خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: یوهان ولفگانگ گوته میگوید: «مونتسکیو در «نامههای ایرانی» با ترغیب شایستهترین احساسات، ملّت فرانسه را به مبرمترین و خطرناکترین وظایف خود آگاه ساخت.» اشاره او به کتاب «نامههای ایرانی» (Lettres Persanes) است، یکی از آثار برجسته شارل دو مونتسکیو، فیلسوف و نویسنده فرانسوی عصر روشنگری که در سال ۱۷۲۱ منتشر شد. این کتاب بهصورت مجموعهای از نامههای تخیلی نوشته شده و از دیدگاه دو اشرافزاده ایرانی به نامهای اُزبک و ریکا، جامعه، سیاست و مذهب اروپا (بهویژه فرانسه) را با طنز و نقد تیزبینانه بررسی میکند.
مونتسکیو کیست؟
پدر مونتسکیو قاضی دادگستری و مالک یکی از تاکستانهای زیبای محل بود. او هم راه پدر را ادامه داد و در ۲۶ سالگی به مقام قضاوت رسید. هرچند همگان این نجیبزاده را بهعنوان پیشآهنگ عصر روشنگری، طراح جدایی سه قوه مقننه، قضاییه و مجریه و نویسنده کتاب ۱۲ جلدی پیچیده روحالقوانین میشناسند، آوازه او در زمان خودش بهخاطر خوشرویی، شراباندازی بهترین بادههای فرانسوی و نوشتن کتاب «نامههای ایرانی» در ۳۲ سالگی بود؛ که بهعلت انتقاد تند به جامعه آن روزگار فرانسه و مطرح کردن تنگنظری اروپاییان در برابر دیگر مردم جهان بهویژه ایرانیان نخستین بار با نام ناشناس و در خارج از فرانسه منتشر شد.
«نامههای ایرانی» که بر پایه آثار سفرنامهنویسان فرانسوی مانند بِرنیِه پزشک و شاردن نوشته شده، در زمان مونتِسکیو به چاپ ۲۹ رسید و اگرچه رسماً ممنوع بود، اما در همه محفلهای ادبی و فلسفی فرانسه خوانده میشد و مورد بحث قرار میگرفت.
ماجرای نوشتن کتابی ممنوعه با نام مستعار
«نامههای ایرانی» برای نخستینبار در بهار سال ۱۷۲۱ بهصورت مخفیانه و در دو جلد با قطع کوچک در آمستردام چاپ شد. در صفحه روی جلد این کتاب هیچ نامی از نویسنده ذکر نشده بود و برای گمراه کردن مقامات، محل چاپ بهدروغ «گلن» در آلمان و ناشر شخصی به نام «پییر مارتو» معرفی شده بود، در حالی که ناشر واقعی فردی به نام ژاک دبورد بود. چندی بعد، این کتاب در روآن فرانسه و توسط پییر برونل تجدید چاپ شد؛ اما باز هم برای فرار از سانسور، محل انتشار آمستردام و یک نام ساختگی هلندی برای ناشر انتخاب شد. این تدابیر امنیتی ضروری بود، زیرا دولت فرانسه در آن دوره سختگیری شدیدی بر چاپ آثار روشنگرانه اعمال میکرد و صدها نویسنده، چاپخانهدار و کتابفروش را زندانی کرده بود.
با وجود این موانع، «نامههای ایرانی» بهسرعت در سراسر فرانسه پخش شد و به پرفروشترین کتاب زمان خود تبدیل گردید؛ اثری که بارها تجدید چاپ شد و مردم معتقد بودند که باید دنبالهای برای آن نوشته شود. موفقیت این کتاب در گیرودار سانسور، مدیون شبکه گسترده و قدرتمندی بود که مسئولیت توزیع آثار غیرمجاز را بر عهده داشت. سختگیریهای سانسور نهتنها مانع مطالعه نمیشد، بلکه کنجکاوی مردم را برمیانگیخت و ارزش کتاب را در نگاه آنان دوچندان میکرد. این آثار غیرمجاز در اواخر قرن هفدهم و نیمه اول قرن هجدهم تأثیری عمیق بر فرهنگ و تفکر مردم فرانسه گذاشتند و آنان را به دیدی بازتر نسبت به دنیای پیرامون خود مجهز ساختند.
