به گزارش همشهری آنلاین، بهنام صدقی، روزنامهنگار: هرچند که این جنگ به مبارزه علنی نظامی میان دو کشور تبدیل نشد اما در عرصههای مختلف دیگر به قدری شدید بود که دیگر به درگیری نظامی نیازی نبود. آمریکا در طی این جنگ شوروی را وارد رقابتی همه جانبه کرد، جنگی که ابتدای آن با بهانه آمریکا مبنی بر کنترل موثر هستهای از سوی ایالت متحده بر شوروی آغاز شد. سرانجام شوروی در سال 1991 در برابر ضعفهای فرهنگی - اجتماعی کمر خم و صحنه رقابت را به نفع آمریکا رها کرد.
شاید آنچه که در این جنگ به اصطلاح سرد بیشتر از همه به پیروزی آمریکا در کنار جنگ تبلیغاتی کمک کرد، نفوذ گسترده سیستماتیک آن بود که منجر شد تا جماهیر شوروی از درون مانند موریانه خورده شود. غرض از ذکر این نمونه تاریخی آن بود که مسئله نفوذ از سوی دشمن خارجی، جنگی تازه و روشی جدید نیست تا باعث شود که ما در برخورد با آن مستاصل شویم بلکه مصادیق بارز فراوانی در طول تاریخ دارد. در تاریخ اسلام نیز این نوع از مبارزه از سوی کفار و بد خواهان و دشمنان اسلام به وفور وجود دارد که از آن جمله میتوان به آیات پایانی سوره مبارکه توبه اشاره کرد.
آیه شریفه به این مطلب اشاره دارد که هر زمان آیهای بر پیامبر اکرم نازل میشد و آن حضرت آیه را بر مردم قرائت میکرد، همیشه اشخاص بد خواه و منافق در میان مسلمانان حضور داشتند و در دل مسلمانان شک و شبهه ایجاد میکردند و از طرفی نیز کسانی که شبهاتی در دلشان بود با همان وضع به آیات گوش میدادند. وقایع تاریخی گوناگون در اسلام به خوبی گویای این مطلب است که چگونه نفوذ منافقین و یا تفکرات آنان، غربت اسلام حقیقی را رقم زد و خسارات جبرانناپذیری را به وجود آورد. بنابراین از آنجا که مسئله نفوذ دشمن همیشه، از ترفندهای کارآمد در عرصه جنگ نرم بوده، ما نباید دست و پای خود را گم کنیم و خیال کنیم که با عرصهای جدید از مبارزه روبهرو بوده و قادر به مقابله با آن نیستیم.
البته شایان ذکر است که از طرفی نیز نباید به هیچ عنوان از این ترفند دشمن غافل بوده و همانگونه که رهبر شهیدمان در سخنرانیهای مختلف فرمودهاند، باید مراقب نفوذ دشمن باشیم و برای مقابله با آن برنامهریزی داشته باشیم. بالاخص در زمینه نفوذ در مراکز تصمیمگیری و تصمیمسازی. به اعتقاد امام شهید امت، دشمنان نظام میلیاردها دلار هزینه میکنند تا در کشور ما اقدام به نفوذ کنند. این اقدام نهتنها در عرصه و زمینهای خاص بلکه در عرصههای متعدد صورت میپذیرد. بر کسی پوشیده نیست که آنها در هر عرصه، اهداف مشخص خود را دارند.
نفوذ سیاسی ابتدا در مراکز تصمیمگیری و اگر نشد، در عرصه تصمیمسازی اتفاق میافتد و هدف از آن، این است که تصمیمهای مسئولان بر مبنای خواست، میل و اراده دشمن گرفته شود. نمونهای از این نفوذ، تلاش کشور انگلستان برای دخالت در هند در قرن 19 و 20 بود. این عرصه از نفوذ با نفوذ در حوزههای مختلف، متفاوت بوده و به صورت گسترده در ساختار سیاسی کشور صورت میگیرد. استراتژیستهای جنگ نرم بر این باورند که نفوذ غیر از ورود سخت و جاسوسی است. ورود سخت و جاسوسی از شاخههای جنگ سخت است، برخلاف نفوذ که شیوههای جنگ نرم است.
مقصود از نفوذ این است که دشمن در تصمیمگیری، تفکرات و اندیشه ما بتواند به نفع خود تغییر ایجاد و ما را در اتخاذ تصمیم و عمل درست ناتوان کند. تضعیف ارزشها، شک در صحت و درستی آرمانها، اعتقاد به ناکارآمدی ایدهها و تصمیمها و یا شماتت و نادیده گرفتن هویت مستقل خود، همگی بخشی از پیامدهای نفوذند. حوزه این نوع از نفوذ گسترده و مختلف است و تمام عرصههای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را شامل میشود.
