به گزارش خبرآنلاین روزنامه جوان نوشت: عملکرد عالی و نمره بیست دکتر پزشکیان و بدنه اصلی دولت در مواجهه با آشوب اخیر و شجاعت شخص رئیسجمهور در اجرای طرح حذف ارز ترجیحی که درخور ستایش است و کشور را از یک عارضه قدیمی و ویرانگر بیرون کشید، چهبسا با اظهارات نسنجیده برخی اطرافیان خدشهدار شود ولذا باید به این مهم توجه کرد.
جعفر قائمپناه، پزشکی که معاون اجرایی رئیسجمهور شده و از مطب و حرفه پزشکی فاصله گرفته است و کار اجرایی را هم گویا زمین نهاده است، فرصت تازهای پیدا کرده تا نظریهپردازی فلسفی و دینی و سیاسی را نیز امتحان کند! او میگوید مردم در نظرسنجیها از دستگاههای اجرایی اظهار نارضایتی کردهاند.
سپس به جای تحلیل درست این نارضایتی که عموماً از بروکراسیهای ویرانگر، رانت و فامیلبازی است، از نظام میخواهد که «در امور مذهبی مردم کمتر دخالت کنیم، باورهای آنان را مورد تمسخر قرار ندهیم و به آنها ارزش بگذاریم. سبک زندگی افراد جامعه را به رسمیت بشناسیم و تلاش کنیم که با دخالتهای بیمورد، عرصه را بر جوانان، زنان و مردان کشور تنگ نکنیم».
گویا مردم وقتی به ادارات دولتی مراجعه میکنند و ناراضی هستند، به خاطر باورهای مذهبیشان است! او همچنین روایت شبهکودتای اخیر را به نارضایتی مردم از نظام تقلیل داده- یکجا همهی مردم، یک جا اقلیت، که هر دو غلط است و جای بحث دارد- و گفته است «اگر مردم احساس کنند در درون نظام نمیتوانند حق خود را احقاق کنند، ناامیدی سیاسی و بیپناهی ایجاد میشود و، چون مردم احساس بیپناهی کنند، برای رفع مشکلات خود بهدنبال کمک از عوامل خارجی میروند»! این سخنان تحریف اقدام ملی و بزرگ مردم در شکست کودتا و بیشتر نوعی سخنپراکنی است که مناسب شبکههای معاند است. به معاون اجرایی رئیسجمهور توصیه میکنیم نظریهپردازی را که هیچ درکی از ابعاد و اعماق آن ندارد، کنار بگذارد و اجازه دهد شخص رئیسجمهور که متعهد به نهجالبلاغه است و فرق دینداری با سکولاریسم را میداند، در اینباره قضاوت کند.
تحریف مردم
بخش اصلی سخنان قائمپناه آنجاست که او در خلط مبحثی عجیب نارضایتیهای عموماً اقتصادی و مربوط به گرانیها و نداشتن قدرت تصمیم درباره برخی امور مثل حکمرانی مجازی و رفع فیلترینگ را با مسائل مذهبی درهم میآمیزد. نمیشود مثل سلبریتیها در یک جمله گفت «در امور مذهبی مردم دخالت نکنید» و رد شد! این عبارات با هزار سال بحث و صدها کتاب هنوز درست تبیین نشده است که منظور از دخالتنکردن در امور مذهبی چیست و کسی که عنوان کارش «اجرایی» است نمیتواند به این راحتی جملهای بگوید که متضمن برداشتهای بسیار نادرست و متناقض میشود و شده است.
خشونت از کجا آمد؟!
وقتی ندانسته و صرفاً در یک جلسه با زیردستان بخواهی نظریهپردازی کنی، نتیجه این میشود که کودتای اخیر را که دوست و دشمن بر ماهیت دخالت مستقیم خارجی در آن اعتراف کردهاند و آن را رسماً یک جنگ و ادامه جنگ دوازدهروزه میدانند، ابتدا به علل اقتصادی و فرهنگی تقلیل دهی و سپس کشور را در مقطع «ناامیدی محض» معرفی کنی! این هرچه هست خلاف بیانات صریح رئیسجمهور در بیشتر موارد است که میگوید «آینده روشنی خواهیم داشت»؛ و نه مثل قائمپناه که میگوید «علل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی از مهمترین دلایل حوادث اخیر است. بعلاوه، نارضایتی ناشی از تعاملات اجتماعی و مسائل فرهنگی به دست دشمنان قسمخورده کشور تشدید شد. این خشونت خانمانسوز ناشی از ناامیدی محضی است که در کشور ما به وجود آمده بود و امریکا و اسرائیل درصدد برآمدند از این نارضایتی مردم سوءاستفاده کنند».