او در بخشی از کتاب مینویسد: «ایرانی نامبرده از سوی یکی از دوستان فرانسوی خود، به یک نفر فرانسوی دیگر معرفی شد. هنگامی که آن شخص گفت: «این آقا ایرانی است» طرف با نهایت شگفتی اظهار داشت: «آقا ایرانی است، شگفتا! چطور میتوان ایرانی بود؟» فکر کوچک آن مرد نمیتوانست بپذیرد که غیر از فرانسویان کسان دیگری هم در گیتی هستند.»
مونتسکیو در سال ۱۷۲۱، سال انتشار این کتاب، جوانی بود از روشنفکران شهرستانی. این روشنفکر جوان به فیزیک و علوم طبیعی و تاریخ سیاسی علاقهمند بود، از سال ۱۷۰۹ تا سال ۱۷۱۲ در پاریس، در دانشکده حقوق درس خوانده بود، و در این دوران کموبیش با مسائل جهانی آشنایی یافته بود. چاپ و انتشار غیرقانونی «نامههای ایرانی» زندگی مونتسکیو را دگرگون کرد، این کتاب نویسنده خود را که میخواست در پس پرده بماند به شهرت رساند و درهای تمام محافل اشرافی و طبقههای ممتاز را به روی او باز کرد. در سال ۱۸۲۸ به عضویت فرهنگستان فرانسه درآمد و یک سال نیز برای مطالعه تحقیق به انگلستان رفت و در انجمن سلطنتی ادبیات آن کشور به عضویت افتخاری پذیرفته شد. در واقع نامههای ایرانی، نخستین شاهکار او باعث و بانی این قضایا شده بود.
مضمون داستان و تصویر ایران
داستان حول سفر اُزبک و ریکا به اروپا میچرخد؛ در واقع «نامههای ایرانی» نوعی رمان مکاتبهای است. ازبک و ریکا دو بزرگزاده ثروتمند ایرانی، به فرانسه میروند تا با تمدن اروپایی آشنا شوند، و این دو در نامههایی که به دوستان و آشنایان خود مینویسند، اوضاع و احوال فرانسه و فساد و تباهی دستگاه حکومتی این کشور را شرح میدهند و در بعضی از نامهها که ازبک به زنان و خواجههای حرمسرای خود مینویسد از زندگی زنان مشرقزمین و گاهی اوضاع سیاسی و اجتماعی آن سامان سخن میگوید. و جمعاً این نامهها تابلوی بزرگی از اوضاع زمانه و روز و روزگار چندین کشور ایران و فرانسه و ترکیه و روسیه را در مقابل ما میگذارند.
آنها از طریق نامههایی به دوستان و خانواده در ایران، مشاهدات خود از فرهنگ غربی را توصیف میکنند، ازبک بیشتر به مسائل سیاسی و مذهبی میپردازد، در حالی که ریکا بر روابط اجتماعی و اخلاقی تمرکز دارد؛ همزمان، نامههایی از حرمسرای ازبک در اصفهان، تمهای استبداد و آزادی را برجسته میسازد. هرچند تصویری که از ایران ارائه میشود چندان منطبق بر واقعیت نبوده و آمیخته به تخیلات رویایی نویسنده از شرق تحت تأثیر کتابهایی چون هزار و یک شب و... است؛ اما مضامین اصلی بیانشده در این کتاب نسبیت فرهنگی، نقد سلطنت مطلقه لوئی چهاردهم، آزادی فردی و تفاوتهای شرق و غرب است.
در واقع مونتسکیو با استفاده از نگاه «بیگانگان» ایرانی، هنجارهای اروپایی را زیر سؤال میبرد و پایههای فکری اثر بعدیاش، «روحالقوانین»، را بنا میکند. او در یک رمان طنزآمیز، نمونهای کلاسیک از ادبیات روشنگری را ارائه کرده، اهمیت ادبی این اثر در آن است که با حدود ۱۶۱ نامه، خواننده را به تأمل و تفکر در مفروضات اجتماعی دوران خود ترغیب میکند.












