اژدر "حوت"؛ وقتی دریا به‌جای میدان، به سلاح بدل می‌شود

تابناک دوشنبه 20 بهمن 1404 - 00:36
در جنگ‌های مدرن، همیشه گلوله‌ای هست که دیده نمی‌شود، صدایی که شنیده نمی‌شود و ضربه‌ای که وقتی می‌رسد، دیگر برای واکنش دیر شده است. «حوت» از همان جنس سلاح‌هاست؛ نه برای نمایش در رژه‌ها، بلکه برای برهم‌زدن منطق برتری دریایی. اژدری که نه با قدرت انفجار، بلکه با سرعت، فناوری و روانِ دشمن کار می‌کند؛ و همین، آن را به یکی از بحث‌برانگیزترین مؤلفه‌های بازدارندگی دریایی ایران بدل کرده است.

اژدر

به گزارش "تابناک"؛اژدر «حوت» را اگر بخواهیم صرفاً یک سلاح دریایی بنامیم، حق مطلب ادا نشده است. حوت بیش از آن‌که یک ابزار جنگی باشد، یک پاسخ فناورانه به بن‌بست تاکتیکی است؛ پاسخی که در دل خود یک پیام دارد: در دریا، همیشه بزرگ‌تر بودن به‌معنای امن‌تر بودن نیست.

ریشه‌ی ایده‌ی حوت به همان نقطه‌ای بازمی‌گردد که نیروی دریایی ایران، پس از تجربه‌ی جنگ تحمیلی، به این جمع‌بندی رسید که رقابت مستقیم با ناوگان‌های کلاسیک غربی، از نظر تعداد و تناژ، نه ممکن است و نه منطقی. بنابراین، راهبرد تغییر کرد: شکستن قواعد بازی به‌جای بازی‌کردن با قواعد حریف. در این چارچوب، اژدرهای فوق‌سریع، به‌ویژه مبتنی بر پدیده‌ی «کاویتاسیون»، به‌عنوان یک گزینه‌ی جدی مطرح شدند.

حوت، بر پایه‌ی همین فناوری کار می‌کند. برخلاف اژدرهای کلاسیک که در آب حرکت می‌کنند و همواره با مقاومت شدید سیال روبه‌رو هستند، حوت با ایجاد یک حباب گازی بزرگ در اطراف خود، عملاً تماس مستقیم با آب را به حداقل می‌رساند. این پدیده که به «ابرکاویتاسیون» شناخته می‌شود، باعث می‌شود اژدر نه در آب، بلکه درون یک خلأ نسبی حرکت کند. نتیجه، سرعتی است که برای سامانه‌های متعارف دفاع ضدزیرسطحی، به‌شدت چالش‌برانگیز است.

اما سرعت، تنها داستان حوت نیست. مسئله‌ی اصلی، زمان واکنش است. در نبرد دریایی، فاصله‌ی میان کشف تا تصمیم، و تصمیم تا اقدام، همه‌چیز را تعیین می‌کند. اژدرهای متعارف به دشمن فرصت می‌دهند: شنیدن، تحلیل‌کردن، فریب‌دادن، و در نهایت انهدام. حوت این زنجیره را کوتاه می‌کند. وقتی تهدیدی با چنین سرعتی وارد میدان می‌شود، بسیاری از سامانه‌ها عملاً از «حالت فعال» به «حالت غافلگیر» سقوط می‌کنند.

از منظر فنی، حوت ترکیبی است از مهندسی سیالات پیشرفته، مواد مقاوم در برابر فشار و دما، و سامانه‌های کنترلی خاص که بتوانند اژدر را در شرایط ناپایدار کاویتاسیون هدایت کنند. کنترل در چنین محیطی ساده نیست؛ کوچک‌ترین خطا می‌تواند به ناپایداری مسیر یا از دست رفتن هدف منجر شود. همین مسئله نشان می‌دهد که حوت، صرفاً یک کپی ساده یا پروژه‌ی نمایشی نیست، بلکه محصول یک بلوغ نسبی در حوزه‌ی فناوری‌های زیرسطحی است.

اژدر

در این‌جا باید به یک نکته‌ی مهم اشاره کرد: حوت برای شکار زیردریایی طراحی نشده است؛ مأموریت اصلی آن، مقابله با اهداف سطحی بزرگ و پرارزش است. جایی که مانورپذیری هدف محدود است و اتکای اصلی آن بر سامانه‌های هشدار و دفاع لایه‌ای قرار دارد. دقیقاً در همین نقطه است که تحلیل‌ها به‌سمت سناریوهای پرتنش‌تر می‌روند؛ از جمله مواجهه‌ی فرضی با ناوهای هواپیمابر.

