سودان؛ تکه گم‌شده پازل سر جای خود!

عصر ایران چهارشنبه 29 بهمن 1404 - 22:16
از 1983 دولت مرکزی کوشید به منابع نفتی دست یابد اما جنوبی‌ها که این ثروت طبیعی را از آن خود می‌دانستند و خیال خودمختاری را در ذهنشان تقویت کرده بودند مانع شدند

عصر ایران؛ سعید دهقانی- پای شبکه‌های تلوزیونی عربی که می‌نشینم از جنگ و کودتا و حملات انتحاری زیاد می‌شنوم و می‌بینم. در عراق، فلسطین، در لبنان، سوریه و دیگر جاها. کم و بیش از ریشه خشونت‌ها در جهان عرب در رسانه‌های فارسی‌زبان گفته می‌شود. اما این پازل یک تکه گم‌شده دارد. سودان جزئی از جهان عرب است اما ما فقط از اخبار جنگ در این کشور می‌شنویم ولی از ریشه‌های این جنگ کمتر گفته می‌شود. 

از اواخر سده نوزدهم تا سال 1956 سودان تحت حاکمیت مشترک مصر و بریتانیا بود. با کمی ملاحظه می‌توان گفت مستعمره بود. دخالت بریتانیا در این شکور به غایت بیشتر از مصر بود چون قدرت نظامی بیشتری داشت. بریتانیا شمال و جنوب سودان را جدا از هم اداره می‌کرد. چرا؟ به دلایل قومی و فرهنگی.

شمال سودان اغلب عرب‌زبان و مسلمان هستند در حالی که ساکنین جنوب این کشور آفریقایی‌تبارهایی‌اند که یا پیرو مسیحیت هستند یا ادیان بومی آفریقایی. این سیاست حکومت جداگانه باعث شد دو بخش کشور از نظر فرهنگی با هم فاصله داشته باشند؛ در نتیجه نظام آموزشی و تربیتی حاکم بر این دو بخش نیز منفک از هم بود و هیچ‌گاه مفهوم اتحاد و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز را در کتاب‌های آموزشی تعلیم نمی‌دادند.

در سال 1956 این کشور از یوغ استعمار به درآمد. در آن هنگام استقلال ملی سودان اعلام شد اما کدام ملت؟ اصلا ملت واحدی شکل نداشت. شمالی‌ها و جنوبی‌ها کاملا به هم بی‌اعتماد بودند. 

فقط اندکی پس از اعلام استقلال ملی بود که شمالی‌ها و جنوبی‌ها به جان هم افتادند.جنگ داخلی از همان سال شروع شد. راستش را بخواهید واقعیت این است که اگر استعمار بریتانیا وجود نداشت این جنگ زودتر شکل می‌گرفت. پس از استقلال سودان، دولت مرکزی در خارطوم (پایتخت این کشور) قدرت را در دست گرفت؛ اما تمامی قدرتمداران نخبگان عرب شمالی بودند. جنوبی‌ها سهم چندانی از قدرت نداشتند.

از همان سال تا سال 1972 جنوبی‌هایی که خواهان حق مشروع خود در قدرت سیاسی بودند آتش جنگ را برافروختند. این جنگ 22 ساله هیچ سودی نداشت. هیچ توافق پایداری حاصل نشد. فقط جنازه بود که روی جنازه می‌افتاد. از هر دو طرف. سرانجام با میانجی‌گری‌های خارجی و مطالبه بخشی از دو گروه حاضر در جنگ که از این جنگ فرسایشی خسارت‌های مالی و جانی فراوانی دیده بودند توافقی میان دو جبهه شکل گرفت به نام «توافق آدیس آبابا»؛ علت نام‌گذاری این توافق نیز این بود که یکی از کشورهای دخیل در این طلح موقت اتیوپی بود؛ کشوری که پیشنهاد این توافق را در پایتخت اتیوپی یعنی آدیس آبابا مطرح کرد.

از مفاد این توافق این بود که خودمختاری منطقه‌ای به جنوب سودان بدهند. این توافق صلح نسبی ایجاد کرد تا آنکه در 1983 دولت مرکزی سودان خودمختاری جنوب این کشور را لغو کرد. در آن سال کشور در وضعیت اقتصادی شدیدی بود.

سودان؛ تکه گم‌شده پازل سر جای خود!

منابع زیرزمینی مالی مثل نفت نیز در اختیار و انحصار جنوب بود پس راهی جز این نبود که این خودمختاری لغو شود تا بتوان با فروش نفت کشور را از بحران به درآورد. از 1983 دولت مرکزی کوشید به منابع نفتی دست یابد اما جنوبی‌ها که این ثروت طبیعی را از آن خود می‌دانستند و خیال خودمختاری را در ذهنشان تقویت کرده بودند مانع شدند. جنگی دیگر شکل گرفت. این بار خونین‌بار از جنگ اول.

گفته می‌شود از آغاز جنگ دوم در 1983 تا سال 2005 حدود دو میلیون نفر جان خود را از دست دادند. این‌جا به جایی رسیده‌ام که به نکته مهمی اشاره کنم. درست است که پول در این میان حرف نخست را می‌زد و اقتصاد نفتی جنگ را شعله‌ورتر کرده بود اما کینه و نفاق دینی و فرهنگی نیز مهم بود. جنوبی‌های مسیحی یا آنانی که به ادیان بدوی و اجدادی خود پایبند بودند نمی‌خواستند مسلمانان - ان هم با قرائت بنیاد گرایانه- بر آنها حاکم شوند. از طرف دیگر گروه‌های اسلام‌گرای افراطی نیز در شمال پای‌فشاری می‌کردند که دولتی اسلامی در سودان برقرار باشد.

«عمر البشیر» با بهره از ایدیولوژی افراطی در 1989با کودتا به قدرت رسید و نقش مهمی در تشدید خشونت‌ها داشت. مگر این جنگ تمام‌شدنی بود؟ در سال 2005 بحران به جایی رسید که به هیچ عنوان نمی‌شد متوقفش کرد. این بار در منطقه‌ای به اسم «دارفور» فاجعه‌ای رقم خورد که از مهمترین نسل‌کشی‌های تاریخ بشری به شمار می‌رود.

شبه‌نظامیان عرب‌تباری که با انگیزه‌های ایدئولوژیکی مثل اسلام‌گرایی افراطی یا حتی انگیزه‌های سیاسی با نام «جنجوید» شکل گرفته بودند شورشیان مخالف را به شدت سرکوب کردند. هزاران کشته، میلیون‌ها آواره و سرزمینی پر از بوی تند باروت و رنگ سرخ خون بر جای ماند. همین «جنجوید»ها بعدها شکل منظم‌تری به خود گرفتند. تجهیزات نظامی و تسلیحاتی خود را افزایش دادند و نام «نیروهای واکنش سریع» (قوات الدعم السریع) را به خود گرفتند.

جنگ اول و دوم داخلی، بر قدرت نشستن عمر بشیر، بحران دارفور و در نهایت شکل‌گیری نیروهای واکنش سریع مسائلی بودند که هفتاد سال بحران را در سودان شکل داده است. هنوز هم ادامه دارد. مثل همیشه وحشتناک و خونین‌بار.

هرگاه خبری درباره اقدامات نظامی نیروهای واکنش سریع در اخبار منتشر می‌شود بلافاصله عددی هم ذکر می‌شود که مساوی است با جان قربانیان. این جنگ کی به پایان خواهد رسید فقط در تاریخ نوشته خواهد شد. شاید فهمیدن پاسخش به عمر ما نرسد.

منبع خبر "عصر ایران" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.