عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه معتقد است که ناوهایی که امریکا به منطقه خاورمیانه آورده بهترین و در واقع نزدیکترین نقطه برای وارد کردن ضربه به آمریکا محسوب میشوند تا بتوانیم بهراحتی آنها را شناسایی و هدف قرار دهیم...
عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه و مسئول رسانهای این حزب در گفتگو با تابناک به بررسی تحولات اخیر ایران و آمریکا، نقش اغتشاشات و جریانهای داخلی و خارجی در ایجاد بیثباتی، و همچنین تأثیر سیاستها و اقدامات ترامپ و آمریکا بر منطقه و جهان اسلام پرداخته است.
در این گفتوگو، ضمن تحلیل دقیق وقایع اخیر، به چرایی عقبنشینی ترامپ در قبال ایران، مواضع کشورهای منطقه، نقش اسرائیل و جریانهای ضدانقلاب، و راهبرد جمهوری اسلامی در مقابله با سلطهطلبی آمریکا پرداخته و دیدگاههای خود را درباره آینده تعاملات بینالمللی و استراتژیهای مقابله با یکجانبهگرایی ارائه میدهد.
گفتگوی تفصیلی تابناک با دکتر حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه را در ادامه بخوانید...
تابناک: با آغاز حوادث و اغتشاشات دی ماه در ایران، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که در صورت برخورد خشونتآمیز ایران با اغتشاشگران، اقداماتی علیه ایران انجام خواهد داد؛ اما در ادامه از این مواضع عقبنشینی کرد و گفتند که اقدامی علیه ایران انجام نخواهند داد. ارزیابی شما از این تغییر موضع چیست؟ آیا این رویکرد را میتوان مواضع واقعی ترامپ دانست یا اینکه بیشتر با هدف فریب افکار عمومی مطرح شده است؟
آنچه رخ داد، در واقع تداوم همان حمله نظامی آمریکا به کشور ما در اوایل امسال بود که ما آن را «جنگ سخت ۱۲روزه» نامگذاری کردیم. در آن مقطع، سیاست آمریکا و صهیونیستها بر این اساس بود که از طریق وارد کردن ضربه نظامی و ایجاد جنگ نظامی، زمینه اغتشاش و بیثباتی را در کشور ما فراهم کنند؛ اما از آنجا که در آن جنگ شکست خوردند و نتوانستند به اهداف خود دست یابند، پروژه را معکوس کردند. بر این اساس، پس از چند ماه، با یک برنامه بلندمدت و سازماندهی وسیع و گسترده، توسط تمامی جریانهایی که به هر حال مخالف نظام جمهوری اسلامی هستند، از جمله منافقین، سلطنتطلبها، پژاک، کومله، داعش خراسان و فرقههای نوپدید عرفانی، مانند فرقه بهائیت، دراویش و ... همه این جریانها را در واقع بسیج کردند تا با استفاده از مسائل اقتصادی و اعتراضات اقتصادی مردم، زمینه یک اغتشاش وسیع و گسترده در داخل کشور را فراهم کنند. بنابراین، نکتهای که ترامپ مطرح کرد، خود اثباتکننده این موضوع بود که اصل طراحی این پروژه و در واقع این جنگ ترکیبی و تروریستی، مورد حمایت و حتی خواست آمریکا بوده است.
همه جریانها را بسیج کردند تا با استفاده از مسائل اقتصادی و اعتراضات اقتصادی مردم، زمینه یک اغتشاش وسیع و گسترده در داخل کشور را فراهم کنند. اصل طراحی این پروژه و جنگ ترکیبی و تروریستی مورد حمایت و حتی خواست آمریکا بوده است.
