خبرآنلاین- رافائل کوهن، پژوهشگر ارشد اندیشکده موسسه رند در یادداشتی استدلال میکند که اسرائیل هنوز از جنگ با ایران دست نکشیدهاست و توقف جاری در نبرد میان ایران و اسرائیل، و همزمان گزارشهای منتشر شده در مورد مخالفت نتانیاهو با اقدام نظامی ترامپ علیه ایران و پیامهای او مبنی بر توقف درگیری، تاکتیکهای موقتی برای بازسازی توان نظامی اسرائیل با هدف اقدام مجدد و بزرگتر علیه ایران هستند.
این مقاله از نگاه یک تحلیلگر ارشد غربی نگاشتهشدهاست و برخی از گزارههای مطرح شده در آن، صرفا، بیانگر دیدگاههای تحلیلگران غربی نسبت به ایران هستند. بازنشر این مقاله به معنای تایید کامل محتوای آن نیست و تنها با هدف آشنایی مخاطبان ایرانی با دیدگاههای تحلیلگران با نفوذ غربی در خصوص وضعیت جاری خاورمیانه انجام میشود.
نویسنده: رافائل اس. کوهن - مترجم علی مجتهد زاده: اگر بخواهیم یک خط سیر واحد برای سیاست خارجی نخستوزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو در نظر بگیریم بیتردید به موضع سختگیرانه او در قبال ایران میرسیم. او دهههاست درباره خطرهای ناشی از دستیابی ایران به سلاح هستهای هشدار میدهد.
بهطور قابلفهمی او نظامی را که شعار ثابتش «مرگ بر اسرائیل» است و ساعتی با شمارش معکوس برای نابودی اسرائیل را بهطور برجسته در میانه تهران نصب کرده تهدیدی علیه بقای کشورش میداند. اسرائیل و ایران سالها درگیر جنگی سایهوار بودند و از زمان کشتار ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که بهدست حماس انجام شد سه دور رویارویی مستقیم را از سر گذراندند که در نهایت به جنگی محدود و ۱۲روزه در ژوئن گذشته انجامید.
هیچ نشانهای وجود ندارد که این درگیری واقعا پایان یافتهباشد.
ولی همانطور که گاه در خاورمیانه رخ میدهد اتفاقی غیرمنتظره روی داد. در حالی که ایران با ناآرامیهای گسترده ناشی از تورم بالا و نارضایتی عمومی از نظام روبهرو بود نتانیاهو که سالها بهعنوان یک «تندروی ضدایران» شناخته میشد عقبنشینی کرد. بنا بر گزارشها اسرائیلیها با ایران به توافقی نانوشته دست یافتهاند که هیچیک به دیگری حمله نکند و همراه با دولتهای خلیج فارس به متقاعد کردن رئیسجمهور ایالات متحده دونالد ترامپ کمک کرد تا اینبار از بمباران ایران منصرف شود.
با اینهمه توافق نانوشته نتانیاهو برای توقف درگیری با تهران بیش از آنکه تحولی اساسی در بازی باشد مکثی تاکتیکی در رقابتی ادامهدار بود. بعید است این وقفه دوام بیاورد و دلایل محکمی وجود دارد که نشان میدهد دور بعدی جنگ ایران و اسرائیل حتی از قبل هم بزرگتر خواهد بود.
اسرائیل دلایل عملیاتی قانعکنندهای برای به تعویق انداختن یک رویارویی مستقیم دیگر در مقطع کنونی داشت. در جریان جنگ ۱۲روزه تابستان گذشته موشکهای ایرانی دستکم ۳۳ نفر را در اسرائیل کشتند بیش از ۳۵۰۰ نفر را زخمی کردند و حداقل ۱.۵ میلیارد دلار خسارت بهجا گذاشتند. پدافند هوایی اسرائیل و ایالات متحده مانع از آن شد که این ارقام بسیار بالاتر برود. با این حال تا پایان جنگ گزارش شد که ذخایر رهگیرهای اسرائیل بهویژه سامانه پیشرفته «پیکان» که توان رهگیری موشکهای بالستیک را دارد رو به کاهش گذاشته است. افزون بر این ایالات متحده اکنون نسبت به تابستان گذشته داراییهای نظامی کمتری در منطقه برای کمک به دفاع اسرائیل در اختیار دارد.
