به گزارش همشهری آنلاین، تخمین زده می شود هر ساله ۵۵ میلیون نفر در سراسر جهان تحت تاثیر خشکسالی قرار می گیرند و خشکسالی ها جدی ترین خطر برای دام و محصولات کشاورزی تقریبا در هر نقطه از جهان هستند. خشکسالی معیشت مردم را تهدید می کند، خطر بیماری و مرگ را افزایش می دهد و مهاجرت های دسته جمعی را دامن می زند.
انواع خشکسالی
تحقیقات در اوایل دهه ۱۹۸۰ بیش از ۱۵۰ تعریف منتشر شده از خشکسالی را آشکار کرد. این تعاریف منعکس کننده تفاوت در مناطق، نیازها و رویکردهای رشته ای هستند. برای کمک به طبقه بندی و پایش خشکسالی، دانشمندان چند نوع خشکسالی اساسی را تعریف کرده اند: هواشناسی، هیدرولوژیکی، کشاورزی و اجتماعی-اقتصادی. سه رویکرد اول به روش های اندازه گیری خشکسالی به عنوان یک پدیده فیزیکی می پردازند. رویکرد آخر به خشکسالی از نظر عرضه و تقاضا می پردازد و اثرات کمبود آب را در سیستم های اجتماعی-اقتصادی ردیابی می کند.
خشکسالی هواشناسی: وقتی الگوهای آب و هوایی خشک بر یک منطقه غالب می شوند، به آن خشکسالی هواشناسی گفته می شود. این نوع خشکسالی معمولا بر اساس درجه خشکی (در مقایسه با مقداری «عادی» یا میانگین) و مدت دوره خشکی تعریف می شود. تعاریف خشکسالی هواشناسی باید به صورت منطقه ای و خاص در نظر گرفته شود، زیرا شرایط جوی که منجر به کمبود بارش می شوند، از منطقه ای به منطقه دیگر بسیار متغیر هستند. برای مثال، برخی از تعاریف خشکسالی هواشناسی، دوره های خشکسالی را براساس تعداد روزهایی با بارندگی کمتر از یک آستانه مشخص، تعیین می کنند.
خشکسالی کشاورزی: وقتی محصولات کشاورزی تحت تاثیر خشکسالی قرار بگیرند، نوعی خشکسالی، کشاورزی است. این نوع خشکسالی می تواند میزان دسترسی به آب و کیفیت لازم برای مزارع، دامداری ها و مراتع حاصلخیز را کاهش دهد. همچنین می تواند به شیوع حشرات، افزایش آتش سوزی های جنگلی و تغییر نرخ چرخه کربن، مواد مغذی و آب منجر شود که بر تولیدات کشاورزی و خدمات حیاتی اکوسیستم تاثیر می گذارد.
خشکسالی هیدرولوژیکی: وقتی کمبود آب در سیستم آبرسانی آشکار شود، به آن خشکسالی هیدرولوژیکی گفته می شود. خشکسالی هیدرولوژیکی با اثرات دوره های کمبود بارش (از جمله بارش برف) بر منابع آب سطحی یا زیرسطحی (یعنی جریان رودخانه، سطح مخازن و دریاچه ها، آب های زیرزمینی) مرتبط است. فراوانی و شدت خشکسالی هیدرولوژیکی اغلب در مقیاس یک حوضه آبریز یا رودخانه تعریف می شود. اگرچه همه خشکسالی ها از کمبود بارش سرچشمه می گیرند، اما هیدرولوژیست ها بیشتر نگران چگونگی تاثیر این کمبود در سیستم هیدرولوژیکی هستند. خشکسالی های هیدرولوژیکی معمولا با وقوع خشکسالی های هواشناسی و کشاورزی همزمان نیستند یا اینکه نسبت به وقوع خشکسالی هواشناسی و کشاورزی تاخیر دارند. کمبود بارش در اجزای سیستم هیدرولوژیکی مانند رطوبت خاک، جریان رودخانه و سطح آب های زیرزمینی و مخزن، مدت زمان بیشتری طول می کشد.
