به گزارش خبرآنلاین، روزنامه خراسان نوشت: جنگ منطقهای در این بیان، بهمعنای اعلام جنگ یا تشدید درگیری نیست، بلکه میگوید اگر جنگی شکل بگیرد، هزینههای آن محدود و قابلجمعکردن نخواهد بود و هر تقابل احتمالی، محدود به جغرافیای ایران نخواهد ماند و محیط پیرامونی منافع آمریکا را نیز دربرخواهد گرفت.منطق ایران در سخن گفتن از منطقهای شدن جنگ بر افزایش هزینه، فرسایشیکردن بحران و پیچیدهسازی کنترل آن برای طرف مقابل استوار است. آن هم در منطقهای که بهشدت به انرژی، کشتیرانی، امنیت مسیرهای تجاری و ثبات سیاسی حساس است. در چنین محیطی، حتی یک درگیری محدود میتواند زنجیرهای از پیامدهای ناخواسته را فعال کند که مدیریت آن از دست طراحان اولیه خارج شود.
ابزارهای این منطق نیز صرفاً نظامی کلاسیک نیستند، بلکه ترکیبی از مؤلفههای سخت و نیمهسخت را شامل میشوند. شبکه بازیگران همسو با ایران و نیروهای مقاومت در منطقه، توان ضربه از دور از طریق موشکها و پهپادها که در جنگ ۱۲روزه اخیر، اسرائیل آثار آن را لمس کرد و ظرفیتهای دریایی ایران، بهویژه در نقاط حساسی مانند تنگه هرمز، همگی بخشی از این معادلهاند.
در چنین چارچوبی، ایده حمله محدود برای کسب یک دستاورد بزرگ که سالها در محاسبات واشنگتن وجود داشت و اخیرا در ونزوئلا تجربه کرده بود، کارایی خود را از دست میدهد. پیام تهران این است که اینبار، پاسخها محدود، قابل جمعکردن و سریعالخاتمه نخواهد بود.
نکته مهم این است که جنگ منطقهای الزاماً به معنای درگیری همزمان درچند کشور نیست، هرچند چنین احتمالی وجود دارد و بهتدریج به محیط پیرامونی سرریز میشود؛ هزینه هایی که هم منافع و پایگاههای آمریکا و متحدانش را دربر میگیرد و هم دولتهایی را که تلاش دارند خارج از میدان درگیری بمانند.
نکته مهم این است که جنگ منطقهای الزاماً به معنای درگیری همزمان درچند کشور نیست، هرچند چنین احتمالی وجود دارد و بهتدریج به محیط پیرامونی سرریز میشود؛ هزینه هایی که هم منافع و پایگاههای آمریکا و متحدانش را دربر میگیرد و هم دولتهایی را که تلاش دارند خارج از میدان درگیری بمانند.
همزمان، بازارهای انرژی به سرعت به ریسک منطقهای واکنش نشان میدهند. افزایش هزینه بیمه حملونقل، افزایش قیمت نفت، گرانتر شدن سرمایهگذاری، اختلال در تجارت و افزایش نااطمینانی اقتصادی حتی کشورهایی را که مستقیماً درگیر جنگ نیستند، متأثر میکند. برای بسیاری از دولتهای منطقه، بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، جنگ منطقهای سناریوی مطلوبی نیست. چراکه حتی بدون اصابت مستقیم یا درگیری نظامی، ثبات داخلی، امنیت اقتصادی و طرحهای کلان توسعهای آنها را با تهدید جدی مواجه میسازد.
با این راهبرد، عملاً معادله فقط میان ایران و آمریکا تعریف نمیشود. وقتی همزمان گفته میشود «ما آغازگر جنگ نیستیم» اما هشدار داده میشود که درگیری میتواند منطقهای شود، یک پیام جدی به کشورهای همسایه و حتی شاید کشورهای اروپایی هم باشد. نتیجه این پیام آن است که کشورهایی که شاید در گذشته حتی بهطور ضمنی از یک درگیری محدود میان ایران و آمریکا استقبال میکردند، حالا خود را در معرض هزینههای مستقیم و غیرمستقیم جنگ میبینند. به این ترتیب، کشورهای منطقه از جایگاه حاشیهای خارج میشوند و به بازیگرانی بدل میگردند که ثبات و منافعشان مستقیماً به مهار یا گسترش جنگ گره میخورد.
در چنین فضایی، جنگ دیگر یک ابزار فشار صرف علیه ایران نیست، بلکه تهدیدی است که ثبات اقتصادی، امنیت انرژی و طرحهای توسعهای کشورهای منطقه را نیز نشانه میگیرد. همین تغییر محاسبه باعث میشود بسیاری از دولتهای منطقه، بهجای همراهی با سناریوی درگیری، به بازیگرانی تبدیل شوند که فعالانه خواهان مهار بحران و جلوگیری از جنگ هستند. و در نهایت نتیجه این است که هزینههای جنگ روشن میشود و همین شفافیت، تصمیم به درگیری را برای آمریکا سختتر میکند.
23302