اگر خشونت طبق این ادعا به دست دشمنان قسمخورده رقم خورده، دیگر آن ادعا که «ناشی از ناامیدی محض در کشور» است، چیست؟! مگر میشود خشونت را دشمن بر نارضایتیها بار کند، اما همان خشونت درعینحال ناشی از ناامیدی داخلی باشد؟!
قائمپناه در کلیتبخشی و صفر و صدکردن بحث به شکل خطرناکی پیش میرود. او نادیده میگیرد که ملت ایران بهرغم گرانیها و کمبودها و نارضایتیها، با توکل به خدا و ایمان دینی توانستند یکی از عجیبترین فتنههای جهان را که به اذعان خود امریکاییها تمام ظرفیت موساد و سیا پای آن آمده بود، در نطفه خفه کنند و کشور خود را از تجزیه و نابودی نجات دهند. پس مشکلات را موجب «پناهبردن مردم به عامل خارجی» میداند! «جوانان، زنان و مردم وقتی احساس بیپناهی کنند، طبیعی است که برای رفع مشکلات خود بهدنبال کمک از عوامل خارجی بروند. این ناشی از انسداد مسیرهای درونی دادخواهی است. وقتی مردم احساس میکنند سیستم داخلی قادر به پاسخگویی نیست و محلی برای شنیدهشدن فریادشان ندارند، نیاز روانی به یک نیروی نجاتبخش بیرونی ایجاد میشود». این حرفها یک فاجعه تمامعیار است. نیروی نجاتبخش خارجی؟! از کدام مردم سخن میگویید آقای دکتر؟! چرا ماهیت این کودتای روشن و علنی را «پناهبردن مردم به نیروی نجات بخش خارجی» میدانید؟! شما باید نه مقابل زیردستان بلکه مقابل رسانهها بنشینید و از این ریسمانبافی خود دفاع کنید.
قائمپناه البته حرف دیگری میزند و کسانی را که به نیروی خارجی دل بستهاند، «اقلیت» معرفی میکند، اما آنها را ایرانیان خارجنشین میداند تا نشان دهد هر دم حرفی میزند و هیچ انسجامی در سخن ندارد!
کودتا بود، چون ۱۰ شب بود!
ناتوانی معاون اول رئیسجمهور از ساختاربندی سخنان خود آنجا آشکار میشود که گویا در ادامه متوجه خلط بحث و تناقضات سخنان خود میشود، به گونهای که گویی به آنچه خود در ابتدای سخن گفته در انتهای آن واکنش نشان میدهد! «باید بپذیریم که بخشی از مردم عصبانی هستند. باید بپذیریم که اعتراض، نشانه زندهبودن جامعه است؛ البته اعتراض، نه اغتشاش. فراخوان ساعت ۹ و ۱۰ شب یعنی کودتا. از ابتدای انقلاب تاکنون، هیچ اعتراضی بهصورت شبانه فراخوان نشده است. ۹صبح میدان انقلاب، ۱۰ صبح میدان آزادی. هیچگاه تظاهرات و اعتراضات در ساعات شب انجام نمیشد. معمولاً کودتاها در این ساعات رخ میدهد. بخشی از جامعه ما نسبت به این مسئله غافل بود؛ ما هم اشتباه کردیم و ما هم غافل شدیم. وظیفه ما این است که اعتراض به ناامیدی و بیپناهی تبدیل نشود».
هرچه هست شخص دکتر قائمپناه فرد مناسبی برای سخنرانیهای انگیزشی و اقناعساز و تبیینی نیست و بیشتر یک کارخرابکن است. شغلش و عنوانش مشخص است. کار اجرایی نیازی به نظریهپردازی دینی و سیاسی ندارد.
17302












