ردپای سیاه اپستین در پرونده‌های مرتبط با ایران / اپستین با کدام ایرانی‌ها در ارتباط بود؟

خبرآنلاین چهارشنبه 15 بهمن 1404 - 07:08
علی‌رضا اتحادیه، سرمایه‌دار ایرانی ساکن آمریکا از دوستان نزدیک اپستین بود، در یکی از ای‌میل‌ها به اپستین اشاره شده‌است که او با محمود احمدی‌نژاد دیدار کرده‌است، سالار کمانگر، از مدیران ارشد ایرانی‌تبار گوگل با اپستین در ارتباط بود و اپستین سرمایه‌های یک دلال سلاح را که نقش محوری در ماجرای مک‌فارلین و رسوایی ایران-کنترا بازی می‌کرد، مدیریت می‌کرد. او همچنین در دوره‌ای مالکیت یکی از اماکن مصادره شده دیپلماتیک ایران در خاک آمریکا را در اختیار داشت!

خبرآنلاین - محمدحسین لطف‌الهی: انتشار هزاران صفحه از اسناد جدید پرونده «جفری اپستین» در فوریه ۲۰۲۶، آن هم در شرایطی که تنش‌های نظامی میان ایالات متحده و ایران به نقطه اوج خود رسیده است، پرده از لایه‌ای پنهان و کمتر دیده‌شده در شبکه فعالیت‌های این سرمایه‌گذار بدنام، مجرم جنسی و متهم درگذشته قاچاق انسان برداشته است.

در حالی که تیترهای اصلی رسانه‌ها همچنان بر نام شاهزاده‌ها و رؤسای جمهور متمرکز شده‌اند، کالبدشکافی دقیق ایمیل‌ها، لاگ‌های پروازی و شهادت‌های ثبت‌شده، حکایت از وجود ارتباط‌هایی میان اپستین و برخی چهره‌های ایرانی حکایت دارد؛ ارتباطی پیچیده که نه‌تنها پای چهره‌های متمول ایرانی-آمریکایی را به میان می‌کشد، بلکه به عمق تاریخ روابط پنهان تهران و واشنگتن، از ماجرای «ایران-کنترا» تا سرنوشت املاک دیپلماتیک توقیف‌شده در منهتن، نفوذ می‌کند. این گزارش نشان می‌دهد که چگونه اپستین در تقاطع دیپلماسی پنهان، دلالان اسلحه و الیگارشی مالی، با پرونده «ایران» درگیر بوده است.

رابط‌های مستقیم و تحلیل‌های سیاسی

در میان انبوه ایمیل‌های افشاشده، نام علیرضا اتحادیه به‌عنوان یکی از افراد کلیدی که دسترسی مستقیم و بی‌واسطه به اپستین داشته، مورد توجه قرار گرفته‌است. برخلاف بسیاری که تنها نامشان در دفترچه تلفن سیاه اپستین درج شده بود، مکاتبات اتحادیه نشان می‌دهد که او با اپستین درباره مسائل کلان ژئوپلیتیک ایران تبادل نظر می‌کرد.

در یکی از ایمیل‌های افشاشده، اتحادیه تحلیلی دقیق از وضعیت سیاسی ایران پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ارائه می‌دهد و می‌نویسد: «حامیان آقای روحانی انتظار دارند که پیروزی او با ۵۷ درصد آرا، تلاش‌های وی برای تعامل با غرب را تقویت کند.»

ردپای سیاه اپستین در پرونده‌های مرتبط با ایران / اپستین با کدام ایرانی‌ها در ارتباط بود؟

او همچنین فضای خیابان‌های تهران و سر داده شدن شعارهای «بای‌بای رئیسی» را برای اپستین توصیف کرده و به نقل از محمدتقی فاضل میبدی، روحانی اصلاح‌طلب، هشدار می‌دهد که اگر روحانی نتواند آزادی‌های مدنی را تأمین کند، آینده تاریکی در انتظار خواهد بود. اپستین در پاسخی کوتاه اما معنادار و پیش‌گویانه به اتحادیه می‌نویسد: «بهت گفتم این اتفاق میفته. قبل از اینکه اوضاع بهتر بشه، خیلی بدتر می‌شه.»

رابطه اتحادیه و اپستین تنها به تحلیل سیاسی محدود نمی‌شد. اسناد روزنامه «تلگراف» نشان می‌دهد که اتحادیه رابط خبرهای خصوصی سلبریتی‌ها نیز بوده است. در یک ایمیل، اپستین با لحنی صمیمانه خطاب به اتحادیه می‌نویسد: «سلام من را به دیوید [کاپرفیلد] برسان. او در جزیره من با کلودیا شیفر نامزد کرد.»