ممکن است دشمن از راههای مختلف مانند معرفی کردن خود به عنوان قدرت برتر و از این دست توجیهات، طوری به مسئول یا جوان ما القاء کند که تنها راه نجات شما در سازش با ما است. یا با نشان دادن خود به عنوان قدرت برتر اقتصادی و یا اعمال فشارهایی مانند تحریم، پایههای اقتصادی ما را سست و اعتقاد به اقتصاد مقاومتی را در ما از بین ببرد. عرصه نفوذ به هیچ عنوان محدود به شخص یا شخصیت خاصی نبوده و در هر پست یا مقامی ممکن است رخنه کند. همچون غدهای سرطانی و بدخیم که اگر از همان روز اول جلوی آن گرفته نشود، آسیبهای جبرانناپذیری را در پی خواهد داشت.
یادمان نرود این مهم از مهمترین دلایلی بود که سبب شد تا شوروی در برابر آمریکا کمر خم کرده و تسلیم شود. به اعتقاد تحلیلگران جنگ نرم، بهترین شیوه مقابله با نفوذ فکری دشمن نیز در ابتدا تکیه بر روح ایمان، اعتقاد و توکل بر خداوند متعال است و بعد از آن طبق فرمایشات گهربار سیدالشهداء ایران، حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای، رضوان الله تعالی علیه، پیروی از نقشه راه امام راحل، اصول و پایههای انقلاب اسلامی است.
امام خمینی (ره) دائما بر این مسئله تاکید داشتند که آمریکا هیچگاه نظامی به ایران ارسال نمیکند. بنابراین از حمله آمریکا هیچگاه نترسید، هرچند که قدرت آن را هم ندارد، بلکه آمریکا نویسنده و متفکر وارد ایران میکند و به دنبال نفوذ فکری - فرهنگی است. در اوایل انقلاب هنگامی که نظام اسلامی در حال شکلگیری بود، اشخاصی دائما این تفکر را در میان مسئولین و مردم القا میکردند که ایران تاب و توان ایستادگی در مقابل آمریکا را ندارد و یا اینکه عدهای اصرار بر این داشتند که نام حکومت ایران باید با پسوند جمهوری سوسیالیست و یا دموکرات و از این قبیل نامها شناخته شود. اما در مقابل امام خمینی (ره) و یاران انقلابی ایشان در مقابل تمامی هجمههای فکری دشمن ایستادند.
این سخن امام خمینی (ره) که میفرمودند: «اسلام خودش حکومت دارد»، در واقع برای مقابله و رد این تفکر نفوذی بود که به مسئولین القا میکرد که راهی جز آنچه که غرب مدرن رفته، وجود ندارد. در عرصههای فرهنگی برخی از ارزشهای اسلامی در متن زندگی یک ایرانی نادیده گرفته میشود و یا آنکه در دانشگاه از لحاظ علمی و اخلاقی، اضمحلال دین را مشاهده میکنیم. همگی این موارد، بخشی از پروژه دشمن در راستای نفوذ است. هرچند که کمکاری خودمان را نیز نباید نادیده گرفت. دلیل چنین آسیبهایی از یک طرف بدنه آسیبپذیری داخلی ما است که در اثر نبود کار صحیح و انقلابی در برخی قسمتها به وجود آمده است و از طرفی نیز برنامه حساب شده دشمن است که حتی در خانههای ما نیز با وسیلهای به نام ماهواره، نفوذ خود را ترتیب میدهد.
هنگامی که رابرت مرداک یهودی به صراحت از هدف خود جهت به راه انداختن شبکههای ماهوارهای مبنی بر به لجن کشیدن مادر ایرانی خبر میدهد و هیچ ترسی هم در این راه ندارد، آیا جایز است که ما با خیال راحت در گوشهای بنشینیم و تنها به چند برنامه ساده در رسانه ملی بسنده کنیم و نام آن را هم کار فرهنگی بگذاریم؟ صد البته که در خوب بودن این برنامهها شکی نیست اما باید نیروهای انقلابی ما در بین جوانان و مسئولین اقدامی جامع و اساسی را در دستور کار خود قرار دهند. البته که ما در این شکی نداریم که وعده الهی تخلفناپذیر است و روزی کلمه حق بر باطل پیروز و چیره میشود.







