سرویس سیاست مشرق- برخی اخبار و نیز تحولات حکایت از آن دارد که به زودی ایران و آمریکا به صورت غیر مستقیم در عمان پای میز مذاکره خواهند نشست.
این گفتگوها در حالی آغاز شده که تصاویر ماهوارهای از پایگاه هوایی موفق السلطی در اردن که در ۲۵ ژانویه توسط شرکت پلنتلبز گرفته شده حداقل دوازده فروند جنگنده F-۱۵E Strike Eagles به همراه نه فروند جنگنده A-۱۰C Thunderbolt II را در باند این پایگاه نشان میدهد که نشان از تجهیز شدن آمریکا برای جنگ دارد.
در آن سو طرف ایرانی نیز به اصل مذاکره خوشبین نبوده و به تعبیر وزیرامور خارجه به صورت مسلح پای میز مذاکره خواهد آمد.
عباس عراقچی درباره در توییتر درباره نگاه تهران به مذکرات نوشته است:
نیروهای مسلح شجاع ما با آمادگی کامل، و انگشت بر ماشه، آمادهاند تا بهطور سریع و قاطع به هرگونه تجاوز علیه خاک، حریم هوایی و آبهای سرزمینی کشور عزیزمان پاسخ دهند. درسهای ارزشمند آموختهشده از جنگ ۱۲روزه این توان را به ما داده است که اکنون با قدرت، سرعت و شدت بیشتری واکنش نشان دهیم. در عین حال، ایران همواره از یک توافق هستهای منصفانه، عادلانه و مبتنی بر منافع متقابل استقبال کرده است؛ توافقی که از موضع برابر و عاری از هرگونه اجبار، تهدید و ارعاب باشد. توافقی که نسبت به تامین حقوق ایران برای برخورداری از فناوری صلح آمیز هستهای اطمینان دهد و عدم دستیابی به سلاح هستهای را تضمین نماید. چنین سلاحهایی هیچ جایگاهی در محاسبات امنیتی ما ندارند و ما هرگز در پی دستیابی به آنها نبودهایم.

پیش از شروع مذاکرات بازار گفتگوها هم میان آمریکا با شرکای خود به ویژه اسرائیل داغ بوده تا جایی که ویتکاف به تلآویو و نیز ابوظبی رفته است، گفته شده که حداقل در ظاهر میان اسرائیل و آمریکا بر سر مذاکرات شکاف وجود دارد، صهیونیستها خواهان جنگ و بعد گفتگو بوده و در آن سو ویتکاف زیر گوش ترامپ خوانده است که جنگ بدون مقدمه و تمهید لازم به معنای یک خودکشی سیاسی است!
روزنامه صهیونیستی جروزالم پست نوشته است که ارزیابیهای اسرائیل نشان میدهد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، واقعاً به مذاکره با تهران علاقه دارد، اما لزوماً به این دلیل که فکر میکند این مذاکرات «مسئله ایران» را حل میکند، نیست. هدف اصلی او ایجاد نتیجهای است که دیده شود و بتوان آن را به عنوان یک دستاورد نشان داد و تبلیغ کرد.
در آن سو ایران نیز نگاه ویژه خودش را به مذاکرات داشته و طی چند سر دیپلماتیک به آن سازمان داده است، در ابتدا علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی برای دیدار با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، به مسکو سفر کرد و سپس وزیر امور خارجه، جمعه گذشته در استانبول رایزنیهایی انجام داده است، در نهایت شیخ محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی، نخست وزیر قطر، در ادامهی این دیدارها، آخر هفته از تهران بازدید کرد، دیداری که قرار بود در ابتدا رسانهای نشده اما در ادامه قطریها نظرشان را عوض کردند، اندکی پس از آن، لاریجانی اعلام کرد که یک چارچوب مذاکره ساختارمند در حال شکلگیری است.
شیوه برخورد میان ظرفین نیز جالب توجه است، آمریکاییها به صورت مبهم به مذاکرات نگاه کرده اما همه تخممرغ خود را در در سبد گذاشته است، به عنوان مثال ترامپ این هفته به فاکس نیوز گفت که ایران با ما صحبت میکند و خواهیم دید که آیا میتوانیم کاری انجام دهیم یا خیر، در غیر این صورت خواهیم دید چه اتفاقی میافتد! به اعتقاد بسیاری از کارشناسان حوزه سیات خارجه این با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن از سوی آمریکاییها حکایت از آن دارد که راهحل جنگ برای واشنگتن پرهزینه است.