اسرائیل همچنین با تهدیدهای فوریتری روبهرو است. آنها مدتهاست نگران آن هستند که حزبالله مهمترین نیروی نیابتی ایران در مرزهای اسرائیل بتواند حملهای مشابه حمله حماس را در شمال اسرائیل ولی در مقیاسی حتی بزرگتر انجام دهد. هرچند ارتش اسرائیل در کارزار خود در لبنان در پاییز ۲۰۲۴ حدود ۴۰۰۰ نیروی حزبالله را کشت این گروه همچنان دهها هزار جنگجو در اختیار دارد. اسرائیل حتی پس از اجرایی شدن آتشبس در نوامبر ۲۰۲۴ نیز فشار نظامی بر این گروه را ادامه داد و به گفته مقامهای آمریکایی ایران در سال ۲۰۲۵ حدود یک میلیارد دلار به حزبالله منتقل کرده است.
اگر این عوامل عملی را با تردید کلی درباره اینکه آیا حملات هوایی میتوانست در جریان اعتراضها نظام سیاسی در ایران را فروبپاشد یا نه کنار هم بگذاریم به نظر میرسد اسرائیل پیش از ورود به دور دیگری از درگیری با ایران اولویتهای دیگری داشته است. ولی محاسبات نتانیاهو ممکن است بهزودی دوباره تغییر کند. مقامهای وزارت دفاع اسرائیل پیشتر وعده دادهاند که تولید رهگیرهای «پیکان» را در تابستان «بهطور چشمگیر تسریع» کنند و ارتش بهتازگی سامانه جدید پدافند هوایی «پیکان ۴» را آزمایش کرده است.
در جبهه شمالی نیز دولت لبنان طبق توافق آتشبس به حزبالله تا پایان سال گذشته مهلت داد تا خلع سلاح شود و شروع به استقرار نیروهای خود به سمت جنوب کرد. دفتر نتانیاهو این تلاشها را «آغازی امیدوارکننده ولی بسیار ناکافی» خواند. به بیان دیگر اسرائیل بهزودی باید تصمیم بگیرد که آیا اجازه دهد روند خلع سلاح مسیر خود را طی کند یا اینکه خود بهطور نظامی «کار را تمام کند».
پس از تحقق هر یک از این گزینهها تمرکز اسرائیل ناگزیر دوباره به ایران بازخواهد گشت. هرچند عملیات هوایی اسرائیل و ایالات متحده در تابستان برنامه هستهای ایران را چندین سال یا بیشتر عقب انداخت ایران از جاهطلبیهای هستهای خود دست نکشیده است. گزارشی از «مؤسسه ایتالیایی مطالعات بینالمللی سیاسی» که اواخر سال گذشته منتشر شد و به منابع نامشخصی در ایران استناد میکرد اعلام داشت که رهبری ایران بهطور خصوصی با توسعه کلاهکهای هستهای کوچکسازیشده موافقت کرده است. در حالی که مطالعهای از «مؤسسه علم و امنیت بینالمللی» در اواخر نوامبر نتیجه گرفت که سایتهای اصلی هستهای ایران در فردو نطنز و اصفهان «تا حد زیادی نابود شدهاند و از زمان جنگ فعالیت قابلتوجهی نداشتهاند» ارزیابیهای دیگری از وجود یک سایت هستهای جدید موسوم به «کوه کلنگ» خبر دادند که در عمقی حتی بیشتر زیر زمین دفن شده است.
تلاشهای هستهای ایران ممکن است از حمایت بازیگران خارجی بهویژه روسیه نیز برخوردار باشد. هرچند روسیه بهطور رسمی با اشاعه هستهای مخالفت میکند کرملین که در جنگ اوکراین به فناوری پهپادی ایران متکی بوده بارها حق ایران برای داشتن برنامه هستهای صلحآمیز را تأیید کرده با حملات هوایی اسرائیل در ژوئن مخالفت ورزیده و امکان کمک به ایران را در هرگونه رویارویی آینده با غرب باز گذاشته است. سپتامبر گذشته دو کشور قراردادی ۲۵ میلیارد دلاری امضا کردند تا روساتم آژانس دولتی هستهای روسیه چهار رآکتور هستهای غیرنظامی در ایران بسازد.
