به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، شرق نوشت: فیلم سینمایی کارواش در چهلودومین جشنواره فیلم فجر به نمایش گذاشته شد. این اثر از معدود آثار سینمایی ایران است که به بررسی تخلفات بزرگ مالی در کشور میپردازد؛ موضوعی که حالا تبدیل به یکی از دغدغههای اصلی جامعه ایران شده و بحران اعتماد و فروریختن سرمایه اجتماعی را به دنبال داشته است. کارواش در واقع نامی هوشمندانه است که برای اثری با مضمون پولشویی انتخاب شده و سرنخ یک پولشویی بزرگ را به کارواشی در شهر تهران میرساند. از آن سو کارواش میتواند تداعیکننده مفهوم پولشویی هم در ذهن مخاطب باشد.
در این اثر سینمایی بیش از آنکه فیلم قهرمانمحور باشد، فرایندمحور است؛ فیلمی معماگونه که تلاش میکند چرخه پیچیده فسادهای مالی در کشور را توضیح دهد.
فیلم سینمایی کارواش به کارگردانی احمد مرادپور، روایت مبارزه چند مأمور مالیات با پولشویی است. درواقع کارواش قصه یک زن مأمور مالیات است که با کشف فرار مالیاتی یک شرکت پتروشیمی متوجه میشود که شبکهای از پولشویی شرکتهای تراستی به واسطه یک شخص در حال رخدادن است. این شکل از قصه و روایت تا به حال در سینمای ایران مسبوق به سابقه نبوده است. این مأمور زن در نهایت به دست متخلفان کشته میشود و ادامه داستان را یک مأمور دیگر مالیات که بسیار مصمم و زخمخورده است، پیش میبرد. این مأمور به نام «کاوه» که مرگ همکارش را دیده، سرسختانه به دنبال آن است که نفرات اصلی باند تخلف را کشف کند. نقش کاوه را امیر آقایی بر عهده دارد. پانتهآ پناهیها در نقش «پری»، مأمور مالیاتی سرسخت و حسین مهری، دیگر بازیگر اصلی، بار داستان را به دوش میکشند. تهیهکننده فیلم تأکید کرده که نقش اول میان این چند بازیگر تقسیم شده است. فیلمنامه «کارواش» حاصل دو سال تحقیق و مشورت با 50 اقتصاددان، حقوقدان و قاضی است.
سازندگان در این فیلم سینمایی به جای تمرکز بر یک شخصیت شرور خاص، به سراغ ترسیم «چرخه» فساد رفتهاند؛ اینکه چگونه ضعف قوانین موجب میشود پولشوییهای بزرگ رخ بدهد و متخلفان به سختی به چنگ قانون بیفتند. در این فیلم بارها تأکید میشود که شفافیت وجود ندارد و بسیاری از پروندههای فساد در لایههای اول تخلف بررسی میشود و سرمنشأ این تخلفات از دایره مجازات مصون مانده و دوباره از جایی دیگر فرایند تخلف را رقم میزند.
در این فیلم راهحل ارائه نمیشود و مخاطب درگیر یک بازی معماگونه و پیچیده میشود که بسترساز تخلفات مالی در کشور شده است.
این فیلم را احمد مرادپور از کارگردانهای قدیمی و کمکار سینما کارگردانی کرده و فیلمنامه فیلم را عباس نعمتی نوشته است. تهیهکنندگی فیلم را بهروز مفید بر عهده دارد. بازیگران این فیلم را امیر آقایی، پانتهآ پناهیها، حسین مهری، حسین محجوب، خاطره اسدی، امیرحسین صدیق و امیر غفارمنش تشکیل میدهند.
درباره کارواش باید گفت سوژه فیلم یک سوژه متفاوت است که در سینمای کشور کمتر یا سطحیتر به آن پرداخته شده است. اینکه فیلمساز از کلیشههای رایج سینمای ایران و درامهای عاطفی فاصله میگیرد و تلاش میکند تا به یک موضوع مهم بپردازد که سالهاست برای جامعه ایران تبدیل به دغدغه شده، اقدامی ارزشمند و شاید دیرهنگام است. حالا که جامعه ایران گرفتار بحران اعتماد ناشی از همین فسادهای اقتصادی است، شاید بهتر بود فیلمسازان خیلی زودتر از این به سراغ چنین سوژههایی میرفتند تا آثار آنها واکنشی باشد به دغدغههای جمعی مخاطبان اما ساخت دیرهنگام کارواش که ازقضا جزء معدود آثار سینمایی کشور با موضوع فسادهای اقتصادی است، درواقع این گزاره را به ذهن متبادر میکند که سینماگران هم از بدنه جامعه فاصله گرفتهاند.
سازندگان در این فیلم تلاش کردهاند فرایند پیچیده فساد در ایران را به صورت فشرده در یک قصه کوتاه خلاصه کنند و این تلاش گاهی موجب شده است بخشهایی از فیلم گنگ به نظر برسد یا بیش از حد سادهنمایی شود. در عین حال باید گفت نقد تیز و برنده و اشارات کوتاه به فساد سازمانیافته که گاهی به نمایندگان مجلس و متولیان میرسد، اشارات شجاعانه در این اثر است که میتواند موجب همذاتپنداری مخاطبان با سازندگان فیلم شود؛ بهویژه اینکه در اثر همان اندازه که مأموران درستکار مالیات ترسیم شدهاند، به مأموران متخلف هم میپردازد و از جانبداری فیلمسازان به نفع گروه یا قشری خاص خودداری میکند.
نکته جذاب دیگر فیلم این است که قهرمان یک کارمند معمولی و گمنام است نه یک شخصیت غیرقابل دسترس. اینکه چگونه آدمهای عادی با مسئولیتپذیری در قبال جامعه خود کارهای بزرگ را رقم میزنند و این میتواند یکی از نقاط قوت داستان باشد. در اثر سینمایی کارواش هرچند که سازندگان بارها به شفافیت بهعنوان یک عامل اصلی برای جلوگیری از فساد اشاره میکنند، اما داستان راهحل ارائه نمیدهد. هرچند که باید گفت فیلمساز موظف به ارائه راهکار در اثر خود نیست اما ماجرا آنجا غمانگیز میشود که شهروندان معمولی برای انجام درست وظیفه خود هزینههای گزاف به سنگینی از دست دادن جان خود را میپردازند. این در حالی است که باید گفت در بسیاری از کشورهای جهان مبارزه با فساد با نیروی انسانی گره نخورده است؛ نیروی انسانی که احتمال خطا و لغزش آن میتواند بسیار بالا باشد. در حال حاضر بسیاری از کشورهای جهان با بهرهگیری از فناوری اقدام به الکترونیکیکردن تمام فرایندهای اداری و مالی کردهاند و این فرایندها به راحتی برای عموم و رسانهها قابل دسترس است؛ بنابراین امکان تخلف در این اتاقهای شیشهای بسیار کم و دشوار میشود. مصداق این فناوری، دولت الکترونیک است که ازقضا یکی از مهمترین شاخصههای شفافیت و فسادگریزی دولتها شناخته میشودف اما ایران در این شاخص رتبه نامطلوب 157 را در جهان داراست. همین شاخصه بهسادگی نشان میدهد چگونه شفافیتگریزی سبب شده است که بار اجرای عدالت و مبارزه با فساد بر دوش نیروی انسانی و کارمندان جزء بیفتد که خود یا گرفتار فساد میشوند یا در این راه جان میبازند.
59243