از این رو، نسبت به نتایج آن، حوادثی که رخ میدهد و میزان موفقیت یا عدم موفقیت این پروژه، احساس مسئولیت کند. بر همین اساس، پس از آنکه متوجه شدند این حرکت برخلاف محاسباتی که پیشتر داشتند پیش رفته است، اقداماتی را انجام دادند؛ چراکه آنان پیش از این نیز هواپیماهای مختلفی را به منطقه اعزام کرده بودند، از جمله هواپیماهای سوخترسان و ناوهای خود را نیز به منطقه اعزام کرده بودند تا به محض آنکه این اغتشاشات زمینه براندازی نظام را فراهم کند، بتوانند مجدداً حمله خود را انجام دهند و نظام جمهوری اسلامی را به هر شکل ممکن ساقط کنند.
این پروژه با تدبیر ملت ایران و عدم همراهی مردم با اغتشاشگران، به شکست انجامید. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در سخنانی که ایراد کردند، آقای ترامپ را به همین دلایل مجرم شناختند و اعلام کردند و همچنین دستور برخورد جدی با همه عواملی را که در واقع مزدور آمریکا و اسرائیل بودند، صادر فرمودند. این موضع قاطع و حضور گسترده مردم، زمینهای را فراهم کرد که ترامپ از موضعی که در پیش گرفته بود و در واقع ادامه همان پروژه محسوب میشد، صرفنظر کند و به این جمعبندی برسد که اگر وارد چنین فازی شود، نهتنها ایران آمادگی لازم را دارد که اسرائیل را مجدداً هدف قرار دهد، بلکه پایگاههای آمریکا در منطقه نیز همگی در معرض خطر قرار خواهند گرفت. در این میان، برخی معتقد بودند که ترامپ در مشورت با کارشناسان خود، یا در هماهنگی با اسرائیل، و یا حتی در پی درخواست اسرائیل مبنی بر عدم حمله به ایران، به چنین تصمیمی رسیده است؛ اما خود او اعلام کرد که شخصاً به این تصمیم دست یافته است. این اظهارات نشان داد که مجموعه پروژهای که آنان علیه ایران اجرا کرده بودند، پروژهای شکستخورده بوده و محاسباتشان از ابتدا اشتباه بوده است. نه مردم ایران را بهدرستی شناخته بودند و نه ظرفیت واقعی اغتشاشگران را درک کرده بودند و در این زمینه غلوهایی صورت گرفته بود. که اگر به فضای رسانهای و مجازی خارجی نگاه میکردید، در فضاهای بینالمللی و شبکههای ماهوارهای چنین القا میشد که ایران سقوط کرده است؛ در حالی که در داخل کشور، واقعیت کاملاً متفاوت و حتی عکس این تصویر بود.
تابناک: با اعزام ناوهای هواپیمابر آمریکا به منطقه، این سؤال مطرح میشود که آیا این اقدام آمریکا به معنای تمایل واقعی به درگیری نظامی است یا صرفاً در چارچوب تهدید و اعمال فشار انجام میشود؟
اولاً این ناوها از نظر ما بهترین و در واقع نزدیکترین نقطه برای وارد کردن ضربه به آمریکا محسوب میشوند؛ یعنی بهتر از این، ما نمیتوانیم پایگاهی را در نزدیکی خودمان بیابیم که بتوانیم بهراحتی آنها را شناسایی و هدف قرار دهیم. خودشان نیز میدانند که این ناوهایشان، یک هدف بسیار واضح و آشکار برای آسیبپذیری محسوب میشود. بنابراین، بیشتر اینگونه اقدامات را با هدف تأثیرگذاری بر فضای بینالمللی و ایجاد نوعی مهندسی در افکار عمومی جهان مطرح میکنند؛ چراکه بسیاری از مردم از اینگونه نمایشهای نظامی دچار هراس میشوند. در حالی که ایران نه از این ناوها هراسی دارد و نه ابایی از چنین اقداماتی؛ اما افکار عمومی جهان لزوماً چنین نگاهی ندارد. افکار عمومی دنیا ممکن است تصور کند که با ورود ناوهای آمریکا، شرایط بهگونهای است که هواپیماها به زمین مینشینند و فضای تهدیدآمیزی شکل میگیرد، در حالی که واقعیت چنین نیست و ما نگرانیای از این نوع مسائل نداریم. بنابراین، آنها تلاش میکنند با انجام چنین اقداماتی، افکار عمومی جهان را بهگونهای هدایت کنند که این شکست، بیش از این موجب خدشهدار شدن حیثیت و اعتبارشان نشود. این اقدامات، بیش از هر چیز، مصرف داخلی برای خودشان دارد و در سطح افکار عمومی جهان نیز با هدف آن است که آبرو و حیثیتشان کمتر آسیب ببیند.
