ضربالمثلها بخشی جداییناپذیر از فرهنگ و زبان هر ملتی هستند که تجربیات، حکمتها و نگرشهای اجتماعی را در قالب عباراتی کوتاه و تأثیرگذار بیان میکنند. در زبان فارسی، ضربالمثلها اغلب ریشه در داستانهای فولکلوریک، تجربیات روزمره و پیچیدگیهای روانی انسان دارند.
یکی از معروفترین این ضربالمثلها، «با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه» است که به رفتارهای متناقض و دوگانه افراد اشاره دارد. این عبارت تصویری زنده از تناقض درونی انسان میسازد: دستی که چیزی را رد میکند و پایی که همان چیز را به جلو میکشد. در این مقاله، به بررسی معنی، ریشه، حکایتها، مثالها، کاربردها و حتی معادلهای آن در دیگر زبانها میپردازیم تا درک جامعی از این ضربالمثل ارائه دهیم.
ضربالمثل «با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه» به افرادی اطلاق میشود که رفتارشان دوپهلو، متناقض یا دوگانه است. در ظاهر، فرد چیزی (یا کسی) را با گفتار یا حرکات آشکار رد میکند، بیمیلی نشان میدهد یا حتی با دست آن را پس میزند، اما در باطن و در عمل، اغلب به صورت پنهانی، به شدت به سمت همان چیز کشیده میشود و با پا آن را پیش میکشد. این رفتار نشاندهنده مردد بودن، شک و تردید، رودربایستی یا حتی فرصتطلبی است.
به عبارت سادهتر، این ضربالمثل بیانگر موقعیتهایی است که فرد در ظاهر از چیزی فاصله میگیرد یا آن را رد میکند، اما در عمل تمایل دارد آن را به دست آورد.
ریشه این ضربالمثل به طور دقیق مشخص نیست، اما مانند بسیاری از ضربالمثلهای فارسی، احتمالاً از تجربیات روزمره مردم در جوامع روستایی و شهری ایران باستان نشأت گرفته است. در منابع ادبی کلاسیک مانند آثار سعدی یا مولانا، اشاره مستقیمی به این عبارت نیست، اما مفهوم رفتار دوگانه در حکایتهای اخلاقی آنها دیده میشود.
حکایتهای متعددی برای توضیح این ضربالمثل وجود دارد که اغلب بر پایه داستانهای فولکلوریک ساخته شدهاند. یکی از معروفترین حکایتها داستان تاجر روستایی به نام حسین است:
روزی روزگاری در روستایی دورافتاده، مردی به نام حسین زندگی میکرد که در تجارت گندم و جو ماهر بود. شایعهای پخش شد که دلالی بزرگ آمده و قیمت غلات را بالا برده است. حسین در ظاهر به کشاورزان گفت: «قیمتها بالاست، من نمیخرم، صبر کنید پایین بیاید.» اما در دل میدانست قیمتها ممکن است بالاتر رود. چند هفته بعد، بازار داغ ماند و حسین مخفیانه از کشاورزان دیگر خرید کرد تا بعداً سود ببرد، در حالی که همچنان به روستاییان محل میگفت خرید نمیکند. وقتی مردم از این رفتار دوگانه باخبر شدند، گفتند: «حسین با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه!» این حکایت نشاندهنده فرصتطلبی و پنهانکاری برای کسب نفع است.
حکایت دیگری ، داستان کودکی است که قهر کرده است: کودکی به قهر شام نخورد و زیر لحاف رفت، اما وقتی شنید سهم گوشتکوبیدهاش را برای صبح میگذارند، سر بیرون آورد و گفت: «من که قهرم، اما برای هر کس میگذارید کم است.» این داستان رودربایستی و تمایل پنهان را نشان میدهد.
گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته