به گزارش اقتصادنیوز به نقل از عصرایران، اختلالات شبکۀ بانکی که مشخصا در خدمات الکترونیکی و دیجیتال چند بانک مهم جلوه کرده روح و روان مردم و کاربران را آزرده و آنان را نگران ساخته و ظاهرا چون منبع و منشأ آن روشن نبوده یا در تأیید مدعای گروه هک سایبری «گنجشکهای درنده» به قطعیت نرسیده بودند یا نیاز به هماهنگی با مقامات امنیتی بوده اطلاعرسانیها هم تناسبی با شیوۀ تبلیغات بانکها نداشته است.
این اتفاق اما سبب شده مخالفان بازگشایی اینترنت به مثابه آب گلآلود در صدد بهرهجویی از آن برآیند و ماهی خود را صید کنند و اختلال بانکی را به بازگشایی اینترنت ربط دهند!
در حالی که اگر هم چنین باشد باز هم توجیه قطع نیست و یادآور همان مثال همیشگی است: اگر ازدواجی نباشد طلاقی هم در کار نیست، پس مهمترین عامل طلاق، ازدواج است! حال آن که این مدعا را جز در مقام مطایبه بر زبان نمیآورند.
اولا سامانههای بانکهای دچار اختلال به اینترنت عمومی متصل نیستند و سایر سامانهها نیز "ایران اکسس" است.
ثانیا روزانه به طور متوسط حدود 350 هزار رخداد امنیتی با منشأ شبکۀ داخلی و حدود 250 هزار رخداد با منشأ اینترنت بینالملل ثبت میشود.
ثالثا در دورۀ محدودیتها نیز بیش از 10 درصد کاربران همچنان به اینترنت بینالملل دسترسی داشتند.
بهزاد اکبری با این توضیح فنی و تحصصی یادآور شده:" "ادعاهای بیپشتوانه به شناخت ریشۀ واقعی رخدادها و ارتقای امنیت، کمک نمیکند."
تا اینجا چرایی بهره از تمثیل ماهیگیری از آب آلوده مشخص شد.
ماجرای "ماست" اما نیاز به توضیح بیشتری دارد و آن هم این است که یک نمایندۀ مجلس -که از قضا از مخالفان جدی اتصال اینترنت و از حامیان محدودیت است- در کنایه به وزیر ارتباطات گفته "آیا موقع حملۀ سایبری به بانکها، ماست میخوردید؟"
علیرضا سلیمی نمایندۀ تهران گفته: " تصور میکنم خود آقای وزیر ارتباطات -که در گذشته افراد پیگیر طرح وایتلیست را به سخره گرفته و گفته بود ماستتان را بخورید- وقت حملۀ سایبری به بانکها در حال ماست خوردن بوده است."
ملاحظه میکنید که قضیه از ماهی فراتر رفته و به ماست رسیده است! ماهی و آب آلوده ضربالمثلی آشناست ولی ماجرای ماست نیاز به کمی توضیح دارد.
همانگونه که خود نمایندۀ مجلس هم یادآور شده ناظر به طعنۀ وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در نشست خبری اخیر است که به اذعان موافقان و مخالفان از پس مخالفان اینترنت برآمد و حتی خبرنگاران رسانههای راستگرا و مخالف دولت و مدافع محدودیت و کنترل شدید هم چندان به پروپای او نپیچیدند و پاسخ وزیر به کیهان هم چنان صریح بود که آن روزنامه این سؤال و جواب را تیتر نکرد و سراغ موضوعات دیگر نشست رفت.
در آن نشست سید ستار هاشمی گفت: افرادی با کمترین آشنایی با حوزۀ ارتباطات همچنان موضوع "وایت لیست" را پیگیری میکنند و میگویند اجرایی است و البته من در جلسهای با فردی که به شدت پیگیر این قضیه بود به او گفتم: ماستت را بخور!
هر چند در نگاه اول این عبارت با ادبیات شُسته رُفته و تخصصی وزیر ارتباطات انطباق نداشت اما توهینآمیز نیست زیرا دو معنی بر آن مترتب است:
یکی این که به کار خودت برس. واقعا هم وقتی بحثی تخصصی میان یک متخصص و یک ناآشنا درمیگیرد آن که بیشتر رنج میبرد فرد متخصص است و این گرفتاری وزیران حوزههای تخصصی در سر و کله زدن با نمایندگانی است که کمترین اطلاعی از مباحث فنی و تخصصی ندارند و وزیر به خاطر بحث رأی اعتماد و سؤال و تذکر و استیضاح و بازتاب رسانهای ناچار است به آنها توضیح دهد در حالی که سردرنمیآورند. در این گونه مواقع "ماستت را بخور" یعنی به کار خودت برس و این بحث ما به نتیجه نمیرسد. هر چند معمولا به جای آن که ماست خود را بخورند موضوعات نامرتبط را به هم ربط می دهند و اصطلاحا این بار قیمهها را میریزند در ماست!
معنی دوم همان است که مرحوم حاج اسماعیل دولابی در آموزههای عرفانی به آن توجه نشان داده و در جلد ششم "طوبای محبت" حکایت مردی خوشخُلق و مردمدار را بازگفته که به قصد ریاضت از خوردن ماست، دست کشید ولی به مرور بداخلاق شد چندان که رفتار او با خلقالله هم تغییر کرد.
