به گزارش خبرنگار مهر، گازهای همراه نفت سالهاست بهعنوان یکی از پارادوکسهای ساختاری صنعت انرژی ایران مطرحاند؛ گاز وجود دارد، اما بهدلیل محدودیت زیرساخت، نبود واحدهای فرآورشی یا فاصله از شبکه مصرف، سوزانده میشود. طبق برآوردهای رسمی و گزارشهای بینالمللی از جمله دادههای بانک جهانی، ایران در سالهای اخیر همچنان در جمع کشورهایی قرار داشته که حجم قابلتوجهی فلرینگ دارند، هرچند روند آن نسبت به دهه گذشته کاهشی بوده است.
برآوردهای داخلی نشان میدهد حجم گازهای همراه سوزاندهشده در ایران سالانه بین ۱۰ تا ۱۵ میلیارد مترمکعب در نوسان بوده است. این رقم، معادل حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد مصرف سالانه گاز بخش صنعت یا خوراک چندین مجتمع بزرگ پتروشیمی است. به بیان ساده، بخشی از همان گازی که در زمستان صنایع را به تعطیلی میکشاند، در ماههای دیگر سال در مشعلها میسوزد.
اهمیت این موضوع زمانی دوچندان میشود که بدانیم تولید گاز کشور، علیرغم رشد میدانهایی مانند پارس جنوبی، با محدودیتهای طبیعی افت فشار، نیاز به سرمایهگذاریهای سنگین و افزایش مصرف داخلی روبهروست. در چنین شرایطی، جمعآوری گازهای همراه نفت عملاً افزایش تولید بدون حفاری جدید محسوب میشود؛ افزایشی که نهتنها کمهزینهتر، بلکه سریعالاثرتر از توسعه میادین جدید است.
از منظر زیستمحیطی نیز فلرینگ سهم قابلتوجهی در انتشار CO₂، متان و آلایندههای محلی دارد؛ موضوعی که فشارهای بینالمللی و منطقهای بر صنعت نفت ایران را تشدید کرده است. اما آنچه در سالهای اخیر رویکرد سیاستگذار را تغییر داده، صرفاً محیطزیست نبوده، بلکه پیوند مستقیم فلرینگ با ناترازی گاز و امنیت انرژی است.
ناترازی گاز و نقش گازهای همراه در کاهش فشار زمستانی
ناترازی گاز در ایران پدیدهای ساختاری است؛ شکافی میان تولید، انتقال و مصرف که در فصل سرد به اوج میرسد. در زمستانهای اخیر، مصرف گاز بخش خانگی و تجاری به بیش از ۶۵۰ تا ۷۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسیده؛ رقمی که عملاً سهم بخش صنعت و نیروگاهها را محدود میکند. نتیجه این وضعیت، کاهش تولید صنایع فولادی، سیمانی، پتروشیمی و افزایش مصرف سوخت مایع در نیروگاههاست؛ زنجیرهای که هم هزینه اقتصادی دارد و هم تبعات زیستمحیطی.
در این میان، گازهای همراه نفت میتوانند نقش «سوپاپ اطمینان» را ایفا کنند. هر ۱۰ میلیون مترمکعب گاز جمعآوریشده در روز، معادل تأمین سوخت چند نیروگاه متوسط یا حفظ تولید پیوسته چندین واحد صنعتی بزرگ است. کارشناسان انرژی تأکید میکنند که حتی اگر همه گازهای همراه مستقیماً وارد شبکه سراسری نشوند، استفاده از آنها برای تولید برق در محل، تزریق به خطوط محلی یا خوراک پتروشیمیها میتواند فشار غیرمستقیم بر شبکه گاز را کاهش دهد.
رضا مصطفوی یکی از کارشناسان باسابقه صنعت نفت در اینباره میگوید:مسأله ناترازی فقط کمبود تولید نیست؛ مدیریت سبد عرضه است. گازهای همراه نفت میتوانند بخشی از این سبد را تکمیل کنند، بدون آنکه منتظر پروژههای چندساله توسعه میادین باشیم.
این نگاه، اهمیت پروژههای فلر را از سطح «کاهش اتلاف» به سطح «سیاست پشتیبان تولید» ارتقا میدهد. در واقع، خاموشی فلرها بهمعنای افزایش تابآوری شبکه انرژی کشور در برابر شوکهای فصلی است؛ تابآوریای که در سالهای اخیر به یکی از اولویتهای دولت و وزارت نفت تبدیل شده است.
