به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت: آن صدایی که امروز باید شنیده میشد، صدای نهان مانده و در گلو خشکیدۀ احزاب و دلسوزان صاحب تجربه و نهادهای مدنی است. نهادها و نخبگانی که میباید مرجع رجوع اکثریت مردم، بهویژه جوانان و دانشجویان باشند و با بسیج افکار و تحلیل شرایط، بخش مهمی از نسل جدید، طبقات، اصناف و گروههای اجتماعی و اقتصادی یا فرهنگی را مدیریت کنند.
شاید امروز که مرغوای سیاه مرغ جنگ در منطقه شنیده میشود و دریای پارس را از بانگ و غوغای آمریکا و متحدان پر کرده است، پرداختن به چنین موضوعی، حاشیهگویی و فراموش کردن متن به نظر آید. اما چنین نیست و بحران از پی بحران، کشور گرامی و ملّت ارجمند ما را درگیر ساخته و ای بسا برای نرسیدن به رقابت با کشورهای تازه پا گرفته در اطراف ایران طراحی شده باشد.
هیچ آدرس و نشانهای نیست زیرا آنکه با افزایش به موقع قیمت حاملهای انرژی مخالفت میکرد، آنکه با سد سازی و انتقال آب به نابودی ذخایر ملی دامن میزد، آن که صنایع آلاینده را به قلب برکهها و تپههای حفاظت شده میبرد، آنکه با ساخت و سازهای بیرویه در شهرها و شهرکها، زندگی مردم را به بنبست کشاند، آنکه موجب انزوای ایران در منطقه و جهان شد، آنکه ارزهای مملکت را به چندین برابر قیمت به خردهفروشان و صرافان داخلی فروخت، آنکه فرهنگ ملی را در تقابل با فرهنگ اسلامی معنا کرد، آنکه بزرگان فرهنگ و سیاست را خانهنشین و منزوی کرد و...، چگونه پاسخگو خواهند بود؟ چه کسانی هستند و اکنون کجا و در چه کارند؟ نگردید که پیدا نخواهید کرد!
جامعه و مردم، صاحبان سرزمیناند، مطالبه و پاسخگو کردن سیاستمداران و مدیران، و عزل و نصب ایشان از طریق انتخابات و صندوقهای آزاد رأیگیری، اولین و بنیادیترین حق آنان است. نمیتوان به گروه تودهوار خیابانی، نام حزب داد یا در غیاب رقابت واقعی، کسانی را نماینده و منتخب مردم دانست. اینها بدیهیات فراموش شده در جامعۀ ماست و نباید از سوی صاحبان منفعت و بازیگردانان ناشناس، یا متولیان ناترازیها و نارضایتیها به بازی گرفته شود. احزاب واقعی و رقابت انتخاباتی آزاد میتواند مانع این مشکلات باشد.
در شرق ایران و در آفریقا و دیگر نقاط جهان، این نمونهها هست. اما هیچکدام این نیروی انسانی و ثروت ملّی و سرزمین بیهمتا را ندارند. ماییم و تاریخ که میگوید زنده باد زندگی و بهرههای آن، و بریده باد نای جنگ و نایرۀ خشونت...
21302












