفانه این درس پس از انقلاب فرهنگی از عناوین درسی حذف شد، تا اینکه در بازنگریهای سرفصلهای درسی در اوایل دهه ۹۰، دوباره به عنوان یکی از دروس اختیاری به رشته زبان و ادبیات فارسی بازگشت.
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد به تبیین تاریخچه شکلگیری گرایش کارشناسی ارشد ادبیات کودک پرداخت و گفت: باید خود را مدیون دانشگاه شیراز بدانیم، چراکه در سال ۱۳۸۴ مرکز مطالعات ادبیات کودک در این دانشگاه تأسیس شد و سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۸۸، گرایش ادبیات کودک و نوجوان در وزارت علوم به تصویب رسید و نخستین دوره آن در مهرماه ۱۳۸۹ آغاز شد. در این میان، نقش دکتر مرتضی خسرونژاد و همکاران ایشان در پیگیریهای مجدانه برای راهاندازی این گرایش، غیرقابل انکار است.
مهدوی با نگاهی انتقادی به وضعیت فعلی این رشته در دانشگاههای کشور، بیان کرد: ما در حوزه گسترش رشته، دچار افراط و تفریط شدهایم. زمانی ادبیات کودک را شایسته تحقیق دانشگاهی نمیدانستند، اما اکنون این گرایش در مراکز متعددی ازجمله دانشگاه پیامنور راهاندازی شده است، بدون آنکه متخصص کافی یا کتابخانههای تخصصی برای آن وجود داشته باشد. از ۲۸ واحد درسی در این گرایش، تنها حدود ۱۶ واحد به مباحث تخصصی ادبیات کودک میپردازد و مابقی دروس، مشترک با سایر گرایشهاست که این موضوع نیازمند بازنگری جدی است.
دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی ضمن تشریح فعالیتهای صورت گرفته در دانشگاه فردوسی مشهد، اضافه کرد: با توجه به اینکه امکان راهاندازی گرایش مستقل در مقطع ارشد با موانعی همراه بود، در سال ۱۳۹۳ «کارگروه ادبیات کودک و نوجوان دانشگاه فردوسی» را تأسیس کردیم. برگزاری جلسات نقد کتاب، تحلیل فیلم و انیمیشن، راهاندازی کتابخانه تخصصی و انتشار نشریه، ازجمله اقداماتی بود که ادبیات کودک را از حاشیه به متن فعالیتهای علمی دانشگاه وارد کرد.
بازخوانی متن نظری مغفول در ادبیات کودک و نوجوان
در ادامه، رویا یداللهی شاهراه، پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان، اظهار کرد: برای من همیشه این پرسش وجود داشته است که نظریهها و نقدهایی که در حوزه ادبیات کودک مطرح میشوند از کجا میآیند، ریشه آنها در چیست و قرار است چه مسئلهای را حل کنند. همچنین برایم مهم بوده که بدانم هر نظریه در کجای نقشه کلی نظریه و نقد ادبیات کودک قرار میگیرد.
وی ادامه داد: پاسخ دادن به چنین پرسشهایی مستلزم آن است که در یک حوزه جغرافیایی یا فرهنگی، سنتی از نقد و نظریه شکل گرفته باشد. در واقع زمانی میتوان از سنت نقد سخن گفت که مسئلههایی طرح شوند، برای آنها پاسخهایی ارائه شود، این پاسخها دوباره نقد شوند و این گفتوگو و بدهبستان فکری ادامه پیدا کند. در چنین فرآیندی است که یک سنت نظری شکل میگیرد.
این پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان با بیان اینکه ادبیات کودک و نوجوان در ایران و حتی در جهان حوزهای نسبتاً نوپا به شمار میرود، بیان کرد: در ایران نظریهها و نقدهایی در حوزههای مختلف ادبیات کودک مطرح شده، اما کمتر پژوهشی به بررسی «سنت نظری» این حوزه پرداخته است. به نظر میرسد این نظریهها و دیدگاهها کمتر با یکدیگر وارد گفتوگو شدهاند و نوعی گسست میانشان وجود دارد. بخشی از این گسست نیز به شرایط تاریخی و اجتماعی بازمیگردد، ازجمله انقلاب، جنگ و بحرانهای اجتماعی و سیاسی که در دوره شکلگیری نظریه ادبیات کودک در ایران رخ دادهاند و فرصت بازخوانی و تداوم کار گذشتگان را کمتر فراهم کردهاند.
