برتری الگوی نظامی جمهوری اسلامی در دنیا

الف یکشنبه 19 بهمن 1404 - 14:23

روزنامه جمهوری اسلامی در شماره اخیر خود، مطلبی نوشته که به‌طرز مشکوکی، طرح ادغام ارتش و سپاه در آن وجود دارد. جریده مذکور، خطوط مسئه‌دار خود را ذیل ادعایش مبنی بر لزوم وحدت عقلانی قدرت، پنهان کرده است. 

باید گفت وحدت عقلانی با ادغام یا یکسان‌سازی نهادها تفاوت بنیادین دارد. الگوی جمهوری اسلامی صرفاً تقسیم یا تکثیر قدرت نیست بلکه یک وحدت مولد است. وحدتی که فرای جلوگیری از کودتا، برای تولید هم‌افزایی واقعی شکل گرفته است.

حتی اگر همه‌اش سپاه شود فاجعه است. این دو بال مکمل باید دو بال باقی بمانند و چیزی به‌عنوان ادغام، ممکن نیست. حذف یکی از دو بال، وحدت و قدرت تولید نمی‌کند بلکه به فروپاشی انرژی نهادی و تجزیه می‌انجامد. این وحدت مولد انرژی بالقوه نیروها را به انرژی بالفعل تبدیل می‌کند و حاصل آن توان عملی برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی است.

تجربه تاریخی کشورهای دیگر نشان می‌دهد تمرکز قدرت نظامی در یک نهاد چه آسیب‌هایی به همراه داشته است. در مصر تمرکز قدرت در ارتش یکپارچه بارها به کودتا و سرکوب دموکراسی انجامید و ظرفیت مردم‌سالاری را محدود کرد. در ترکیه تا پیش از مهار نهادی ارتش، سیاست همواره زیر سایه قیمومیت نظامی قرار داشت و دولت‌های منتخب بارها با محدودیت مواجه شدند. در شوروی و بلوک شرق تمرکز قدرت در نهادهای واحد نظامی و حزبی نهایتاً به فروپاشی سیاسی انجامید. چراکه انرژی بالقوه نهادها به جای تولید توان عملی، صرف کنترل درونی شد.

در مقایسه، الگوی جمهوری اسلامی منحصر به فرد است. ارتش و سپاه برای خنثی‌سازی یکدیگر وجود ندارند، بلکه برای تکمیل یکدیگر تعریف شده‌اند. ارتش حامل نظم نمادین‌تر و تجربه دیرینه‌تر و سپاه حامل سرمایه انقلابی، تجارب نوتر و پیوند با جامعه و امت است. تفاوت مأموریتی آن‌ها مانع نیست، بلکه منبع هم‌افزایی است و انرژی بالقوه نیروها را به توان عملی واقعی برای مقابله با تهدیدها تبدیل می‌کند. این همان سینرژی یا هم‌افزایی است که در هیچ‌یک از نمونه‌های جهانی مشاهده نمی‌شود.

اکنون ید واحده‌اند. این وحدت حاصل انحلال نیست، بلکه حاصل هماهنگی و جهت‌دهی انرژی نهادی به سوی اهداف واقعی است. هرگونه ادغام یا حذف یکی از این بال‌ها نه تنها وحدت ایجاد نمی‌کند بلکه سینرژی و توان کل را نابود می‌کند و در عوض، سبب هم‌کاهی یا دیس‌سینرژی می‌شود.

نکته دیگر این‌که سپاه و حتی بسیج را نمی‌توان به میلیشیا تقلیل داد. آن‌ها تنها ابزار قهر نیستند بلکه فراتر از این، بخشی از سازوکار اجتماعی و سیاسی نظام‌اند و سپاه ضامن مردم‌سالاری و حفظ ایده جمهوریت نظام است. تجربه تاریخی نشان داده است که وحدت مولد ارتش و سپاه نه تنها کودتا را ناممکن می‌کند بلکه توان عملی نظام را در مواجهه با تهدیدهای داخلی و خارجی افزایش می‌دهد.

قابل یادآوری است که بعضاً همان افراطیونی که روزی درصدد ادغام_بخوانید حذف_ ارتش بودند، اکنون از ادغام سپاه سخن می‌گویند. این نگاه در حقیقت در صدد ادغام حذفی و تجزیه قدرت است و نه ترکیب آن.

