به گزارش خبرنگار مهر، هر چهار سال یکبار، جام جهانی فوتبال نگاه میلیونها نفر را به یک نقطه از جهان معطوف میکند؛ اما برخی دورههای این رقابت، فراتر از یک رویداد ورزشی در حافظه مردم ثبت میشوند. جام جهانی ۲۰۲۲ قطر یکی از همین دورهها بود؛ مسابقاتی که برای نخستینبار در یک کشور اسلامی و عربی برگزار شد و همین ویژگی، آن را به رخدادی متفاوت تبدیل کرد.
در آستانه دیدار تیم ملی ایران مقابل مصر، مرور کتاب «پرسه در لوسیل؛ روایتی از سفر به اولین جام جهانی در یک کشور اسلامی» نوشته مهدی مافی، فرصتی است تا دوباره به روزهایی بازگردیم که فوتبال، تنها موضوع خیابانهای دوحه نبود؛ بلکه فرهنگ، هویت، رسانه و گفتوگوی ملتها نیز در کنار آن جریان داشت.
مافی در این کتاب، برخلاف بسیاری از سفرنامههای ورزشی، صرفاً به نتیجه مسابقات یا عملکرد ستارههای فوتبال نمیپردازد. او تلاش میکند آنچه در حاشیه جام جهانی رخ داده است را نیز روایت کند؛ از نخستین لحظه ورود به فرودگاه دوحه تا قدم زدن در خیابانهای لوسیل، بازارهای سنتی، مراکز فرهنگی، متروها و محل تجمع هواداران کشورهای مختلف.
پرسهای میان سکوها و خیابانهای لوسیل
«پرسه در لوسیل» از همان ابتدا نشان میدهد که قرار نیست خواننده فقط وارد استادیوم شود. نویسنده مخاطب را به دل شهر میبرد؛ جایی که جام جهانی در زندگی روزمره مردم جریان دارد.
او از راننده پاکستانی تاکسی مینویسد که فوتبال را چندان دنبال نمیکند اما امیدوار است یک تیم مسلمان در جام جهانی بدرخشد. از هواداران مکزیکی، ژاپنی، عربستانی، آرژانتینی و اروپایی میگوید که در یک واگن مترو کنار هم ایستادهاند؛ مردمانی با زبانها، فرهنگها و باورهای متفاوت که برای چند هفته، یک علاقه مشترک آنها را کنار هم قرار داده است.
در نگاه مافی، جام جهانی فقط نود دقیقه مسابقه نیست؛ بلکه شهری است که میلیونها روایت در آن جریان دارد. هر خیابان، هر ایستگاه مترو و هر بازار، بخشی از داستان بزرگتری را روایت میکند؛ داستانی که در آن فوتبال به زبان مشترک انسانها تبدیل شده است.
وقتی قطر، تصویر دیگری از جهان اسلام ارائه داد
یکی از محورهای اصلی کتاب، توجه به جایگاه قطر به عنوان نخستین میزبان مسلمان جام جهانی است.
پیش از آغاز مسابقات، بسیاری از رسانههای بینالمللی بیشتر از فوتبال، درباره مسائل سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری قطر گزارش منتشر میکردند. اما نویسنده تلاش میکند روایت خود را از دل تجربه میدانی ارائه دهد.
او در کنار اشاره به برخی نقدها و چالشها، از مهماننوازی مردم، نظم شهری، امکانات حملونقل، حضور خانوادهها، مساجد، بازارهای سنتی و جشنوارههای فرهنگی نیز سخن میگوید؛ تصاویری که کمتر در قاب رسانههای جهانی دیده میشد.
همین نگاه باعث شده است «پرسه در لوسیل» تنها روایت مسابقات فوتبال نباشد، بلکه تصویری از مواجهه یک نویسنده ایرانی با کشوری باشد که برای چند هفته، میزبان جهان شده بود.