تابناک: پس از هتاکی رئیسجمهور آمریکا به رهبر انقلاب، اعضای کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی بیانیهای صادر کردند خطاب به رئیسجمهور آمریکا و در آن تأکید شد هرگونه تعرض به رهبر انقلاب، به معنای اعلام جنگ با تمام دنیای اسلام است و در این صورت، باید منتظر صدور حکم از سوی علمای اسلام و پاسخ سربازان اسلام در تمام نقاط جهان باشند. خطاب این بیانیه مشخصاً متوجه چه گروههایی است؟ آیا منظور دولت آمریکا و متحدان آن است، یا جریانها و گروههای خاص دیگری مدنظر هستند؟
ترامپ به شخصیتی مشابه سلمان رشدی تبدیل شد و مفهوم این تشبیه آن است که امروز جهان اسلام آمادگی دارد تا بهعنوان یک محارب با او برخورد کند.
طبیعتاً در درجه نخست، خطاب این اطلاعیهها به خود ترامپ و دولت آمریکا را نیز در بر میگیرد؛ قطعا اسرائیل را هم در برمی گیرد چرا که او نیز تاکنون بارها چنین موضعگیریهایی را مطرح کرده است. این واکنشها، که واکنش علمای بزرگ جهان اسلام و مراجع تقلید را در بر گرفت، موجب شد بسیاری از ملتها در حمایت از ایران راهپیمایی کنند و ما شاهد برگزاری راهپیماییهایی به نفع جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف باشیم. این موضوع نشان میدهد که رهبر جمهوری اسلامی ایران، تنها رهبر جمهوری اسلامی نیست، بلکه رهبر امت اسلامی است و ترامپ با این موضعگیری و اظهارات خود، جهان اسلام را علیه خویش بسیج و متحد کرد. در واقع، «عدو شود سبب خیر» و این نیز از جمله اقداماتی بود که او انجام داد و زمینهای را فراهم کرد تا اولاً از سوی مراجع تقلید، بهعنوان یک محارب تلقی شود و احکام مربوط به محاربه درباره او صادر شود؛ همانند حکمی که آیتالله نوری همدانی صادر کردند و سایر مراجع و علمای جهان اسلام نیز در همین راستا موضع گرفتند. در نتیجه، ترامپ به شخصیتی مشابه سلمان رشدی تبدیل شد و مفهوم این تشبیه آن است که امروز جهان اسلام آمادگی دارد تا بهعنوان یک محارب با او برخورد کند. این وضعیت، امنیت ترامپ را در معرض خطر جدی قرار میدهد. طبیعتاً نظام جمهوری اسلامی، با توجه به جایگاه مهم، حساس و استراتژیک خود در جبهه مقاومت و در جهان اسلام، در قبال هرگونه تهدید در این زمینه، واکنشی قوی و قاطع از خود نشان خواهد داد. و در آن شرایط، دیگر تصور نمیکنم که ترامپ بتواند در برابر چنین واکنشی مقاومت کند و با ضربه شدیدی مواجه خواهد شد که دیگر پشیمانی در قبال آن، به این سادگی راهگشا نخواهد بود.