اتحادیه بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت Freestream Aircraft Limited است. این شرکت که دفتر مرکزی آن در لندن است، در زمینه خرید، فروش، طراحی و مدیریت جت‌های خصوصی لوکس (مانند Gulfstream و Boeing Business Jets) فعالیت می‌کند.

اسناد منتشر شده توسط رسانه‌ها از جمله نیویورک پست نشان می‌دهد که اتحادیه در حوزه املاک نیز فعال بوده است.

در ایمیل‌های منتشر شده، آخرین گفت‌وگوهای اتحادیه و اپستین به سال ۲۰۲۱ و گفت‌وگو درباره خرید یک هواپیما بازمی‌گردد. با این حال، گفت‌وگوهای آن‌ها از سال ۲۰۱۸ عملا فضای متفاوتی دارد و بحث و جدل آن‌ها در سال ۲۰۱۸ پایان دوران خوب دوستی‌شان به حساب می‌آید. در گفت‌وگویی در سال ۲۰۱۸، اپستین مشخصات یک هواپیما را از اتحادیه می‌خواهد اما اتحادیه تأکید می‌کند که دیگر «اطلاعات مجانی» در اختیار اپستین قرار نمی‌دهد و برای «حفظ دوستی» پیشنهاد می‌دهد فقط بحث‌های «سیاسی» آن‌ها ادامه یابد.

احمدی‌نژاد با اپستین دیدار کرده بود؟

یکی از عجیب‌ترین اسناد به‌دست‌آمده، ایمیلی از رابرت تریورز، زیست‌شناس مشهور تکاملی، به جفری اپستین در سال ۲۰۱۸ است. تریورز در این ایمیل با لحنی صمیمانه، از رویکرد متغیر اپستین در ملاقات با افراد مختلف انتقاد می‌کند.

در بخشی از این ایمیل آمده است: «نکته دیگری که در مورد تو جالب‌توجه است اما نباید سوءتفاهم شود، چرا که هنوز در این باب با هم سخن نگفته‌ایم این است که تو در قبال شرکای سیاسی‌ات ماهیتی «تغییرپذیر و چندگانه» (Polymorphous perverse) داری. اگر تو را بازتابی از اطرافیانت بدانیم، تو هم‌زمان یک سوسیالیست رادیکال هستی، آنجا که با فیدل کاسترو نشست‌وبرخاست داری و به همان اندازه، تو یک اسلام‌گرای رادیکال جلوه می‌کنی، زمانی که محمود احمدی‌نژاد درست پس از سخنرانی‌های آتشین خود علیه اسرائیل، صهیونیست‌ها و شاید کلیت یهودیان در سازمان ملل، با تو در نیویورک دیدار می‌کند.»

ردپای سیاه اپستین در پرونده‌های مرتبط با ایران / اپستین با کدام ایرانی‌ها در ارتباط بود؟

ادعای دیدار اپستین با رئیس جمهور سابق ایران بسیار جنجالی شده است.

محمود احمدی‌نژاد شخصا به این سند فاش شده پاسخی نداده اما علی اکبر جوانفکر، مشاور محمود احمدی‌نژاد، در گفت‌وگویی با سایت دولت بهار (منسوب به احمدی‌نژاد) این موضوع را تکذیب کرده است. جوانفکر گفته است: «ادعای مطرح شده در رسانه ها، دایر بر ملاقات فردی به نام اپستین با دکتر احمدی نژاد، کذب محض است و چنین ملاقاتی هرگز انجام نشده است.» او افزود: «ظاهرا تولید کنندگان اینگونه جعلیات کم آورده اند و می‌خواهند با توسل به این روش های مشمئز کننده، خودشان را بازسازی کنند.»

خانه شماره ۶۹: عملیات در ملک توقیف‌شده ایران

شاید ملموس‌ترین و فیزیکی‌ترین ارتباط اپستین با دولت ایران، محل اقامت مرموز او در نیویورک باشد. بر اساس اسناد جدید و شهادت ماریا فارمر، یکی از قربانیان اصلی پرونده، اپستین برای سال‌ها در عمارتی واقع در خیابان شصت و نهم شرقی (East 69th Street) فعالیت می‌کرد که پیش از انقلاب ۱۹۷۹ متعلق به دولت ایران بود و توسط وزارت خارجه آمریکا توقیف شده بود. بر اساس اسناد وزارت دادگستری آمریکا (صفحه ۱۷) وزارت امور خارجه این کشور، این ملک را به جفری اپستین اجاره داده بود.

