به گزارش مشرق، ساعتهایمان را با هم تنظیم کنیم؛ حدود ۲۷ روز تا فجر چهلوچهارم، مهمترین رویداد سینمایی – و حتی فرهنگی – کشور، باقی مانده. سال گذشته اولین خبرهایی که از فجر بیرون آمد مربوط به اواسط آذرماه بود و حالا که به اواسط دیماه رسیدهایم، تازه گوشها به کلمه «فجر ۴۴» عادت میکند. جشنوارهای که چند روز مانده به آغازش خبر تغییر قوانین آن به گوش میرسد. مسئولان برگزاری میگویند: «لازم است در یکی از بندهای مقررات تجدیدنظر کنیم و تا پایان هفته یا بهزودی، اسامی فیلمها را اعلام خواهیم کرد.» دو ماه قبل و در اواسط آبان هم مسئولان برگزاری، خبر از قوانین تازهای در فجر دادند. حالا چند ماه مانده به فجر ۴۴ قوانین باز هم تغییر میکنند؛ اما همچنان خبری از فیلمها نیست.
بنابر آنچه قوانین آبان گفتند قرار بود برگزاری فجر با ۲۲ فیلم جلو برود اما با توجه به صحبتهای منوچهر شاهسواری، دبیر جشنواره فجر ۴۴، قرار است دوباره تعداد فیلمها افزوده شود. شاهسواری میگوید: «میشود گفت متأسفانه، بلکه باید گفت خوشبختانه امروز نمیتوانم این کار را انجام دهم؛ چراکه کیفیت بسیاری از آثاری که بهدست ما رسیده بالاست.» این یعنی فجر ۴۴ هم در نزدیکی روزهای برگزاری، دچار ترافیک اتفاقات خواهد شد. ترافیکی مشخص که نه به سود برگزارکنندگان است، نه به سود فیلمها و کارگردانانش.
ترافیک فجر طبیعی است؟
فجر ۴۳، برخی از ناهماهنگیها را دولت به حساب این گذاشت که کابینه و ترکیب فرهنگیاش تازه تشکیل شده و نمیتوان تمام موضوعات را بر گردن برگزارکنندگان انداخت. بر همین اساس هم رسانهها به ارشاد و سازمان سینمایی این فرصت را دادند که تغییراتش جا بیفتد و انتظارات را معطوف به سال بعد کنند. از این جهت، رسانهها کوپنهایشان را برای نقد جشنواره نسوزاندند و منتظر جشنواره دولت چهاردهم شدند. مسئولان برگزاری فجر ۴۳ نظرشان این بود که اگر قرار است جشنواره باکیفیت برگزار شود، دبیرش نباید تغییر کند و با تغییر دبیر نباید جشنواره را معطل کرد و بر همین مبنا دبیر فجر امسال حوالی مردادماه ابقا شد تا رسانهها به چهلوچهارمین دوره جشنواره امیدوارتر از قبل بشوند.
با این همه از مرداد تا آبانماه امسال جشنواره فجر حدود ۳ ماه در سکوت ماند. خبری از تغییرات قوانین نبود. آبانماه جشنواره اطلاعیهای صادر کرد و ۷ تغییر قابل تامل را لیست کرد و گفت: «در فجر امسال بخش نگاه نو حذف شده و همه فیلمهای اول در بخش اصلی حاضر میشوند. همچنین تعریف فیلم اول نیز تغییراتی کرد. در سیمرغ بهترین فیلمنامه تفکیک میان اقتباسی و غیراقتباسی انجام و سیمرغ بهترین صدا به جای بهترین صدابرداری و صداگذاری اهدا میشود.
سیمرغ هیئت داوران در جشنواره چهلوچهارم حذف و امکان ثبتنام فیلمهایی که پیش از فجر در جشنوارههای خارجی حضور داشتند برداشته شد. همچنین در بخش سودای سیمرغ تنها ۲۲ فیلم حضور خواهد داشت.» واکنش رسانهها نسبت به این تغییرات هم در نگاه اول مثبت ارزیابی شد و در مجموع نسبت به این این ۷ تغییر رسانهها واکنش منفی نشان ندادند. رسانهها گمان میکردند با این روند، احتمالاً مثل سال ۱۴۰۳، حوالی آذرماه فراخوان حضور رسانهها در فجر صادر میشود و خیلی سر و شکلدارتر از سال گذشته، جشنواره به میدان میآیند.