ناو هواپیمابر، مثل «آبراهام لینکلن»، نماد قدرت دریایی آمریکاست؛ یک شهر شناور با چندین لایه دفاعی، اسکورت‌های متعدد و سامانه‌های پیچیده‌ی ضدتهدید. اما همین عظمت، یک نقطه‌ضعف ذاتی دارد: وابستگی به زمان و فضا. ناو هواپیمابر برای دفاع مؤثر، نیازمند کشف زودهنگام، هماهنگی بین لایه‌ها و زمان کافی برای واکنش است.

در سناریوی برخورد با اژدرهای فوق‌سریع، مسئله لزوماً «غرق‌شدن» نیست. در تحلیل‌های نظامی جدی، از کار افتادن ناو، کاهش سرعت، اختلال در پروازها، یا حتی خروج موقت از صحنه‌ی عملیات، به‌خودی‌خود یک پیروزی راهبردی محسوب می‌شود. ناوی که مجبور شود میدان را ترک کند، حتی اگر غرق نشود، کارکرد اصلی خود را از دست داده است.

در چنین چارچوبی، شلیک هم‌زمان یا نزدیک‌به‌هم چند تهدید فوق‌سریع، نه برای عبور از همه‌ی لایه‌های دفاعی، بلکه برای اشباع ذهن فرماندهی و سامانه‌ها طراحی می‌شود. این‌جا نبرد، بیش از آن‌که فیزیکی باشد، شناختی و روانی است. تصمیم‌گیر باید در چند ثانیه تشخیص دهد کدام تهدید واقعی است، کدام فریب، و کدام اولویت دارد. هر تأخیر، هزینه دارد.

اژدر

از منظر فناوری دفاعی، آمریکا و متحدانش سال‌هاست روی مقابله با اژدرهای پیشرفته کار می‌کنند؛ از سونارهای چندطیفی گرفته تا سامانه‌های فریب و رهگیری فعال. اما واقعیت این است که بسیاری از این سامانه‌ها برای تهدیداتی با الگوی حرکتی کلاسیک طراحی شده‌اند. ورود سلاحی مانند حوت، یعنی بازتعریف دوباره‌ی تهدید؛ و بازتعریف تهدید، همیشه با فاصله‌ی زمانی همراه است.

در این میان، اهمیت حوت برای ایران، فقط در توان تخریبی آن خلاصه نمی‌شود. این اژدر، بخشی از یک بسته‌ی بازدارندگی است؛ پیامی که می‌گوید در صورت درگیری، میدان نبرد لزوماً جایی نخواهد بود که طرف مقابل انتخاب می‌کند. در شرایطی که تهدیدهای آمریکا علیه ایران، به‌ویژه در حوزه‌ی دریایی، همواره مطرح بوده، چنین سلاح‌هایی نقش «تنظیم‌کننده‌ی هزینه» را بازی می‌کنند.

حوت، به زبان ساده، هزینه‌ی حضور نظامی را بالا می‌برد؛ نه با تضمین انهدام، بلکه با ایجاد تردید. و در دکترین بازدارندگی، تردید، گاهی از قطعیت خطرناک‌تر است. فرمانده‌ای که مطمئن نیست سامانه‌هایش در برابر یک تهدید خاص کار می‌کنند یا نه، محتاط‌تر تصمیم می‌گیرد.

اژدر

این را نباید فراموش کرد که هر سامانه‌ی جنگی، در نهایت توسط انسان‌ها اداره می‌شود. فشار روانی ناشی از مواجهه با تهدیدی که زمان واکنش را به حداقل می‌رساند، تأثیر مستقیمی بر عملکرد خدمه دارد. این همان لایه‌ای است که در بروشورهای تسلیحاتی دیده نمی‌شود، اما در میدان، تعیین‌کننده است

حوت، نماینده‌ی یک تفکر است: تفکری که به‌جای تقلید از قدرت‌های بزرگ، به‌دنبال خلاقیت در نقاط کور آن‌هاست. در جهانی که دریاها دوباره به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های رقابت قدرت‌ها تبدیل شده‌اند، چنین سلاح‌هایی بیش از آن‌که شلیک شوند، اثر می‌گذارند؛ چون پیش از هر برخوردی، در محاسبات طرف مقابل حضور دارند.

و شاید دقیقاً همین‌جاست که حوت، مأموریت اصلی خود را انجام می‌دهد: نه در لحظه‌ی انفجار، بلکه در لحظه‌ای که یک ناو، مسیرش را با احتیاط بیشتری انتخاب می‌کند.

منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.