فارمر در شهادت خود تصریح می‌کند: «او در جایی زندگی می‌کرد که قبلاً ملک دیپلماتیک ایران بود.» پرسشی که اکنون تحلیلگران امنیتی مطرح می‌کنند این است: چگونه یک شهروند عادی توانسته است ملکی را که تحت حفاظت شدید دیپلماتیک قرار دارد و در لیست اموال توقیفی وزارت خارجه است، اجاره و مدیریت کند؟

ارواح «ایران-کنترا»

تحقیقات عمیق‌تر نشان می‌دهد که اپستین وارث زیرساخت‌های لجستیکی و مالی بود که در دهه ۸۰ میلادی برای معاملات پنهان با ایران (رسوایی ایران-کنترا) مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در ایمیلی از سیسیلیا استین، او از اپستین مشورت می‌خواهد که آیا باید برای محمد خاشقجی (پسر عدنان خاشقجی) کار کند یا خیر. عدنان خاشقجی، دلال اسلحه میلیاردر سعودی، مهره اصلی در انتقال سلاح‌های اسرائیلی به ایران در جریان جنگ با عراق بود. اما چه ارتباطی میان اپستین و این پرونده وجود دارد؟

دهه ۱۹۸۰ میلادی نقطه عطفی در تاریخ عملیات‌های جاسوسی و نظامی بود. دکترین ریگان و سیاست‌های جنگ سرد، ایالات متحده را به سمت حمایت از نیروهای ضدکمونیست در سراسر جهان سوق داد، اما محدودیت‌های قانونی نظیر «اصلاحیه بولند» دست سازمان سیا را برای تأمین مالی مستقیم شورشیان کنترا در نیکاراگوئه بست. این بن‌بست قانونی، نیاز مبرمی به ایجاد شبکه‌های خصوصی و غیررسمی ایجاد کرد که بتوانند خارج از نظارت دولت، اما در راستای اهداف آن عمل کنند.

در این فضا، سازمان‌های اطلاعاتی به شدت به «واسطه‌ها» وابسته شدند. این افراد کسانی بودند که می‌توانستند پول، سلاح و اطلاعات را جابجا کنند بدون اینکه ردپایی رسمی از دولت‌ها باقی بماند. ایران-کنترا نمونه بارز این مدل بود. فروش موشک‌های ضدتانک TOW و ضدهوایی HAWK به ایران (که تحت تحریم بود) از طریق اسرائیل و دلالان خصوصی، و سپس انتقال سود حاصل از این معاملات به شورشیان کنترا در آمریکای مرکزی.

ردپای سیاه اپستین در پرونده‌های مرتبط با ایران / اپستین با کدام ایرانی‌ها در ارتباط بود؟

جفری اپستین در دقیقاً همین برهه زمانی و در همین فضا ظهور کرد. تأسیس شرکت «اینترکانتیننتال استس گروپ» توسط او در سال ۱۹۸۱، که همزمان با آغاز ریاست‌جمهوری ریگان و اوج‌گیری تنش‌ها بود، بستر حقوقی لازم برای ورود او به این دنیای سایه را فراهم کرد.

یکی از ارکان اصلی پرونده ایران-کنترا، نیاز به جابجایی پول‌های کلان بدون جلب توجه سیستم بانکی رسمی بود. اپستین، با سابقه کار در بخش «محصولات ویژه» و استراتژی‌های مالیاتی در بانک سرمایه‌گذاری «بر استرنز»، مهارت‌های فنی لازم برای ایجاد ساختارهای پیچیده مالی فراساحلی را داشت. او خود را متخصص در «بازیابی پول‌های اختلاس شده» و همچنین «کمک به اختلاس‌گران برای پنهان کردن پول» معرفی می‌کرد؛ توصیفی که دقیقاً با نیازهای بازیگران دولتی و شبه‌دولتی در بازارهای سیاه تسلیحاتی همخوانی داشت.

برای درک عمق ارتباطات اپستین، باید به عقب‌تر بازگشت. استخدام او در مدرسه دالتون در سال ۱۹۷۴ توسط دونالد بار، پدر ویلیام بار صورت گرفت. دونالد بار سابقه همکاری با اداره خدمات راهبردی (OSS - سلف سازمان سیا) را داشت و پسرش ویلیام بار بعدها به‌عنوان دادستان کل، نقش کلیدی در مدیریت حقوقی و عفو متهمان پرونده ایران-کنترا ایفا کرد. این ارتباط اولیه نشان‌دهنده قرارگیری اپستین در مدار خانواده‌هایی است که پیوندهای عمیقی با جامعه اطلاعاتی آمریکا داشتند.  

