فرارو- بر اساس گزارشهای جدید، انتقال محل جلسات اجرای تفاهمنامه ایران و آمریکا از کشور سوئیس به دوحه، به معنی شکست مذاکرات نیست. یک دیپلمات پاکستانی فاش کرده است که این جابهجایی، یک تغییر کاملاً طبیعی است؛ یعنی توافقهای سیاسی انجام شده و حالا زمان اجرای آنها فرا رسیده است.
به گزارش فرارو، در همین حال، بعضی از کارشناسان میگویند این تغییر مکان، پیامهای سیاسی مهمی دارد و نشان میدهد که کشورهای منطقه نقش پررنگتری در مدیریت این توافق پیدا کردهاند. به گفته این منبع آگاه، بخش اصلی توافقها در همان جلسات سوئیس نهایی شده و الان تمرکز فقط روی اجرای آنهاست.
میانجیها، بهویژه کشورهای قطر و پاکستان، به این نتیجه رسیدهاند که در مرحله فعلی، جلسات باید در کشوری نزدیک به محل حوادث (خاورمیانه) برگزار شود. دلیلش این است که اگر تنش یا مشکلی پیش آمد، بتوانند خیلی سریع واکنش نشان دهند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که بخش بزرگی از این توافق، به امنیت خلیج فارس، عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز و هماهنگی با کشورهای منطقه مربوط میشود.
این دیپلمات تأکید کرد که هدف از جلسات فعلی، تغییر دادن متن توافق نیست؛ بلکه قرار است وظایف هر کشور مشخص شود و راههای ارتباطی دائمی شکل بگیرد تا از هرگونه جنگ و درگیری نظامی جدید جلوگیری شود.
اطلاعات موجود نشان میدهد که پایتخت قطر حالا دیگر فقط یک میزبان ساده نیست، بلکه به مرکز اصلی مدیریت اجرای این توافق تبدیل شده است. دلیل این اتفاق، روابط بسیار خوب دوحه با تهران و واشنگتن و همچنین همکاری نزدیک قطر با پاکستان برای رسیدن به آتشبس است.
دیپلماتها معتقدند که این مرحله با مراحل قبلی یک فرق اساسی دارد: دیگر قرار نیست درباره توافقهای جدید مذاکره شود، بلکه اولویت اصلی، انجام تعهدات و ایجاد راههایی برای نظارت است تا در صورت بروز بحرانهای ناگهانی، توافق از بین نرود.
موضوع تنگه هرمز، مهمترین بحث این جلسات است؛ زیرا از زمان شروع درگیریها، یکی از حساسترین مسائل منطقه بوده است. در ماههای گذشته، بسته شدن موقت این تنگه باعث به هم ریختن بازار جهانی انرژی شد و حدود ۲۰ درصد از تجارت نفت و گاز را متوقف کرد. این اتفاق، قیمت انرژی و تورم را در کشورهای مختلف بالا برد.
به تازگی، درگیریهای لفظی و اتهامزنی بین تهران و واشنگتن باعث شده تا نگرانیها درباره شکست توافق بیشتر شود. به همین دلیل، میانجیها تلاشهای خود را چند برابر کردهاند تا از طریق خطوط ارتباطی مستقیمِ قطر، جلوی بزرگتر شدن بحران را بگیرند.
گزارش رسانهها نشان میدهد که آمریکا طرحی را به میانجیها داده است تا بحث امنیت تنگه هرمز، کاملاً از مذاکرات هستهای آینده جدا شود. هدف آمریکا این است که جلوی استفاده ایران از امنیت کشتیرانی به عنوان یک ابزار فشار برای گرفتن امتیازهای مالی یا نفتی را بگیرد.
بر اساس این گزارش، پیشنهاد آمریکا شامل چند شرط مهم است: تضمین عبور آزاد و راحت کشتیهای تجاری، جلوگیری از تغییر مسیرهای دریایی، و مشروط کردن هرگونه آزادسازی پولهای بلوکهشده ایران به اثبات امنیت و باز بودن تنگه هرمز.