اما در تهران مذاکرات به عنوان بخشی از سیر وقایع مورد تحلیل قرار گرفته و نتیجه گرفتن در آن و یا شکستش به معنای پایان همه معادلات نیست تا جایی که جمهوری اسلامی ایران دکترین اصلی خود را نه حصول نتیجه در مذاکرات بلکه در ابعاد «جنگ منطقهای» گذاشته است، این راهبرد یک نظم جدید امنیتی جدید در منطقه است که باید بهصورت یکجانبه آن را تقویت کند.
دکترین امنیتی جدید جمهوری اسلامی ایران باعث خواهد شد که ناهمگونی و واگرایی پیشآمده در منطقه برطرف و گروهک تروریستی سنتکام بهعنوان مرکز بحرانزایی دچار محدودیت در اقدام گردد. این معادلات ظریف بهصورت هوشمندانه در منطقه اثرگذاری داشته و پیام آن را امریکاییها به شکل «تهدید گرمی» است که از جانب پهپادها تا بیخ گوش ناو رزمی آبراهام لینکلن نیز رسیده و آمریکاییها آن را دریافت کردهاند.
برخی منابع امنیتی در منطقه خبر دادهاند که پس از مانورهای گسترده پهپادهای ایرانی تعداد هواپیماهای سوخترسان آمریکایی مستقر در العدید، به ۱۸ فروند رسید که حاکی از بافت جدید از تحولات آینده داشت.
البته ایران به جز بازی با پهپادها، صحنه را نیز تست زده است، جایی که والاستریت ژورنال در تحلیل آن نوشته است که در حالت عادی برخود قایقهای تهاجمی و تندروی ایرانی با کشتی آمریکایی باید اصل مذاکرات را بهم میزد، اما ترامپ بدون توجه به آن اعلام کرد که هنوز مایل به گفتگو است، زیرا آمریکاییها به خوبی میدانند که از نگاه تهران یک کشتی استراتژیک همواره یک هدف اسرتراتژیک بوده و باید مراقب همه اجزای صحنه بود!

بر همین اساس مذاکرات پیش رو دارای چند نکته قابل توجه است:
۱- آمریکا در عمان تلاش خواهد کرد که از جنگ پرهیز کند، زیرا تهران همه منافع او در منطقه را هدف راهبردی و شناور میبیند.
۲- با وجود فشار کوشنر و لابی اسرائیل این مذاکرات غیرمستقیم و صرفا درباره مسئله هسته ای است که هیچ مولفه دیگری روی میز بحث نخواهد بود.
۳- ترامپ مایل به گفتگوی با رئیسجمهور ایران و گرفتن عکس یادگاری بود؛ اما گفتگو میان عراقچی و ویتکاف تنظیم شد.
۴- در صورت شکست مذاکرات ایران کارتهای دیگری برای بازی دارد، انا ترامپ فقط یک کارت توی جیبش گذاشته که این قمارباز را آشفته کرده است.
واقعیت آن است که ترامپ تمایل داشت یک بازی نیمساعته با ایران انجام داده و پرونده را جمع کند، مشاوران امنیتی کاخ سفید به او هشدار دادند که این جنگ به شیوه ونزوئلایی محال بوده و او به زمین سخت و سفتی رسیده است، برای همین پنجره میان طرفین همچنان باز مانده است.
ذکر این نکته نیز ضروری است که سیاستهای مربوط به این مذاکرات در شورایعالی امنیت ملی تصویب شده است، هر نوع کنش از داخل با انگیزه سیاسی که باعث تضعیف تیم مذاکره کننده ایران گردد، مصداق بازی در زمین نتانیاهو را دارد، بازی با کارت دیپلماسی مسلحانه نیاز به هوشمندی و ظرافت دارد، عبور از این مرحله پیچیده نیاز به همگرایی درونی بالا دارد.