با این وجود از اواسط آبان تا اواسط دیماه، هیچ کنش رسانهای اتفاق نمیافتد. جشنواره در سکوت خبری فرو میرود و خبری از برنامهریزی نیست. سازمان سینمایی تمام توانش را معطوف به حقیقت و جشنواره جهانی میکند و از اساس تمرکز به آن سمت معطوف شده، درصورتیکه همه میدانند که آزمون اصلی و اساسی وزارت ارشاد جشنواره ملی فجر خواهد بود.
جشنواره حقیقت با کیفیتی متوسط برگزار شد و جشنواره جهانی هم با قدری سطح کیفی پایینتر فرش قرمز خود را پهن کرد. در این شرایط نوبت رسید به فجر ملی و توقعات از دولتی که خودش را نماینده وفاق ملی میدانست و طبیعتاً یکی از ابعاد این وفاق، رویکرد فرهنگی دارد. رویکردی که مطمئناً یکی از مهمترین آزمونهایش برگزاری جشنوارههایی همچون فجر است.
در چنین شرایطی خبر رسیده که فجر ۴۴، میخواهد قوانینی که مفروض کرده بود را تغییر بدهد و احتمالاً بخش نگاه نو را به جریان فجر بازگرداند. این یعنی تعداد آثار حاضر در فجر احتمالاً باز هم از ۲۲ مورد فراتر رفته و با این اوصاف برگزارکنندگان سه ماه نگذشته از تصویب قوانین، دو مورد از طرحهایشان را کنار زدند و بعید نیست دیگر قانونها هم یکی پس از دیگری زیر سؤال برود. آنطور که شاهسواری میگوید این تصمیم در افزایش تعداد فیلمهای در جشنواره به دلیل کیفیت بالای آثار است.
با این همه در هیچ جای از جهان به دلیل باکیفیت بودن برخی از آثار تعداد فیلمهای حاضر در یک جشنواره را دستکاری نمیکنند و مشخص نیست فجر به چه دلیلی علاقهمند است مداماً قوانین و مقرراتش را خم کند و به دلیل خوب و بد بودن یک فیلم از نگاه دبیرش و سازمان سینمایی، میخواهد کل قوانین را تغییر بدهد. فجر در حالی فیلمهایش را به ۲۲ فیلم رسانده که همچنان این تعداد اثر در یک جشنواره باز هم تعداد زیادی است و تجربه سالهای گذشته جشنواره نشان داده است که اصولاً خروجی سینمای ایران در یک سال و برای یک جشنواره به ۱۵ فیلم هم نمیرسد چه برسد به بیش از ۲۲ اثر.
با خبرنگاران بیتعارف با فیلمسازها باتعارف؟
سال گذشته جشنواره حوالی آذرماه فراخوان حضور رسانهها را اعلام کرد و تا پایان پاییز مشخص شد که کدام خبرنگاران و کدام رسانهها در فجر حضور دارند و همین مسئله باعث شده است که رسانهها تنور جشنواره را گرمتر کنند. با این همه، رسمی نشدن نام روابط عمومی فجر تا یک ماه مانده به فجر و البته اطلاعرسانیهای دیرهنگام برای رونمایی پوستر نشان میدهد فجر چندان علاقهای به اطلاعرسانی مؤثر ندارد و همین که پوششها در حد و اندازه سالهای آینده و حتی کمی ضعیفتر باشد، فرقی برای برگزارکنندگان ندارد اما مسئله اصلی نه فقط خبرنگاران و حضور یا عدم حضورشان در فجر بلکه مسئلهای است که برگزارکنندگان با فیلمسازها دارند. فجر امسال جدای از طراحی یا عدم طراحیها در قانون، یک بحران جدی دارد و آن هم مسئله هیئت انتخاب است. فجر امسال مشخصاً هیئت انتخاب ندارد و خود دبیر جشنواره پذیرش فیلمها را بر عهده گرفته.