یکی از زیباترین بخشهای کتاب، توصیف لحظههایی است که هواداران کشورهای مختلف بدون آنکه زبان یکدیگر را بدانند، تنها با یک گل، یک تشویق یا یک شادی دستهجمعی با هم ارتباط برقرار میکنند.
مافی در بخشی از کتاب، صحنه شادی هزاران هوادار پس از گل کریستیانو رونالدو را روایت میکند؛ جایی که مردم از ملیتهای گوناگون، همزمان شعار معروف او را تکرار میکنند.
در آن لحظه، تفاوت زبان، ملیت و فرهنگ اهمیت خود را از دست میدهد و فوتبال، زبان مشترکی میشود که همه آن را میفهمند. همین نگاه، یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب است؛ اینکه نویسنده فوتبال را وسیلهای برای گفتوگوی ملتها میبیند، نه صرفاً رقابتی میان یازده بازیکن درون زمین.

از سکوهای لوسیل تا ضربان یک ملت
اگر بخش نخست کتاب، روایت ورود به قطر و آشنایی با فضای متفاوت نخستین جام جهانی در یک کشور اسلامی است، بخشهای بعدی مخاطب را به قلب اتفاقات میبرد؛ جایی که پای تیم ملی ایران به میان میآید و فوتبال، دیگر تنها یک مسابقه نیست، بلکه به مسئلهای ملی تبدیل میشود.
مهدی مافی در «پرسه در لوسیل» تلاش میکند تجربه حضور خود در سه مسابقه تیم ملی ایران مقابل انگلیس، ولز و آمریکا را با جزئیات روایت کند. او به جای آنکه صرفاً گزارشگر اتفاقات داخل زمین باشد، از حال و هوای سکوها، خیابانها، ایستگاههای مترو و گفتوگوهای میان هواداران مینویسد؛ فضاهایی که شاید در قاب تلویزیون دیده نشوند اما بخش مهمی از تجربه جام جهانی را شکل میدهند.
برای نویسنده، تیم ملی تنها یازده بازیکن نیست؛ بلکه نمادی است که میلیونها ایرانی، با وجود تفاوت دیدگاهها و سلیقهها، هنگام مسابقه خود را به آن نزدیک میبینند. به همین دلیل، روایت او از بازیهای ایران بیش از آنکه فنی باشد، اجتماعی و انسانی است.
وقتی سکوها، مرزها را فراموش میکنند
یکی از مهمترین مفاهیمی که در سراسر کتاب تکرار میشود، «همزیستی» است. جام جهانی از نگاه مافی، جایی است که مردم کشورهای مختلف، فارغ از اختلافهای سیاسی و فرهنگی، چند هفته کنار یکدیگر زندگی میکنند.
او از حضور هواداران کشورهای آسیایی، اروپایی، آفریقایی و آمریکای لاتین در خیابانهای دوحه مینویسد؛ از مردمی که با لباسهای سنتی، پرچمهای رنگارنگ و آوازهای فوتبالی، فضای شهر را به جشنوارهای جهانی تبدیل کردهاند.
نویسنده بارها تأکید میکند که فوتبال، برخلاف بسیاری از عرصههای دیگر، هنوز توانایی ایجاد گفتوگو میان ملتها را دارد. کافی است یک مسابقه آغاز شود تا زبان، نژاد و ملیت برای دقایقی اهمیت خود را از دست بدهند و تنها شور مشترک باقی بماند.
این نگاه، یکی از تفاوتهای اصلی «پرسه در لوسیل» با بسیاری از کتابهای فوتبالی است؛ زیرا مخاطب تنها با نتیجه مسابقات روبهرو نمیشود، بلکه با تجربه زیستن در میان هزاران هوادار از فرهنگهای مختلف آشنا میشود.

لوسیل؛ شهری که قهرمان اصلی روایت است
اگرچه عنوان کتاب از نام شهر لوسیل گرفته شده، اما این شهر تنها یک محل برگزاری مسابقه نیست.