صحبتهای «جان میلر»، فرمانده سابق ناوگان پنجم دریایی آمریکا نیز این سیاست جدید را تایید میکند. او میگوید امنیت تنگه هرمز اولویت اصلی آمریکاست و هرگونه کاهش تحریمها، فقط در صورتی انجام میشود که این تنگه در عمل باز بماند. بر این اساس، پرونده امنیت دریا به یک پیششرط اجباری برای دادن هرگونه امتیاز اقتصادی تبدیل شده است.
این سیاست با نقش کشور عمان هم ارتباط دارد. واشنگتن اصرار دارد که هیچ قانونی نباید کنترل یکطرفه ایران بر این تنگه را به رسمیت بشناسد، تا ایران نتواند با ایجاد بحران، از آن برای چانهزنی استفاده کند. در همین رابطه، روزنامه بریتانیایی «گاردین» گزارش داده است که کشور عمان در حال بررسی یک قانون بلندمدت برای مدیریت عبور و مرور کشتیها در هرمز است تا از انحصار مدیریت این مسیر جلوگیری کند. این کار دقیقاً مطابق با خواسته آمریکاست.
ایران قوانین جدیدی برای عبور کشتیها وضع کرده است. بر این اساس، کشتیهایی که میخواهند از خلیج فارس به سمت دریای عمان بروند، فقط باید از جنوب جزیره استراتژیک «لارک» عبور کنند. مسیر ورود کشتیها هم از جنوب جزیره هرمز تعیین شده است. ناظران سیاسی میگویند این کار ایران، تلاشی برای تثبیت قدرت و حاکمیت خود بر این مسیر آبی مهم است. حالا این سؤال مهم پیش میآید که آیا ایران میتواند این شرایط را تثبیت کند، یا این قوانین جدید باعث یک درگیری بزرگ نظامی در منطقه خواهد شد؟
نیروی دریایی ایران اعلام کرده است که این قوانین جدید را فقط به خاطر مسائل امنیتی و احتمال وجود مینهای دریایی در مسیرهای شلوغ اجرا میکند. طبق این مقررات، همه کشتیها و نفتکشها باید قبل از عبور از تنگه، مجوز بگیرند و از طریق کانال رادیویی بینالمللی ۱۶، با قایقهای ایرانی هماهنگ باشند.
اما ماجرا فقط در حد هشدار کلامی نبوده است. گزارشها نشان میدهد که قایقهای سپاه پاسداران به سمت چند نفتکش خارجی که بدون اجازه قصد عبور داشتند، تیراندازی هشدارآمیز کردهاند؛ اتفاقی که باعث شد برخی نفتکشها مسیرشان را عوض کنند و برگردند.
کارشناسان میگویند این اتفاقات فقط یک بحران نظامی نیست، بلکه ضررهای اقتصادی بزرگی هم دارد؛ چون حدود یکپنجم از نفت کل جهان از همین مسیر میگذرد. ناامن شدن این تنگه باعث میشود هزینه بیمه کشتیها به شدت بالا برود و در نتیجه قیمت کالاها در سراسر دنیا گران شود.
حتی برخی بانکهای اروپایی و بینالمللی به خاطر این خطرات، دیگر حاضر نیستند محمولههای عبوری از تنگه هرمز را تامین مالی کنند. از طرفی، جمع شدن صدها نفتکش در یک مسیر باریک در جنوب جزیره لارک، خطر تصادف کشتیها را به شدت افزایش داده است.
کارشناسان برای آینده این بحران، دو پیشبینی (سناریو) اصلی دارند:
پیشبینی اول، شروع یک درگیری نظامی است: اگر آمریکا و متحدانش تصمیم بگیرند برای محافظت از کشتیها ناوهای نظامی بفرستند، این کار میتواند باعث درگیری مستقیم با نیروی دریایی سپاه پاسداران و در نهایت یک جنگ بزرگ در کل خاورمیانه شود.
پیشبینی دوم، یک «توافق اجباری» است: یعنی شرکتهای بینالمللی برای جلوگیری از ضرر مالی، فعلاً مسیرهای تعیینشده توسط ایران را بپذیرند. در این حالت، تسلط ایران بر هرمز و لارک به یک کارت برنده بزرگ در مذاکرات با آمریکا تبدیل میشود و تهران میتواند در ازای تامین امنیت کشتیرانی، خواستار لغو تحریمها شود.