وی درباره کتاب گیتی نامه گفت: نخستین نکتهای که در مواجهه با این کتاب برای من جالب بود این است که بسیاری از مسئلههایی که امروز در حوزه ادبیات کودک و نوجوان مطرح میشوند، به صورت بذرهایی در این اثر قابل مشاهدهاند. از سوی دیگر، یکی از ویژگیهای مهم این کتاب آن است که در نظریهپردازی به متن توجه کرده است. در برخی موارد نظریهپردازان چنان در فضای نظری غرق میشوند که متنهایی را که درباره آنها سخن میگویند، کمتر میبینند، در حالی که در این کتاب رویکردی متفاوت دیده میشود، با توجه به اینکه در سال ۱۳۴۰ منتشر شده، دقت و روشمندی آن قابل توجه است. نویسنده در مقدمه کتاب توضیح میدهد که برای دستیابی به نتایج، مشاهدههای دقیقی انجام داده، در کلاسهای درس حضور یافته و یافتههای خود را در فضای آموزشی آزموده است.
یداللهی شاهراه ادامه داد: وقتی وارد بخشهای عملی کتاب میشویم، میبینیم این رویکردها واقعاً در تحلیلها به کار گرفته شدهاند و صرفاً در حد ادعا باقی نماندهاند. این مسئله نشان میدهد که کتاب علاوه بر طرح دیدگاههای نظری، از پشتوانه تجربه و مشاهده نیز برخوردار است.
وی با اشاره به ساختار کتاب گیتی نامه، بیان کرد: در این اثر چهار حوزه اصلی که کودکان از طریق آنها با ادبیات آشنا میشوند بررسی شده است، کتابهای درسی، مجلات کودک، کتابهای داستانی یا خواندنیهای کودکان و همچنین برنامههای رادیویی ویژه کودکان. توجه به برنامههای رادیویی در آن زمان نکتهای قابل توجه است و نشان میدهد نویسنده به رسانههای تأثیرگذار در تجربه ادبی کودکان توجه داشته است.
این پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان با بیان اینکه بسیاری از نکاتی که در این کتاب مطرح شده هنوز هم قابلیت الهامبخشی دارد، اضافه کرد: اگر برخی از این موضوعات را با شرایط امروز معادلسازی کنیم، میتوان از آنها برای طراحی پژوهشهای جدید یا حتی تدوین دستورالعملهایی در حوزه تولید و تحلیل آثار کودک استفاده کرد.
یداللهی شاهراه خاطرنشان کرد: در سالهای اخیر دانشجویان و پژوهشگران بسیاری به دنبال موضوع برای کار در حوزه ادبیات کودک هستند. به نظر من مطالعه همین کتاب میتواند دهها موضوع پژوهشی در اختیار آنها قرار دهد. برای مثال نویسنده در بررسی مجلات کودک مدخلهایی برای تحلیل ادبیات کودک در این مجلات پیشنهاد میکند که میتوان همان مدخلها را امروز بهروز کرد و دوباره مجلات کودک را با همان چارچوب بررسی کرد.
وی ادامه داد: در زمان نگارش این کتاب، برنامههای رادیویی ازجمله درگاههای اصلی مواجهه کودکان با ادبیات بودند و نویسنده به همین دلیل آنها را تحلیل کرده است. اما امروز این درگاهها بسیار گستردهتر شدهاند، از رسانههای دیجیتال گرفته تا شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای چندرسانهای، که همین موضوع میتواند زمینهای برای پژوهشهای تازه باشد.
این پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان به تحول نگرشهای نظری در حوزه ادبیات کودک اشاره کرد و گفت: آنچه برای من در مطالعه آثار مختلف جالب بوده این است که به نظر میرسد در نظریههای ادبیات کودک دستکم دو دوره یا دو الگوی نگرشی قابل تشخیص است. در یک دوره، ادبیات مناسب کودکان با مفاهیمی مانند علم، خرد، آداب معاشرت، آموزش شیوههای زندگی در جامعه مدرن و پیوند با سنت تعریف میشود. اما در دورههای بعدی موضوعات دیگری مانند مفاهیم تخیل، شادی، آزادی، امید، پرورش خلاقیت و به رسمیت شناختن انواع مختلف هوش و تواناییهای کودکان، محوریت پیدا میکنند.
وی تصریح کرد: اگر بخواهیم این دو رویکرد را به صورت کلی توصیف کنیم، میتوان گفت دورهای که گیتی فلاحرستگار در آن مینویسد بیشتر تحت تأثیر نگاه روشنگرانه قرار دارد، در حالی که در دورههای متأخرتر گرایشهایی نزدیک به اندیشههای رمانتیک پررنگتر شدهاند. به همین دلیل کتاب فلاحرستگار را میتوان یکی از متون نظری مهم متعلق به جریان نخست دانست، متنی که همچنان ظرفیت تحلیل و ارزیابی دارد و میتواند درسهای مهمی برای پژوهشگران امروز ادبیات کودک و نوجوان در بر داشته باشد.
انتهای پیام












