قتل نوجوان 16ساله به دست یک هم سن و سال/ مدتها با هم دعوا داشتیم تا اینکه روز دوشنبه چاقو را در گردنش فرو کردم

خبرآنلاین چهارشنبه 10 تیر 1405 - 07:36
ساعت16 دوشنبه، گزارش یک درگیری خونین در یکی از خیابان‌های جنوب غرب پایتخت به پلیس اعلام شد.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه همشهری نوشت: در جریان این درگیری، پسر نوجوانی بر اثر ضربه چاقو به‌شدت مجروح شده بود و وقتی مأموران به محل رسیدند، پسر نوجوان روی زمین افتاده بود و آثار خونریزی شدید دیده می‌شد.

جوان مجروح برای درمان به بیمارستان انتقال یافت، اما به‌رغم تلاش پزشکان، جان باخت و در این شرایط گزارش این جنایت به قاضی غلامحسین صادق‌زاده، بازپرس جنایی تهران اعلام شد.
به دستور بازپرس ویژه قتل، کارآگاهان تحقیقات خود را برای باز کردن گره این پرونده آغاز کردند و در ابتدا سراغ شاهدان رفتند. افرادی که در اطراف محل حادثه حضور داشتند در اظهارات خود گفتند دقایقی پیش از حادثه، میان چند نوجوان درگیری لفظی شکل گرفت. این درگیری خیلی زود به نزاع فیزیکی تبدیل شد و در نهایت 4نفر به سمت مقتول حمله کردند. در میان آنها، یکی از نوجوانان چاقویی در دست داشت و همان فرد ضربه مرگبار را وارد کرد.

دستگیری
پس از این حادثه، ضاربان از محل متواری شدند، اما بررسی دوربین‌های مداربسته اطراف خیابان و همچنین اطلاعاتی که شاهدان در اختیار پلیس قرار دادند سرنخ‌های مهمی در اختیار کارآگاهان گذاشت. در مدت کوتاهی، هویت 4نوجوان شناسایی شد.
مأموران پلیس در ادامه عملیات خود موفق شدند متهمان را در مخفیگاهشان دستگیر کنند. پس از انتقال آنها به اداره پلیس، تحقیقات و بازجویی‌ها آغاز شد. یکی از متهمان که چاقو در دست داشت، هرچند در ابتدا منکر جنایت بود، با توجه به مدارک و شواهد موجود، مانند اظهارات شاهدان و بررسی دوربین‌های مداربسته که لحظه جنایت را ثبت کرده بودند، ناچار شد قفل سکوت را بشکند و به قتل اقرار کند. پس از اعتراف این نوجوان 16ساله به قتل، پرونده برای ادامه روند رسیدگی به دادسرای اطفال ارجاع شد.


اشک پشیمانی
قاتل 16ساله در تمام مراحل بازپرسی اشک می‌ریزد و می‌گوید ناخواسته مرتکب جنایت شده است.
انگیزه‌ات از قتلی که مرتکب شدی چه بود؟
باور کنید نمی‌خواستم جانش را بگیرم. از بخت بد من و مقتول، آن روز مسیرمان با هم یکی شد. چشم‌توچشم شدیم و همین موضوع به ظاهر جزئی و پیش‌پاافتاده به درگیری مرگبار منجر شد.
از روز حادثه بگو. چطور شد که مسیرتان به هم خورد؟
من و دوستانم می‌خواستیم برویم آرایشگاه. اصلا فکرش را نمی‌کردیم مقتول را ببینیم و چنین اتفاق تلخی رقم بخورد. اما به محض اینکه چشممان به هم افتاد جر و بحث شروع شد. البته ما از یک سال و نیم قبل سابقه دعوا و اختلاف داشتیم.
 پس این درگیری سابقه داشته. از کجا شروع شد؟
یک سال و نیم پیش بود. مقتول داشت در محله‌مان راه می‌رفت که به من تنه زد. به او گفتم «مرد حسابی، مسیرت آن‌طرف است، چرا می‌آیی این سمت؟» همان لحظه دعوا شد. آن روز فکر کردم تمام شد، اما از آن موقع هر جا همدیگر را می‌دیدیم، چشم‌توچشم می‌شدیم و بحث بالا می‌گرفت.
در این یک ‌سال‌ و نیم، درگیری فیزیکی هم داشتید؟
بله، چند بار دسته‌جمعی با هم درگیر شده بودیم. او یک ‌بار من را با چاقو زخمی کرده بود؛ جای زخمش هنوز روی بدنم هست.
روز حادثه دقیقا چه اتفاقی افتاد که کار به چاقوکشی رسید؟
چشم‌توچشم شدیم و او هم ناگهان با پا ضربه‌ای به من زد. در آن لحظه کنترل خودم را از دست دادم. من که چاقو همراهم بود، برای اینکه او را دور کنم چاقو را به سمتش پرتاب کردم، اما چاقو به او نخورد.در همان لحظه تعادلش را از دست داد و زمین خورد. من به سمتش دویدم و تا بلند شد، در همان درگیری، چاقو را نزدیک گردنش زدم. اصلا نفهمیدم چطور این کار را کردم. فقط دیدم روی زمین افتاد و خون همه‌جا را گرفت.
یعنی می‌گویی قصد کشتن نداشتی؟
(با گریه) من فقط می‌خواستم او را بترسانم. یک سال و نیم بود که سایه‌اش روی زندگی‌ام بود. هر بار که می‌دیدمش، قلبم تندتر می‌زد. نمی‌دانم، شاید اگر آن روز آرایشگاه نمی‌رفتم، این اتفاق نمی‌افتاد.
فکر می‌کنی با کشتن او آن کینه تمام شد؟
حالا که اینجا نشسته‌ام، می‌بینم که همه‌چیز تازه شروع شده. زندگی خودم هم تمام شد. بزرگ‌ترین اشتباه زندگی‌ام را مرتکب شده‌ام و ناخواسته دستانم به خون آلوده شده است.

17302 

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.