تابناک: در ادامه این بیانیه آمده که دولت آمریکا، علاوه بر هزاران شهیدی که به ملت ایران تحمیل کرده است، باید به همان میزان تلفات از نیروهای آمریکایی متحمل شود و باید دانست که تمام منافع آمریکا، از جمله منافع سیاسی، اقتصادی و نظامی آن، باید مورد حمله سربازان اسلام قرار گیرد. همچنین تأکید شده است که شخص رئیسجمهور آمریکا، به دلیل به شهادت رساندن حاج قاسم سلیمانی و هزاران انسان بیگناه در ایران، باید قصاص شود. در خصوص قصاص ترامپ، این پرسش مطرح است که چه اقداماتی در این زمینه قابل شناسایی است؟
به نظر میرسد این موضوع، به هر حال، مرتبط با احکام قضاییای است که درباره ترامپ صادر شده است؛ چه در رابطه با شهادت شهید سلیمانی که بیتردید حق ایران است که در قبال از دست دادن یک فرمانده بسیار ارزشمند، که مورد توجه ملت ایران و همه جهان اسلام بوده است، مقابلهبهمثل کرده و قصاص را اجرا کند، و چه در خصوص سایر موارد، از سوی دیگر، با اقرار خود او در نقش داشتن در قتل مردم ایران که در این جنگ تروریستی به شهادت رسیدند، و همچنین در جنگ ۱۲روزه پیشین که در آن نیز بیش از هزار نفر از مردم ما به شهادت رسیدند، روشن است که او و مجموعه تحت امرش نقش مستقیم داشتهاند و خودشان نیز به صراحت به این نقش اذعان کردهاند. بنابراین، او در این خونها سهیم و شریک است و بهعنوان یک مجرم و قاتل، طبیعتاً باید مورد قصاص قرار گیرد. امیدوار هستیم همانگونه که دستگاه قضایی کشور در حال حاضر رسیدگی به پرونده منافقین سال ۶۰ را در دستور کار دارد و آنان را محاکمه کرده و برایشان حکم صادر میکند، در حالی که ترامپ همچنان زنده است و در همین جایگاه قرار دارد، این محاکمه نیز انجام و حکم صادر و اجرا شود. اینکه این حکم به چه شکلی اجرا شود، طبیعتاً به اقتضای شرایط، زمان و مکان بازمیگردد.
تابناک: برخلاف مقامات آمریکا، در حوادث اخیر، مقامات صهیونیستی در برابر تحولات اخیر سکوت کردند دلیل این موضوع چیست؟
آنان در واقع واهمه دارند از اینکه جمهوری اسلامی ایران، دلایل و مستندات خود را درباره دخالت اسرائیل در این اغتشاشات افشا کند؛ از این رو، با احتیاط عمل میکنند، زیرا بهخوبی میدانند که اگر ایران بخواهد در قبال آمریکا اقدامی انجام دهد و ضربهای وارد کند، در گام نخست، نیابت منطقهای آمریکا، یعنی اسرائیل، مورد هدف قرار خواهد گرفت. این موضعگیری تاکنون بارها از سوی مسئولان نظامی کشور اعلام شده و همگان آن را دیده و شنیدهاند؛ مبنی بر اینکه نخستین گام در برخورد با آمریکا و پاسخگویی به اقدامات آن، حمله به اسرائیل خواهد بود و اسرائیل هدف قرار میگیرد. بهطور کامل شواهد و مستندات وجود دارد که اسرائیل هم در تربیت این مزدوران، هم در تأمین مالی آنان و هم در حمایت از این افراد نقش داشته و حتی خود رضا پهلوی نیز در این روند نقش بسیار مؤثری ایفا کرده است. بنابراین، اسرائیل نمیتواند نقش خود را در این جنایات نادیده بگیرد. با این حال، سکوت آنها بیشتر به این دلیل است که جمهوری اسلامی ایران را مستقیماً متوجه خود نکنند و تلاش دارند مسئولیت این اقدامات را متوجه آمریکا کنند تا آمریکا پاسخگوی این جنایات باشد.