او که پیشتر به حُسن خلق و مدارا شهره بود حالا مدام به این و آن گیر میداد. روزی اما وقتی با دکانداری در حال مشاجره بود که چرا چنین و چرا چنان و بهانه میگرفت مرد بقال محترمانه از او خواست به خانه برود و ماست بخورد و بعد بیاید چون دانست که آن ریاضت کشیدن و نخوردن ماست، سبب خُلق تنگ او شده. النهایه مرحوم دولابی نتیجه میگیرد: "این بداخلاقیهای ما به خاطر ماستنخوردن ماست!"
در این که اختلال بانکی باید پیگیری شود تردیدی نیست و مقامات مختلف هم باید توضیح دهند و البته مسبوق به سابقه است و در جنگ 12 روزه پارسال هم رخ داد. داستان فیلم "قمارباز" که در جشنوارۀ فجر به نمایش درآمد و به خاطر بازی خوب و روان کورش تهامی در زمره فیلمهای خوب و دیدنی جشنواره هم بود دربارۀ همین نفوذ امنیتی است و اگر صدا و سیما از چنگ مداحان و سلیقۀ تنگ مدیران کنونی رها شده بود فرصت مناسبی برای نمایش آن در تلویزیون حتی پیش یا هم زمان با اکران عمومی بود.
قریب 4 ماه است که مجلس تعطیل است (وقتی صحن علنی تعطیل است و مصوبه ندارند یعنی تعطیل است و سرکشیهای نمایندگان به این سو و آن سو کنش پارلمانتاریسیتی و گشایش مجلس نیست) و تهدید کرده بودند اگر باز نشود تحصن میکنند و عجالتا به اولین یکشنبۀ بعد از "تشییع پیکر رهبر شهید" موکول شده است. شاید به خاطر همین وضعیت سراغ این موضوع رفتهاند تا جامعه بیش از این احساس نپرسد چرا در غیاب مجلس اتفاق خاصی رخ نداد و امور مهم هم از طریق شورای عالی امنیت ملی پی گیری شده و شاید به این خاطر وارد این بحث شدهاند.
وجه مهمتر و جدیتر اما این است که اتفاقا قضیه به عکس است و ریشۀ اختلال را جز بحثهای امنیتی و جنگهای سایبری و نه در اتصال اینترنت که در فیلترینگی باید دید که امثال این نمایندۀ معترض مدافع آناند.
سال ها بر در و دیوار مینوشتند با ویدیو در خانه فحشا را در خانه آوردهایم! حالا اما با فیلترینگ، فیلترشکنها را نه به خانه که به هر جا که هستیم وارد کرده ایم.
با فیلترینگ پیام رسانها قبح استفاده از فیلترشکنها را ریختهاند و چاره ای هم جز این نیست اما جدای امکان دسترسی به مستهجنترین کانالها به واسطۀ استفادۀ ناگزیر از فیلترشکن، همان میهمان ناخوانده و مشکوک را به خانه دعوت کرده ایم منتها این بار به جای شعارنویسی به این کار افتخار میکنند!
توضیح فنی کارشناسی ریشه داشتن بحران در فیلترینگ این است:
"فیلترینگ باعث شده بخش قابل توجهی از کاربران و حتی کارشناسان فنی برای دسترسی به سرویسهای ضروری، به استفاده دایم از فیلترشکنها و پروکسیهای ناشناس وابسته شوند؛ ابزارهایی که بسیاری از آنها از منابع نامعتبر توزیع شده و دسترسی گستردهای به ترافیک اینترنت کاربران دارند. این وابستگی، سطح حمله (Attack Surface) را بهطور قابل توجهی افزایش داده و امکان سرقت اطلاعات، رهگیری ارتباطات، تزریق بدافزار و اجرای حملات را برای مهاجمان فراهم میکند.
از سوی دیگر، ترافیک رمزگذاریشده و عبور دادهها از زنجیرهای از سِروِرهای واسط، فرآیند پایش، تشخیص و واکنش سریع تیمهای امنیتی را نیز دشوارتر میکند. در چنین شرایطی، فیلترینگ نهتنها مانعی در برابر مهاجمان ایجاد نمیکند، بلکه با گسترش استفاده از ابزارهای غیرقابل اعتماد، به عاملی برای افزایش ریسک نفوذ و کاهش دید عملیاتی مدافعان سایبری تبدیل میشود-[ بخشی از گزارش منتشره در خبرآنلاین]."
با این توضیحات روشن می شود که ماجرا منحصر به ماست نیست که نخوردن آن موجب بدخُلقی میشود و توصیه به ماست خوردن برای آن است که مجال گفتوگوی منطقی و دور از خشم و غیظ و غضب فراهم آید زیرا از آب گلآلود اختلال نگران کننده ماهی دفاع از قطع اینترنت را هم صید میکنند و توصیه قدما و مادربزرگهاست که چون طبع ماهی و ماست، هر دو سرد است، ماهی و ماست را با هم نخورید!