ایران در دیگر توانمندیهای نظامی خود نیز سرمایهگذاری میکند. پاییز گذشته گزارش شد که چین مواد اولیه برنامه موشک بالستیک ایران را ارسال کرده است. در دسامبر رسانهای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که آزمایشهای موشک بالستیک انجام شده هرچند خبرگزاری رسمی دولت بعداً این گزارش را تکذیب کرد. همچنین ماه گذشته یک رسانه ایرانی به نقل از منابع نظامی نامشخص مدعی شد که ایران روی کلاهکهای شیمیایی و بیولوژیک کار میکند. جدا از اینها روسیه چندین ماهواره مخابراتی ایرانی را به فضا پرتاب کرده که بنا بر گزارشها کاربرد غیرنظامی دارند هرچند برخی تحلیلگران به کارکرد نظامی آنها نیز مشکوکاند.
بعید است اسرائیل اجازه دهد بازسازی توان نظامی ایران بدون پاسخ بماند. حتی پیش از جنگ ژوئن نتانیاهو نسبت به اینکه ایران داوطلبانه از برنامه هستهای خود دست بکشد بدبین بود چه برسد به کنار گذاشتن برنامه موشکی و گروههای نیابتی منطقهای. اکنون که ایران نشان داده قادر و مایل است با رگبار موشک و پهپاد مستقیماً به اسرائیل حمله کند اسرائیل هرگونه سلاح بالقوه هستهای بیولوژیک یا شیمیایی را تهدیدی وجودیتر از پیش میبیند. و در ذهنیت راهبردی اسرائیل پس از ۷ اکتبر پیشدستی بر بازدارندگی بهعنوان ابزار ترجیحی مقابله با چنین تهدیدهایی برتری یافته است.
عامل دیگری که به این پویش دامن میزند این است که سال ۲۰۲۶ سال انتخابات در اسرائیل است. نتانیاهو سرنوشت سیاسی خود را به تضمین امنیت بهویژه در برابر ایران گره زده است. افزون بر این او برای اداره دولت باید ائتلاف راست افراطی خود را راضی نگه دارد. همین حالا نیز چند عضو تندروتر با آتشبسی که به جنگ ژوئن پایان داد مخالفت کردند و خواستار پایانی قاطعتر بودند. حتی اگر دولت نتانیاهو سقوط کند روشن نیست که دولتی معتدلتر در اسرائیل رویکرد نرمتری در قبال ایران اتخاذ کند.
اسرائیل آشکارا از احتمال یک حمله پیشدستانه دیگر سخن گفته است. اواخر دسامبر ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، هشدار داد: «ایران همان کشوری است که حلقه خفهکننده پیرامون اسرائیل را تأمین مالی و مسلح کرد و پشت طرحهای نابودی آن ایستاد» و افزود که اسرائیل: «هر جا لازم باشد در جبهههای نزدیک و دور» پاسخ خواهد داد. چند روز بعد نتانیاهو در جریان سفر به اقامتگاه مارالاگو ترامپ ایده دور دیگری از حملات را مطرح کرد. ترامپ پس از دیدارشان تهدید کرد که اگر ایران برنامه هستهای خود را از سر بگیرد آن را «بهشدت در هم خواهد کوبید».
اگر اسرائیل واقعاً در حال بررسی حملهای دیگر به ایران باشد ممکن است این اقدام زودتر از آنچه تصور میشود رخ دهد. جنگ تابستانی بسیاری از سامانههای پدافند هوایی ایران را از میان برد و حدود نیمی از پرتابگرهای موشک سطحبهسطح را نابود کرد. هرچند ایران اندکی پس از پایان جنگ بازسازی پدافند هوایی خود را آغاز کرد هنوز بهطور کامل از این ضربه بازیابی نشده است. حسن روحانی رئیسجمهور پیشین ایران اوایل دسامبر گفت: «آسمان ایران کاملاً برای دشمن امن شده است.» از منظر عملیاتی اسرائیل احتمالاً ترجیح میدهد تا زمانی که این پنجره باز است دست به حمله بزند.