تابناک: کشورهای منطقه، از جمله قطر، ترکیه و عربستان، درصدد هستند تا تنش میان ایران و آمریکا کاهش یابد و برخی از آنها نیز در خصوص حمله نظامی به ایران به آمریکا هشدار دادهاند. دلیل این رویکرد چیست؟
آنچه بهطور مسلم وجود دارد، این است که ثبات، صلح و امنیت در منطقه برای همه کشورها مفید است. در نهایت، بخش قابل توجهی از انرژی جهان از طریق خلیج فارس تأمین میشود و هرچه این منطقه آرامتر و در وضعیت صلح و ثبات بیشتری قرار داشته باشد، منافع کشورهای منطقه و جهان نیز بیشتر تأمین خواهد شد. از این رو، طبیعی است که این کشورها به دنبال کاهش تنشها باشند و تلاش کنند درگیریها به حداقل برسد و حتی آمادگی خود را برای میانجیگری در این مسائل اعلام میکنند. اما واقعیت این است که اصولاً هویت و ماهیت آمریکا، بهعنوان یک نظام استکباری، با ماهیت نظام جمهوری اسلامی ایران که ضد استکبار است، منافات دارد و در تعارض قرار دارد. این تعارض نیز بهطور قطع با مذاکره و از این دست اقدامات حل نخواهد شد. زیرا روحیه استکباری در آمریکا از بینرفتنی نیست، مگر آنکه شاخ آن شکسته شود. این قدرت استکباری تا زمانی که مهار نشود و تا هنگامی که سیاست چندجانبهگرایی در جهان رشد پیدا نکند و فراگیر نشود، همواره بهعنوان یک قدرت متجاوز باقی خواهد ماند که هر اقدامی را که بخواهد در جهان انجام میدهد و در برابر هیچ مرجعی نیز پاسخگو نیست.
اروپاییها نیز به این نتیجه رسیدهاند که اگر در برابر زورگوییهای آمریکا نایستند، خود آنان نیز آسیب خواهند دید و تحت فشار قرار خواهند گرفت. بنابراین، این تفکر و این اندیشه در سطح جهان در حال رشد و گسترش است و یقیناً در نهایت، جلوی یکهتازیهای آمریکا گرفته خواهد شد.
جمهوری اسلامی ایران برای تحقق صلح بینالمللی، حفظ آرامش و ثبات در منطقه و جهان و ایجاد امنیت در فضای زندگی مردم، هیچ راهی جز مقابله با یکجانبهگرایی و سلطهطلبی آمریکا ندارد. بر همین اساس، به نظر میرسد تلاشهایی که تاکنون در این مسیر صورت گرفته، هیچکدام به نتیجه نرسیده و در آینده نیز نتیجهای نخواهد داشت، مگر آنکه ما قویتر شویم و با همه قدرتهای جهانی متحد گردیم؛ قدرتهایی که آنها نیز از یکجانبهگرایی آمریکا ناراضی و متضرر هستند. امروز شاهد آن هستیم که در برابر آمریکا، روسیه و اروپا ایستاده است، چین ایستاده است و حتی برخی از متحدان و دوستان این کشور، از جمله کانادا نیز مواضع مستقلی اتخاذ کردهاند. این روند در حال فراگیر شدن است. واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران مدتهاست این مسئله را مطرح میکند و اکنون اروپاییها نیز به این نتیجه رسیدهاند که اگر در برابر زورگوییهای آمریکا نایستند، خود آنان نیز آسیب خواهند دید و تحت فشار قرار خواهند گرفت. بنابراین، این تفکر و این اندیشه در سطح جهان در حال رشد و گسترش است و یقیناً در نهایت، جلوی یکهتازیهای آمریکا گرفته خواهد شد.
منبع خبر "تابناک" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.