فارغ از اینکه تعداد فیلمها چند مورد باشد، مشخص نیست معیار انتخابهایشان چه خواهد بود؛ آیا شرایط فعلی جامعه در نظر گرفته شده؟ آیا مدل نگاه خاصی پشت انتخابهاست؟ آیا سلیقه یک فرد در آن دخیل است؟ مشخص نبودن سازوکار انتخاب فیلمها از اساس فجر را به حاشیهای جدی میاندازد که احتمالاً در طی روزهای آینده خودش را در رسانهها نشان خواهد داد. شاید بر همین مبناست که هیئت انتخاب تلاش میکند با افزایش تعداد فیلمها جلوی این نقدها حرفی برای گفتن داشته باشد. این منطق برای جلوی یک موضوع را گرفتن دست به یک قانون خوب دیگر بزنیم و آن را خراب کنیم، از اساس مدیریت فرهنگی جشنواره را در نزد رسانهها و فیلمسازها زیر سؤال میبرد و باعث هویتزدایی از جشنواره میشود. جشنوارهای که قوانین ثابتی نداشته باشد، منطقاً مقبولیتی هم پیدا نخواهد کرد و بدل به یک دورهمی متوسط خواهد شد.
سرعت بالا، هویت را تهی میکند
مدل مدیریت فرهنگی در ابتدای فجر ۴۴ کاملاً منطقی بود و با افتادن سازمان سینمایی در ترافیکهای سایر جشنوارههایش، فجر را به فراموشی سپرد. این مسئله عدم زمانبندی دقیق مهمترین جشنواره فرهنگی کشور را نشان میدهد و مشخصاً باعث میشود روی کیفیت برگزاری جشنواره ۴۴ اثر بگذارد. این در حالی است که به موازات برگزاری فجر ما جشنواره مراکش هم چند ماه قبل برگزار شد و ۳ ماه پیش از آغازش رئیس هیئت داورانش را انتخاب کرد و زمانبندی تمام اقدامات را مدتی قبل از اعلام فیلمها به رسانههای مختلف اعلام کرد. این در حالی است که مراکش کشوری صاحب سینما محسوب نمیشود و نمیتوان گفت که مانند سعودیها هزینههای کلانی برای برگزاری خرج میکند.
حالا همچنان خبرنگاران باید منتظر بمانند و ببینند برگزارکنندگان چه زمانی میخواهند دور کُند تصمیمگیریها را متوقف کرده و به نتیجه برسند، نتیجهای که هر قدر دیرتر به سر انجام برسد، کیفیت مهمترین رویداد فرهنگی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، برآیند تمام این تصمیماتِ لحظهای و تغییرات دقیقه نودی، ما را به یک نتیجه نگرانکننده میرساند: «بحران هویت» در مهمترین ویترین سینمایی کشور. وقتی ساختار یک جشنواره بینالمللی بهجای تکیه بر «قانون مدون»، تابعِ مصلحتاندیشی و سلیقه شخصی میشود، عملاً مفهومِ استانداردسازی از بین میرود.
حذفِ نهادِ ناظری همچون هیئت انتخاب و جایگزینی آن با تصمیم فردی، در کنارِ بازی با اعداد برای پر کردن ویترین جشنواره، سیگنالی منفی به اهالی سینما و رسانه مخابره میکند؛ سیگنالی که میگوید کمیت بر کیفیت ارجحیت یافته است. این شیوه مدیریتِ کجدارومریز، نهتنها با شعار «وفاق ملی» که نیازمندِ شفافیت، خرد جمعی و احترام به قواعد بازی است در تضاد کامل قرار دارد، بلکه خطرِ آن میرود که فجر را از یک رویداد جریانساز و معتبر، به یک «رفع تکلیفِ اداری» تقلیل دهد. اگر قرار باشد فجر ۴۴ به جای رقابتِ کیفی، صرفاً محلی برای راضی نگه داشتن همه با دستکاری قوانین باشد، دود این بیثباتی مستقیماً به چشم سینمای ایران خواهد رفت و بازگرداندن اعتبار ازدسترفته، به این سادگیها ممکن نخواهد بود.












