به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ظهور اینترنت به عنوان یک فضای فراملی، در ابتدا نویدبخش جهانی بدون مرز بود؛ اما در دهههای اخیر، مفهوم «حاکمیت دیجیتال» (Digital Sovereignty) این فضا را به قلمروهای ملی تقسیم کرده است. در این میان، جمهوری خلق چین با ابداع و توسعه «دیوار آتش بزرگ» (Great Firewall - GFW)، پیچیدهترین و پایدارترین مدل کنترل اطلاعات و مدیریت شبکه را در جهان پیادهسازی کرده است. این سیستم نه تنها به عنوان یک ابزار سانسور، بلکه به عنوان یک استراتژی توسعه صنعتی عمل کرده که منجر به شکلگیری یک اکوسیستم دیجیتال کاملاً بومی و مستقل شده است. این گزارش به واکاوی عمیق ساختار اینترنت در چین، مکانیسمهای دسترسی به شبکه جهانی، پیامدهای اجتماعی این رویکرد و در نهایت، موانع بنیادین ایران برای بازتولید چنین مدلی میپردازد.
چگونه چین ترافیک اینترنت را به تسخیر خود درآورد؟
دیوار آتش بزرگ چین، برخلاف تصور عمومی، یک موجودیت واحد سختافزاری نیست، بلکه مجموعهای یکپارچه از اقدامات قانونی و فناوریهای پیشرفته است که برای تنظیم ترافیک اینترنت داخلی و فیلترینگ دادههای فرامرزی طراحی شده است. نشت اطلاعاتی گستردهای که در سپتامبر ۲۰۲۵ از شرکتهای زیرساختی چین مانند Geedge Networks و آزمایشگاه MESA (Massive Effective Stream Analysis) رخ داد، ابعاد بیسابقهای از این معماری را فاش کرد. این دادهها نشان دادند که GFW تحت نظارت تیمهای هماهنگ تحقیق و توسعه، عملیات و سختافزار مدیریت میشود و نهادهایی چون مرکز ملی پاسخگویی به فوریتهای رایانهای (CNCERT) در لایه مدیریتی آن قرار دارند.
۷۴ دقیقه سکوت مطلق؛ وقتی پکن کلید قطع اینترنت جهانی را فشار داد
بر اساس تحلیل دادههای فاش شده در سال ۲۰۲۵، سیستم GFW از ترکیبی از روشهای فیلترینگ فعال و غیرفعال برای مدیریت ترافیک استفاده میکند. یکی از کلیدیترین این ابزارها، سیستم «درگاه امن ترافیک» (Traffic Secure Gateway - TSG) است که یک پلتفرم DPI (Deep Packet Inspection) ماژولار و قابل صدور به سایر کشورهاست. این سیستم قادر به انجام بازرسی در لایه اپلیکیشن، رمزگشایی ترافیک SSL/TLS و اعمال سیاستهای متمرکز است.
در اوت ۲۰۲۵، یک رخداد غیرعادی نشان داد که GFW میتواند به طور موقت تمام ترافیک پورت ۴۴۳ (HTTPS) را به مدت ۷۴ دقیقه مسدود کند. این حادثه که منجر به قطع دسترسی شرکتهایی چون اپل و تسلا به سرورهای خارج از چین شد، نشاندهنده توانایی دولت در اعمال محدودیتهای مطلق در زمانهای حساس است، هرچند به دلیل هزینههای اقتصادی سنگین، از این ابزار به ندرت استفاده میشود.
چگونه سه قانون کلیدی اینترنت چین را به تسخیر خود درآوردند؟
GFW تنها یک ابزار فنی نیست، بلکه توسط یک چارچوب قانونی سختگیرانه پشتیبانی میشود. قانون امنیت سایبری چین، قانون امنیت دادهها (DSL) و قانون حفاظت از اطلاعات شخصی (PIPL) شرکتهای فعال در چین را ملزم میکنند که دادههای کاربران را در داخل خاک این کشور ذخیره کنند. وبسایتهای خارجی که قصد فعالیت رسمی در چین را دارند، باید مجوز ارائهدهنده محتوای اینترنتی (ICP) دریافت کنند، فرآیندی که مستلزم پذیرش قوانین سانسور داخلی است. این تداخل لایههای فنی و حقوقی باعث شده است که حتی وبسایتهایی که به طور کامل مسدود نیستند، به دلیل عدم بهینهسازی برای شبکه داخلی چین یا عدم استفاده از CDNهای محلی، با کندی شدید مواجه شوند.
