همشهری آنلاین - گروه سیاسی: پایگاه میدلایستمانیتور مستقر در لندن در بخشهایی از یک گزارش با عنوان «۵ خواسته غیرممکن ترامپ و حمله دوم اجتنابناپذیر علیه ایران» به سختهای مواجهه آمریکای دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.
بخشهایی از این گزارش را میخوانید:
در حالی که نیروهای دریایی آمریکا در اقیانوس هند در حال آرایش هستند، دیپلماتها روز جمعه مذاکراتی را در مسقط آغاز کردند؛ منطقه بر لبه پرتگاه ایستاده است. رئیسجمهور ترامپ که از «موفقیت نمایشی» اخیر خود در ونزوئلا دلگرم شده، با مجموعهای از مطالبات وارد گفتوگو با ایران شده که فقط میتوان آنها را حداکثری توصیف کرد. شروطی آنقدر افراطی که حتی دیپلماتهای کارکشته نیز آنها را از همان ابتدا «مرده» میدانند.
به گزارش روزنامه اسرائیلی معاریو، ایالات متحده ۵ مطالبه اصلی از دولت ایران مطرح کرده است: انتقال ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده، نابودی تاسیسات هستهای ایران، از بین بردن توان موشکهای بالستیک، پایان دادن به برنامه موشکی، و قطع حمایت از نیروهای همپیمان در یمن، عراق، سوریه و لبنان. اینها «خواستههای آغازین» نیستند؛ اولتیماتومهاییاند که زیر سایه ناوگان دریایی در حال نزدیکشدن آمریکا (سمت ایران) صادر شدهاند.
ترامپ در گفتوگو با شبکه انبیسینیوز و در پاسخ به پرسشی درباره رهبر جمهوری اسلامی، آیتالله علی خامنهای، گفت: «فکر میکنم باید خیلی نگران باشد.» صراحت ترامپ، صراحت کسی است که از نتیجه مطمئن است. او که بهتازگی مدعی وادار کردن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، به تسلیم شده، باور دارد میتواند همان نمایش را با ایران تکرار کند. اما ایران ونزوئلا نیست. ایران ۴۵ سال است خود را برای چنین لحظهای آماده کرده و ممکن است برنامه جاهطلبانه ترامپ را ناکام بگذارد.
سرلشکر عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران، این هفته در بازدید از یک مرکز موشکی سپاه اعلام کرد: پس از جنگ ۱۲روزه، با اتخاذ سیاست جنگ نامتقارن، دکترین نظامی خود را از دفاعی به تهاجمی تغییر دادهایم. ما فقط به پیروزی فکر میکنیم و از قدرت ظاهری دشمن هراسی نداریم. این موضعگیری قاطع میتواند نشانه آمادگی ایران برای درگیری باشد.
این تغییر دکترین نظامی، پاسخ ایران به ضربات ویرانگری است که ژوئن گذشته متحمل شد. ایرانیها که دورهای را پشت سر گذاشتهاند که ترامپ مدعی «نابودی» برنامه هستهای ایران بود، اکنون محاسبات خود را بازتنظیم کردهاند. آنها به دکترینی رو آوردهاند که بر اقدام سریع و قاطع تاکید دارد؛ اقدامی که سریع و تعیینکننده خواهد بود و با محاسبات آمریکا همخوانی نخواهد داشت.
جالبترین خواسته ترامپ، و در عین حال دشوارترین آنها برای ایران، برچیدن برنامه موشکهای بالستیک است. برونون مدکس، مدیر و رئیس اندیشکده چتمهاوس، میگوید: موشکها تنها سپری هستند که مانع سرنگونی حکومت توسط دشمنانش میشوند. بدون آنها، ایران در برابر قدرت هوایی اسرائیل و بمبافکنهای رادارگریز آمریکا عریان و بیدفاع میشود و هیچ دولتی در ایران تاب چنین وضعی را ندارد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، این واقعیت را میداند و از آن در مذاکره با آمریکا بهره میبرد. او این هفته در دیدار با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه آمریکا، گفت: ایران بارها نشان داده که نمیتوان به وعدههایش اعتماد کرد. مقامهای اسرائیلی نیز به شبکه ۱۴ گفتند: تهران از مذاکرات برای خرید زمان و انتقال سلاحهای تهاجمی به مخفیگاهها استفاده میکند.
الی کوهن، وزیر انرژی اسرائیل، در گفتوگویی رادیویی گفت: بیایید حقیقت را بپذیریم؛ توافق دیپلماتیک با ایران ارزشی ندارد. با این حال، این موضع بخشی از نگرانی عمیقتری در اسرائیل است: اینکه ترامپ سرانجام—حتی اگر توافقی ضعیف باشد—به معاملهای تن دهد که بقای نظام ایران را تضمین کند.
