آدم فکر نمیکند اگر ساعت هشت شبهای ماه مبارک بعد از خوردن افطار و با آن دَمِ بعدش، بنشیند پای شبکه یک تلویزیون؛ با هیجان تیم مورد علاقهاش را اینطور تشویق میکند: «برو! برو! تو برندهای!»
اما واقعیت همین است که امسال این اتفاق میافتد. «نبرد رباتها» دقیقاً همان است که آدم را به بالا و پایین پریدن وادار میکند. یکی از جذابترین برنامههای ویژه نوجوان است. مسابقات المپیک علم و فناوری که در پارک فناوری پردیس برگزار شد، محتوای این برنامه تلویزیونی را ساخته. رقابتی که به خودی خود هم جذاب بوده، حالا در این برنامه به جذابیتی چند برابر رسیده. ۲۷۴ نوجوان در قالب ۸۳ تیم مبارزه کردهاند و بعد از دوره مقدماتی، ۴۳ تیم به مرحله نهایی رسیدند. در سه سطح سبک و سنگین و دانشآموزی. حالا این ۹ تیم در مرحله دانشآموزی میجنگند.
با این همه، باارزشترین هدف این برنامه، نه نشان دادن یک رقابت صرف، و نه نمایش توان نوجوانان ایرانی، بلکه کشاندن پای قهرمانان و اسطورههای ایرانی به خصوص پهلوانان شاهنامه به مسابقهٔ رباتیک بچههاست. میپرسید مگر میشود؟! باز هم باید گفت، خب شده! اصلاً همین پیوند، باعث شده رباتهای در میدان نبرد، صرفاً چند پاره آهن نباشند؛ بلکه نتیجهٔ خلاقیتی باشند که از ذهن پویای نوجوان ایرانی برآمده؛ نوجوانی که قوی و کاربلد است؛ توی میدان میترکاند! و مهمتر اینکه این قوت ریشه در خاک او دارد. قبل از شروع مسابقه مصاحبه کوتاهی از دو گروه شرکتکننده در رقابت پخش میشود. این مصاحبه هم دیدنی است.
هدف بچهها از ساخت ربات و حامی آنها در این مسیر و الگوی آنها در زندگی را ازشان میپرسند. آنها هم دستها را در هم میپیچند و جلوی دوربین فیگور قهرمانی میگیرند که چقدر هم بهشان میآید و بعد جواب میدهند. در نهایت نمایی از شهر محل زندگی و آهنگی محلی، اقلیمشان معرفی میشود. همین شیوهٔ معرفی، هماهنگی دقیق و درستی با این هدف برنامه دارد.
مسابقه نبرد رباتها موسیقیهای جذاب و کوتاه دارد، گزارشگری به شیوهٔ فوتبالی و نمایش هرچه تلخی و شیرینی از شکست و پیروزی میدهد تا برنامه را واقعی، دیدنی و باورپذیر کند که حقیقتاً موفق هم بوده. راستی این برنامه جدا از تأکیدش روی جنبه قهرمانی، یکجور آموزش عینی یک رقابت سالم هم هست. از آنجایی که موسیقی این برنامه در تیتراژ اول و آخر کاملاً با مضامین برنامه هماهنگ است، میتوان تأکید برنامه روی رقابت سالم را در آهنگهای زورخانهای تیتراژ شروعش پیدا کرد که باعث شده روحیه جوانمردی زنده نگه داشته شود. انگار بچهها را با آهنگ یکی و دوتا.. دعوت به میدان میکند.
در این مسابقه هر گروه اسمی دارد و علاوه بر آن یک نماد. نماد هر گروه از اسطورهها و قهرمانهای ایرانی است مثل شیر ایرانی، گرگ البرز یا رخش. بعد همین نمادها را با هوش مصنوعی و جلوههای ویژه کاری کردهاند که میایستند و غرش میکنند و دود و آتش هم از دماغشان درمیآید. بعد از مسابقهٔ رباتها هم یک جنگ نمایشی دارند تا یک بار دیگر نشان دهند کی بُرده و کی باخته.
یکی دیگر از چیزهایی که این برنامه را خاص میکند این است که دنبال شعار دادن نیست. به آدم یاد میدهد یک رقابت سالم چطوری است. رقابتی که دستکم این نکات را یاد میدهد:
- فاصله شکست و پیروزی گاهی به اندازه چند ثانیه است پس نه از شکست سرخورده باش نه از پیروزی مغرور.
- جوانمردی در رقابت حرف اول را میزند.
- حق اعتراض محفوظ است.
- تلاش و زحمت زیاد و شبانهروزی لازمهٔ مسیر قهرمانی است.
- در عین پرتلاشی، نتیجه غیر قابل پیشبینی است.
- عدالت در رقابت مهم است. شرایط دو طرف باید یکسان باشد.
- دشمن و حریف را هیچوقت دست کم نگیر.
- هیچوقت امیدت رو از دست نده.
- ایدههای ذهنی تو میتواند به دست خودت تبدیل به بزرگترین قدرتها شود.
- عرصه رقابت را جدی بگیر. طراحی قوی و درست و برنامهریزی دقیق لازم است.
- همیشه به پشتوانه و چیزی مثل بیمه احتیاج داری تا بتوانی قدرتمند جلو بروی. مثل کمک خانواده و مربی که پشتیبان بچهها هستند.
- اینکه نماد ما اصیل و ایرانی باشد مهم و قدرتدهنده است.
***
در پایان این را باید گفت که یک چیز جذاب دیگر هم هست. استفاده از مایه طنز در مصاحبهها و گزارشگری برنامه، که انصافاً آدم را از خنده روده بُر میکند.