اینترنت جهانی در چین چگونه کار میکند؟
پرسش کلیدی در خصوص اینترنت چین، میزان دسترسی کاربران به شبکه جهانی است. بر خلاف تصور عمومی مبنی بر قطع کامل، دسترسی به اینترنت بینالملل برای کاربران چینی در یک فضای خاکستری و به شدت مدیریت شده فراهم است.
در چین، تنها VPNهایی که توسط دولت تأیید شدهاند، قانونی محسوب میشوند. این ابزارها عمدتاً برای شرکتهای بینالمللی و موسسات تحقیقاتی جهت ارتباطات تجاری ضروری طراحی شدهاند. با این حال، استفاده از این VPNهای رسمی به معنای پذیرش نظارت کامل دولت است، زیرا این سرویسها حاوی «بکدور» (Backdoor) برای دسترسی مقامات امنیتی هستند و تمام دادههای ترافیکی آنها دستکم به مدت شش ماه ذخیره میشود.
چگونه حوادث تاریخی قدرت GFW را به رخ میکشند؟
در عمل، میلیونها کاربر چینی و خارجی ساکن چین از ابزارهای غیررسمی برای دسترسی به سرویسهایی مانند یوتیوب، توییتر (X) و گوگل استفاده میکنند. دولت چین معمولاً کاربران عادی را برای استفاده شخصی از این ابزارها مجازات نمیکند، بلکه تمرکز خود را بر ارائهدهندگان و فروشندگان VPNهای غیرمجاز معطوف کرده است که میتواند منجر به جریمههای سنگین یا حبس شود. با این حال، در دورههای حساس سیاسی یا سالگرد حوادث مهم، GFW به شدت تهاجمی عمل کرده و حتی پایدارترین VPNها را نیز از کار میاندازد.
حتی در صورت استفاده از VPN، دسترسی به اینترنت بینالملل در چین با چالشهای فنی متعددی روبروست. سیستم GFW با اعمال «تأخیر مصنوعی» (Latency) و «اختلال در پروتکل»، تجربه استفاده از وبسایتهای خارجی را به شدت دشوار میکند. بسیاری از سرویسهای شخص ثالث مانند فونتهای گوگل، کتابخانههای جاوا اسکریپت و ابزارهای تحلیل وب که در اکثر سایتهای جهانی استفاده میشوند، در چین مسدود یا بسیار کند هستند، که منجر به ناقص بارگذاری شدن سایتهای خارجی میشود.
ستون فقرات زندگی دیجیتال در چین
ویچت (WeChat) با بیش از ۱.۳۸ میلیارد کاربر فعال ماهانه، ستون فقرات زندگی دیجیتال در چین است. این پلتفرم از یک پیامرسان ساده به یک «سیستمعامل اجتماعی» تبدیل شده است. کاربران چینی برای انجام امور زیر نیازی به خروج از اکوسیستم ویچت ندارند:
-
پرداخت و امور بانکی: سیستم WeChat Pay به همراه Alipay، نقدینگی فیزیکی را در چین تقریباً منسوخ کردهاند.
-
مینیبرنامهها (Mini-Programs): بیش از ۲.۳ میلیون اپلیکیشن داخلی در ویچت وجود دارد که خدماتی از خرید بلیت هواپیما تا مدیریت پروندههای پزشکی را ارائه میدهند.
-
خدمات دولتی: احراز هویت رسمی و پرداخت مالیاتها مستقیماً از طریق این اپلیکیشن انجام میشود.
این ادغام باعث شده است که ۹۵ درصد ترافیک اینترنت در چین داخلی باقی بماند. در چنین شرایطی، کاربر عادی چینی نیازی به گوگل یا فیسبوک احساس نمیکند، زیرا تمام نیازهای روزمره او توسط ابزارهای بومی با کیفیت بالاتر و سرعت بیشتر پوشش داده میشود.
ادعای اینکه جامعه چین با رضایت کامل این مدل را پذیرفته است، با واقعیتهای تاریخی همخوانی ندارد. محدودیتهای دسترسی به اطلاعات و نظارت دیجیتال همواره منجر به شکلگیری مقاومتهای خلاقانه شده است.
بحران ۲۰۲۲ و نمادگرایی کاغذ سفید
جدیترین اعتراض عمومی نسبت به سیستم سانسور و کنترلهای دولتی در اواخر سال ۲۰۲۲ تحت عنوان «اعتراضات کاغذ سفید» (White Paper Protests) یا «انقلاب A4» رخ داد. این جنبش که در پی آتشسوزی مرگبار در ارومچی (به دلیل قفل بودن درها تحت سیاست کووید صفر) آغاز شد، به سرعت به یک اعتراض ضدسانسور تبدیل گشت.