بعد منطقهای نیز عنصر تازهای از بیثباتی به بحران میافزاید. شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، پیشتر اعلام کرده بود که سازمانش در یک درگیری احتمالی بیطرف نخواهد ماند. او در سخنرانی تلویزیونی ۲۶ ژانویه گفت: «ما مصمم به دفاع از خود هستیم. جنگ بعدی، جنگ همه ماست.» به گفته او، بازیگران بینالمللی از حزبالله پرسیدهاند که در صورت حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، آیا دفاع خواهد کرد یا نه، و پاسخ این بوده است: «حزبالله در هر اقدام تجاوزکارانه احتمالی، هم مشمول و هم هدف است. در زمان مقتضی درباره نحوه اقدام تصمیم خواهیم گرفت.»
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، میگوید مذاکرات باید درباره «موشکهای بالستیک ایران، حمایت از شبکههای نیابتی در سراسر منطقه، و نحوه رفتار با مردم خود» انجام شود. اما ایران بهروشنی اعلام کرده برنامه موشکی «خط قرمز» است. یک مقام ارشد ایرانی در گفتوگو با رویترز گفته ایران آماده انعطاف در سطح غنیسازی اورانیوم است—کاهش از ۶۰ درصد به ۳.۶۷ درصد، مطابق برجام اما موشکها قابل مذاکره نیستند.
آلن ایر، دیپلمات آمریکایی که پیشتر در مذاکرات هستهای با ایران مشارکت داشته، گفت: انتخاب گفتوگوهای غیرمستقیم، معادل دیپلماتیک این است که یک جراح قبل از عمل سخت، بیهوشکننده بزند و بعد دستکش بپوشد.
کاخ سفید نیز توهم چندانی درباره موفقیت مذاکرات ندارد. یک مقام ناشناس گفت: بسیار تردید داریم که این گفتوگوها به نتیجه برسد، اما به احترام متحدان منطقهایمان که از ما میخواهند زودهنگام میز مذاکره را ترک نکنیم آن را ادامه میدهیم.
این تردید بیدلیل نیست. ترامپ نیرویی قاطع گرد آورده است: ناوهای هواپیمابر، جنگندهها و بمبافکنها در پایگاههای منطقه. این یک بلوف نیست. محبوبیت او در پایینترین سطح تاریخی است و هیچ چیز مانند بمباران دشمن قدیمی، آمریکاییها را بسیج نمیکند. بحران گروگانگیری ۱۹۷۹ هنوز زخمی دردناک در حافظه جمعی آمریکاست و ترامپ میداند چگونه بر آن دست بگذارد.
ایران نیز شاهد رفتوآمد بسیاری از این مذاکرات بوده و تحریمها، ترورها، حملات سایبری و بمبارانها را تاب آورده است. ایران آموخته چگونه راهبردی بیندیشد، بقا یابد و حریفانش را فرسوده کند. اما آیا ترامپ که در مقیاس روزها فکر میکند میتواند برای ایرانی که در مقیاس دههها میاندیشد، صبر کند؟
محتملترین سناریو همان است که هر ۲ طرف برایش آماده میشوند؛ هرچند شاید هیچکدام واقعا آن را نخواهند: حملات نظامی، پاسخ ایران، تشدید منطقهای، و نتیجهای نامقطوع که در آن هیچیک قصد جنگ نداشتند، اما از آن گریزی نیافتند. ترامپ هر آنچه رخ دهد را «موفقیت» خواهد نامید. ایران اعلام خواهد کرد از حاکمیت خود دفاع کرده است. منطقه کشتههایش را خواهد شمرد. و ۲ طرف برای دور سوم در کمتر از یک سال آماده خواهند شد.
۵ خواسته ترامپ نهتنها غیرقابلاجرا هستند، بلکه عمدا برای رد شدن طراحی شدهاند. و در شرایط کنونی، رد این مطالبات بهطور اجتنابناپذیر به «ضربه دوم» میانجامد؛ درگیریای که هیچکدام خواهانش نیستند، اما هر ۲ گمان میکنند میتوانند به آن دست یابند. پرسش دیگر این نیست که آیا دور دوم حملات علیه ایران رخ میدهد یا نه؛ پرسش فقط این است که چه زمانی، و آیا آتشهای برافروختهشده پیش از آنکه تمام منطقه را دربرگیرد، مهار خواهد شد یا خیر.











