همشهری آنلاین: از اینرو رویکرد مواجهه با این اثر (و حتی در مواجهه با آثاری مشابه در سالهای بعد همچون شاهزاده روم (هادی محمدیان)) نه از موضع برابری، بلکه با نگاهی کنجکاوانه و محتاطانه بود؛ در واقع فجر نمیدانست با انیمیشن میبایست همچون یک اثر سینمایی رفتار کند یا یک اتفاق حاشیهای.
هرچند از میانه دهه۹۰، شیوه رویارویی با این آثار رویکرد واضحتری پیدا کرد و با ایجاد بخش مستقل پویانمایی، نقطه عطفی در کارنامه جشنواره فجر رقم خورد، اما همچنان این استقلال، بیش از آنکه تشابهی با بهرسمیتشناختن این بخش داشته باشد، نوعی تفکیک ایمن در زمینی جدا با داورانی مجزا و بدون امکان رقابت با بدنه اصلی سینما بود.
برمبنای همین زاویه دید بود که یکی از اساسیترین نقاط افتراق جشنواره فیلم فجر با جشنوارهای همچون کن پدید آمد؛ داوری آثار انیمیشن در بخشهای اصلی کن همچون «هفته نقد» و «نوعی نگاه» و همچنین تفاوت در ملحوظکردن پارامترهای انتخاب آثار و داوری (در کن، تمرکز بر زبان سینمایی و جسارت فرمی و در فجر، تأکید بر پیام و محتوا و سیاستهای فرهنگی).
نباید از این نکته غافل شد که این حضور بینابینی و حاشیهای انیمیشنها در فجر، نه پتانسیل کافی برای خلق مرکزیت هویتبخش این آثار را بهوجود میآورد و نه میتواند مخاطب را وادار به نادیدهگرفتن این قبیل آثار کند. از اینروست که بازتعریف سیاست در حضور و داوری، میتواند تحول مهمی در مواجهه مخاطب با اثر در سالن سینما و تغییر در رویارویی منتقد با این محصول فرهنگی در سطرهای نقد پدید آورد.