راهبرد شرکت ملی نفت؛ از پروژههای پراکنده تا برنامه ساختاری
شرکت ملی نفت ایران در سالهای گذشته، بهویژه پس از تشدید ناترازی گاز، رویکرد خود به جمعآوری گازهای همراه را بهصورت معناداری تغییر داده است. اگر در دهههای قبل، این پروژهها عمدتاً پراکنده، میدانی و وابسته به بودجههای محدود بودند، امروز با تعریف بستههای سرمایهگذاری، استفاده از قراردادهای EPC و EPDF و ورود جدی بخش خصوصی مواجه هستیم.
بر اساس اعلام رسمی وزارت نفت، دهها پروژه جمعآوری گازهای همراه در مناطق نفتخیز جنوب، غرب کارون و فلات قاره در دستور کار قرار گرفته یا به بهرهبرداری رسیدهاند. برخی از این پروژهها ظرفیتی معادل چند میلیارد مترمکعب در سال دارند و مستقیماً به واحدهای NGL، پالایشگاههای گاز یا مصرفکنندگان صنعتی متصل شدهاند.
نکته مهم در این راهبرد، اقتصادیسازی پروژههای فلر است. شرکت ملی نفت تلاش کرده این طرحها را از پروژههای صرفاً زیستمحیطی خارج کرده و به پروژههایی با نرخ بازگشت اقتصادی مشخص تبدیل کند؛ چه از طریق فروش گاز، چه تولید LPG و میعانات و چه تأمین خوراک پتروشیمیها. این تغییر نگاه، انگیزه بخش خصوصی و پیمانکاران داخلی را بهطور محسوسی افزایش داده است.
مصطفوی ادامه می دهد شرکت ملی نفت فلرها را بهعنوان دارایی پنهان دید، نه هزینه تحمیلی. این تغییر ذهنیت، کلید پیشرفت پروژههاست.
در شرایط محدودیت سرمایه خارجی، تکیه بر توان داخل، سازوکارهای قراردادی منعطف و پیوند دادن پروژههای فلر با زنجیره ارزش پاییندست، نشان میدهد که شرکت ملی نفت مسیر واقعبینانهای را انتخاب کرده است؛ مسیری که با شرایط اقتصاد ایران سازگار است.
اثرات اقتصادی، صنعتی و جمعبندی نهایی
جمعآوری گازهای همراه نفت، اثرات اقتصادی آنی و میانمدت دارد. در کوتاهمدت، کاهش قطعی گاز صنایع در زمستان مهمترین دستاورد است. صنایع فولاد، سیمان و پتروشیمی که هر روز توقف آنها میلیاردها تومان زیان ایجاد میکند، از پایداری بیشتر عرضه انرژی منتفع میشوند. این موضوع مستقیماً به حفظ اشتغال، ثبات صادرات غیرنفتی و جلوگیری از شوک قیمتی در بازار داخلی منجر میشود.
در میانمدت، استفاده از گازهای همراه بهعنوان خوراک پتروشیمی یا تولید برق، ارزش افزودهای چندبرابری نسبت به سوزاندن آن ایجاد میکند. برآوردها نشان میدهد تبدیل هر مترمکعب گاز فلر به محصولات پتروشیمی، میتواند چند برابر ارزش حرارتی آن درآمدزایی داشته باشد. این یعنی خاموشی فلرها، نهتنها هزینه نیست، بلکه منبع درآمد پایدار است.
از منظر کلان، این پروژهها به بهبود تصویر بینالمللی صنعت نفت ایران نیز کمک میکنند. کاهش فلرینگ یکی از شاخصهای مهم در ارزیابی عملکرد زیستمحیطی کشورهاست و میتواند در تعاملات انرژیمحور منطقهای و حتی جذب سرمایه نقش مکمل ایفا کند.
در جمعبندی، خاموشی فلرها را باید یکی از عاقلانهترین پاسخها به ناترازی گاز دانست؛ پاسخی که نه بر افزایش فشار بر مصرفکننده استوار است و نه نیازمند سرمایهگذاریهای عظیم و زمانبر در میادین جدید. شرکت ملی نفت ایران با تبدیل این چالش قدیمی به یک محور راهبردی، نشان داده که مدیریت هوشمند منابع موجود، همچنان یکی از مؤثرترین مسیرهای عبور از تنگناهای انرژی کشور است.
اگر این مسیر با ثبات سیاستگذاری، حمایت مالی و تداوم مشارکت بخش خصوصی همراه شود، میتوان انتظار داشت که در سالهای پیشرو، فلرها بهجای شعله، به منبع پایدار تولید، اشتغال و امنیت انرژی تبدیل شوند.