مافی، لوسیل را نمادی از جام جهانی قطر میداند؛ شهری که در مدت کوتاهی به مرکز توجه جهان تبدیل شد. او در کوچهها، ایستگاههای مترو، مراکز خرید، خیابانها و فضاهای عمومی قدم میزند و تلاش میکند تصویری از زندگی روزمره مردم و هواداران ارائه دهد.
در روایت او، لوسیل شهری است که سنت و مدرنیته را همزمان در خود جای داده است. از یک سو آسمانخراشها و سازههای مدرن دیده میشوند و از سوی دیگر، بازارها، مساجد و نشانههای فرهنگ عربی همچنان حضور پررنگ دارند.
این توصیفها باعث میشود کتاب، صرفاً درباره فوتبال نباشد؛ بلکه مخاطب با فضای فرهنگی و اجتماعی کشور میزبان نیز آشنا شود.
فوتبال؛ آینهای برای روایت جامعه
یکی دیگر از ویژگیهای کتاب، نگاه رسانهای و اجتماعی نویسنده است.
مافی معتقد است هر جام جهانی، علاوه بر رقابت ورزشی، میدان روایتها نیز هست. رسانهها، شبکههای اجتماعی و حتی هواداران، هرکدام تصویری متفاوت از یک رویداد واحد ارائه میکنند.
او در بخشهای مختلف کتاب، به این موضوع اشاره میکند که چگونه برخی روایتهای رسانهای با آنچه در میدان دیده است، تفاوت داشتهاند. از نگاه نویسنده، سفر و مشاهده مستقیم، فرصتی فراهم میکند تا مخاطب با واقعیتهایی روبهرو شود که گاهی در میان انبوه خبرها و تحلیلها کمتر دیده میشوند.
به همین دلیل، «پرسه در لوسیل» را میتوان تلفیقی از سفرنامه، گزارش میدانی و تحلیل اجتماعی دانست؛ اثری که تلاش میکند جام جهانی را از زاویهای متفاوت روایت کند.
جایی که ایران، فقط یک تیم نیست
در بخشهای مربوط به تیم ملی، نویسنده بارها به احساس تعلق هواداران ایرانی اشاره میکند؛ احساسی که در روزهای برگزاری مسابقات، در خیابانهای دوحه و سکوهای ورزشگاهها بهوضوح دیده میشد.
او نشان میدهد که چگونه فوتبال میتواند برای ساعاتی، میلیونها نفر را با وجود تفاوت دیدگاهها، کنار یکدیگر قرار دهد. همین ویژگی است که از نگاه نویسنده، تیم ملی را به یکی از مهمترین نمادهای هویت جمعی ایرانیان تبدیل میکند.
«پرسه در لوسیل» از این منظر، تنها روایت سفر یک خبرنگار یا نویسنده نیست؛ بلکه تلاشی برای ثبت تجربه مشترک مردمی است که در یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی جهان، نام ایران را روی سکوها فریاد میزدند.
«پرسه در لوسیل» را نمیتوان تنها در دسته سفرنامههای ورزشی قرار داد. مهدی مافی اگرچه روایت خود را از فرودگاه امام خمینی(ره) آغاز میکند و قدمبهقدم تا خیابانهای دوحه و ورزشگاههای جام جهانی پیش میرود، اما هدف او صرفاً ثبت خاطرات یک سفر نیست. او تلاش میکند از خلال این تجربه، تصویری چندلایه از نسبت فوتبال با فرهنگ، رسانه، هویت و جامعه ارائه دهد.
به همین دلیل، خواننده در کنار روایت مسابقات، با گفتوگوهایی میان هواداران، تجربه حضور در موزهها، مساجد، جشنوارههای فرهنگی و حتی مسیرهای مترو روبهرو میشود. نویسنده معتقد است جام جهانی فقط در ورزشگاه اتفاق نمیافتد؛ بلکه در خیابانها، کافهها، بازارها و برخوردهای روزمره مردم نیز جریان دارد.
همین نگاه باعث شده است «پرسه در لوسیل» از قالب یک گزارش فوتبالی خارج شود و به روایتی از زیستن در دل یکی از مهمترین رویدادهای جهان تبدیل شود.