این جنگ همچنین ممکن است گستردهتر از کارزار ژوئن گذشته باشد. ایران و اسرائیل حدود ۱۵۰۰ کیلومتر از هم فاصله دارند و این امر عملیات نظامی را محدود میکند ولی بهراحتی میتوان یک جنگ هوایی طولانیتر و ویرانگرتر را تصور کرد. پس از جنگ ۱۲روزه ایران گزارشدهی درباره محل ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را متوقف کرد و برخی تحلیلگران نگراناند که ایران بتواند این مواد را نسبتاً آسان در سراسر کشور جابهجا کند. افزون بر این اگر ایران واقعاً برنامهای شیمیایی و بیولوژیک داشته باشد تولید این سلاحها به زیرساختهای بزرگ و تخصصی مانند مجموعههای سانتریفیوژ که برای سلاح هستهای لازم است نیاز ندارد و میتواند در مکانهای متنوعی انجام شود. همه اینها به این معناست که اهداف اسرائیل به چند سایت بزرگ هستهای محدود نخواهد بود.
به همین ترتیب تأسیساتی که عمیقتر زیر زمین دفن شدهاند مانند کوه کلنگ برای هدف قرار گرفتن مؤثر به مواد منفجره قویتری نیاز دارند. از آنجا که اسرائیل نه بمبافکن دارد و نه مهمات لازم برای نابودی چنین سایتی به کمک ایالات متحده نیاز خواهد داشت و این امر میتواند دامنه درگیری را گسترش دهد. اگر حمایت آمریکا فراهم نشود اسرائیل ناچار است بارها به سایت حمله کند یا نوعی عملیات خرابکارانه پرخطر انجام دهد. همه اینها به جنگی گستردهتر از ژوئن گذشته اشاره دارد.
در سوی دیگر سپاه پاسداران استدلال میکند که اسرائیل قادر نخواهد بود یک کارزار طولانیتر و پرهزینهتر را تاب بیاورد و بدین ترتیب خود نیز خواهان کشدار شدن جنگ خواهد بود. چشمانداز یک شکست نسبتاً سریع و نامتوازن دیگر نهتنها ضربهای به پرستیژ ایران خواهد زد بلکه میتواند تسلط نظام ایران بر قدرت را بیش از پیش تضعیف کند.
البته در خاورمیانه هیچچیز هرگز تضمینشده نیست. اگر اعتراضهای کنونی در ایران دوباره شعلهور شود یا حتی به سرنگونی رژیم بینجامد ممکن است سیاست خارجی ایران تغییر کند. در سوی اسرائیل خستگی فزاینده از جنگ میتواند اشتهای سیاستمداران برای درگیری دیگر را مهار کند. ترامپ نیز ممکن است صرفنظر از خواست نتانیاهو تصمیم به بمباران ایران بگیرد یا برعکس ابتکار تازهای برای حلوفصل دیپلماتیک به راه اندازد. بازیگران دیگری هم هستند از جمله چین که روزانه حدود ۷۵۰ هزار بشکه نفت ایران را وارد میکند و بیتردید از اختلال در تأمین انرژی خود در نتیجه جنگ نگران خواهد شد.
با این همه در وضعیت کنونی نشانهها حاکی از آن است که آشتی ایران و اسرائیل دوام چندانی نخواهد داشت. و هنگامی که این آشتی فروبپاشد دور بعدی میتواند حتی بزرگتر و زشتتر از دورهای پیشین باشد.
منبع: فارن پالیسی
*رافائل اس. کوهن مدیر برنامه استراتژی و دکترین در پروژه نیروی هواییِ رند و همچنین مدیر برنامه کارشناسی ارشد امنیت ملی در دانشکده سیاستگذاری عمومی «رند» است. به همین دلیل این یادداشت در فارن پالیسی و اندیشکده رند منتشر شده است.
۳۱۲