خشکسالی اجتماعی-اقتصادی: وقتی عرضه و تقاضاهای مختلف تحت تاثیر خشکسالی قرار بگیرند، خشکسالی اجتماعی-اقتصادی اتفاق می افتد. این خشکسالی با انواع خشکسالی های ذکر شده متفاوت است، زیرا وقوع آن به فرآیندهای زمانی و مکانی عرضه و تقاضا برای شناسایی یا طبقه بندی خشکسالی ها بستگی دارد. عرضه بسیاری از کالاهای اقتصادی، مانند آب، علوفه، غلات، ماهی و انرژی برق آبی، به آب و هوا بستگی دارد. به دلیل تغییرپذیری طبیعی آب و هوا، عرضه آب در برخی سال ها فراوان است اما در سالهای دیگر قادر به تامین نیازهای انسانی و زیست محیطی نیست. خشکسالی اجتماعی-اقتصادی زمانی رخ می دهد که تقاضا برای یک کالای اقتصادی در نتیجه کمبود آب ناشی از آب و هوا از عرضه آن بیشتر شود. به عنوان مثال، در اروگوئه در سالهای ۱۹۸۸-۱۹۸۹، خشکسالی منجر به کاهش قابل توجه تولید انرژی برق آبی شد زیرا نیروگاه ها به جای ذخیره سازی برای تولید برق، به جریان رودخانه وابسته بودند. کاهش تولید انرژی برق آبی، دولت را ملزم به روی آوردن به نفت گران تر (وارداتی) و اجرای اقدامات سختگیرانه صرفه جویی در مصرف انرژی برای تامین نیازهای برق کشور کرد.
وضعیت خشکسالی در ایران
اقیلم ایران گرم و خشک است. به همین دلیل، در طول تاریخ، ایران با خشکسالی های متعددی مواجه شده است. بررسی روندهای زمانی نشان می دهد که شدیدترین دوره های خشکسالی ایران در نیم قرن اخیر از اواسط دهه ۱۳۶۰ تا پایان دهه ۱۳۷۰ رخ داده است. ناحیه شمال غربی و شمال کشور (تبریز-خوی-گرگان) در نیمه دوم دهه ۱۳۶۰ وارد یک دوره خشکسالی ممتد ۲۵ساله شده که تا اواخر دهه ۱۳۷۰ ادامه یافت؛ دوره ای که در آن به طور پیوسته کمبود بارش، افت منابع آبی و افزایش تنش اکولوژیک رخ داده است. پس از این ناحیه، گروه سوم که شامل غرب و بخش های جنگلی و بارشی زاگرس است، از اواخر دهه ۱۳۵۰ تا پایان دهه ۱۳۷۰ خشکسالی واقعی و شدیدی را تجربه کرده که آثار آن در افت سطح سفره های آب زیرزمینی، افزایش شوری خاک، کاهش آب رودخانه ها و عقب نشینی شدید پوشش جنگلی بلوط به خوبی قابل مشاهده است. در همین دوره، دریاچه ارومیه بهعنوان یکی از مهم ترین منابع آب سطحی کشور وارد روند نزولی شده و بیشترین میزان افت تاریخی خود را تجربه کرد که در حال حاضر دچار مرگ اکولوژیک شده است. در رتبه های بعد، نواحی شمال شرق و جنوب شرق کشور نیز در دهه ۱۳۷۰ با خشکسالی های واقعی و طولانی مدت رو به رو بوده اند؛ خشکسالی هایی که آثار آن در خشک شدن چشمه ها، افت شدید سطح آب های زیرزمینی و کاهش منابع سطحی همچون دریاچه های هامون به وضوح دیده می شود. جنوب غرب و شرق زاگرس نیز که در مرتبه بعد از نظر شدت خشکسالی قرار دارند، در همین دوره دچار کاهش قابل توجه بارش شده اند. حتی نواحی شمالی ایران -بهعنوان پربارشترین مناطق کشور- در اواخر دهه ۱۳۵۰ و در دهه ۱۳۷۰ با خشکسالی های واقعی و شدید مواجه بوده اند؛ پدیده ای کم سابقه که نشان می دهد هیچ نقطهای از کشور از اثرات خشکسالی مصون نمانده و حتی مناطق پرباران نیز تحت تاثیر تغییرات سامانه های رطوبتی دچار بحران شده اند.