اولین جام جهانی جهان اسلام؛ فراتر از یک میزبانی
یکی دیگر از محورهای مهم کتاب، پرداختن به نخستین جام جهانی برگزارشده در یک کشور اسلامی است. مافی تلاش میکند نشان دهد که میزبانی قطر، تنها یک موفقیت ورزشی نبود، بلکه رخدادی فرهنگی و رسانهای نیز به شمار میرفت.
او در کنار روایت مسابقات، از مهماننوازی مردم، حضور پررنگ نمادهای اسلامی در فضای شهری، برنامههای فرهنگی و تلاش قطر برای معرفی چهرهای متفاوت از جهان عرب سخن میگوید. در مقابل، به فضای رسانهای پیرامون جام جهانی نیز توجه دارد و نشان میدهد که چگونه این رویداد، به عرصهای برای رقابت روایتها تبدیل شده بود.
این نگاه، کتاب را برای مخاطبانی که تنها به فوتبال علاقه ندارند نیز خواندنی کرده است؛ زیرا نویسنده، فوتبال را در بستری وسیعتر از سیاست، فرهنگ و رسانه بررسی میکند.
همزمانی بازخوانی این کتاب با دیدار تیم ملی ایران برابر مصر، اهمیت آن را دوچندان میکند. هر مسابقه تیم ملی، فرصتی است تا بار دیگر درباره جایگاه فوتبال در زندگی اجتماعی ایرانیان تأمل شود؛ ورزشی که در بزنگاههای مختلف، توانسته است احساس تعلق، امید و همدلی را در میان بخشهای مختلف جامعه تقویت کند.
«پرسه در لوسیل» نیز بر همین نکته تأکید دارد؛ اینکه تیم ملی، تنها یک تیم ورزشی نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی و تجربه مشترک میلیونها ایرانی است. نویسنده تلاش میکند نشان دهد که شور هواداری، تنها در سکوهای ورزشگاه معنا پیدا نمیکند، بلکه در گفتوگوها، سفرها، خاطرهها و تجربههای مشترک نیز ادامه دارد.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
روی صفحه گوشی نام راننده را نگاه کردم: «عالمگیر»! اسم عجیبی است. عربها که «گ» ندارند و ایرانیها از این اسامی استفاده نمیکنند. حدس زدم شاید یکی از مهاجران آسیای میانه باشد. ظاهرش را که دیدم، مطمئن شدم. حنا موهای مرد را نارنجی کرده بود. کلاه قندهاری به سر داشت؛ اما زلفهایش از دوروبر بیرون زده بود. عجلهام را که دید، گفت: «داری میری استادیوم؟»
تأیید کردم. در مقایسه با بقیه رانندهها انگلیسی را بهتر صحبت میکرد.
ــ ایرانی هستی؟
ــ آره. خودت چی؟
ــ پاکستان.
تلاش کردم یک آشنایی فوتبالی بدهم و جو را بشکنم؛ اما دوستمان طرفدار کریکت بود و جام جهانی ذرهای برایش اهمیت نداشت. میگفت از بین فوتبالیستها فقط کریس رونالدو را میشناسد و حتی نام لیونل مسی را تازه دوسه روز پیش از یک گردشگر آرژانتینی شنیده. از ایران خوشش میآمد. بهقول خودش چون بیش از چهل سال است که سرانش میگویند: «اِمِریکا!؟ نو نید!»، «انگلند!؟ نو نید!» آن موقع شب، درست پای بازی مرگ و زندگی، حوصله چیزی که نداشتم بحث سیاسی بود؛ اما ته دلم خوشحال شدم که به ایران علاقه دارد. وقتی رسیدیم، رو کرد به من و گفت: «ببین امیدوارم امریکا رو ببرید؛ چون این اولین جام جهانی توی یه کشور اسلامیه و باید حداقل یه تیم مسلمون توی مرحله بعد باشه.