اپستین پس از دالتون به بر استرنز پیوست و به سرعت پله‌های ترقی را طی کرد. اما خروج او از این بانک در سال ۱۹۸۱ به دلیل «تخلف مقرراتی» نکته‌ای کلیدی است. در حالی که چنین تخلفی معمولاً پایان کار یک بانکدار است، برای اپستین آغاز یک دوره جدید و بسیار سودآورتر بود. او بلافاصله پس از اخراج، شرکت IAG را تأسیس کرد و ادعا نمود که تنها با مشتریانی با ثروت بیش از یک میلیارد دلار کار می‌کند.

مهم‌ترین و مستقیم‌ترین سند ارتباط اپستین با پرونده ایران-کنترا، رابطه کاری و مالی او با عدنان خاشقجی است. خاشقجی، میلیاردر سعودی و دلال اسلحه، چهره مرکزی ماجرای مک‌فارلین و فروش سلاح به ایران بود. او کسی بود که با تأمین مالی اولیه و تضمین پرداخت‌ها، پل ارتباطی میان اسرائیل (تأمین‌کننده اولیه سلاح‌ها از انبارهای خود) و ایران را ایجاد کرد.

تحقیقات نشان می‌دهد که خاشقجی در دهه ۱۹۸۰ یکی از مشتریان شرکت «اینترکانتیننتال استس گروپ» (IAG) متعلق به اپستین بوده است. استیون هافنبرگ، شریک تجاری اپستین در آن سال‌ها، صراحتاً بیان کرده است که خاشقجی نه‌تنها مشتری اپستین بود، بلکه به‌عنوان یک «مربی» در تجارت اسلحه برای او عمل می‌کرد.

سؤال اساسی اینجاست که اپستین چه خدماتی به بزرگترین دلال اسلحه جهان ارائه می‌داد؟ با توجه به تخصص اپستین در بازارهای مالی و ساختارهای فراساحلی، نقش او احتمالاً مدیریت جریان‌های مالی پیچیده حاصل از فروش سلاح بوده است. در ماجرای ایران-کنترا، پول حاصل از فروش سلاح به ایران باید از مسیرهای پرپیچ‌وکمی عبور می‌کرد تا منشأ آن پنهان بماند و سپس برای خرید سلاح برای کنتراها هزینه شود. اپستین که ادعا می‌کرد در جابجایی پول‌های بدون ردپا تخصص دارد، مهره‌ای ایده‌آل برای این بخش از عملیات بود.

علاوه بر این، در دورانی که خاشقجی تحت فشار شدید مالی و تحقیقات بین‌المللی قرار داشت، اپستین به او در مدیریت دارایی‌ها و شاید پنهان‌سازی ثروت کمک می‌کرد. هافنبرگ تأکید می‌کند که اپستین در این دوران دائماً بین آمریکا، اروپا و خاورمیانه در سفر بود و حتی پاسپورتی اتریشی با نام مستعار داشت که محل اقامت او را «عربستان سعودی» ذکر می‌کرد.

شاید ملموس‌ترین و فیزیکی‌ترین ارتباط میان اپستین و زیرساخت‌های ایران-کنترا، دخالت او در مدیریت و جابجایی شرکت هواپیمایی ساترن ایر ترنسپورت (Southern Air Transport - SAT) باشد.

ساترن ایر ترنسپورت یکی از شرکت‌های هوایی بود که بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۳ مستقیماً تحت مالکیت سازمان سیا قرار داشت. حتی پس از فروش ظاهری آن به بخش خصوصی، این شرکت همچنان به‌عنوان «شرکت اختصاصی» (Proprietary) برای عملیات‌های سیا عمل می‌کرد. در جریان رسوایی ایران-کنترا، هواپیماهای SAT بودند که سلاح‌ها را از پایگاه‌های آمریکا و اسرائیل به ایران منتقل می‌کردند و در بازگشت یا در مسیرهای دیگر، تدارکات را برای شورشیان کنترا در نیکاراگوئه می‌بردند. سقوط یکی از هواپیماهای C-123 متعلق به این شرکت در نیکاراگوئه در سال ۱۹۸۶ بود که باعث افشای کل ماجرای ایران-کنترا شد.