تظاهرکنندگان با در دست گرفتن تکههای کاغذ سفید و خالی، به شکلی نمادین به این واقعیت اشاره کردند که «همه میدانند چه میخواهیم بگوییم، اما اجازه گفتن آن را نداریم».
چرا شبکه ملی اطلاعات به مقصد پکن نمیرسد؟
دولت ایران از اواسط دهه ۱۳۸۰ با طرح «شبکه ملی اطلاعات» (NIN)، آشکارا به دنبال بازتولید مدل چینی اینترنت بوده است. با این حال، تحلیلهای فنی و اقتصادی نشان میدهد که ایران با موانع بنیادینی روبروست که اجرای موفق این مدل را تقریباً غیرممکن میکند.
ساختار اینترنت چین بر پایه «دسترسی کنترلشده و همیشه روشن» است، در حالی که مدل ایران بر «جداسازی اضطراری» استوار است. چین دارای گیتویهای بینالمللی توزیعشده و بسیار قدرتمندی است که ترافیک را به صورت لایهای جراحی میکنند. در مقابل، اینترنت ایران دارای نقاط (Chokepoints) در سطح سیستمهای خودمختار (AS) است که مدیریت ترافیک را صلب و غیرمنعطف میکند.
ایران به دلیل عدم برخورداری از پیشبینی و گنجاندن اجزا، مسیرها، دادهها یا دستگاههای پشتیبان (Redundancy) کافی در شبکه داخلی، هنگامی که دسترسی به اینترنت بینالملل را قطع میکند، بسیاری از سرویسهای داخلی که دارای وابستگیهای نرمافزاری (Dependency) به سرورهای خارجی هستند نیز دچار اختلال میشوند.
یکی از بزرگترین موانع ایران، تحریمهای بینالمللی است که دسترسی به تجهیزات پیشرفته شبکه را محدود کرده است. چین خود تولیدکننده اصلی سختافزار (هواوی، ZTE، تیاندی) است و GFW را بر پایه تجهیزات بومی بنا کرده است. ایران برای تأمین تجهیزات زیرساختی خود ناچار به استفاده از واسطهها یا خرید تجهیزات چینی است که هزینه نوسازی شبکه را به شدت افزایش میدهد. تحریمهای ابری (مانند محدودیتهای AWS و گوگل کلاد برای کاربران ایرانی) نیز باعث شده است که حتی پروژههای داخلی نتوانند به پایداری نمونههای جهانی برسند.
در چین، دولت توانسته است نوعی «قرارداد اجتماعی دیجیتال» ایجاد کند: سلب آزادیهای سیاسی در ازای رفاه و کارایی دیجیتال. در ایران، پیامرسانها و موتورهای جستوجوی بومی نه تنها از نظر فنی ضعیفتر از نمونههای خارجی هستند، بلکه با بحران شدید اعتماد مواجهاند.
علاوه بر این، ایران با موج عظیم مهاجرت متخصصان IT روبروست. آمارهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ نشان میدهد که بیش از ۵۰ درصد از کارکنان استارتاپهای ایرانی قصد مهاجرت دارند. در حالی که چین دارای ارتش عظیمی از مهندسان وفادار و با انگیزه اقتصادی است، ایران به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی، در حال از دست دادن مغزهای متفکر لازم برای ساخت و نگهداری یک شبکه ملی پیچیده است.
اقتصاد چین به قدری بزرگ است که میتواند یک اینترنت محصور اما سودآور ایجاد کند. درآمد صنعت دیجیتال چین در سال ۲۰۲۴ به ۴.۹ تریلیون دلار رسید. در مقابل، اقتصاد ایران تحت فشار تورم ۴۵ درصدی و تحریمها، توان تحمل خسارات ناشی از فیلترینگ را ندارد. بر اساس تخمینها، هر روز قطعی یا اختلال شدید اینترنت در ایران بین ۳ تا ۳۷ میلیون دلار به کسبوکارهای کوچک و متوسط آسیب میزند. در حالی که مدل چینی منجر به رشد غولهای فناوری شده، مدل ایرانی منجر به نابودی هزاران کسبوکارهای خانگی فعال در اینستاگرام گشته است.
تحلیل تطبیقی نشان میدهد که مدل چینی اینترنت، محصول دههها سرمایهگذاری سنگین، خودکفایی صنعتی و یک استراتژی منسجم برای جایگزینی رفاه دیجیتال با آزادی سیاسی است. چین با موفقیت توانسته است ترافیک بینالمللی را به یک «منبع تحت مدیریت» تبدیل کند که در خدمت اهداف ملی باشد.
۲۲۷۲۲۷