با وجود تمام این بحثها، ایران و آمریکا هنوز نتوانستهاند بر سر آزادسازی ۶ میلیارد دلار از پولهای مسدودشده ایران به توافق برسند. دعوای اصلی سر این است که این پول قرار است چگونه و با چه چارچوبی خرج شود؟ آمریکا اصرار دارد که باید نظارت دقیقی روی خرج شدن این پول داشته باشد، اما تهران این شرطها را دخالت در امور داخلی خود میداند و آن را نمیپذیرد.
یک دیپلمات آگاه میگوید که آمریکا پافشاری میکند که ایران باید دقیقاً مشخص کند که میخواهد با این پول چه کالاها یا خدماتی بخرد و واشنگتن باید آن را تایید کند. علاوه بر این، آمریکا میخواهد این پول مستقیماً به دولت ایران داده نشود، بلکه از طریق سیستمهای بانکی به حساب شرکتهایی واریز شود که به ایران کالا میفروشند. در مقابل، ایران میگوید باید برای خرج کردن پول خودش کاملاً آزاد باشد، البته با این شرط که پولها صرف خرید سلاح یا داده شدن به نهادهای تحریمشده نشود.
گزارش جدیدی از روزنامه «نیویورک تایمز» نشان میدهد که بحثهای تند و تیز درباره سیاست خارجی آمریکا در مقابل ایران و اسرائیل، باعث اختلافات بسیار عمیقی در داخل هر دو حزب اصلی آمریکا (دموکرات و جمهوریخواه) شده است. این اختلافات آنقدر جدی است که میتواند بر نتیجه انتخابات کنگره و حتی انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ (۱۴۰۷) تأثیر بگذارد.
این گزارش نشان میدهد که از زمان شروع جنگ غزه در حدود سه سال گذشته، محبوبیت اسرائیل در بین بخشهایی از رأیدهندگان حزب دموکرات به شدت پایین آمده است. به عنوان مثال، هفته گذشته دو نماینده دموکرات مجلس در ایالت نیویورک، انتخابات را به رقبایی باختند که آنها را متهم کرده بودند به اندازه کافی از اسرائیل انتقاد نمیکنند.
حمایت از اسرائیل و جنگ با ایران، حزب جمهوریخواه را هم دچار دوگانگی کرده است؛ بهویژه در میان طرفداران جنبش دونالد ترامپ. طرفداران ترامپ که قبلاً به خاطر وعدههای او برای دوری از جنگهای خارجی حمایتش کرده بودند، حالا از دخالتهای او در ماجرای ایران سرخورده شدهاند. در مقابل، تندروهای این حزب هم به شدت انتقاد میکنند و میگویند که دولت ترامپ نتوانسته قدرت نظامی و هستهای ایران را تضعیف کند یا حکومت تهران را تغییر دهد.
این چنددستگیها باعث شده تا برخی دموکراتهای میانهرو در انتخابات مقدماتی شکست بخورند. جمهوریخواهان هم نگراناند که طرفدارانشان انگیزه خود را برای رأی دادن از دست بدهند. نظرسنجیها به خوبی نشان میدهد که نگاه مردم آمریکا نسبت به درگیریهای خاورمیانه تغییر کرده است؛ حالا همدلی آنها با مردم فلسطین بیشتر شده و انتقاداتشان از اسرائیل افزایش یافته است.
در بخش پایانی گزارش نیویورک تایمز آمده است که دونالد ترامپ همچنان قدرت اصلی را در حزب جمهوریخواه دارد و بیشتر نامزدهای مورد حمایت او پیروز شدهاند. اما یک شکاف نسلی بزرگ در این حزب دیده میشود؛ جمهوریخواهان جوانتر، بر خلاف افراد مسن، به نحوه مدیریت ترامپ در جنگ با ایران با شک و تردید نگاه میکنند. نیویورک تایمز تأکید میکند که عمق واقعی این اختلافات، در انتخابات میاندورهای روشن خواهد شد؛ انتخاباتی که میتواند مسیر رقابتهای ریاستجمهوری ۲۰۲۸ (۱۴۰۷) و نقش آمریکا در جهان را تعیین کند.