ر اواسط دهه ۱۹۹۰، زمانی که SAT به دلیل رسوایی‌ها و فشارهای قانونی در میامی (پایگاه اصلی عملیات‌های ضدکمونیستی در آمریکای لاتین) با مشکل مواجه شده بود، نیازمند یک پناهگاه جدید بود. در اینجا لس وکسنر، میلیاردر مالک برند ویکتوریا سکرت و تنها مشتری رسمی میلیاردر اپستین، وارد عمل شد.

تحقیقات نشان می‌دهد که اپستین و وکسنر نقش کلیدی در انتقال مقر SAT از میامی به فرودگاه ریکن‌باکر در کلمبوس، اوهایو ایفا کردند. این انتقال تنها یک جابجایی اداری نبود؛ بلکه تلاشی برای حفظ و نجات یکی از مهم‌ترین دارایی‌های لجستیکی جامعه اطلاعاتی آمریکا بود.

نکته قابل تأمل این است که حتی پس از انتقال به اوهایو و فعالیت تحت پوشش حمل بار برای شرکت‌های وکسنر، هواپیماهای SAT همچنان درگیر فعالیت‌های مشکوک بودند. در سال ۱۹۹۶، مأموران گمرک آمریکا محموله‌ای مخفی از کوکائین را در یکی از هواپیماهای این شرکت کشف کردند که یادآور اتهامات قدیمی قاچاق مواد مخدر توسط کنتراها برای تأمین مالی جنگ بود.

این دخالت مستقیم در نجات و مدیریت شرکتی که نماد عملیات‌های غیرقانونی ایران-کنترا بود، نشان می‌دهد که اپستین نه تنها با افراد درگیر در آن پرونده (مانند خاشقجی) کار می‌کرد، بلکه در حفظ و نگهداری زیرساخت‌های فیزیکی آن شبکه نیز نقش داشت.

بعد دیگری از ارتباط اپستین با شبکه ایران-کنترا، پیوندهای عمیق او با تشکیلات اطلاعاتی اسرائیل است.

ابرت مکسول، غول رسانه‌ای بریتانیایی و پدر گیلین مکسول (شریک جرم و شریک زندگی اپستین)، یکی از مهره‌های کلیدی موساد در عملیات‌های غربی بود. پس از مرگ مشکوک او در سال ۱۹۹۱، مقامات اطلاعاتی تأیید کردند که او برای سال‌ها با سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل همکاری داشته است.

آری بن‌مناشه، مأمور سابق اطلاعات نظامی اسرائیل، شهادت داده است که اپستین و رابرت مکسول در دهه ۱۹۸۰ با یکدیگر همکاری می‌کردند. بن‌مناشه ادعا می‌کند که شخصاً اپستین را در دفتر مکسول و در جلساتی که مربوط به عملیات‌های اطلاعاتی و تسلیحاتی اسرائیل بود، دیده است. به گفته او، مکسول اپستین را به مقامات ارشد اسرائیلی معرفی کرد و او را به‌عنوان مهره‌ای ارزشمند برای عملیات‌های مالی و جمع‌آوری اطلاعات (و باج‌گیری) پرورش داد.  

بن‌مناشه حتی مدعی است که اپستین و گیلین مکسول ادامه‌دهنده راه پدر در تأمین منافع اطلاعاتی اسرائیل از طریق عملیات‌های «تله جنسی» (Honey trap) بودند.

ارتباط با ایرانی مشهور سیلیکون ولی

در میان اسناد تازه از طبقه‌بندی خارج‌شده، نام سالار کمانگر، مدیرعامل سابق یوتیوب و از مدیران ارشد ایرانی-آمریکایی گوگل نیز به چشم می‌خورد. این دیدارها عمدتاً به سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۷ بازمی‌گردد (زمانی که اپستین سعی داشت مجدداً وارد محافل نخبگان فناوری و علمی شود). بر اساس اسناد فاش شده، اپستین تلاش می‌کرد تا با افراد با نفوذ در دنیای تکنولوژی ارتباط برقرار کند تا از اعتبار آن‌ها برای بازسازی چهره خود استفاده کند یا در پروژه‌های آن‌ها مشارکت داشته باشد. هیچ اتهام رسمی یا مدرکی دال بر اینکه سالار کمانگر در فعالیت‌های مجرمانه اپستین دست داشته، منتشر نشده است و به نظر می‌رسد این ارتباط صرفاً در سطح ملاقات‌های کاری یا شبکه‌سازی‌های معمول در دنیای ثروتمندان بوده است.

ردپای سیاه اپستین در پرونده‌های مرتبط با ایران / اپستین با کدام ایرانی‌ها در ارتباط بود؟

۳۱۲

منبع خبر "خبرآنلاین" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.