نکته دیگر آن‌که الگوی جمهوری اسلامی مشابه دقیق در جهان ندارد. چراکه نه صرفاً تقسیم قدرت است و نه صرفاً موازنه بلکه وحدتی مولد و زاینده است که انرژی را از درون به سوی عمل هدایت می‌کند و سلب کودتا نتیجه فرعی آن است نه هدف اصلی.

قابل تأکید است برتری الگوی جمهوری اسلامی در این است که وحدت زاینده و هم‌افزایی تولید می‌کند و در عین حال جمهوریت و مردم‌سالاری را تضمین می‌کند، چیزی که در نمونه‌های تاریخی دیگر مشاهده نمی‌شود.

برتری راهبردی الگوی جمهوری اسلامی در مقایسه با قدرت‌های بزرگ

در مقایسه با قدرت‌های بزرگ جهان، الگوی جمهوری اسلامی در طراحی و به‌کارگیری نیروهای مسلح از جنبه راهبردی و عملیاتی متمایز و ممتاز است. در آمریکا، ارتش، گارد ملی و سازمان‌های اطلاعاتی مانند سیا و اف‌بی‌آی در قالب نهادهای متعدد فعالیت می‌کنند اما هم‌افزایی میان آن‌ها محدود است و اغلب انرژی و‌ نیرو صرف رقابت درون‌نهادی و کنترل متقابل می‌شود. این مسئله باعث شده است که در بحران‌های داخلی و خارجی، تصمیم‌گیری یکپارچه با تأخیر و پیچیدگی مواجه شود.

در انگلیس و فرانسه، تقسیم مأموریت‌ها میان ارتش، نیروی دریایی و نیروی هوایی تجربه‌ای حرفه‌ای دارد اما توان عملی آن‌ها در پاسخ سریع به تهدیدهای پیچیده و چندوجهی محدود است؛ از آن رو که هماهنگی میان نیروها اغلب به دستوردهی بالا وابسته است و سینرژی نهادی و درون‌زا یا خودجوش محدود است؛ چیزی که سبب عقیدتی بودن همتراز ارتش و سپاه در ایران، هرگز یک مسئله قلمداد نشده است.

جمهوری اسلامی با دو بال مکمل ارتش و سپاه، هم‌راستایی و هم‌افزایی واقعی ایجاد کرده است. ارتش حامل نظم حرفه‌ای، تجربه دولت‌مداری درازدامن و توان بازدارندگی کلاسیک است و سپاه حامل سرمایه اجتماعی، پیوند با مردم، قابلیت بسیج عمومی و حافظ ایده جمهوریت و اسلامیت نظام است. هرچند هر دو نهاد واجد خصوصیت‌های مذکورند و تنها بحث بر یر برجستگی‌های مشخص است.

این ترکیب خاستگاه و افقِ یگانه باعث می‌شود توان عملیاتی کشور در سطح ملی و منطقه‌ای فراتر از مجموع توان‌های منفرد ارتش و سپاه باشد و پاسخ‌گویی به تهدیدهای پیچیده داخلی، منطقه‌ای و جهانی به حداکثر برسد.

برتری این الگو در این است که انرژی نهادی صرف رقابت یا مهار درون‌نهادی نمی‌شود بلکه به تولید توان واقعی و بازدارندگی عملیاتی منجر می‌شود و همزمان جمهوریت یا مردم‌سالاری و نیز اسلامیت یا به عبارت اخری، ملّت و امت در یک هم‌افزاییِ تکامل‌گرایانه حفظ می‌گردد(حفظ استعلایی، نه حفظ محافظه‌کارانه).

 در نتیجه، جمهوری اسلامی تنها نه یک نظام مسلح پایدار و بازدارنده ایجاد کرده، که توانسته تجربه‌ای بی‌نظیر از وحدت مولد و هم‌افزایی نهادهای نظامی و اجتماعی ارائه دهد که نمونه‌ای مشابه آن در آمریکا، انگلیس، فرانسه و سایر کشورها مشاهده نمی‌شود.

منبع خبر "الف" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.